دام گستر/ تیم

دام گستر

 

اووه تیم

حسین تهرانی

 

انتشارات چشمه

سال نشر : 1395

در مورد مردی آلمانی هست که وارد بازار سهام شده و همراه با شریکش کلا وارد کار خلاف شدند پول ها را سرمایه گذاری نکردند و خرید شخصی انجام دادند و خیلی از مال باخته ها چون در حقیقت پول خودشون مورد داره قارد به پیگیری نبودند نهایتا اونا به زندان می افتند در شروع داستان مرد از زندان فرار کرده و خبر دار می شه دایی نویسنده اش دنبال اونه تا کتابی در موردش بنویسه پیتر از این کار متنفره و تصمیم می گیره خودش به مرور ماجرای کودکی و بزرگ سالیش بپردازه....

در راستای تعریف کتاب می گویند نشان دادن فساد و تاثیر اتفاقات خاص کودکی توی اون و ... من این طوری بهش نگاه نکردم در حقیقت برای من خسته کننده بود چیز جالب و هیجان انگیزی نداشت حتی ماجراهای کودکی ! یک چیز طولانی و بی هدف انگار البته روان نوشته شده یک جورایی منو یاد جوینده ی طلا یا فراسوی خواب می انداخت رمان های طولانی بدون هیجان . باید بگم این کتاب برنده جایزه ادبی هاینریش بل شد .

تیم اووه نویسنده محبوبم نیست اما دو تا کتابی که ازش قبلا خوندم را دوست داشتم با کتاب جدید ترجمه شده اش زیاد ارتباط برقرار نکردم اما خبو یک کتاب دیگه هم ازش دارم که اونم می خونم ببینم چی به چیه .

رساله ای درباره ی نادر فارابی/ مستور

رساله ای درباره ی نادر فارابی

 

مصطفی مستور

 

انتشارات چشمه

سال نشر : 1394

نادر فارابی طبق بقیه داستان های آقای مستور آدم عجیب غریبی هست که خیلی اهل معنویته عاشق کتابه می ره ادبیات می خونه بعد معلم می شه جایی که قراره بچه های کم هوش از مدرسه اخراج بشن و اون می زنه به سیم آخر و می ره گم می شه و با خودش می گه اخه تو که کاری نکردی تا باهوش یا کم هوش شی چرا این جوریه هان ؟!!!

خوب اصلا خوشم نیومد البته سوال منصفانه و خوبیه ولی واقعا شخصیت سازیش و نوشته هاش همون سبکه قبله حتی با فرمت ضعیف تر .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

او وقت باز پس دادن کفش ها به نادر گفته بود از نظر او اشتراک سلیقه در انتخاب کفش می تواند دلیل بسیار موجهی برای سباهت روحی آدم ها باشد . نادر در پاسخ گفته بود هر چند با این نظر کاملا موافق است اما شباهت زیادی میان کفش هایشان نمی بیند .

 

گمونم صرف دونستن این که وجود داریم اون قدر وحشتناکه که باید راهی برای فرار از این وحشت و یا دست کم کاهش و یا فراموش کردنش پیدا کرد .

بهترین شکل ممکن/ مستور

بهترین شکل ممکن

 

مصطفی مستور

 

انتشارات چشمه

سال نشر :  1395

شیراز :  مرد مرموزی در محل که بچه ها می خواهند اذیتش کنند .

تهران : 3 پسری که در غربت درگیر مشکلات خود هستند و مادر تنها در تهران .

بندرانزلی : زن و شوهرهای عاشق و مشابهی که در یک هتل جمع شده اند .

مشهد : شاعری که شعرش دختر ثروت مندی را نجات داده .

اهواز : هم کلاسی پسر در بمباران کشته می شود اما سال ها بعد ...

اصفهان : پسری که عاشق هما شد و پدر هما شروط عجیبی برایش گذاشت .

کتاب جدید آقای مستور که چندین هفته هم جز پرفروش ها اعلام می شد و شدید مشتاق بودم بخونمش . آقای مستور طرفدارای خاص خودشو داره ولی راستش خود من معقتدم بعد از یکی دو تا کتاب ازشون خوندن خسته کننده می شه . راستش من دلیل این نام گذاری ها را نمی فهمیدم یک تغییراتی کرده سبکشون ولی در هر صورت خیلی مطابق میل من نبود . بعد مثلا اهواز و بندرانزلی انگار باز یک الگو داره . کتاب متوسطی بود برای من .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

کنجکاوی هرگز دلیل موجهی برای خطر کردن نیست .

 

من بعدها فهمیدم چیزهای دیگه ای هم هست که دقیقا همین جوری اند . منظورم کلماتیه که حتا اگه یه ذره هم به شون اعتقاد نداشته باشی ، وقتی مدام تکرارشون کنی تاثیر وحشتناکی روی آدم می ذارن .

 

اولش خودت هم نمی دونی چه اتففاقی داره می افته . با خودت می گی من فقط دارم بازی می کنم ، همین .به خودت می گی این ها فقط چند کلمه است که هیچ معنایی بیرون بازی ندارند . اما بعد همون کلمه ها مثل یه هیولا می افتند به جونت. مثل میلیون ها موریانه شروع می کنند به خوردنت .

به آواز باد گوش بسپار/ موراکامی

به آواز باد گوش بسپار

 

هاروکی موراکامی

محمد حسین واقف

 

انتشارات چشمه

سال نشر : 1395

به آواز باد گوش بسپار اولین رمان موراکامی و اولین جلد از سه گانه موش هست که 2 کتاب دیگه اش به اسم های پین بال و تعقیب گوسفند وحشی را قبلا معرفی کردم . داستان جوان هایی هست که راوی نسل خودشونند هدف هایی که محو و نامعلومه سرگردونی رابطه های متعدد بدون عاقبت یک جور فضای خاص....

همون سبک موراکامی اما گیج تر و پیچیده تره به نظرم . برای من زیاد جالب بود به نظرم جنبه استعاری و گنگش به فانتزیش چربیده بود و زیاد مطابق میل من نبود . باید بگم موراکامی گفته بعد از دیدن یک مسابقه بیس بال ایده این کتاب به ذهنش اومد و بعد از نشر جایزه نویسنده جدید گنزو را از آن خود کرد.

 

قسمت های زیبایی از کتاب

طبق قاعده ، نویسندگان مرده بیشتر از زنده ها قابل اعتماد به نظر می رسند .

 

چه کار داری می کنی ؟
دارم کتاب می خوانم.
خوب نیست . باید به رادیو گوش کنی .  خواندن کتاب فقط تنهایت می کند .

کینو/ موراکامی

کینو

 

هاروکی موراکامی

مریم حسینی نژاد

 

انتشارات بوتیمار

سال نشر : 1395

کینو مردی هست که همسرش به خیانت کرده بنابرین اون تمام زندگی قبلی را رها کرده والان با کمک خاله اش باری زده اهنگ های جاز پخش می کنه مشتریان ثابت و غیرثابتی داره و .....

یک داستان کوتاه از موراکامی عزیز با تمام اون فضاهای سورئال و سمبلیک خاص خودش . قشنگ بود و دوستش داشتم اما یک مقداری سخت بود. یک جورایی روایتی بود از عشق ناکامی و بخشش و فراموشی .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

خیانت مطمئناً برای او شوک آور بود، اما با گذشت زمان، انگار فهمید کاری نمی‌توانست انجام دهد، انگار سرنوشتش این بود.

 

می‌دونم که باید زنی اون بیرون باشه که برای تو مناسب باشه. پیداکردنش اونقدرها هم نباید سخت باشه. من نمی‌تونستم برای تو اون شخص باشم و کار وحشتناکی انجام دادم.

روزی روزگاری فوتبال/ صدر

روزی روزگاری فوتبال

 

حمیدرضا صدر

 

انتشارات چشمه

سال نشر : 1389

ایران : حدودا یک چهارم کتاب از ایران صحبت کرده خوب راستش بحث های ایرانش برای من تکراری بود و اصلا دل بهش نمی دادم فقط اولش برام یک مقدار جالب بود این که ایرانی ها کلا فوتبال ندیده بودند بعد جذبش شدند توپ دست ساز درست می کردند و ....

بریتانیا : انگلیس در حقیقت ایجاد کننده فوتبال بود ولی فرانسه بود که سیستم های جهانی فوتبال را پایه گذاری کرد. حتی انگلیس بارها قهر کرده و از عضویت فیفا دراومده و دوباره برگشته . صحبت کرده در مورد رقابت شدید بین باشگاه های شمال و جنوب انگلیس . در مورد کشورهای بریتانیا و دعوای استقلالشون . گفته می شه ایجاد فوتبال با هدف ایجاد سوپاپ اطمینان برای بخش کاگری مملکت بوده .

اسپانیا : کشوری که فوتبالش به صورت بسیار شدیدی با سیاستش در هم آمیخته حتی فرانکو تلاش زیادی کرد تا برداشت های سیاسی خودشو از این ورزی داشته باشه . مبحث مهم دیگه فوتبال این کشور قضیه کاتالان ها و حس خودمختاریشونه.

آلمان : کشوری که بسیار منظم بازی می کنه و تا دقیقه آخر . این کشورهم ورزشش دست خوش گرفتاری های سیاسیش بوده و متاسفانه قضیه نژادپرستی وارد مقوله فوتبال هم شده .

فرانسه : کشوری که فوتبال را جهانی کرد جام جهانی و جام ملت های اروپا را بنیان گذاشت مجله های تخصصی فوتبال را پر و بال داد . تیم ملی خوبی داشته ولی اصولا نتونسته باشگاه های پول سازی داشته باشه .

سوئد : این کشور شدیدا اهل ورزشه کلا می گن از هر 5 تا سوئدی یکیشون عضو یک باشگاهی هست اونا تاکید زیادی روی آماتور موندن فوتبالشون داشتن نتیجه بدی هم نگرفتن ولی در نهایت به سمت نیمه آماتوری رفتن .

ترکیه : مردم ترکیه علاقه زیادی به فوتبال دارند و یکی از دل مشغولی های اونا پیوستنشون به اروپا و رسوندن سطح بازیشون به سطح بازی اوناست هر چند احساسات متضادی هم در این زمینه دارند .

اروپای شرقی : ورزش برای مردم این ناحیه وسیله ای برای بهتر نشون دادن فلسفه کمونیسم بود اونا تاکید زیادی بر بازی گروهی داشتن و اصولا به دلیل سربازی اجباری تیم های ارتشیشون خیلی قوی بودند .

یوگسلاوی : اونها روزهای زیادی درگیر جنگ بودنند و خوب ناخودآگاه فوتبالشون هم تحت تاثیر بود و خیلی از فوتبالیست ها درگیر مبارزات شدند بعد از جنگ و نبود صرب ها هم کلا حال و هواشون را تغییر داد .

برزیل : برزیلی ها تا مدت های زیادی مخالف حضور سیاه پوستاشون در تیم بودند ولی خوب در برابر گذر زمان و سیاه های بسیار خوب این کشور مغلوب شدند . کارناوال های فوتبالی توی برزیل رونق زیادی داره و نکته مهم دیگه مشکلات شدید داوری توی این کشوره.

آرژانتین : سفیدترین ملت آمریکای لاتین که فوتبالشون بیش از حد سیاست زده است و اصلا انگار فوتبال و سیاست یکیه. طرفدارا توی این شکور قدرت فوق زیادی دارند حتی توی سیاست های باشگاه و زندگی فوتبالیست ها تاثیرگذارند .

کلمبیا :  فوتبال کلمبیا همیشه درگیر مواد مخدر بوده کارهای عجیب غریب خارج از قانون و ترور و کشت و کشتار مثلا داوری که قضاوتش مطابق میل نبوده یا بازیکنی که نپسندیدنش فردا با گلوله کشته شده !

زنان و فوتبال :  درگیرهای زنان برای فوتبال بازی کردن وجود داشتن دید جنسیتی و تلاش بسیار برای بیرون اومدن از این چهارچوب .

اینم از معرفی کارهای فوتبالی آقای صدر من به جز قسمت ایرانش که دیگه برام تکراری شده بود واقعا لذت بردم کتاب جالبی بود خوندن فراز و نشیب ها و باورهای مردم کلا سرگرم کننده و زیباست و آدم را با خودش همراه می کنه . ایده جالبیه این که سر در بیارید واقعا چه قدر جو توی جاهای مختلف تغییر می کنه طراز قدرت به چه نحوه و من شخصا لذت زیادی بردم از خوندنش .

جهت حسن ختام بگم حمیدرضا صدر متولد مشهد، استاد دانشگاه و روزنامه‌نگار و فعالیت روزنامه‌نگاری او در زمینه نقد سینما و فوتبال است. معمولاً به عنوان کارشناس به برنامه‌های صدا و سیما دعوت می‏شود. صدر دانش‎‏آموخته کارشناسی اقتصاد و کارشناسی ارشد شهرسازی از دانشگاه تهران و مقطع دکترا از دانشگاه لیدز است و هم‌اکنون در رشته سینما در دانشکده هنرهای زیبا تدریس می‌کند

نیمکت داغ/ صدر

نیمکت داغ

 

حمیدرضا صدر

 

انتشارات چشمه

سال نشر : 1391

چاپمن : مربی انگلیسی که خیلی شجاع و نو آور بود . سبک بازی توی انگلیس را عوض کرد کارهای نویی مثل آوردن ماساژور و تعیین موسیقی و بازی های خارجی و .... را انجام داد .

میسل : مربی ثروت مند اتریشی که پست و مقامشو به خاطر فوتبال ترک کرد . کسی که اعتقاد داشت فوتبال واسط ملت هاست و فوتبال را توی اتریش پرطرفدار نمود .

