عروس بید /علیخانی

عروس بید
یوسف علیخانی
انتشارات آموت
پناه بر خدا : میلکی که از جای دیگر زن می گیرد .
آقای غار : هر صد سال یک بار آقای غار در میلک پیدا می شو ولی کسی نباید عکسش را ببیند .
هراسانه : مردی که هر 15 شب یک بار کابوس می بیند .
پنجه : پسری که روی پشتش جای یک پنجه است .
رتیل : رتیلی که شاهد گفت و گوی میلکی هاست .
جان قربان : 3 برادر که هر سه در تاریکی در جایی یکسان جانشان را از دست می دهند .
عروس بید : زنی که سه شوهرش فوت کرده اند باید شب را به درخت بید بسته بماند .
مرده گیر : پسرک شهری با مادرش برای فندق چینی به میلک آمده .
بیل سرآقا : بیلی که فرار می کرده .
پیر بی بی : زن می خواهد حتما بچه اش در میلک به دنیا بیاید .
خوب اینم آخرین مجموعه آقای علیخانی و در حقیقت تمام شدن تریلوژی میلک نویسیشون تا این زمان . حال و هوای داستان ها همون هایی هست که قبلا هم گفتم . داستان ها قشنگن مفاهیم و سبکش هم جالبه ولی فضاش سنگینه و یک جورایی کشش نداره انگار فضاش سنگینه . عیبی روی داستان ها نمی تونم بذارم ولی حداقل به مذاق من زیاد خوش نیومد .
کتاب برنده دهمین دوره جایزه کتاب سال حبیب غنی پور شده و نامزد دریافت دوازدهمین دوره جایزه کتاب فصل هم بوده . در ضمن تحصیلات آقای علیخانی زبان و ادبیات عرب دانشگاه تهران هستش .
















توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه