دختری با نشان اژدها/لارسون

دختری با نشان اژدها

 

استیگ لارسون

آزاده حیدریان

 

انتشارات چکاوک

سال نشر : 1393

 بلوم کویست روزنامه نگاری هست که بر علیه یک شرکت بزرگ افشاگری کرده اما اون شرکت بلوم کویست را به دادگاه می کشونه و محکونش می کنه . در این بین آقای ونگر یکی از ثروت مندان سوئدی بلوم کویست را استخدام می کنه تا خانواده اونها را مورد بررسی قرار بده و راز مفقود و احتمالا کشنخ شدن نوه محبوبش هریت در حدود ۴۰ سال قبل را مشخص کنه . بلوم کویست در این تحقیق با سالاندر همراه می شه . دختری نابغه اهل هک کردن کامپیوتر اما ضعیف در ارتباطات اجتماعی و راز هریت خیلی وحشتناک تر از اونی هست که انتظار دارند ...

استیگ لارسون نویسنده سوئدی هست که این کتاب با اسم اصلی مردانی که از زنان نفرت دارند بعد از مرگ ناگهانیش به عنوان اولین کتاب از سری سه گانه هزاره منتشر می شه و بسیار هم فروش خوبی می کنه از روش هم توی خود سوئد فیلم می سازن و هم نسخه هالیوودی ازش درست می شه که نامزد 5 تا جایزه اسکار می شه و جایزه بهترین تدوین را هم می بره . باید بگم لارسون کلا نویسنده پرفروشی بوده . کتاب تا نیمه هاش واقعا حوصله سر بر و طولانیه اما از اواسطش دز هیجان و رمز و رازش می ره بالا و آدم واقعا مشتاق می شه بدونه و بخونه . در کل کتاب نسبتا سرگرم کننده ایه.

آب برای فیل ها/ گروئن

آب برای فیل ها

 

سارا گروئن

پروین آقایی

 

انتشارات بهمن

سال نشر : 1388

 داستان در مورد پسری هست که سال آخر دامپزشکیه ولی متوجه می شه پدر و مادرش توی یک تصادف کشته شدند و دیگه هیچ چیزی توی دنیا نداره دانشگاه را ول می کنه و سوار یک قطار می شه که می فهمه قطار سیرک هست به عنوان کارگر توی همون سیرک استخدام می شه و کم کم سمت دامپزشکی هم می گیره و عاشق یکی از هنرمندای اون سیر می شه که البته متاهله و.... البته این پسر در ابتدای داستان یک پیرمرد 90 ساله است که توی آسایشگاه هست و داره خاطراتش را مرور می کنه .

سارا گروئن نویسنده آمریکایی هست که ظاهرا به حیوانات علاقه زیادی داره هم توی خونه حیوانات خانگی زیادی داره هم توی نوشته هاش از اونها زیاد استفاده می کنه . این کتاب بسیار پرفروش شد و از روش فیلمی هم ساخته شد که گفته می شه جذابیتش کمتر از خود کتاب هست. هر چند حالا خود کتابم چنگی به دل نمی زد . بله  گفتم برم سراغ چند تا کتاب که دست مایه ساخت فیلم شدند .

اداره پست / بوکوفسکی

اداره پست

 

چارلز بوکوفسکی

فرح آمیلی

 

انتشارات قاصدک

سال نشر : 1396

 داستان مرد جوانی هست که می خواد از زندگی لذت ببره و بی قید و بند باشه اما خوب گذران زندگی پول می خواد و اون تو اداره پست استخدام می شه سعی می کنه زندگی را سخت نگیره ولی انگار اوضاع سخته خوب .

بوکوفسکی باحال می نویسه هر چند جز نویسنده های محبوب من نیست . این کاری هم که ازش توی تازه های نشر بود و می خوام باهاش فعلا معرفی تازه های نشر از نویسنده های قبلا معرفی شده را ببندم و برم سراغ نویسنده های جدید در حقیقت اولین کار بوکوفسکی هست که زیر یک ماه می نویسدش . کتاب باحالیه .

 

قسمت زیبایی از کتاب

وی عکس را برداشت و به آشپزخانه رفت . عکس ابدی! زن ها با عکس هایشان. همه شان مثل هم هستند.

خاما/ علیخانی

خاما

 

یوسف علیخانی

 

انتشارات آموت

سال نشر : 1396

 داستان در مورد مردم کرد هست زمانی که دولت ایران و عثمانی کردها را کوچ می دهند و از قیامشون می ترسن . خلیل راوی داستان ۳ برادر و سه خواهر دارد که ماموران دولت آنها را از روستایشان بیرون می کنند و به نزد ایل شاهسون می برند بعد از مدتی آنها را به قزوین کوچ می دهند و بعد در دهات اطراف تقسیم می کنند . داستان سختی های زندگی اجبار جنگ محرومیت هست در کنار عشقی که خلیل به دختر همسایه شان خاما دارد . 

اینم کتاب جدید آقای علیخانی که فروش بسیار بسیار خوبی داشت و مشتاق بودم بخونمش . خیلی قشنگ اتفاقات بومی و تاریخی را با داستان و عشق تلفیق کرده واقعا هر نسلی از این سرزمین چه کشیدن . من خیلی خوشم اومد خیلی دلم سوخت ولی واقعا ادم می بینه زندگی جریان داره با تمام اتفاقات و ظلم ها و جنگ ها و آوارگی ها و ..‌‌

 

قسمت های زیبایی از کتاب

آن قدر این شب دراز بود و طولانی نیمی از من برد تا نیمه ی رفته تو را برگرداند. 

 

از صبح می زنند توی سر روز . غروب می آید و شب را بر تخت می نشاند اما باز هم روز با صبح روشن اش بر می گردد.

جاسوس /کوئیلو

جاسوس

 

پائولو کوئیلو

منیژه ژیان

 

انتشارات آزرمیدخت

سال نشر : 1395

 ماتاهاری دختری هلندی است که کودکی شاد و مرفهی دارد اما بعد از طلاق والدین ورشکستگی پدر و تجاوز مدیر مدرسه به وی درهم شکسته می شود از طریق یک آگهی مطبوعاتی با مردی ارتشی ازدواج کرده و به اندونزی می ره . اونجا بعد از تحمل رفتارهای سرد و جنون امیز همسرش شیفته رقص می شه و بعد از برگشت به هلند خانواده اش را ترک می کنه و به سوی رقص می ره و بسیار مشهور می شه هر چند برهنگی او در رقص و ارتباط جنسی اش با افراد مشهور جامعه او را از نظر اخلاقی در سطح پایینی قرار می دهد . بعدها او به اتهام جاسوسی برای آلمان ها اعدام می شود در حالی که هیچ دلیل محکمه پسندی وجود ندارد.

آشنایی با زندگی این فرد واقعا برام جالب بود و دوباره فکر به جنگ شرایط خیلی بد مردم تو اون زمان و این که موقع جنگ چه قدر دادگاه ها الکی و بی اعتبار می شن البته واقعا شگفت زده شدم که عکس ها را دیدم و متوجه شدم خوشگلم نبوده . کتاب روان و خوش خوانیه شاید منبع کاملی برای شناخت ماتاهاری نباشه ولی برای آشنایی خوله و جدا متفاوت از داستان های قبلی کوئیلو .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

عشق که چیزی خطرناک و غیرقابل توصیف است همه موجودیت شما را از روی زمین محو می کند و آنچه که از شما می ماند هویتی است که عشق تو می خواهد آن گونه باشی .

 

مهم ترین جرمی که من مرتکب شدم این بود که در دنیایی که توسط مردان اداره می شد زنی مستقل و آزاد بودم .

 

من زنی هستم که در زمان نامناسبی به دنیا آمده ام و هیچ چیز نمی تواند آن را درست کند.

خیانت/کوئیلو

خیانت

 

پائولو کوئیلو

اعظم خرام

 

انتشارات پارسه

سال نشر : 1395

شخصیت اصلی کتاب زنی در سنین میان سالی هست که در شهر سوئیس امن ترین و مرفه ترین کشور دنیا زندگی می کنه خوشگل و خوش هیکل و سالمه 2 تا فرزند داره روزنامه نگار موفقیه و یک شوهر خوب و سر به راه و پولدار داره اما دچار یک جور افسردگی میان سالی شده حس می کنه همه این تکرار مکررات آخرش که چی دلش یه نوع هیجان عشق و مبارزه طلبی می خواد و برای همین وارد یک رابطه ممنوع می شه .

خوب کوئیلو این بار سعی کرده متفاوت تر از دفعه های قبل باشه البته خوب بینش همون حرف خودش را می زنه که همیشه روی یک خط نباشید خطر کنید بی پروا باشین ولی خوب چهارچوب قصه گوییش و پرداختن به بحران میان سالی خودش یک تفاوت های عمده است که منو بیشتر از بقیه کارهاش جذب خودش کرد . به هر حال این نکته جالبیه که عنوان می کنه توی اکثر زندگی هایی زناشویی یک تمایل به لغزشی به وجود می آید هر چند خیلی ها نمی ذارن بروز کنه .

یک نکته جالبم راجع به کوئیلو اینه که سفری به ایران داشته و به شهرهای تهران و شیراز سر زده .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

گناه کردن همیشه ترس از گرفتار شدن یا لو رفتن را به دنبال دارد .

 

اعتماد کردن به کسی که دوستش داری همیشه نتایج خوبی به همراه دارد .

 

ما نمی توانیم زندگی مان را انتخاب کنیم اما می توانیم تصمیم بگیریم گه با شادی ها و اندوه هایی که به ما داده شده چگونه برخورد کنیم .

 

هر که می گوید تنها عشق کافی است دروغ می گوید . کافی نیست و هرگز نخواهد بود .

دست نوشته های آکرا/کوئیلو

دست نوشته های آکرا

 

پائولو کوئیلو

اعظم حریری

 

انتشارات ذهن آویز

سال نشر : 1393

خوب گفتم برای بستن پرونده کوئیلو بهتره دو سه کتاب جدیدتر منتشر شده اش را هم معرفی کنم که حالا البته این یک مورد یک حالت تجدید چاپه و قبلا هم بوده با ترجمه های دیگه ولی دو تا کتاب بعدی را که در ادامه می یارم خودم تا حالا نخونده بودم و جدا جدیدترن .  

در ارتباط با خلاصه کتاب گفته می شه دست نوشته های حکیمی یونانی به نام کوپتا که یک مرد انگلیسی کشفشون می کنه . ولی حالا اصلش اینه همون جملات و تفکرات همیشگی دیگه . قاعدتا تفکرات مثبت و زیبا و قشنگی هم هستند نمی دونم شایدم من متعصبانه خوندم که کلا به دلم نمی شینه .

 

قسمت زیبایی از کتاب

از زندگی روزمرمان می گوییم . از سختی هایی که به ناچار تاب آوردیم . این تنها چیزی است که برای آیندگان مهم است چرا که یقین دارم در هزار سال آینده چندان چیزی عوض نمی شود .

مبارزان راه روشنایی/کوئیلو

مبارزان راه روشنایی

 

پائولو کوئیلو

دل آرا قهرمان

 

انتشارات میترا

سال نشر : 1378

خوب این کتاب کلا موضوع نداره دیگه می یاد کسانی را به اسم مبارزان راه روشنایی توصیف می کنه این که چنین آدم های وارسته ای چه خصوصیاتی باید داشته باشندچه جوری فکر می کنند شجاعند دنبال سرنوشت شخصی خودشون هستند ناامید نمی شوند دائم افسوس نمی خورند به خودشون اعتماد دارند و ......

خوب اینم یک کتاب دیگه با ترجمه خانم قهرمان . در مورد آقای کوئلیو بگم که تحصیلاتش را در زمینه حقوق شروع می کنه ولی بعد ولش می کنه و شروع می کنه مثل هیپی ها زندگی کردن . اون مادری خانه دار و پدری مهندس داشته .  

این کتاب سریع و تند پیش می ره موضوع هم نداره من که دوست ندارم ولی خوب از خیلی کتابای روان شناسی تاکیدی کمتر رو مخه .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

رزم آور نور از خواسته ی خویش آگاه است و بی نیاز از توجیه اعمالش .

 

تجربه های مکرر فرجامی یگانه دارد : انچه را نمی خواهد بیاموزد به او می آموزد .

 

تو بسیار فراتر از آن هستی که در لحظه های اندوه نشان می دهی .

کوه پنجم/کوئیلو

کوه پنجم

 

پائولو کوئیلو

حسین نعیمی

 

انتشارات ثالث

سال نشر : 1377

کوه پنجم داستان سفر روحانی ایلیا یا الیاس پیغمبر هست . در حقیقت پادشاه و ملکه اسرائیل تصمیم می گیرند تمام انبیا و خدا پرستان را بکشند ایلیا فرار می کنه و به لبنان می ره جایی که بیوه زنی بهش پناه و عشق می ده اما ایلیا باید از پس آزمون های الهی بربیاد.اون برگزیده خداست و تلاش می کنه تا علی رغم سختی های زندگی و وسوسه و ها ترس ها توی این راه باقی بمونه.

سه گانه ای که از کوئیلو معرفی کردم شامل دو تا مترجم دیگه هم می شد . این دو مترجم هم کارهای متفاوتی را از کوئیلو ترجمه کردند که تصمیم گرفتم نمونه های دیگه ای از کارهاشون را معرفی کنم . کتاب کوه پنجم بالاترین مبلغ پیش پرداخت در برزیل را به خودش اختصاص داده .  چی بگم والا باز خوبه بر خلاف اکثر کتابای کوئلیو یه جمله را به صد روش مختلف تکرار نمی کنه ولی حالم بد می شه از تصور این که توی یک شهر شونصدتا پیامبر برای نمونه وجود داشته و .... نه دوستش نداشتم .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

متوجه شدی که چه قدر همه چیز آسان است . کافیست شهامت داشته باشی .

 

لحظاتی هست که در آن ها زندگانی ما از رنج و عذاب آکنده می شود و ناگزیریم که آن لحظات را طی کنیم .

 

یک بچه همواره می تواند سه چیز را به یک آدم بزرگ بیاموزد : شاد بودن بدون دلیل ، دائم به کاری مشغول بودن و تقاضا کردن آنچه با تمام وجود می خواهد .

در ساحال رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم/کوئیلو

در ساحال رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم

 

پائولو کوئیلو

دل آرا قهرمان

 

انتشارات میترا

سال نشر : 1376

داستان در مورد دختری هست که عشق قدیمی خود را می بیند . پسر به سراغ مذهب رفته است دارای موهبتی شده ولی فهمیده همیشه قسمتی از وجودش در نزد دختر بوده و اکنون آمده تا به خود ثابت کند بهتر است به کدام سمت برود . دختر از غیر عادی بودن می ترسد ولی در این راه گام می گذارد ....

تاکید روی گوش دادن به نوای درون آدمی رفتن به دنبال آرزوها و راحت شدن از قراردادهای مرسوم . خوب من این کتاب کوئیلو را دوست دارم شاید چون اولین کتابی هست که ازش خوندم و اون حس عاشقانه اش یادم نمی ره .

این هم سومین جلد از سه گانه  " و در روز هفتم هست " .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

من نشستم و گریه کردم . افسانه ها می گویند که هر چه در آب های این رودخانه بیفتد چه برگ چه حشره چه پر یک پرنده همه چیز در بستر این رودخانه به سنگ بدل می شود . آه حاضرم هر چه دارم بدهم تا بتوانم قلبم را از سینه بیرون بکشم و آن را به رودخانه پرت کنم .... آن وقت دیگر نه رنجی می ماند نه افسوسی و نه خاطره ای .

 

آن لحظه ی جادویی را به خاطر می آورم لحظه ای که گفتن یک آری یا یک نه می تواند همه ی زندگی انسان را عوض کند .

 

سعی کن فقط زندگی کنی به خاطر آوردن سهم پیرهاست .

 

هر روز خداوند با خورشید لحظه ای به ما ارزانی می دارد که در آن امکان تغییر آنچه که موجب بدبختی ماست وجود دارد . هر روز ما وانمود می کنیم که متوجه وجود این لحظه نیستیم ، وانمود می کنیم که امروز شبیه دیروز و شبیه فرداست . اما کسی که متوجه روزی که در آن زندگی می کند هست آن لحظه جادویی را کشف می کند .

 

چیزهایی در زندگی هست که ارزش این را دارد که تا انتها برایش مبارزه کنیم .

 

عشق همیشه تازه است . مهم نیست که یک بار دو بار یا ده بار در زندگی دوست داشته باشی . انسان همیشه در برابر موقعیتی ناشناخته قرار می گیرد .

ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد/کوئیلو

ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد

 

پائولو کوئیلو

حسین نعیمی

 

انتشارات ثالث

سال نشر : 1386

ورونیکا از یکنواختی زندگی اش کلافه شده نمی داند قرار است در پایان این راه به کجا برسد و چه شود بنابرین تصمیم می گیرد خودکشی کند او را نجات می دهند و به تیمارستان می برند و می گویند قلبش صدمه زیادی دیده و یک هفته دیگر بیشتر زنده نخواهد ماند . دیوانه های تیمارستان همه خیلی عاقلن و می گن کلا مثل بقیه زندگی کردن دیوونگیه هر روز زندگیتو جشن بگیر و هر کاری می خوای بکن .

خوب ایده جالبی داره ولی من اصلا دوست نداشتم هی حرف زدن و حرف زدن تکرار کردن واقعا حالمو بد می کنه.

اینم دومین جلد از مجموعه " و در روز هفتم هست " که ظاهرا از روی این کتاب فیلمی هم ساخته شده  . همین طور جالبه بدونید کوئیلو خیلی درون گرا و سرپیچ بوده و برای همین پدر مادرش اون را به یه موسسه روانی می فرستن که سه بار هم از اونجا فرار می کنه و خوب تجربه داشته .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

یک روز قشنگ به این نتیجه می رسم که زندگی همین است و لازم نیست نگرانش باشم . هیچ چیز تغییر نمی کند و این موضوع را می پذیرم .

 

قوانین نه برای حل مشکلات که برای تداوم ابدی بخشیدن به جدال ها خلق شده اند . 

 

هرگز نمی توانی بر اولین عشق یک نفر غلبه کنی خودش تمام می شود .

شیطان و دوشیزه پریم/کوئیلو

شیطان و دوشیزه پریم

 

پائولو کوئیلو

آرش حجازی

 

انتشارات کاروان

سال نشر : 1379

دوشیزه پریم در دهکده ای کوچک و بی رونق زندگی می کند روزی مردی به دهکده می آید و پیشنهاد می کند در ازای کشتن یک نفر هر که باشد حاضر است طلای زیادی به اهالی بدهد تا آنجا را دوباره رونق دهند و وسوسه بین خوبی و بدی بین مردم در می گیرد .

خود موضوع جالبه تفکر برانگیز و جذاب اما واقعا کشش می ده یه جور نخواستنی ای تعریف می کنه که اصلا از کتاب خوشت نمی یاد .

این کتاب آخرین سه گانه از و در روز هفتم هست که به زندگی انسان های معمولی می پردازه که خودشون را در برابر آزمونی می بینند که سرنوشت سر راهشون قرار داده .  ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد و کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم دو جلد دیگه این سه گانه هستند .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

این امتیاز روستاهای بسیار کوچک است : برای کشف همه چیز درباره زندگی خصوصی یک نفر ، تلاش زیادی لازم نیست.

 

مطمئن بود که این هم یکی از لحظه های ناکام کننده زندگی اوست . لحظه ای که هموار با ملاقاتی سرشار از نوید شروع می شود و خیلی زود به رویای دیگری از عشق ناممکن تبدیل خواهد شد .

 

اگر فرصت افتادن در دام یک وسوسه را پیدا کنیم در آن می افتیم . بسته به شرایط همه ی آدم های روی زمین به انجام بدی تمایل دارند .

 

دو نوع احمق وجود دارند : آنان که به خاطر یک تهدید از انجام کاری دست می کشند و آنان که گمان می کنند می توانند به کاری دست بزنند چون تهدیدگرانه است .