پوتزو : مربی ایتالیایی که بهترین نتایج تاریخ فوتبال ایتالیا را گرفت تنها 15 شکست طی 19 سال !  و فتح 2 جام جهانی پشت سر هم .البته بسیار هم سیاسی بود و سیاست و فوتبال را مخلوط می کرد .  

آرکادیف : مربی اهل شوروی که به هنرم علاقه مند بود و مثلا بازیکنان را به گالری نقاشی می برد . سیستم فوتبال شوروی را عوض کرد و گفته می شد خیلی شطرنجی بازی می کنه .

سبس : مربی مجار که به تحلیل و تکنیک در کنار بازی خوب معتقد بود اما ناکامی های زیادی هم داشت . فوتبالیست ها را مجبور می کرد که توی چند پست بازی کنند و به استخوان بندی ثابتی برای تیم هم معتقد بود.

فئولا : مربی برزیلی که برای اولین بار این کشور را قهرمان جهان کرد . یک مربی چاق و آروم که گاهی کنار زمین تمرین خوابش می برد . برای اولین بار روان پزشک با تیم برزیل همراه کرد و تست های پزشکی زیادی روی بازیکنان انجام داد.

ماسلف : مربی اوکراینی که پدر نوگرایی تاکتیکی فوتبال قلمداد می شه . گفته می شه خیلی اهل مشورت بود حتی با خود بازیکنان.

هربرگر : مربی آلمانی که 9 سال بعد جنگ و با اون شرایط سیاسی نافرم علیه آلمان این کشور را قهرمان جهان کرد.

گوتمن : مربی مجاری که اعتقاد داشت مربی بیشتر سه فصل نباید یک جا بمونه و مرتب بین کشورها و تیم های مختلف منتقل می شد.  

ویالونا ، کارنیلیا و مونوز : سه مربی اسپانیایی که رئال مادرید را به این جایگاه رساندند . مربی هایی که زیر نام ستاره های رئال گم نام باقی ماندند .

هررا : مربی چند ملیتی که زیاد به طراوت و زیبایی بازی اعتقاد نداشت می گفت پیروزی به هر قیمتی . زیر توپ زدن ، خشونت و .... البته خیلی هم خودخواه و خودرای بوده .

رمزی : مربی انگلیسی که در زمان ضعف این تیم ادعا کرد اونو قهرمان جهان می کنه و واقعا هم کرد و البته در بدو ورود قدرت مطلق خواست .

باسبی : مربی اسکاتلندی که به خاطر مربی گری و موفقیت در منچستر یونایتد مشهور شد . اون توی سانحه سقوط هواپیمای این تیم حضور داشت ولی سالم موند و البته بعد از رفتنش خیلی شایعات در موردش راه افتاد که با بازیکنا بد تا می کرده کم پول می داده و ...

لوبانوفسکی : مربی اهل شوروی که خیلی خشک و ماشینی بود . اولین مربی ای که با رویکرد ریاضی به فوتبال نگاه کرد.

زاگالو : مربی برزیل که هیچ اعتقادی به نحسی 13 نداشت و بازی کنان با شیوه اون آزادی بیشتری برای حرکت داشتند و به اصطلاح زیبا بازی می کردند .

میشل : مربی هلندی که از در سال 1999 از طرف فیفا عنوان بهترین مربی قرن را گرفت . تکنیک اون مبتنی بر جابه جایی مداوم بازیکنان و قدرت جسمی بالا بود .

منوتی و بیلاردو : دو مربی رقیب آرژانتینی . منوتی بازی زیبا را دوست داشت و بیلاردو بیشتر نتیجه گرا بود . منوتی آزادی عمل زیادی می داد و بیلاردو دائما کنار زمین فریاد می کشید و درگیری های ژورنالیستیش هم زیاد بود .

حشمت مهاجرانی : مربی ایرانی که مراحل مختلف فوتبال را آرام و باحوصله طی کرد . اولین بار توی ایران به بازیکن یابی منظم و با برنامه ای دست زد.

سانتانا : مربی برزیلی که ناکامی های زیادی داشت ولی فوتبالی رویایی و زیبا را به همه عرضه می کرد . به بازیکنان اجازه می داد طبق غریزه بازی کنند .

تراپاتونی : تنها مربی ایتالیایی که در خارج ایتالیا هم به اندازه داخل موفق بود . البته موفقیت هاش باشگاهی بود و توی تیم ملی ایتالیا نتونست خودی نشون بده .

فرگوسن : مربی انگلیسی که اسمش با منچستر یونایتد گره خورده و بسیار منظم بود . خیلی تاکید کرد توی تیم های پایه شون به دنبال استعداد باشن .

ساچی : مربی ایتالیایی که سیستم یارگیری قوی ای طراحی نمود . کلا به پاس کاری و حرکت دائمی بازیکنان عقیده داشت. این تفکر توی ایتالیا جید محسوب می شد .

کاپلو : مربی ایتالیایی عاشق ادبیات و نقاشی . توی چیدن تکنیک بازی به بازیکنانی که در اختیار داشت خیلی دقت می کرد و بر همین اساس مرتب تکنیکش را عوض می کرد هر  چند فردی سنتی محسوب می شد . 

هیدینگ : مربی هلندی خیلی اهل ارتباطات و منعطف بود . اصلا ادعای ثبات نداشت سعی می کرد مثبت ها را پر رنگ و منفی ها را کم رنگ کنه . هیدینگ مربی گری تیم های ملی مختلفی را بر عهده گرفت .

لیپی : بسیار به سیستم گروهی و روحیه اتحاد تاکید داشت . از سوی دیگر به تغییر دائمی هم توی ترکیب اعتقاد داشت  . اون مربی ایتالیایی بود که سبب چهارمین قهرمانی جهانی این کشور شد .

ونگر : مربی فرانسوی که انحصار منچستر را شکست . سیستم بازیکن یابی و تغذیه را تغییر داد و علم نوین را با فوتبال گره زد. حتی برای همسران بازیکنان کلاس آشپزی می گذاشت. مربی ای که خرید و فروش هاش سود زیادی برای باشگاه داشت.

هیتسفلد: مربی آلمانی با شعاری ساده بازی بعدی همیشه مهم تر از این یکیه .

رهاگل : مربی آلمانی با تکنیک دفاعی . رفتاری دیکتاتورمآب داشت و بازیکنای رسانه ای را نمی پسندید .

بنیتس : مربی اسپانیایی و اهل تئوری . کلا ورزش دوست بود حتی به بسکتبال و شطرنج علاقه ویژه ای داشت . کسی که عصر طلایی والنسیا را رقم زد .

مورینیو : مربی انگلیسی بسیار خاص با تاکید بر "من" "من "  خیلی اهل رسانه و خبرساز بود اهل بازی های روانی و تاکتیکی. نوآور بود و وقتی برای اولین بار به پورتو رفت گزارش دقیق و لحظه به لحظه اش از تمرینات توجه همه را جلب کرد .

گواردیولا : مربی اسپانیایی که جوان ترین مربی ای بود که جام قهرمان لیگ اروپا را برد. اهمیت زیادی برای بازی گروهی و پاس های کوتاه قائله .

اینم کتاب فوتبالی دیگه ای از آقای صدر . این بار موضوع کتاب اشاره ای به مربیان مشهور دنیا و مروری سریع بر کارنامه و شخصیت و طرز فکرشونه . من از فوتبال سر در نمی یارم تو کل این مربی ها هم فقط فوق مشهورها مثل فرگوسن مورینیو و گواردیولا و خوب البته اقای مهاجرانی را می شناختم از سیستم فوتبال هیچی نمی دونم و البته بدم نمی یاد از فوتبال یک علاقه ای هم دورادور بهش دارم بنابرین بعضی جاهاش برام خسته کننده و غیرقابل فهم بود و بعضی جاهاش جذاب . در مجموع کتاب را دوست داشتم و به نظرم ایده خوبیه .

پسری روی سکوها/ صدر

پسری روی سکوها

 

حمیدرضا صدر

 

انتشارات زاوش

سال نشر : 1392

کتاب مروری بر بازی ها و اتفاقات فوتبالی مهم از سال های 42 تا 77 از دیدگاه آقای صدر هست . به صورت خاص که فوتبال چه طور توی ایران جون گرفت خودش چه طور سراغ فوتبال رفت کنش های سیاسی چه تاثیری روی فوتبال داشت توی هر برهه چه تغییراتی کرد نظر مردم چی بود چه شایعاتی سر زبون بود کدوم بازی ها نفس گیر بودند کدام حرکات موندگار شدند و ...

کتاب جدید آقای صدر را که معرفی کردم گفتم بد نیست حالا که بابش باز شده سری به کتاب های دیگه شون هم بزنم درسته داستان نیست اما سبک و سیاقش فوتبال صرفم نیست حالت روایتی و سرگذشت نامه داره و خوندنشو راحت می کنه . من کتاب را دوست داشتم چون یادآور سال هایی هست که به یاد دارم یا تعریفشو از بقیه بارها و بارها شنیدم . خیلی هم جالبه که می بینید قبلا هم فوتبال همین بوده که هست با همین حواشی حرف و نقل ها .... انگار هیچی توی ایران عوض نشده .... به نظرم برای فوتبال کدام بسیار ارزشمندیه حالت یادگاری داره من جا فدراسیون بودم سفارش می دادم یک چنین کتاب جزئی برای دهه های بعدم بنویسه .

باید بگم آقای صدر دانش آموخته رشته معماری و شهرسازی است، دکترای سینما هم دارد و همین الان یکی از اساتید دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است.

 

قسمت های زیبایی از کتاب

رئیس جدید تربیت بدنی و تفریحات سالم ایران  ( تفریحات سالم ترکیب طعنه آمزی دارد ) رئیس باشگاه تاج هم هست : تیمسار پرویز خسروانی . انتخاب او در کسوت مرد اول ورزش کمی پس از انحلال باشگاه شاهین  ( که رسالت طلب به نظر می رسید ) باشگاه تاج را از دریچه نگاه مردم در صف قدرت طلب ها قرار داده . کنار نورچشمی های حکومت . در سیاهه ی زورمداران.

 

رنگ سرخ پا به فرهنگ ورزشی ایران می گذارد . پایدار می شود و ماندنی . بعدها واژه ی قرمزته کنار شعار همه جا پرسپولیس به گوش خواهد رسید.
شناخت شما از رنگ قرمز در گذر زمان بیشتر و بیشتر خواهد شد . رنگ قرمز این گرم ترین رنگ ها . مادر رنگ ها کنار زرد و آبی . می گویند آن هایی که تمایل به پوشیدن لباس قرمز دارند جاه طلب هستند و پویا . لبالب از انرژی . افرادی هستند موفق شجاع و برون گرا. می گویند قدرت رهبری دارند . قرمز رنگ خون . نماد شجاعت و فداکاری . رنگی که در اسلام و همین طور مسیحیت نماد شهادت است . رنگی بازتابنده ی تکیه ی انسان بر باورهایی تا حد گذشتن از جان . قرمز رنگی است که بیشترین واکنش ها را برمی انگیزاند .

 

حمید درخشان رفته همین طور مرتضی کرمانی مقام. نیمکت پرسپولیس سوت و کور شده و خالی . جام در دستان پورحیدری قرار می گیرد . نوار قهرمانی پنج ساله ی پرسپولیس در تهران که رکوردی بوده پاره می شود . پروین راهی رختکن شده و حاضر نمی شود جام نایب قهرمانی را بالا برد . قهر می کند و اخم . ولی خوب رکوردها برای شکسته شدن اند نه برای پابرجا ماندن.

سیصد و بیست و پنج/ صدر

سیصد و بیست و پنج

 

حمیدرضا صدر

 

انتشارات چشمه

سال نشر : 1396

کتاب در مورد دوران وزارت کوتاه حسنعلی منصور جوان ترین نخست وزیر بعد مشروطه و 69 این آنهاست . او جوان است ایده های زیادی در سر دارد و با پشت سر گذاشتن اسدا... علم به مقام نخست وزیری می رسد . خانواده او سیاسی بوده و پشتوانه بسیار گرمی دارد و هویدا نیز دوست بسیار نزدیک اوست . بدترین و پرچالش ترین اتفاق زمان اون دادن حق مصونیت به مستشاران آمریکایی بود . نهایت هم توسط فدائیان اسلام ترور می شه .

کتاب با سبک و سیاقی دقیقا مشابه تو در قاهره خواهی مرد نوشته شده و از این نظر خوب واقعا تکراریه ولی موضوعش جدیدتره شاید کمتر در مورد حسنعلی منصور بدونیم و این برامون یه چیزایی را روشن می کنه . این که با ایجاد حذب بالا اومد چه روابطی داشت بعد از به قدرت رسیدن چه چالش هایی داری چه چیزای ساده ای برنامه هات را به هم می زنه و .... کتاب جدید آقای صدرم قشنگه و ارزش خوندن داره ولی امیدوارم هی نخواد تکرار شه .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

تو حسنعلی منصور گفته ای دولت باید صداقت داشته باشد که یعنی دولت اسدا... علم صداقت نداشته . تو گفته ای دولت باید فعال باشد که یعنی دولت اسدا... علم فعال نبوده . تو گفته ای ارکان مملکتی باید مطابق مقتضیات زمان باشد که یعنی دولت اسدا... علم با مقتضیات دوران همساز نبوده .

 

آن روز صبحگاهان زمستان دیگری خواهد بود . صبحی نه مثل امروز . روزی نه مثل هیچ روز زمستانی بهمن ماه . روزی نه برای تو . نه برای حسنعلی منصور .

