بادبادك ها /گاری
بادبادك ها
رومن گاري
ماه منير مينوي
انتشارات توس
لودو فلوري پسركي است كه پدر و مادرش فوت كرده اند و با عمويش زندگي مي كند . عموي او آمبرواز مامور پست است ولي سرگرمي اصليش ساختن بادبادك هاي مختلف و رنگي است كه سبب شهرتش مي شود . لودو پسرك روستايي فقير با ليلا دختر لهستاني ثروت مند كه نزديك به آنها در قصري ييلاقي زندگي مي كند آشنا شده و عاشق او مي گردد . لودو قادر به فراموش كردن نيست و همين امر سبب مي شود تا پيوسته عاشق ليلا بماند هر چند كه جنگ جهاني دوم سبب دوري آنها شود ...
اينم يكي ديگه از تازه هاي نشر و از نويسنده اي كه قبلا هم بهش زياد پرداختم و عاشق نوشته هاش هستم . اين كتاب هم مثل بقيه آثارش كتاب زيبايي بود . طنز نهفته و جالبي داشت و نمادها و سمبل هاي قشنگ و ظريفي را هم به كار برده بود . كلا دل نشين بود ديگه و توي اين حال و هوا خوندنش نعمت بزرگي بود .
قسمت هاي زيبايي از كتاب
اگر تو كسي يا چيزي را واقعا دوست داشته باشي ، هر چه داري و حتي هر چه هستي ، به او مي دهي و توجهي به آنچه ديگران مي گويند نداري .
گاهي بهترين وسيله براي فراموشي ، ديدار دوباره است .
در دوره اي كه در پيش است ، شايد زيباترين نقش ها را ماموران كوچك بازي كنند . آن ها مي توانند بگويند : من حداقل كاري نكردم !
حتي اگر لازم باشد كه اين دختر را تمام عمر دوست بداري باز بهتر است كه او برود . زيرا به اين ترتيب هميشه در خاطر تو زيبا مي ماند .
هنگامي كه تو عقيده اي را دوست داري در نظرت زيباترين عقايد جلوه مي كند ولي هنگامي كه به واقعيت در مي آيد ديگر شباهتي به آنچه تو مي پنداشتي ندارد . رك . راست به گند كشيده مي شود .
بدبختي را باور مي كرد زيرا تنها بود . براي اميدوار بوده نياز به اين هست كه انسان تنها نباشد و تمام قوانين اجتماع بزرگ بشري از همين ضرورت آغاز مي شود .
خود كلمه ي نخستين عشق مفهومش اين است كه مي بايست پايان يابد .
گناهكاري جسم در برابر خيلي چيزهاي ديگر ، تقريبا نوعي پرهيزكاري است .
غيرانساني بودن چيزي انساني است .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه