ساعتي قبل از پيروزي

 

سامرست موام

شاهرخ باصري

 

انتشارات جاويدان

خانواده هندرسون خانواده اصيل و اشرافي اي هستند كه 3 پسر و 1 دختر دارند . داستان در زمان جنگ جهاني دوم اتفاق مي افتد .  جين دختر آنها با مردي به نام دايان ازدواج كرده . راجر پسر بزرگشان كه در ارتش خدمت مي كند با مي ازدواج كرده ولي مي از تنهايي خسته است مي خواهد راجر را ترك كرده و با مرد ديگري ازدواج نمايد . جيم پسر سوم عاشق دختري اطريشي به نام دورا است و اين امر شرايط را دشوار نموده و تامي نيز محصلي بيش نيست .

كتاب بدي نيست چيز خارق العاده اي نداره ولي قشنگه نكته بدي هم نداره خيلي معمولي يك جاهايي زيبا و قوي و يك جاهايي ضعيف در كل به خوندنش مي ارزه . اين كتاب را هم خيلي سال پيش خونده بودمش .

سامرست موام بيشتر از اونكه به خاطر داستان هاش معروف باشه به خاطرات جملات زيبا و نغزش مشهور هست .