الف/کوئیلو

الف

 

پائولو کوئیلو

آرش حجازی

 

انتشارات حجازی

سال نشر : 1390

این بار آقای کوئیلو که حس می کنند زندگیشون دوباره دچاره روزمرگی شده به مرادشون مراجعه می کنند و نهایتا هم با قطار سیبری راهی روسیه می شوند دختری نوازنده به نام هلال هم با اصرار زیادی همراه اونا می شه عاشق کوئیلو است و کوئیلو که توی این سفر قراره با گذشته خودش و مراحل تناسخش رابطه برقرار کنه و حس می کنه قبلا هم هلال توی زندگیش بوده و از همین چیزا ....

این بدترین کتاب پائلو هست برای من یعنی واقعا ازش بدم می یادها رابطه اش با هلال این کنار هم خوابیدن معصومانه و معنوی جلوه دادنش ها و ... کلا نمی خوام چیز دیگه ای اضافه کنم جز این که حالم به هم خورد .

در مورد این کتاب جالبه بدونید که یک مسابقه فیلم سازی اینترنتی در موردش خود کوئیلو برگزار کرد که یک فرد ترک برنده اون شد .

آقای آرش حجازی به نوعی مترجم رسمی کوئیلو در ایران هست و تعداد زیادی از آثارش را ترجمه کرده و البته ظاهرا چون توی بازه های زمانی مختلفی این کتاب ها ممنوع می شدند پی دی اف اکثر کارها پخش شده توی نت تا علاقه مندان استفاده کنند و قضیه نشر این کتاب با اسم خودشون هم به همین محدودیت ها بر می گرده .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

اشک ها کلماتی هستند که باید بیرون ریخته شوند . بدون آنها شادی تلالو خود را از دست می دهد و اندوه به پایان نمی رسد . پس به خاطر اشک هایت متشکرم .

 

عشق تنها چیزی است که ما را نجات می دهد ، فارغ از اشتباهاتمان . عشق همیشه قوی تر است .

برنده تنهاست/ کوئیلو

برنده تنهاست

 

پائولو کوئیلو

آرش حجازی

 

انتشارات کاروان

سال نشر : 1387

یک مقدار فضای این قصه متفاوت تر هست و چهارچوب بیشتری داره . مرد پولدار روسی همسری داشته که اونو رها کرده و با یک طراح مد ازدواج کرد . الان جشنواره کن هست و اونجا خیلی شلوغه زن سابق و همسر جدید هم هستند مرد روس به کن می ره و می خواد با کشتن افراد مختلف هنرپیشه ها کارگردان ها فروشنده ها و .... به زنش پیغام بده برای برگشتنش حاضره دنیا را هم نابود کنه .

خوبه بد نیست راستش خیلی چیزاش همون تکرار مکررات و حوصله سر برهست قطعا ادبیاتشم قوی نیست ولی این باحاله که کلی زندگیش را تلف می کنه برای اون زن و نهایت نتیجه می گیره ارزشی نداشت اون بتی که ازش ساخته بود نیست . این نکته را دوست داشتم.

 

قسمت های زیبایی از کتاب

لحظاتی هست که زندگی ،آدم هایی را از هم جدا می کند ، فقط برای اینکه هر دو بفهمند چه قدر برای هم مهمند.

 

وقتی آدم ها شروع می کنند به فکر کردن درباره ی تصمیم هایی که باید بگیرند معمولا دچار تردید می شوند ... برداشتن بعضی قدم ها شهامت زیادی می خواهد .

 

وقتی جامعه کاری برای ختم جنایت نمی کند انسان کاملا حق دارد کاری را که درست می داند انجام دهد .

 

آدم ها فقط وقتی برای چیزی ارزش قائلند که فرصت داشته باشند در رسیدن به آن شک کنند.

چون رود جاری باش/کوئیلو

چون رود جاری باش

 

پائولو کوئیلو

آرش حجازی

 

انتشارات کاروان

سال نشر : 1386

این کتاب داستان خاصی نداره بلکه شرح حکایت های جالبی هست که پائلو شنیده یا اتفاقات مختلفی که براش افتاده و نشانه ای از تقدیر پذیرش یا مهربانی توش بوده . مجموعه جالبی کنار هم جمع شده نکات ظریفی را سریع می گه و حوصله شما هم سر نمی ره حکایت های کوچیک زیبایی داره که البته من ذکرشون نکردم چون بازم برای چنین مطلبی به نظرم طولانی بودند ولی تجربه بدی نیست اگر به چشم یک مجموعه ادبی نگاه کنید به چشم یک کتاب پند آموز ببینیدش.

خوب به بهانه معرفی این کتاب یه چیز جالبم در مورئ پائلو بگم اون روزی می ره و به مادرش می گه می خوام مهندس شم مادرش می گه اصلا می دونی نویسندگی چیه ؟ اونم می ره کلی تحقیق می کنه و نتیجه می شه کسی که عینک می زنه موهاش ژولیده است و توسط نسل خودش درک نمی شه !

 

قسمت های زیبایی از کتاب

بدان که باید رنج ها را تحمل کنی چرا که این رنج ها باعث می شود انسان بهتری شوی .

 

گاهی آن قدر اسیر روش زندگی مان می شویم که فرصتی عظیم را از دست می دهیم چرا که نمی دانیم چه طور از این فرصت استفاده کنیم .

 

بیشتر کتاب هایی را که دارم دیگر هرگز دوباره نخواهم گشود چرا که همیشه کتاب تازه ای منتشر می شود کتابی جذاب و من عاشق خواندنم.

 

الگو فقط به این درد می خورد که به کمک کند تا از اتشابهات دیگران پرهیز کنیم اما در اغلب موارد به زندانی مبدل می شود تا ما را وا دارد همان کارهایی را تکرار کنیم که دیگران همیشه کرده اند.

بریدا/کوئیلو

بریدا

 

پائولو کوئیلو

آرش حجازی

 

انتشارات کاروان

سال نشر : 1382

بریدا دختری هست زیبا که نامزدی نیز دارد اما تصمیم می گیرد به دنبال معنای زندگی و حقیقت هستی باشد به پیش جادوگری می رود که حس خاصی به او دارد و او را به سنت خورشید دعوت می کند و زن دیگری او را به سنت ماه . بریدا وارد این حطه می شود تلاش می کند با جهان رابطه ایجاد کند مفهوم زندگی را متوجه شود و بتواند تشخیص دهد چه چیز برای او مهم تر است و ارزش حفظ کردن را دارد .

چیزی که این کتاب را خاص می کنه توی کتاب های کوئیلو اینه که این کتاب در حقیقت اولین کتابی بود که فروش خیلی خوبی کرد و یک دفعه خاطرات یک مغ و کیمیاگر را هم معروف کرد . از روی این کتابی فیلمی هم ساخته شد که البته ظاهرا به دلیل نبود بودجه خیلی سر هم بندی شد و اصلا مورد توجه قرار نگرفت و خود کوئیلو هم انتقاد زیادی ازش کرد .

خوب من بازم می گم متاسفانه ارتباط خوبی با کوئیلو برقرار نمی کنم این کتابم دوست ندارم ولی جز کتاب های بهترش هست به عقیده من .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

سربازها هستند . می دانند هر لحظه ممکن است بمیرند و به خاطر همین زندگی برای آنها همیشه یک جشن بزرگ است.

 

احساسات اسب های وحشی بودند و بریدا می دانست که منطق هرگز نمی تواند کاملا بر آنها غلبه کند .

 

وقتی در زندگی ات به چیز مهمی دست می یابی لازم نیست گمان کنی که باید از هر چیز دیگر دست بکشی.

خاطرات یک مغ/ کوئیلو

خاطرات یک مغ

 

پائولو کوئیلو

آرش حجازی

 

انتشارات کاروان

سال نشر : 1381

مسیحیان سه تا جاده مقدس دارند یکیش جاده سانتیاگو هست که می گن فرد وقتی توش می ره نیروهای جادویی اون را فرا می گیرند و به طرق مختلفی امتحان می شه   کئیلو در سال 1986 به این راهپیمایی می ره بعد از اون متحول می شه و مسیر زندگیش عوض می شه . این کتاب خاطرات و تجربیات شخصی اونو توی این سفر پوشش می ده .

