شغل پدر/شالاندن

شغل پدر

 

سورژ شالاندن

مهستی بحرینیان

 

انتشارات نیلوفر

سال نشر : 1397

 

پسر در مورد کودکی اش می گوید پدری که کار نمی کرد به صورت مسموم و بیماری خود را قهرمان عرصه های مختلف خصوصا جنگ می دانست و رفیق افراد سیاسی جا می زد پسرک را مجبور به همراهی با خود در عملیات خرابکاری خیالی می کرد و مادر نیز شاهد این قضایا بود معمولا سکوت می کرد و چیزی نمی گفت .

قشنگ نوشته هر چند دل آدم ریش می شه از بچه کوچیکی که باید تحت این شرایط بزرگ بشه آرامش نداشته باشه از مادری که هیچ حرکتی برای نجات بچه اش نکنه دل آدم می سوخت .

سوییت فرانسوی/نمیروفسکی

سوییت فرانسوی

 

ایرن نمیروفسکی

مهستی بحرینی

 

انتشارات نیلوفر

سال نشر : 1391

کتاب در زمان جنگ جهانی دوم و در فرانسه جریان داره . جنگ شدت زیادی گرفته شایعه شده آلمان ها به زودی وارد پاریس می شوند و مردم می خواهند فرار کنند حال و روز افراد جامعه تو چنین زمانی را داریم یک خانواده ثروت مند یک روشن فکر زن و مرد کارمندی که پسرشون سربازه کشیشی با بچه های یتیم و .‌... خیلی قشنگ افکار ریز این افراد قساوت و سنگدلی ها توی جنگ و اصلا شرایطی که باعثش می شه را نشون می ده و بعد هم دهکده فراسوی را داریم اشغال شده توسط آلمان ها روابط خوب مردم و سربازها کینه ها شک ها و .....

از روی این کتاب فیلمی هم ساخته شده . ایران نمیروفسکی اصالتا اهل روسیه است و بعد از انقلاب روسیه به فنلاند مهاجرت می کنه و بعد هم به فرانسه می روند پدرش وارد کار بانک می شه و  دوباره ثروتش را به دست می یاره . ایرن در رشته ادبیات تحصیل می کنه  اون یهودی بوده تغییر دین می ده و مسیحی می شه ولی نهایت توسط دادگاه آشویتس کشته می شه. جالبه بدونید دست نوشته این کتاب دست دخترش بوده و اون فکر می کرده که اینا خاطرات مادرشه تا بعد جنگ نگاه می کنه و متوجه می شه داستانه چاپش می کنه و استقبال زیادی هم از کتاب می شه . البته کتاب نیمه تمام هست و نمیروفسکی برنامه داشته بخش های دیگه ای هم بهش اضافه کنه.

 

تکه هایی که هست خیلی قشنگه جنگ تاریکی اون تغییرات و دلهره و ترسش را خیلی روان شناسانه و دقیق می گه یه چیزاییش نه مثلا اون‌شخصیت هایی که رها می شوند و قسمتی که کلا موضوعات دیگه داره اذیتم می کنه اما خوب چون ناتمامه نمی شه چیزی گفت با همه ی اینا روی هم کتاب قشنگیه .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

چه کسی به فکر بدبختی های میهن بود؟ این ها نبودند، این هایی که امشب حرکت می کردند نبودند . ترس و وحشت آنچه را که غریزی نبود ، تحرک لرزان و حیوانی جسم نبود، محو می کرد.

 

نوع دوستی مسیحی و بخشندگی را که حاصل قرن ها تمدن است مانند زیورهای بی مصرفی به دور می ریخت و روح سرد و برهنه اش را آشکار می کرد .

 

همه ی اشک های دنیا هم نمی توانند چیزی را عوض کنند روزهای بهتری خواهد رسید باید زنده بمانیم تا این روزها را ببینیم .

 

آدمی جهان را بر اسلس عواطف خود داوری می کند کسی که خسیس است انگیزه ی مردم را تنها منفعت طلبی می داند و آن که هرزه است شهوت رانی .

 

پیش داوری ها بیشتر از عشف و سوداها دوام می آورند .

لاموزیکا و لاموزیکای دوم/ دوراس

لاموزیکا و لاموزیکای دوم

 

مارگاریت دوراس

قاسم رویین

 

انتشارات نیلوفر

سال نشر : 1384

نمایش نامه ای با دو شخصیت مرد و زنی که سال ها قبل از هم طلاق گرفتند به هتلی اومدند که در ابتدای زندگی مشترکشون توش ساکن بودند هر دوی اونها قرار ازدواج های مجددی را دارند اومدند تا یه سری حرف ها و اشیا را تکلیفش را مشخص کنند و شاید یه سری حس ها ...

من که نوشته های خانم دوراس را اکثر مواقع متوجه نمی شم و خیلی برام سخته ولی خوب دیدم این نمایش نامه است زیادم وقت گیر نیست گفتم یک بار دیگه هم بخونم چون تجربه های موفق هم داشتم باهاشون و خوشبختانه این کتاب جز تجربه های موفق بود . موضوعش لغاتش قلمش همه روان و خوبه قابل فکره .

شیاطین شهر لودون/هاکسلی

شیاطین شهر لودون

 

آلدوس هاکسلی

فاروق ایزدی نیا

 

انتشارات نیلوفر

سال نشر : 1394

داستان خرافات جهل جن گیری تسلط کلیسا و ... بر جامعه است .  کشیش هایی که به اسم اعتراف بلاهای زیادی سر دخترها می آوردن خیلی کارها را برای خودشون مجاز می کردند و مجازاتی هم نبود . راهبه هایی که همه فکر و ذکرشون امور جنسی بود و کلا توصیفی از شرایط اون زمان . مسئله بسیار حساس جادوگری و جن گیری و این که چه طور راحت افراد را متهم می کردند بعد شیوه های جن گیری چی بوده و ....

موضوعات آقای هاکسلی تخیلی عجیب و جالبه اما من همیشه با ترجمه هاش مشکل داشتم و نتونستم زیاد لذت ببرم. این بارم به نظرم خیلی سخت بود دیگه فکر کنم باید بگم این سبک خود اقای هاکسلیه که برام سخته ربطی به مترجم نداره . موضوع کتاب خیلی خیلی جالبه ولی واقعا سخت خوان و بدون کششه یعنی باید خیلی دوستدار کتاب باشین تا پیش برین . جملات و تفاسیر زیبایی هم داره که البته من چیزی یادداشت نکردم.اگر اهل این تیپ نوشته های سخت هستید لذت معنی و مفهومشم خواهید برد . کتاب بدی نیست ولی باید وقتی فکرتون کامل آزاده بخونیدش.

پزشک دهکده/بالزاک

پزشک دهکده

 

آنوره دوبالزاک

هژبر سنجرخانی

 

انتشارات نیلوفر

سال نشر : 1397

ژنرال ژنستاس به دهکده ای آمده و با دکتر بناسیس ملاقات می کند . مردی که فرای وظایف یک دکتر تمام تلاشش رل کرده تا روستای کوچک و بدوی مذکور را به سوی رونق اقتصادی و روشن فکری ببرد . کارآفرینی زیادی کرده و تفکرات قدیمی را نابود کرده . داستان گفت و گوی بلند آنها و آشکار شدن رازهایشان است . 

کتاب بدی نیست من خوشم نیومد انگار اصلا دیگه حوصله زیاده گویی های کلاسیک را ندارم خیلی ها کتاب را در باب تفکر لیبرالیسم و خیلی ها سوسیالیسم می دونند گفته شده نوعی خود زندگی نامه است و به هر حال تفکرات مهمی داره اما حداقل توی این روزا تمرکز روی متنای گلاسیک انگار برام سخته .

سگ/اشمیت

سگ

 

اریک امانوئل اشمیت

سروش حبیبی

 

انتشارات نیلوفر

سال نشر : 1397

داستان در مورد دکتر بازنشسته ای است که پس از تصادف سگش خودکشی می کند دخترش می خواهد چرایی ماجرا را بداند و دکتر تعریف کرده که انسان بودن را مدیون سگ هاست .....

اشمیت خودش گفته این کتاب را بر اساس دو چیز نوشته یکی متني از امانوئل لويناس  که در زمان دانشجویی خونده و یکی هم زندگی شخصیش . اشمیت در حقیقت حیوانات را خیلی دوست داره و 3 سگ هم شخصا داره که مدت ها باهاشون زندگی کرده .

کتاب قشنگیه از بهترینای اشمیت نیست اما قشنگه .

 

قسمت زیبایی از کتاب

قهرمان کسی است که پیوسته انسان باشد . گاهی ضمن نبرد با دیگران و گاهی در جنگ با خود .

چشمهایم آبی بود/کاتب

چشم هایم آبی بود

 

محمدرضا کاتب

 

انتشارات نیلوفر

سال نشر : 1394

پسری هست که با مادر خوانده اش زندگی می کنه این مادرخوانده معلوم نیست دنبال چیزی می گرده عشق قدیمی همسر اول فرزند گم شده خواهر دوقلو برادر دوقلو ..... به هر حال دنبال گم شده ای است و دائم در سفر برای یافتن این گم شده و میتی نیز همراه آنهاست دختری که بهشان پناه آورده و همه سر درگم جاده ها مسیر ها و گم شده هایی که معلوم نیست چیستند .

در مورد آقای کاتب اینم بگیم که زیاد اهل مصاحبه و صحبت نیستند و حتی سخنرانی هاشون بعد گرفتن جوایز هم خیلی کوتاه هست . خیلی هم اسامی افراد داستاناشون عجیب غریب ه . راستش من اصلا خوشم نیومد خیلی به نظرم همه کتابا شبیه هم شده و اصلا هم با موضوعاتش ارتباط برقرار نمی کنم یه جور قلمش برام خشکه یعنی تهش هیچ هم دردی با شخصیتا ندارم برام اهمیت نداره آخر قصه چی می شه .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

زرنگی ده تاست داداش ، نه تایش فرار است . آن یکی اش هم تازه فرار است .

 

من فکر می کنم یک مرضی هست که همه دارند و آن مرض  ربط دادن است . شاید بیشتر از همه خودم این مرض را داشتم ، چون به چیزهای زیادی فکر می کردم و باور می کردم که این طوری هستند .

وقت تقصیر/کاتب

وقت تقصیر

 

محمدرضا کاتب

 

انتشارات نیلوفر

سال نشر : 1383

داستان در مورد مردم مظلوم سرزمینی است که حاکمان با نهایت درندگی بر آنها حکومت می کنند و آنها را مورد وحشی گری قرار می دهند . مجازات کننده ها به سراغ خانواده های قربانیان می روند و تماما اموال آنها را می گیرند تا شاید از میزان شکنجه کم کنند یا گاهی فرد عاصی را آزاد نمایند و روابط همین مردا عشق و ...

این کتاب برنده جایزه ادبی یلدا شد . همون حالت رفت و آمدهای زمانی چیزی که خیلی سر راست و کلاسیک نیست ولی خوب موضوعش مشخص تر هست حالا من که کلا دوست دار این سبک نیستم ولی دیگه خیلی هم تکراری شده به نظرم و برای من خیلی حوصله سر بر بود . یک آدم طرفدار سیک سو رئال و بسیار باحوصله می خواد .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

آدم اگر کاری را کرد دیگر نمی تواند جلو نتیجه اش را با این حرف ها و فکرها بگیرد . . نتیجه ی کار به سراغت می آید و آن کاری را که باید با تو بکند می کند .

 

آدم هر چه قدر هم بازنده باشد باز گاهی احتیاج دارد شانسش را امتحان کند .

پستی/کاتب

پستی

 

محمدرضا کاتب

 

انتشارات نیلوفر

سال نشر : 1381

خیلی پست مدرنه منم که واقعا کشش پست مدرنم پایین نمی دونم چه طور توضیحش بدهم داستان های گسسته و پیوسته تغییر شخصیت ها واقعیتشون زندگی شون ولی داستان با پسری شروع می شه که سرش زیر ریل قطار له شده و داره یادش می یاد مادرش را که بهش می گه صاحب خونه تا نشون بده ارتباطی با هم ندارند چون پسر اونو یاد شوهری می اندازه که بهش خیانت کرد و همین طور ماجراها با خیانت های مختلف جلو می ره .

به نظر من شخصا توی حیطه پست مدرن خوب نوشته شده ولی ارتباط با این داستان ها کلا برای من مشکله و نپسندیدم کتاب رو .

تحصیلات آقای کاتب در زمینه کارگردانی بوده و ایشون علاوه بر نوشتن داستان به نوشتن فیلم نامه هم پرداختند.