الکترا ، فیلوکنتس ، زنان تراخیس و آژاکس/ سوفوکلس

الکترا ، فیلوکنتس ، زنان تراخیس و آژاکس

 

سوفوکلس

محمد سعیدی

 

انتشارات علمی فرهنگی

سال نشر : 1366

فیلوکنتس : فیلوکنتس را زمانی که مار نیش می زنه و بد شکل می شه به جزیره دوری می فرستند ولی اکنون برای فتح تراوا بدون اون امکان پیروزی نیست پس پسران آشیل سعی در بازگردوندنش دارن .

زنان تراخیس : هراکلس با خدای دریا می جنگه و دیانیرا را از دست اون نجات می ده و خودش باهاش ازدواج می کنه اما مشغول کارهای خودش می شه و دیانیرا توی تراخیس تنهاست الان قراره شوهرش به سمتش بیاد و اون شدید مشتاقه ولی متوجه می شه معشوقه جوانی هم به همراه داره .

الکترا : الکترا دختر آگاممنون هست که وقتی پدرش به توطئه مادر به هلاکت رسیده برادرش را به خویشاوندان می سپره تا بزرگش کنند و اکنون اورستس بزرگ شده نزد الکترا بازگشته تا انتقام خون پدر را بگیرد .

آژاکس : آژاکس یکی از قهرمانان یونانی هست که چون اسلحه ای را به او نمی دهند عصبانی شده تصمیم به انتقام می گیرد اما اشتباها تعدادی گوسفند را می کشد و بنابرین جهت حفظ آبرو خودکشی می کند .

مجموعه 4 تا داستان از افسانه های خدایان یونان باستان . از سوفوکلس قبلا فقط یک کتاب افسانه های تبای را معرفی کردم. چون فقط یک کتاب بود و این مدت تو راه معرفی نویسنده هایی بودم که فقط یک کتاب ازشون معرفی کردم با وجود جدید نبودم گفتم بهتره این مجموعه را هم معرفی کنم. همون سبک و سیاق افسانه های یونانه دیگه من شخصا این مدل کتاب ها را دوست دارم و از خوندنش لذت می برم. باید بگم که سوفوکلس پرافتخارترین نمایش نامه نویس یونان بوده  .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

اگر به راستی و درستی مغلوب شوم بهتر از آن می دانم که به دروغ و حیلت بر خصم چیره شوم .

 

آدمی هر قدر خود را بی گناه بداند دلی که گناه کرده است خویشتن را از او بهتر می شناسد .

 

خوبست پیش از آنکه درباره ی دیگران حکم کنی و آنها را محکوم سازی نخست در رفتار و کردار آنها به درستی داوری کنی.

خاطرات ارنستو چه گوارا/ چه گوارا

خاطرات ارنستو چه گوارا

 

چه گوارا

محمدعلی عمویی

 

انتشارات اشاره

سال نشر :1385

کتاب خاطرات روزانه ی چه گوارا در حمله به بولیوی است . خیلی جالب کل این مدت را اومده هر روز با جزئیات نوشته کیا بودند چی کار کردند کجا رفتند جیره غذایی هدف بندی و ... آخر هر ماه هم یک بررسی کلی از پیشرفت و ضعف و قوت ها کرده .... این نوشته ها تا روز قبل نبرد نهایی و کشته شدنش ادامه داره .

از چه گوارا قبلا فقط یک کتاب معرفی کردم اینم جز تازه های نشر نیست ولی خوب چون از نویسنده های قبلا معرفی شده بود گفتم عیب نداره همین بین معرفیش کنم . کتاب جاذبه داستانی نداره اما من باب آشنا شدن با روحیه چه گوارا و حمله چریکی چیز بدی نیست . ولی کلا از این یادداشت های دقیقش و جمع بندی کردنش خیلی خوشم امد . خود کتاب را حالا نه زیاد

حالا نه اینجا نه/ دلوکا

حالا نه اینجا نه

 

اری دلوکا

نهال محذوف

 

انتشارات نگاه

سال نشر : 1396

داستان کوتاهی از لوکا که راوی مردی هست که صحنه ها و روزهایی از کودکی خود را به یاد می آورد اینکه از محلات فقیرنشین به محلات بالای شهر رفتند ، روابطش با مادرش ، لکنت زبانش و ...خیلی حادثه محور نیست بیشتر تحلیل روی حالات روحیه .

قبلا از دلوکا یک کتاب معرفی کرده بودم و خوشم هم اومده بود این کتاب در حقیقت اولین کتاب منتشر شده او هست ولی من چندان دوستش نداشتم یک جورایی پراکنده بود به نظرم می تونست یک مترجم واردتر کتاب دل نشین تری ارائه بده . در مورد ایشون باید بگم خودآموخته زبان عربی و مترجم تورات هستند .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

قصه ای با من مانده که از فرشته ای می گوید که در زمان تولد به دهان کودکان ضربه می زند . قاعدتا باید به دهان من ضربه بیش از حد محکمی زده باشد که لکنت گرفته بودم . این افسانه همیشه به این صورت برای من تعریف می شد . در شب های کودکی من اغلب فرشته ای به مقابل دهانم می آمد و در می زد اما من نمی توانستم در را برایش باز کنم و به او خوشامد بگویم . پس از لختی فرشته می رفت و در تاریکی پرهای او می ماند و اشک های من .

 

نوجوانی یکی از ایستگاه هایی بود که باید در آن صوبرانه به انتظار می ماندیم تا مشمول پختگی و کمال برای آینده شویم .

 

بدی جبران ناپذیر است و هر کاری هم که بعدش بکنیم ، راهی برای اصلاح یک اشتباه وجود ندارد.

 

ما با آدم هایی زندگی کردیمه که دوستشان داشتیم بدون این که بدانیم . که با آنها بد تا کردیم بدون این که متوجه باشیم . یک روز از روزهای خدا آنها می روند و ما دیگر درباره شان حرف نمی زنیم .

بیلی/ گاوالدا

بیلی

 

آنا گاوالدا

شهرزاد ضیایی

 

انتشارات شمشاد

سال نشر : 1395

داستان از جایی شروع میشه که بیلی به همراه پسری مه باهاش ظاهرا به کوهنوردی اومده بوده توی دره ای سقوط کردند حال پسر خیلی بده بیلی منتظره صبح شه قوایی جمع کنه دنبال کمک بره و شروع می کنه داستان آشناییش با پسر را تعریف می کنه این که توی قبرستون ماشین ها زندگی می کرده پسر باورش کرده کمکش کرده تغییر بکنه و ....

بیلی توی فرانسه فروش فوق العاده ای داشت تو خود ایرانم تا مدت ها جز پرفروش ها بود اما برای من معمولی بود . یک داستان عادی ارتباطات غیر قابل درک برای من و نکته نامعمولش وجود یک هم جنس گرا بود ولی کلا حالت روایت و موضوعش منو چندان نگرفت .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

با کینه به هم نگاه می کردیم . او حتما به خاطر این که همه چیز تقصیر من بود و من به خاطر این که هیچی دلیلی نمی دیدم که این طور نگاهم کند .

 

دوست نداشتم او مثلا معلم ها با من رفتار کند . دیگر از مردمی که باعث می شدند دائما احساس حقارت کنم خسته شده بودم .

 

ما می دانستیم که آنچه بین ما بود ، نه بیزاری بود و نه بی تفاوتی بلکه احتیاط بود و با وجود این که نشان نمی دادیم اما همیشه دوست می ماندیم .

 

قسم می خورم که من در زندگی خیلی چیزها را تحمل کردم ، خیلی چیزها . اما خدا می داند که مطئنم نمی دانم چه طور باید با این مصیبت به زندگی خود ادامه دهم ...

 

دنیا مثل یک فاضلاب بزرگ است که هر چه قدر دست و پا بزنی باز هم از روی تپه های کثیفش لیز می خوری و به جای اولت باز می گردی .

با هم بودن/ گاوالدا

با هم بودن

 

آنا گاوالدا

خجسته کیهان

 

انتشارات پارسه

سال نشر : 1395

با هم بودن در مورد دوستی آدم ها با محبت تر نگریستن و کنار هم زندگی کردنشون هست . پسری از یک خانواده اشرافی قدیمی را داریم که یک مقداری هم دست و پاچلفتیه و حالا ساکن خونه بزرگی هست که قراره تکلیف ارث و میراث بودنش معلوم شه اون با فرانک آشپز آشنا می شه و اونو به خونه می یاره فرانک درگیر مادربزرگ پیری هست که از خانه سالمندان متنفره و نهایتا اونم می یاد پیششون و فرشته نگهبان جمع دختر پوست و استخوونی که نقاشی را گذاشته کنار تا نظافت چی بشه...

من کتاب های گاوالدا را دوست دارم نثر شاعرانه رمانتیک احساساتی اولش جا خوردم چرا مبحث عشق نیست چرا تمرکزش روی چیزای دیگه است اما جدا کتاب زیبایی بود هم مخاطب را می کشوند و نمی شد زمینش گذاشت هم صمیمی و روان بود و هم به نکته زیبایی توجه کرده بود . من کتابو دوست داشتم . قسمت های قشنگی هم داشت اما متاسفانه یادداشتما گم کردم :دی در ضمن باید بگم از روی کتاب فیلمی هم ساخته شده که ظاهرا اقتباس موفقی بوده .

همین امشب برمی گردم/ اسماعیلی

همین امشب برمی گردم

 

پیمان اسماعیلی

 

انتشارات چشمه

سال نشر : 1395

 

دنیای آب : مردی که چند سال قبل به صورت غیرقانونی به استرالیا مهاجرت کرده و خاطرات سخت رهایش نمی کند .

تونل : دو کارگری که شب عید مامور نگهبانی از تونل نیمه کاره اند .

کانبرای من : کارگرها در منطقه گازی و اتفاقات اخیر.

روز یادبود : دختری را در کارگاه خفه کرده اند .

واندر لند : زنش او را رها کرده تا با مرد عربی برود .

یک مجموعه داستان از آقای اسماعیلی که قبلا دو تا کتاب دیگه شون را معرفی کرده بودم . اینم کتاب جدید با یک فضای خشک و  کارگری . راستش من خوشم نیومد نمی خوام بگم اشکال خاصی داشت اما موضوع هاش و فضاش اصلا نزدیک به من نبود دوست نداشتم و خشکیش جذبم نمی کرد .یعنی در حقیقت اومده از خرافه ها و خیالات حرف زده که مبحث جالبیه برای من ولی لحنش توی ذوقم می زنه به نظرم برای حرف زدن از این موضوعات باید لحن شاعرانه تر خیالی تر باشه.

 

قسمت زیبایی از کتاب

کانبرا یعنی محل ملاقات. بعد انگشتش را بین سینه ی من و خودش عقب و جلو برده بود . گفته بود . این جا کانبرای من و توست .

جوینده ی طلا/ لوکلزیو

جوینده ی طلا

 

ژان ماری گوستاو لوکلزیو

پرویز شهدی

 

انتشارات چشمه

سال نشر : 1396

راوی داستان و خواهرش لو در دره ی بوکان کودکی خود را می گذرانند . راوی بسیار علاقه مند به طبیعت است اما بعد از مدتی پدرشان ورشکست می شود و آنها برای زندگی به فارست ساید می روند و پدر فوت می کند اوضاع روحی پسر به هم ریخته است و تمام رویایش می شود نقشه گنجی از دزدان دریایی که پدر راجع به آن با وی حرف زده و تصمیم می گیرد روزی به جزیره رودریگ رود .

کتاب متوسطیه من اون چنان دوستش نداشتم آروم و روان نوشته تحلیل های جالبی هم زیرپوستش داره اما خیلی یک نواخته حوصله آدم سر می ره منو یاد کتاب من و استادم می انداخت از لحاظ یک نواختی . آقای لوکلزیو را من گاهی کتاباشو دوست دارم گاهی هم حوصله سر بره برام . به هر حال اینم کتاب جدیدشون .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

نگاهش هم دور است هم نزدیک . مانند پرنده ای که در پرواز است و فقط وقتی از جلو خورشید رد می شود و سایه اش روی زمین می افتد ، آدم متوجه حضورش می شود .

 

همه ی عکس های قدیمی زرد شده ، تصویرها ، نامه ها و کتاب هایی را که او می خواند ، دور ریخته ام تا طنین صدایش برایم دست نخورده باقی بماند .  می خواهم همیشه صدایش را مثل صدای همه ی کسانی که آدم دوست شان دارد بشنوم .

مگره و جسد بی سر/ سیمنون

مگره و جسد بی سر

 

ژرژ سیمنون

عباس آگاهی

 

انتشارات جهان کتاب

سال نشر : 1392

این بار یک دست قطع شده توی بارنداز پیدا می شه و با جست و جوی فراوان بقیه اعضای بدن مرد هم پیدا می شه ولی سرش نه نشونی از سرش نیست . مگره به صورت اتفاقی وارد کافه ای می شه که زن توداری اون را می چرخونه و می گه شوهرش برای تهیه شراب به روستاهای اطراف رفته و همین مگره را مشکوک می کنه .

جز تازه های نشر نیست اما دیگه از همون سری بود منم نخونده بودمش گفتم بذار معرفیش کنم . آخرش جالب بود البته ولی اون نحوه اتفاقی اولیه اش زیاد خوشایندم نبود یعنی در مجموع یکی از کتاب های متوسطش بود .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

وقتی که برام چندین دلیل می آرند تمایل دارم باور کنم که هیچ کدومشون فی حد ذاته کافی و وافی نیستند .

 

مگره در جوانی وقتی به آینده فکر می کرد برای خودش شغلی آرمانی در نظر می گرفت که متاسفانه در زندگی واقعی وجود نداشت . او در این باره چیزی به کسی نگفته بود  حتی کلمه ای با صدای بلند نزد خودش به زبان نیاورده بود. او دلش می خواست که یک ترمیم کننده ی سرنوشت ها باشد .