 

قسمت های زیبایی از کتاب

آدم اگر انتظار چیزی را نکشد جوری می میرد که خودش هم خبردار نشود.

 

گاهی آدم به خاطر عبود ار مرحله ای چنان درد می کشد و تغییر می کند که دیگر خودش هم نمی تواند خودش را بشناسد .

 

بدترین چیز زندگی این است که آدم به همه چیزش خیلی زود عادت می کند.

 

همیشه آن چیزی بیشتر بدبختت می کند که تو برای خوشبختی ات درستش کردی .

 

زندگی خیلی خشن تر از آن چیزی است که ما فکر می کنیم .

 

گذشته و آینده ما دور و بر ما هستند فقط باید بتوانیم تشخیصشان بدهیم و بشناسیمشان . اگر یک نگاه بیندازی اطرافت همه گذشته ها و آینده هایت را اطرافت می بینی که در یک لباس دیگر زندگی می کنند .

سپیده دمان/میرصادقی

سپیده دمان

 

جمال میرصادقی

 

انتشارات  نیلوفر

سال نشر : 1394

آقای میرصادقی سه تا مجموعه داستان کوتاه داشتند به نام مسافرهای شب ، چشم های من خسته و شب های تماشا و گل زرد که این کتاب ها مجموعا 30 تا داستان کوتاه داشتند خودشون یکی از قصه ها را حذف می کنند و بقیه را کنار هم برای چاپ می فرستن که ارشاد 5 تا داستان دیگه را حذف می کنه و 4 تا داستان را هم تغییراتی می ده که از نظر آقای میرصادقی زیاده بوده و زیر بار نمی رن و نهایت 20 داستان باقی می مونه که پس از معطلی های زیاد چاپ می شه . حالا من اومدم به جای خوندن سپیده دمان داستان های اون سه کتاب را آوردم و خوب سپیده دمان هم 20 تا از همین قصه هاست :

مسافرهای شب شامل :
برف ها ، سگ ها ، کلاغ ها : پدر خانواده همسر جدیدی گرفته .
بابا : مردی که زنش به او خیانت می کرد .
آن شب که برف می بارید : شاگرد سر خانه .
مرد : پسر از روی پشت بام پنهانی زن ها را تماشا می کند .
خاله : زنی که برای همه کار می کرد .
مسافرهای شب : جواد به زن قول داده با او ازدواج می کند تا از این راه خلاص شود .
دری رو به دیوار: زنی که همسرش فوت کرده و خاله همسرش مریض است .
شب خاموش بود : زنی مجروح بیرون خانه طلبه تنها .
آفتاب عالمتاب : مرد برای ماموریت رفته .
دیوار: دیوار بین دو خانه ریخته و بچه ها راحت باهم بازی می کنند .
آمد و شد : مسافران در جاده خراب شدن ماشین و ...
شاهزاده خانم سبز چشم : رویاهای پسر محتضر

چشم های من خسته شامل :
گرد و خاک : رابطه دختر و قصاب .
این برف برف لعنتی : شاگرد قصاب و جمع کردن طلب ها .
شاخه های شکسته : دزد در نیمه شب
کوچه ای به نام بهشت رویان : پیرمرد بعد از زلزله به شهر به دنبال دختر و دامادش آمده .
مرثیه : مردی که برای ترک به بیمارستان آمده .
بازپسین سنگر : پیرمرد تنها گوشه مریض خانه .
چهارمی : زن پا به ماه .
کوچه : پسر بچه نباید به کوچه برود تا اخلاقش خراب نشود .
زن نیم برهنه آینه : دختر برای اولین بار است که وارد کارهای روسپیگری شده .
چشم های من خسته : پسری که معتاد شد .

شب های تماشا و گل زرد شامل :
از پشت پرده های مه : دختر ایرانی تنها در لندن .
فاجعه : دعوای پدرها و پسرها .
باران : عشق نافرجام .
جویبار : یاد گذشته زندگی مفهوم آن .
ته کوچه های خلوت : پسری که دختری را در کوچه اذیت کرده است .
ماه چراغ صحرا : زنی که فرزندش مرده .
شب شبی تاریک : مرد معتاد .
شب های تماشا و گل زرد : رابطه زن با مرد هنرپیشه .

قصه های زیاد فضاهای متفاوت اتفاقات مختلف . قشنگ ساده و صمیمی ان اما یک جورایی فضاش دوره از الان خیلی ملموس نیست فضاها و اتفاقات ، ید نیست هر چند کمی قدیمیه . به هر حال چون مجموعه کاملیه نسبتا می تونه شناخت خوبی هم از ایشون بده . اینو بگم آقای میرصادقی از نویسنده های تهرانی کشورمون هستند.

 

قسمت های زیبایی از کتاب

حس می کرد او را دوست دارد ، بی اندازه دوست دارد ، از هر چیزی که توی دنیا بود ، از خودش هم بیشتر او را دوست داشت.

 

با زن ها سر و کار داشتن مثل راه رفتن روی یخه ، پای آدم که لیز خورد معلوم نیست با کجاش بیاد زمین .

پشت سرت را نگاه نکن/ باقری

پشت سرت را نگاه نکن

 

فارس باقری

 

انتشارات  نیلوفر

سال نشر : 1386

خانه: روح همسر در خانه .

یکی از ماهی ها نیست : زن در حال جمع کردن وسایلش .

شنا در زمستان: روز قبل از اعزام .

دوزخ: کتابی که تازه چاپ شده .

ببین چه بارانی می آید: مردی که نمی داند کیست .

دلم می خواد بمیرم: جنگ پسر پدر 

خرچنگ: تنها خرچنگ مرد تنها .

خرس های قطبی: مرد و براردر همسرش در جبهه .

برادر کجایی: برادری که در جنگ آسیب دید .

.... و ماه: زن در جنوب در بمباران 

بخار در آینه: دانشجوها

بازی: زمان جنگ و عشق پدر بزرگ مادر بزرگ 

مجموعه داستان که اینم حال و هوای جنگش زیاده با یک قلم خیلی روان زیبا یک مقدار رمانتیک خوشم می یاد زیاد مستقیم نمی گه اما خیلی هم نمی پیچونه مطلب را . من خوشم اومد ازش .