 

معمولا میشه مقاومت یک آدم باهوش را از بین برد چون کافیه بهش ثابت کنی که پاسخ هاش روی چیزی استوار نیست . یک آدم احمق به رغم وضوح موضوع به انکار خودش ادامه می ده .

 

مگره و زن بلند بالا/ سیمنون

مگره و زن بلند بالا

 

ژرژ سیمنون

عباس آگاهی

 

انتشارات جهان کتاب

سال نشر : 1393

ارنستین زنی بسیار قد بلند است که سال ها قبل مگره او را دستگیر کرده حالا نزد وی آمده و می گوید همسرش آلفرد که اهل دستبرد به گاو صندق هاست زمانی که برای دزدی به خانه ای رفته بوده جسدی را دیده . مگره وارد عمل می شود و بعد از تحقیق متوجه می شوند خانه مربوط به دندان پزشک ثروت مندی است که با مادر پیرش زندگی می کند.

قشنگ بود از اون پلیسی های با هیجان البته نمونه های این چهارچوب را قبلا هم دیدیم مادر پیر و پسری که بهش وابسته است و یک دنیای دو نفره دارند اما بازم به نظرم هم چنان جذاب بود و شما را دنبال خودش می کشوند .

مگره نزد فلماندها/ سیمنون

مگره نزد فلماندها

 

ژرژ سیمنون

عباس آگاهی

 

انتشارات جهان کتاب

سال نشر : 1395

مگره به درخواست آنا روانه شهری نزدیک مرز بلژیک می شود . خانواده آنا فلماند و مغازه دار و ظاهرا پول دار هستند . برادر آنها نامزد دختر دایی شان و در حال تحصیل در رشته حقوق است اما سال ها قبل با دختری از سطح پایین جامعه ارتباط داشته و بچه ای از او پیدا کرده این دختر بعداز ظهر وارد خانه فلماندها شده و بعد از آن دیگر کسی او را ندیده است . آنا از مگره می خواهد بی گناهی آنها را ثابت کند و مگره به صورت غیر رسمی وارد کار می شود .

قشنگ بود دوسش داشتم مبحث جالبی را انتخاب کرده بود شخصیت پردازیش و سرانجام افراد را هم خوب تحلیل کرده بود برای من جالب ترین قسمت کار همین بود .

مگره و شبح/سیمنون

مگره و شبح

 

ژرژ سیمنون

عباس آگاهی

 

انتشارات جهان کتاب

سال نشر : 1395

لنیون یکی از افسران پلیس به شدت مجروح شده و مگره در ابتدای امر متوجه می شه اون چند وقته به خونه زن جوانی اون اطراف می رفته و احتمالا چیزی کشف کرده بوده در ادامه با همسایه ثروت مند و اهل نقاشی اونها آشنا می شیم تا داستان توی مسیر جدیدی بیفته .

خوب من خیلی مگره را دوست دارم 2 تا کتاب جدید توی تازه های نشر ازش واقعا محشره . این کتابم بد نبود . یک کمی سرسری و هول هولکی بود اخرش اما در مجموع بد نیست اگر اهل دنبال کردن مجموعه هاش هستین به نظرم توی ذوق نمی زنه حالا هر چند معرکه نباشه .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

آدم ها همیشه اون چیزی نیستند که نشون می دند و اگه می شد پشت ظاهرشون رو ببینی با چیزهای حیرت انگیزی رو به رو می شدی .

 

مادام مگره به او نمی گفت عزیزم و مگره به او نمی گفت جانم . وانگهی این کارها به چه دردی می خورد . چون آن دو به عبارتی احساس می کردند که شخص واحدی هستند .

بودلر/ سارتر

بودلر

 

ژان پل سارتر

دل آرا قهرمان

 

انتشارات سخن

سال نشر : 1384

شارل بودلر شاعر فرانسوی هست که از طریق پدرش به هنر علاقه مند میشه ولی در شش سالگی اونو از دست میده و مادرش مجدد ازدواج می کنه که این موضوع شدیدا اون را عذاب می ده و توی روحیه اش اثر می ذاره از مدرسه اخراج می شه و بعدها سرمایه پدرشو از بین می بره از مطرح ترین ادیبان سبک سمبولیسم هست و برای اولین بار لفظ مدرنیته را به کار برد و در جوانی هم سکته می کنه و فوت می کنه.

در این کتاب آقای سارتر با توجه به نوشته ها و شعرهاش اومده احساسات و زندگی اون را تجزیه تحلیل کرده . من کتاب را شروع کردم و خیلی سریع هم منصرف شدم عادت ندارم کتاب را نصفه بذارم اما چون حالت داستانی هم نداشت و فقط بررسی بود دیگه کلا شروعش نکردم چون هیچ ارتباطی باهاش برقرار نکردم فقط چون حرف سارتر بود گفتم در موردش بنویسم شاید به درد کسی خورد .

کار از کار گذشت/ سارتر

کار از کار گذشت

 

ژان پل سارتر

حسین کسمایی

 

انتشارات دادار

سال نشر : 1381

او و پی یر هر دو مرده اند پی یر در حال ایجاد شورشی است که لوسین به او خیانت کرده و تیراندازی می کند و او نیز مریض احوال است و شوهرش او را می کشد تا با خواهرش لوست ازدواج کند . در آن دنیا گفته می شود او و پی یر مناسب هم بوده اند می توانند مجدد زنده شوند ولی فقط 24 ساعت فرصت دارند عاشق هم بشوند برای خودشون زندگی کنند و سراغ مشکلاتشون نرند .

اینم یکی از نمایش نامه های دیگه سارتر که خوب زیادم جدید نیست ولی دیگه حالا که وارد فاز سارتر خوانی شدم گفتم معرفیش کنم . به نظرم موضوع بسیار جالبی داره و خیلی هم جمعش می کنه . واقعا تلنگریه و زیباست فکر نمی کنم هیچ کدوممون هم جای پی یر و او بهتر عمل می کردیم شخصا که برگشت به گذشته را دوست ندارم.

 

قسمت های زیبایی از کتاب

یک روز آدم امیدوار می شود . فردای آن روز دیگر امیدی نیست . دیوانه کننده است .

 

از همه مهم تر این است که انسان وظیفه خود را انجام داده باشد .

 

بهترین دلیل عشق من نسبت به تو این است که از رفتن تو مانع نمی شوم....

تعلیق/ سارتر

تعلیق

 

ژان پل سارتر

محمد بهفروزی

 

انتشارات جامی

سال نشر : 1393

تعلیق هم دومین کتاب از مجموعه سه گانه است که یه جورایی می شه اینم جز تازه های نشر دسته بندیش کرد . موضوع کتاب زندگی افراد در دوران جنگه وقتی هیتل روری کار اومده چکسلواکی را گرفته و فرانسه قرار شده توی جنگ شرکت کنه . افراد با عقاید و پس زمینه های خانوادگی مختلف را بررسی می کنیم که چه جور به جنگ نگاه می کنند و کلا وقتی خود فرانسهمورد هجوم نبوده چه حسی دارند . جنگ چه چیزهایی را سبب می شه و ....اینجا ماتیو پیش برادرش هست و یه جورایی از خانم ایشونم خوشش اومده ....