آقای باقری هم نویسنده و هم کارگردان هست . واقعا اطلاعات بیشتری ندارم که در موردشون بگم .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

امیر و آزیتا روی یخ های دریاچه سر می خورند . مدام از یک طرف به طرف دیگر می روند . انگار برف ندیده باشند . کاش می شد صدای خنده هایشان را صبری هم بشنود . زمستان با همین چیزهایش قشنگ است .

 

همیشه چیزی هست که ما از آن می گریزیم اما اتفاق می افتد .

فرار/ مانرو

فرار

 

آلیس مانرو

مژده دقیقی

 

انتشارات نیلوفر

سال نشر : 1386

فرار: زنی که فکر می کند باید از همسرش دور شود .
اتفاق: دختر درس خوان موفق قرار است مدتی معلم شود و زندگی معمولی را تجربه کند ‌.
به زودی:یک جوراییادامه قبلیه دختر با مردی اشنا شده بچه دار شده و حالا اومده سری به پدر مادرش بزنه .
سکوت : این داستان هم ادامه دو قصه قبلیه توی برشی که دختر زن بزرگ شده و ترکش کرده .
عشق و شور:دختر به یاد دوران جوانی است زمانی که با پسری که قرار بود نامزدش شود به خانه آنها رفت و برادر پسر را دید .
خطاها: دختری که پدر و مادرش همیشه حقیقت را به او می گویند و زنی به او گفته فرزند آنها نیست .
فریب ها: دختر بعد تئاتر با مردی آشنا می شود .
نیروها:دختری که می داند در جیب های شما چه چیزی وجود دارد .

خوب شدیدا احساس می کردم که جای این نویسنده معروف توی لیستم خالیه و با کتابی شروع کردم که برنده جایزه گیلر شد . داستان کوتاه هستند اما یک جورایی خیلی بلند و رمان مانند . قشنگند جالبند موضوع دار تحلیل وار و با دید روان شناسانه . من که دوست داشتم

بابای سیمون/ موپاسان

بابای سیمون

 

گی دو موپاسان

فیروزه دیلمقانی

 

انتشارات نیلوفر

سال نشر : 1396

مجموعه ای از داستان های کوتاه که تعداد زیادی از قصه هاش شامل در محفل خانوادگی ، بابای سیمون، یک روز بهاری ، مادموازل فی فی ، خانم باتیست ، هیزم ، تخت خواب ، دیوانه ، اسب سواری ، شام شب تولد مسیح ، ماجراجویی پاریسی ، دو دوست ، شام شب عید ، جایگزین ، نابینا، زنگ زده ، تبرک و هورلا را قبلا معرفی کردم . بقیه داستان ها به شرح زیر هستند :

گردشی در خارج از شهر: رفتن به پیک نیک به بهانه تولد زن .

زن پل: مرد و معشوقه اش و ۴ زن خانه معروف

در یک شب بهاری : ازدواج خاله زاده خا

داستان یک سگ: سگی که باید غرق می شد .

ماجرای کرس: مردم خشن یک سرزمین

ته مانده ها: افراد مشهور مهمان در شهر ساحلی

بیداری: زنی متاهل که دو جوان عاشقش شده اند ‌

نیرنگ: دکتر خاطره حیله یکی از مریض هایش را می گوید.

نامه های عاشقانه: گله از کلمه های عاشقانه لوس معشوق

عرض حال یک مرد خوش گذران به رغم میل باطنی اش: زنان هستند که مردان را فریب می دهند .

کیک: کیکی که بریدنش زمانی افتخاری خاص بود .

مانیتزم: ارتباط روحی بین افراد.

سفر: دو برادر در حال غرق شدن .

من موپاسان را دوست دارم و قبلا هم مجموعه داستان های زیادی ازش معرفی کردم و خوشحالم که توی تازه های نشر کتابی جدید ازش می بینم . داستان های قشنگی هم داره همون سبک ساده و همیشکی موپاسان که امیدوارم بخونید و لذت ببرید .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

وقتی مردها بخوان کار احمقانه بکنن نمی شه جلوشون رو گرفت .

 

در عشق باید هماهنگی کاملی وجود داشته باشد همنوایی مطلق در حرکات در صدا در گفتار در تظاهرات محبت آمیز با شخصی که عمل می کند حرف می زند نشان می دهد با سن او با بزرگی اندانش . با رنگ موهایش چهره اش و زیبایی اش .

زیر کوه آتشفشان/ لاوری

زیر کوه آتشفشان

 

مالکولم لاوری

صالح حسینی

 

انتشارات نیلوفر

سال نشر : 1386

 در روز مردگان دو دوست دارن در مورد دوست متوفاشون حرف می زنند و بعد بر می گردیم عقب و شاهد اخرین روز زندگی اون هستیم . کنسول انگلیس که به شدت الکلی هست همسرش که اونو ترک کرده اما الان برگشته تا ببینه ایا می شه چیزی را درست کرد یا نه و برادرش که اومده سری بهش بزنه صحبتهای اونها گذشته و تفکراتشون را داریم .

لاوری نویسنده انگلیسی هست که توی این داستان از زندگی شخصی خودش خیلی وام گرفته در حقیقت اون خودشم مثل شخصیت اصلی داستانش الکلی بوده و مشکلات زناشویی داشته . در هر صورت این کتاب هم بسیار محبوب شد و کتابخانه مدرن اون را 11 مین کتاب برتر انگلیسی زبان قرن بیست معرفیش کرد و فیلمی هم از روش ساخته شد .  و البته منم وقتی اومدم سراغش روی همین حساب منتظر یک کتاب داستانی مهیج بودم ولی اصلا این نبود کتاب جهارچوب داستان نداره همش فلسفه و نماد و معنی هست و در حقیقت خیلی سخته باید خیلی دقیق و سر حوصله خوندش من متاسفاته توی شرایط مناسبی سراغش نرفتم و زیاد بهم حال نداد .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

اگر قرار می شد تمدن ما یکی دو روزی از عالم مستی بیرون بیاید ، روز سوم از پشیمانی می مرد.

 

بیا راستی راستی از سر نو شروع کنیم جای راستی راستی با پاکی . آن وقت شبیه تولدی دیگر می شود .

وسوسه آنتونیس قدیس/ فلوبر

وسوسه آنتونیس قدیس

 

گوستاو فلوبر

کتایون شهپرراد – آذین حسین زاده

 

انتشارات نیلوفر

سال نشر : 1396

آنتونیوس قدیس برای عبادت و گوشه نشینی به صحرا و بیابان می رود اما در آنجا شیطان با وسوسه های مختلفی بر او ظاهر می شود و سعی می کند این قدیس را فریفته خویش کند . با ثروت زیاد ، زنان زیبا ، راحتی و آسایش ، شک در خدا و دستوراتش و ..... دلایلی می یاره و آنتونیوس قدیس تلاش می کنه تا گول نخوره و بر سر اعتقاداتش معامله ای انجام نده .

گفته می شه فلوبر خیلی روی این کتاب کار کرده و این مضمون و موضوع را از سال های جوانی توی ذهن داشته تا نهایتا ساخته و پرداخته اش کرده . خوب جدال یک انسان مومن با وسوسه های نفسانی موضوع جالبی هم هست ولی خوب فلوبر هم خیلی اهنگین و کلاسیک می نویسه من این نثر چندان که باید جذبم نمی کنه . کتاب بدی نیست ها معمولیه شاید باید با دید دیگه خوندش .

رکوئیم برای یک راهبه/ فاکنر

رکوئیم برای یک راهبه

 

ویلیام فاکنر

شاپور بهیان

 

انتشارات نیلوفر

سال نشر : 1396

 کتاب ترکیبی از نمایش نامه و رمان هست . تشکیل گیری شهر جفرسون و بنا شدن ساختمان های مختلفش و تاریخشون را در قسمت رمان گونه کتاب می خونیم و در قسمت نمایش ماجرای زنی را داریم که فرزند کوچکش توسط دایه اش که یک روسپی سیاه پوست هست کشته شده و اون زن در انتظار اعدامه حالا مادر بچه اومده می گه نباید دایه کشته بشه و سرنوشت خودش و دلیل کار اون را می گه .....

موضوع کتاب عالیه اما واقعا طرز نوشتنش چنگی به دل نمی زنه و منو خیلی جذب خودش نکرد زیاد دوستش نداشتم ظاهرا با اقتابس از این داستان کامو هم نمایش نامه ای نوشته که ممکنه گزینه بهتری باشه . فاکنر سال های درخشانی داشت و بعد با افت شدیدی رو به رو شد پس از سال ها این کتاب را نوشت و سعی کرد باهاش دوباره به روزای اوج برگرده.

 

قسمت های زیبایی از کتاب

انسان که عمر ساده مایه ی خواری اش است عمر صد ساله برایش تحمل ناپذیر خواهد شد .

 

اول فکر می کنی اگر بتوانی فقط قدری تحمل کنی خلاص می شوی . بعد متوجه می شوی که هر چیزی را می توانی تحمل کنی چون یک دفعه به نظرت می رسد که انگار اتفاقی نیفتاده اصلا اتفاق نیفتاده .

کوهسار جان/ شینگ چیان

کوهسار جان

 

کائو شینگ چیان

مهستی بحرینی

 

انتشارات نیلوفر

سال نشر : 1380

کوهسار جان یه کتاب مشهور چینی هست که حاصل پیاده روی ده ماهه شینگ چیان  در چین هست . آقای شینگ چیان در سال  2000 برنده جایزه نوبل ادبیات شدند . ایشون علاوه بر نویسندگی در زمینه نقاشی هم فعالیت می کنند.

کتاب همون طور که گفتم یه جورایی توی چهارچوب یه سفرنامه اما نه به حالت معمول نوشته شده توضیح مسیرهای مختلف گاه طبیعت گاهی افسانه ها حکایات قدیمی شعرها شرح زندگی بومی حرف زدن ها اتفاقات و البته همسفر خانمی که انگار هر بار جور دیگه ای هست .......

کتاب نسبتا خوبیه خوندن افسانه ها داستان های بومی حس و حال خوبی داره ولی خیلی قالب رمان نباید بهش نگاه کرد که حوصله سر بر نشه . ولی مجموعا فکر می کنم تیپ داستان برای یه آدم بومی جذاب تره .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

میان زرنگی و زیرکی زن و اشتیاق و ولع مرد تعیین این که مسئولیت کدام یک بیشتر است چه سودی دارد؟

 

شما مردها به هر چه برسید به اش بی اعتنا می شوید .

 

انسان موجود سخت گیری است که به دست خود برای خود رنج و عذاب می تراشد.

بعد از ردیف درخت ها/ حکیمی

بعد از ردیف درخت ها

 

زهره حکیمی

 

انتشارات نیلوفر

سال نشر: ۱۳۸۰

ابر پنبه ای سفید سرگردان: شوهر زن کتکش می زند ولی خانواده اجازه طلاق نمی دهند.

من که بی سلاحم و ... : زن بعد از طلاق به خاطر نبود بچه اش دیوانه شده .

درد: در انتظار تولد فرزند پسر .

گنجشک ها: زن مدام به فکر گنجشک هاس.

گلهای یاس: مرد با ازدواج مجدد دخترش مخالف است.

داستان بی انتها: چاره درد مرد الوات را زن دادنش می دانند .

نوروز باران خورده: پسر و مادرش خرجی بیار خانه اند .

پا به پای برف: زن در به در دنبال شوهر خوش گذران.

آدم برفی: مرد بعد از مرگ همسرش و به یاد او .

رنگین کمان کنار دریچه ی فاضلاب: دختر عاشق کیف پولک دوزی شده .

تابلو: دانشجوهای سیاسی .

بوی کارون بود باد: پیرزن همیشه تعریف پسرش را می کند .

لبه ی بیداری: داوطلب خواب صد ساله .

دغدغه: در انتظار کادوی روز مادر .

بعد از ردیف درخت ها: پدر اجازه رفتن به سینما را نمی دهد.

آن روز و آن شب: جوان خوب روستا را به جرم سیاسی اعدام نموده اند .

یک مجموعه داستان کوتاه که بیشترین تاکیدش هم روی مشکلات زن ها و تفکرات سنتی جامعه است . با اینکه فکر می کنم چنین مشکلاتی مثل بد بودن طلاق ازدواج مجدد تو جامعه نرفتن دختر الان مسائل حل شده ای برای اکثریت جامعه اند اما باز خوندنش دل آدم رو به درد می یاره ناراحتش می کنه . به نظر من خیلی هم قشنگ نوشته شده اند فقط یکی دو تا داستان ها موضوعاتش خیلی فرق داره با بقیه .

این کتاب نامزد جایزه هوشنگ گلشیری بود و همین طور پروین اعتصامی و تک داستان داستان بی انتها برگزیده گلشیری هم شد .

داستان های ماقبل تاریخ/ موراویا

داستان های ماقبل تاریخ

 

آلبرتو موراویا

مرضیه خانی - اعظم نساجیان

 

انتشارات نیلوفر

سال نشر: ۱۳۹۵

تم ساح، مرغ پادراز و ماهی های رقصنده: تمساحی که بعد از مرگ مادرش گرسنه ماند.

وقتی نه هنگ خیلی کوچک بود: نهنگ کوچکی که دلش می خواست بزرگ شود.

یک مورچه ی خوب شایسته ی امپراتور شدن است : مورچه خواری که امپراطور مورچه ها شد.

وقتی افکار در هوا یخ می زنند: ساکنان قطب فکر نمی کردند چون فکرشون را همه می فهمیدند.

پن گوئن بیچاره ای که به یخ ایمان دارد: پن گوئن معتقد بود یخ از بین نمی رود.

زر رافه به دنبال خودش می گردد: زرافه تا حالا زرافه ندیده بود و از شکل خودش خبر نداشت.

دوست داشتن یک لک لک کوچولو فایده ندارد: جغدی که از یک لک لک کوچولو نگه داری مب کند.

یک ازدواج خوب از دماغ شروع می شود: شغالی که عاشق زرافه شده.

توفان ، پایان دنیا و غیره: وقتی خدا زمین را نابود کرد و دوباره ساخت .

بدون شلوار ، بدون معاشرت: کانگورویی که عاشق شلوار بود.

رویاهای مامان دیو می سازد: مام طبیعت خوک و گراز را ساخت و بعد انسان را.

آتش نشان های خوب خواب آلود: حیوانات جنگل قرار است آتش هتل را خاموش کنند.

همراه با جریان رودخانه زئیر: گوریلی که پدرش به او وصیت کرد به دنبال جریان برود.

ماهی خاردار و گر آز، عشاق دروغگو: عشق ناممکن گراز و ماهی .

چگونه آفتاب پرست سبز،بتفش،آبی..‌.شد: آفتاب پرست عاشق جوجه تیغی شد و خارهایش را کند .

تک شاخ و کر گدن: کرگدن اول لاک پشت کوچکی بود که گول مار را خورد .

پرش دای ناسوز: بحث دایناسور و کک بر سر پریدن .

شاخ های شو تور: گوزن شاخ های شتر را قرض می گیرد .

ازت متنفرم، ترازو:اسب آبی برای ازدواج با زرافه رژیم دارد .

و تاج یخی ناپدید شد: شیر آبی تصمیم می گیرد پادشاه قطب شود .

مام طبیعت تصمیم می گیرد دنیا را تغییر دهد: دنیای پر خزنده قرار است پر پرنده شود.

دیو و دلبر: دختار زیبایی که عاشق یک خرس می شود.

داستان هایی در مورد حیوانات به صورت فانتزی افسانه ای قشنگ حیواناتی که حرف می زنند عاشق می شوند روابط جالبی دارند . گاهی سر و کله انسان هم این وسط پیدا می شه . چیز فانتزی و قشنگیه هم مدل نوشتن هم موضوعات هم چهارچوب هم تصاویر کلا همه چیز با همدیگه هم خوانی داره و کتاب خیلی قشنگیه .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

چون تو توی این دریاچه کوچک به دنیا اومدی و بزرگ شدی این قدر کوچولویی. هر چی دریاچه کوچیک تر باشه ماهی اونم کوچیک تره .

 

آنچه زیباست زیبا نیست بلکه اون چیزی که خوشمون بیاد زیباست.

 

یک میلیارد سال پیش در یک صبح زیبا یک اسب آبی که به خاطر چاقی اش موجود معروفی است مطابق معمول روی ترازو رفت تا وزن خود را کنترل کند . باید بدانید که در آن زمان ها اشیا و وسایل حرف می زدند و پس از مدت زمان زیادی که گذشت سالکت و خاموش شدند شاید به خاطر اینکه انسان شروع به حرف زدن کرد و بعد هم دیگر از حرف زدن دست نکشید .

جاده کمربندی/ بوشو

جاده کمربندی

 

هانری بوشو

روح انگیز مهرآفرین

 

انتشارات نیلوفر

سال نشر : 1389

عروس مرد با بیماری خود در بیمارستان درگیر است و همه می دانند که مدت زیادی زنده نیست مرد هر روز به دیدنش می رود و شاهد حال روحی پول و پسرش و نوه اش هست در این بین به یاد دوران جنگ و نازی ها است استفان دوست و شاید عشقی که به صورت عجیبی کشته شد .

آقای بوشو پزشک و روان شناس بلژیکی هستند و توی این کتابم از تجربیات کاریشون بهره بردند بنابرین بار روان شناسی کتاب بالاس خیلی روی نکات دقت کرده و تمیز درآورده . کتابش جایزه هایی هم برده من ندیدم توی ایران خیلی راجع بهش بحث بشه البته نحو نوشتنش گرم و گیرا نیست ولی خیلی قوی هست . من شخصا دوستش داشتم .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

زندگی حتی اگر همه چیز را از دست داده باشیم ، هنوز بیشترین اهمیت را دارد و باقی است .

 

نمی خواستم او را بکشم یا بی آبرو کنم ، او را دوست هم نداشتم . من تحسینش می کردم و تحسین نیروی بزرگی است .

عاشق/ دوراس

عاشق

 

مارگریت دوراس

قاسم رویین

 

انتشارات نیلوفر

سال نشر : 1376

 

خانم دوراس در سنین نوجوانی عاشق یک چینی ثروت مند می شه این کتاب را با الهام از همون روزها نوشته و جایزه گنکور را هم برده . در حقیقت کتاب مهمی هست که بدون معرفیش نمی شه پرونده خانم دوراس را بست. توی این کتاب از دوران نوجوانیش برادرهاش مادرش زندگی در مستعمره ترک خانواده عشق و .... تعریف می کنه و متوجه می شید سدی بر اقیانوس آرام شدیدا ملهم از زندگی خودشه . کتاب قشنگیه .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

اشتیاق یا در همان فراق نهفته بود یا وجود نداشت . اشتیاق یا دد همان نگاه اول نهفته بود یا اصلا وجود نداشت ‌.

 

من خاطره ی این بعد از ظهر را هیچ وقت در زندگی ام فراموش نمی کنم حتی اگر روزی چهره اش و نیز اسمش از خاطرم محو شود.

نوشتن ، همین و تمام / دوراس

نوشتن ، همین و تمام

 

مارگریت دوراس

قاسم رویین

 

انتشارات نیلوفر

سال نشر : 1376

نوشتن : درباره ی نوشتن و عادت های نوشتاریش .

مرگ خلبان جوان انگلیسی : جوان بیست ساله انگلیسی که در جنگ کشته شد .

رما : صحبت از رم خرابه ها و عشق ها .

عدد خالص : واقعیت اعداد مثلا تعدا افرادی که تمام عمرشان در کارخانه ای خاص کار کرده اند و پیام این عدد.

نمایشگاه نقاشی : تابلوهای مختلف .

ابان ، سابانا ، داوید : یهودی ها ترس فرار نژادپرستی مبارزه و ....

من واقعیت را چون اسطوره زیسته ام : مصاحبه با دوراس

همین و تمام :  یک مقدار نوشته شعر مانند .

اینم یک مدل کتاب دیگه از خانم دوراس اگه علاقه مند باشید . من زیاد دوستش نداشتم البته متنش در مورد نوشتن قشنگ بود و زیبا تجربیات خودشو بیان کرده ولی بقیه موارد خصوصا داستاناش برام همون حالت گیج کننده و بسیار سخت نویس را داره . اگر می خواهید دوراس را بشناسید پیشنهادش نمی کنم ولی ادگر یک دوراس خوان هستید خوب به اینم سر بزنید .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

نوشتن مثل باد سر می رسد . عریان است نوشته ، از مرکب و جوهر است . نوشته همین است و چنان در می نوردد که هیچ چیز به گرد آن نمی رسد ، هیچ چیز مگر زندگی ، خود زندگی .

 

شاید آدم هیچ وقت درنیابد که حد و مرز کافی بودن کجاست ، احتمالا هیچ وقت .

 

موفقیت قطعی از شکست کامل حاصل می شود .

مدراتوکانتابیله/ دوراس

   

مدراتوکانتابیله

 

مارگریت دوراس

رضا سیدحسینی

 

انتشارات نیلوفر

سال نشر : 1380

زن در حال بازگشت از کلاس پیانو با فرزند کوچکش هست که شاهد جنایتی است . مرد زن را کشته اما حاضر به جدا شدن از او نیست . موضوع ذهن زن را درگیر می کند و از فردا هر روز به کافه ای در آن نزدیکی می رود تا حرف بزند بخورد تحلیل کند و ... این بازی روند خطرناکی به خود می گیرد

طرز نوشتنش بیان اون سرگشتگی جلو رفتن و عقب برگشتن زن رفت و آدمهای قشنگ و درگیرکننده ای هست ولی راستش اون حالت ابهام آمیز و سخت نوشتنش هم زیاد باب میلم نیست . بنابرین برام متوسطه . باید بگم فیلمی هم از روش ساخته شد که ژن مورو جایزه بهترین بازیگر نقش زن را برده.  

شادینامه کوتاه فرانسیس/ همینگوی

شادینامه کوتاه فرانسیس

 

ارنست همینگوی

صالح حسینی

 

انتشارات نیلوفر

سال نشر : 1396

قبلا از آقای همینگوی رمان ها و مجموعه داستان های زیادی را معرفی کردم . توی تازه های نشر امسالم این کتاب ازشون بود که عنوان شده بود برخی از داستان ها برای اولین بار به فارسی ترجمه شده اند که البته درست نبود و من شخصا یک تعدادش را توی کتاب های دیگه خونده بودم . داستان های برف های کلیمانجارو ، پیرمرد کنار پل ، اردوگاه سرخ پوستان ، دکتر و خانم دکتر ، بوران سه روزه ، مشت زن حرفه ای ، کوته قصه ای  ، زادبوم سرباز ، انقلابی ، آقا و خانم الیوت ، گربه زیر باران ، شکار ممنوع ، شط دو بخش ، در دیاری دیگر ، شباهت کوه ها با فیل سفید ، آدم کش ها ، بازجویی ساده ها ، امروز یوم الجمعه است ، حالا خودم را می خوابانم ، پس از توفان ، قمار باز راهبه و رادیو  و برف قندی را قبلا معرفی کردم و 4 تا داستان دیگه کتاب عبارتند از :
پایتخت دنیا : یک مسافرخانه محل گاوبازها.
نه ز یاری نه ز دیار و دیاری : گذشتن از کنار کارکاه قدیمی.
بابام : پدر سوار کار

قسمت زیبایی از کتاب

در این دنیا آدم باید خیلی چیزها را به جان بخرد و نطقش هم در نیاید.

تو خودت را دوست نداری/ ساروت

تو خودت را دوست نداری

 

ناتالی ساروت

مهشید نونهالی

 

انتشارات نیلوفر

سال نشر : 1386

کتاب یک سری تفکرات و مکالمات هست در مورد تفاوت افرادی که اعتماد به نفس دارند خودشونو قبول دارند و دسته ای که مقابل اینا هستند و هی می یاد بررسی می کنه توی شرایط مختلف تفکرات و عمس العمل های این دو دسته مختلف چیه . و در حقیقت می گه اگه خودتو دوست داری شیفته وارتر نسبت به خودت عمل می کنی و راحت خودتو تنبیه نمی کنی !

موضوع جالبی داره و خوب خیلی خوندنش و ارتباط برقرار کردن باهاش راحت تر از بقیه کارهای ساروت هست . نه اینکه بگم دوستش داشتم ولی بهترین کاری از ساروت بود که خونده بودم خصوصا موضوعش برام ملموس بود.

صدایشان را می شنوید/ ساروت

صدایشان را می شنوید

 

ناتالی ساروت

مهشید نونهالی

 

انتشارات نیلوفر

سال نشر:۱۳۷۹

 دو تا دوست نشستند و دارن راجع به یک مجسمه هم با یکدیگر صحبت می کنند هم گفت و گوهای درونی دارند و صدای خنده جوان ها هم از بالا می آید و این موضوع ذهن راوی را درگیر می کند.