قشنگه واقعا هر دو جلدی که از این مجموعه خوندم کتاب های بسیار با ارزشی اند و خیلی زیبا زاویه های مختلفی را مورد کنکاش قرار می دهند . از نظر روان شناسی و تحلیل جدا قوی کار شده .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

نه دختر کوچولوی من ، نه . من نمی ترسم . یک مرد از جنگ نمی ترسد .

 

موضوع این است که انسان نمی خواهد از رو به رو به حقیقت نگاه کند . به خصوص زن ها که وقتی به چیزی فکر می کنند ، اصرار دارند که فورا از چیز دیگری حرف بزنند .

سن عقل/ سارتر

سن عقل

 

ژان پل سارتر

حسین سلیمانی نژاد

 

انتشارات چشمه

سال نشر : 1395   

ماتیو سال هاست با مارسل نامزد است زوجی که ظاهرا به ازادی فکر می کنند و اعتنایی به ازدواج و بچه دار شدن ندارند. اما اکنون مارسل باردار شده و ماتیو به دنبال پولی است تا شرایط سقط جنین در پیش پزشکی مناسب را برای او مهیا کند .

خیلی قشنگ بود گفت و گوهای درونی ماتیو برای اینکه واقعا آزادی چیه چه بهایی داره تصمیم درست چیه آیا خیلی خوشبخته که دختر را رها کنه آیا پشیمون می شه ... این که روابط و عقاید طی گذر زمان دچار تغییرات می شوند زن ها هر چه قدر متفاوت توی رابطه چه حس و انتظاری دارند من واقعا موضوع و تحلیل هاش را دوست دارم . کتاب جدید سارتر در حقیقت یک کتاب از مجموعه سه گانه ای هست که به عنوان راه آزادی شناخته می شه : سن عقل ، تعلیق و عذاب روح .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

اگر به خودم دروغ بگویم احساس می کنم که در عین حال به تو دروغ گفته ام .        

 

لولا خشمگین به نظر می رسید ولی فقط علتش این بود که او را با هیجان دوست می داشت و به خاطر او ناراحت می شد.

 

می خواهم از هم اکنون زندگی کنم ، هنوز زندگی ام را آغاز نکرده ام ، دیگر وقت صبر کردن ندارم.

 

این بچه ای که متولد می شود نتیجه منطقی موقعیتی است که خود را عمدا در آن قرار داده ای و می خواهی آن را از بین ببری چون نمی خواهی تمام عواقب اعمالت را بپذیری.

دورا برودر/ مودیانو

دورا برودر

 

پاتریک مودیانو

نسرین اصغر زاده

 

انتشارات افراز

سال نشر : 1393

نویسنده زمانی آگهی گم شدن دختر نوجوانی به نام دورا برودر را خوانده و چون محل سکونت او نزدیک محل زندگی خودش در سال های پیش بوده تصمیم به بازسازی و پیدا کردن سرنخ های این دخترک یهودی می شود در زمانی که هیتلر قوانین سختی علیه آنها تهیه دیده بود. از این کتاب تجلیل های زیادی شده و تحقیقات واقعی 8 سال طول کشیده اما من شخصا دوستش نداشتم . یک جوری گزارش گونه بود ادمو درگیر خودش نمی کرد . کتاب خیلی جدیدی نیست اما دیدم زیاد قدیمی نیست منم تا حالا معرفیش نکردم دیگه این بود سراغ مودیانو رفتم اینم چک کردم .

بهار سگی/ مودیانو

بهار سگی

 

پاتریک مودیانو

فاطمه جوادی

 

انتشارات شمشاد

سال نشر : 1395

مرد با دیدن عکسی قدیمی به یاد دوستش جانسون افتاده مردی که عکاس بود عکس های خوبی می گرفت و از دوستانش فراری بود و می خواست به مکزیک برود و دیگر عکس نگیرد ... دوستی که میان سال و عجیب بود و اکنون مرد در مسان سالی زاویه دید او را بهتر درک می کند.

اینم کتاب جدید آقای مودیانو . کتاب کوتاه و دوست داشتنی . من خوشم اومد . موضوعش جالبه تحلیل خوبی هم داره . اون حالت های گیج و گنگ درونی آدم اون احساس معلقی که واقعا یک زمان هایی بهمون دست میده .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

به خاطر این دلیل ساده که همه بهارها شبیه هم اند .

 

چنین ارزشمند و چنین دور از دست : هنر ساکت ماندن .

 

برخی از انسان ها بارها در زندگی مان حضور پیدا می کنند درحالی که حتی متوجه شان نمی شویم .

من و استادم/ شافاک

من و استادم

 

الیف شافاک

صابر حسینی

 

انتشارات نیماژ

سال نشر : 1394

جهان پسرکی است که همرا چوتا فیل سفید اهدایی از سوی پادشاه هندوستان وارد دربار عثمانی می شود . جهان تلاش می کند تا گلیم خود را از آب بکشد در این زمان مهرماه دختر سلطان سلیمان را دیده و عاشق وی می شود از سوی دیگر سینان معمار دربار متوجه هوش او شده وی را در پناه گرفته و به عنوان یکی از 4 شاگرد برگزیده خود قرار می دهد تا علم معماری را بیاموزد .

اینم کتاب دیگه از خانم شااک که جز تازه های نشر بود . نشون دادن شرایط زندگی در استامبول و دربار عثمانی برای یک غریبه . خرافات و اعتقادات اون زمان و برخوردشون با علم ، دسیسه های دربارو ..... من دوستش نداشتم خسته کننده بود واقعا موضوعی نداشت نثر و تحلیل های خانم شافاک مدلی نیست آدم را با خودش همراه کنه بیشتر موضوعاتش تاثیرگذاره مه خوب این کتابم موضوعی نداشت همین روزهای یک پسر غریب .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

در این دنیا سه چیز بود که به گمان او خیر و منفعتی نداشتند : آدمی که روحش را به ابلیس فروخته است ، زنی که به زیباییش مغرور شده و خبری که منتظر طلوع خورشید نمی ماند .

 

ظالمانی مثل او قدرتشان را نه از توان ذاتی خود بلکه از ضعف های دیگران می گیرند .

 

مگر عشق چنین چیزی نیست ؟ حد و حدود خود را ندانستن ، گذشتن از مرزها!

 

علم مثل درشکه ای است که اسب های زیادی آن را می کشند . اگر یکی از اسب ها تک تازی کند ، دیگر اسب ها هم سعی خواهند کرد بر سرعتشان بیافزایند . سیاحانی که درون درشکه هستند یعنی اهل علم و حکمت از این مسئله سود خواهند برد . پس پیشرفت در زمینه یک موضوع ، پیشرفت در زمینه های دیگرا را تشویق می کرد .