حس کردم بعد یک وقفه طولانی ساروت را می فهمم اما هیچ فایده نداشت باز هم متوحه نشدم و دوست نداشتم . اگه نوشته های قبلیشو دوست داشتین اینم خوبه اگر نه واقعا نمی خواد امتحاتش کنید . حس می کنم بکت خون ها نوشته های ساروتم درک بکنند .

 

قسمت زیبایی از کتاب

درد در همه جا هست و در هر کجا سر بر می آورد در هر زمانی درست در نامنتظرترین موقع وقای که بیش از همیشه خود را در امان می داریم .....

معمای ماهیار معمار/ قاسمی

معمای ماهیار معمار

 

رضا قاسمی

 

انتشارات نیلوفر

سال نشر : 1382

نمایش نامه در مورد معمار یگانه و بی نظیری به نام ماهیاره که کاخی به نام خورنق را برای پادشاه قراره بسازه کاخی با تلاری بزرگ که سقفش چندان ستونی نداره ولی وسط کار بی هیچ خبری می ذاره و نی ره و هیچ معماری از عهده اتمام کار بر نمی یاد .

نمایش نامه بسیار جالبی هست هم موضوع هم جملات و هم شیوه پیش بردن خیلی هم قشنگ جمعش می کنه . ظاهرا ماجرای ساختن خورتق برای یزگرد اول در نزدیکی نجف توسط معماری به نام سنمار واقعا وجود داشته و این نمایش با الهام از اون نوشته شده و روی صحنه هم رفته .

حرکت با شماست مرکوشیو/ قاسمی

حرکت با شماست مرکوشیو!

 

رضا قاسمی

 

انتشارات نیلوفر

سال نشر : 1390

حرکت با شماست مرکوشیو: تبعیدی ها و گریخته ها از وطن در غربت.

نامه هایی بدون تاریخ از من به خانواده ام و بالعکس:خانواده سنتی مذهبی بسیار شلوغ و ... این نمایش روی صحنه هم رفته .

کسوف: سفیدی و سیاهی که به هم نمی رسند و از باز کردن چشم بندشان می ترسند . این تئاتر اجرا شده و توی تلویزیونم نشون دادند ‌ اولین کار آقای قاسمی بوده.

خوب اینم یک کتاب دیگه باقی مونده از سال ۹۰ . موضوعات نمایش هاش شجاعانه قابل فکر و زیباست ولی من نحوه نوشتنش را چندان نمی پسندم جذبم نمی کنه و برای همین مجموعا برام متوسطه .

 

 قسمت های زیبایی از کتاب

تو این سن صورت بچه ها یه مرزه، مثل گرگ و میش. مرز برداشتن نقاب فرشته و گذاشتن نقاب شیطان.

 

هیچ چیز ناامیدکننده تر از خاک های لغزنده کنار یه گودال نیست . اونم وقتی بخوای با دست و پای قطع شده خودتو بکشی بالا.

بازمانده های غریبی آشنا/ صادقی

بازمانده های غریبی آشنا

 

بهرام صادقی

محمدرضا اصلانی

 

انتشارات نیلوفر

سال نشر:۱۳۸۴

کتاب یک تعداد از داستان های آقای صادقیه همون داستان های مجموعه جوجو جتسو به علاوه سه تای دیگه :

چاپ دوم: همان ۵۰.۴۹ توی یه فرمت دیگه

جاده رنگ باخته: زن و مرد و جید شوهر زن .

سفد به آبها:قراره فصلی از کتاب ارواح و مرداب ها باشه .

همین طور تعدادی از داستان های نیمه تمامشون شامل بشنو از نی، افتادگی قبلی دارد، نامه ای از مرده ای، شب مهتاب و ماه عسل ، طرح و چهار مورد بدون اسم را شامل می شه و شعرهاشون .

در ابتدای کتاب یک زندگی نامه 130 صفحه ای از ایشون هست که من شدیدا خوشم اومد خیلی زیبا و مختصر اومده صحبت کرده اینکه نجف آبادی بود و پدرش برای تحصیل خواهرش می یاد اصفهان . اون زمان واقعا پدر فوق روشن فکری بود خواهرش پزشکی می خونه خودشم پزشکی قبول می شه هم اصفهان هم تهران که بهش می گن برو تهران ولی دوری از خانواده براش سخته وادر دام اعتیاد می شه چه جالب توصیف می کنه که چه تعداد زیادی اون سال ها از دانشکده پزشکی سراغ ادبیات می رن خودکشی می کنن شرایط چه جور بوده ..... فوق العاده بود

نامه هایی ازشون هست اینم خیلی باحاله و تعدادی مصاحبه

کلا کتاب بسیار جالبیه برای شناخت آقای صادقی و خوبه بدونید خیلی هم رابطه جالبی با آقای گلشیری نداشته .  و آدم می مونه چه همه شون به یه جاهایی رسیدن چه آدمای بزرگی شدن .

زمین انسان ها/ سنت اگزوپری

زمین انسان ها

 

آنتوان دو سنت اگزوپری

سروش حبیبی

 

انتشارات نیلوفر

سال نشر : 1378

سنت اگزوپری همون طور که اکثرا می دونیم خلبان بوده و توی این کتابم از خاطرات دوران پرواز خودش نوشته . چه خطراتی همراهش بوده چه شرایطی را گذرونده وقتی آدم اون بالا گیر می کنه عکس العملش چه جوریه . از سقوط ها آدم های مختلف و خرابی ها سخن گفته تا ما را با زندگی یک خلبان بیشتر آشنا کنه .

اینم آخرین کتابی هست که قبلا از سنت اگزوپری خوندم . حالا که بحثش شده می خوام دو تا کتاب جدید ازش بخونم و برای خودم یک یادآوری باشه حداقل اما در مورد زمین انسان ها یادمه زمانی که خوندم زیاد دوست نداشتم . به نظرم زیاده گویی داشت جذبم هم نمی کرد . شایدم دنبال مسافر کوچولو بودم که اینو تو سایر کتاب هاش پیدا نمی کردم مجددا و باید دید خودمو عوض می کردم .

باید بگم ایشون توی پروازی به سمت اسپانیا مجروح می شه و در زمانی که توی نیویورک تحت درمان بوده این کتابو می نویسه که جایزه آکادمی فرانسه رو هم می بره . باید بگم سنت اگزوپری نهایتا هم در حین پرواز کشته می شه اوایل می گفتن آلمان ها هدف قرار دانش ولی بعد معلوم شد هواپیماش نقص فنی داشته .