این کتاب هم از اونایی هست که باید حتما معرفی بشه چون که اولین کتاب کوئیلو هست که اتفاقا فروش خوبی هم کرد هر چند منتقدان اونو دوست نداشتند.  خوب می تونید حدس بزنید در مورد عوامل معنوی و روحی هست و یه سری تمریناتی که انجام می ده تا این راه را و هدف را بهتر متوجه بشه . من شخصا خیلی دوستش نداشتم و برای کسایی که دوست دارن این مواردو کتاب بدی نیست .

تا جایی که می دونم این کتاب با عناوین زیارت ، زائر کوم پوستل و سفر به دشت ستارگان نیز ترجمه شده است .

والکیری ها/ کوئیلو

والکیری ها

 

پائولو کوئیلو

آرش حجازی

 

انتشارات کاروان

سال نشر : 1386

استاد آقای کوئیلو بعد از خوندن کتاب کیمیاگر بهش پیش نهاد می ده که بره و فرشته اش را پیدا کنه . اون با همسرش راهی این سفر می شوند و کسی به آنها توصیه می کنه که به دیدن والکیری ها بروند زنان بیابان گردی که باز شدن دروازه های بهشت را موعضه می کننده و دائم با فرشته هاشون ملاقات دارند . اینجا شرح همون سفر هست این که سعی کنی با خودت مهربون باشی خودت را ببخشی و بعد به پیشواز شهود و فرشته ات بری.

خوب به نظرم اومد باید معرفی بشه با توجه به دلیل نوشتنش ولی خوشم نیومد یعنی یه تکرار مکررات هست از هر چی کوئیلو می گه مسلما جز بهترین هاش نمی تونه به حساب بیاد . این کتاب با عنوان دیدار با فرشتگان نیز ترجمه شده است .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

مردم چیزهایی را که بیشتر از همه دوست دارند می کشند.

 

معمولا دو نفر با فاصله یک آرنج از هم صحبت می کنند . وقتی یکی از آن ها خیلی به نفر دیگر نزدیک شود ، تفکر فرد مقابل بی آنکه بفهمد چرا ، در هم می ریزد .

 

ایمان فتح دشواری است و حفظ آن مبارزه ی هر روزه می طلبد .

کیمیاگر/ کوئیلو

کیمیاگر

 

پائولو کوئیلو

آرش حجازی

 

انتشارات کاروان

سال نشر : 1379

چوپان جوانی خوابی می بیند و برایش تعبیر می کنند که باید به اهرام مصر برود گنج زندگی اش در آنجا منتظر اوست . جوان در ابتدا مقاومت می کند ولی بعد متوجه می شود انسان در زندگی باید گاهی جدای از منطق به دنبال احساسات و مکاشفات قلبش برود و افسانه های شخصی خود را خلق کند .

مثل بقیه کتاب هاش می خواد بگه از محدوده مشخص بیایین بیرون و برین دنیال رویاهاتون کتاب نسبتا خوبیه به نظر من.

خوب وقتی سراغ کوئیلو بیای مسلما نمی شه بی خیال کیمیاگر شد که معروف ترین اثر اون هست توی خود برزیل سال ها پرفروش ترین کتاب بوده در کشورهای دیگه هم فروش خوبی کرده و در کتاب گینس به عنوان رکورد دار ترجمه شده به زبان های مختلف دنیا شناخته شده . قرار بوده اقتباس سینمایی هم ازش ساخته بشه که ظاهرا محقق نشده .

باید بگم حرف و حدیث هایی هست که این کتاب با الهام از یکی از قصه های مولانا نوشته شده ولی کوئیلو الهام بخش خودش را یکی از داستان های هزار و یک شب می دونه و می گه شاید اون داستان خودش الهام بخش مولانا هم بوده .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

هنگامی که چیزی را می خواهی سراسر کیهان همدست می شود تا بتوانی به آن دست یابی .

 

تصمیم ها تنها آغاز یک ماجرا هستند . هنگامی که آدم تصمیمی می گیرد در حقیقت به درون جریان نیرومندی پرتاب می شود که او را به مکانی خواهد برد که در زمان تصمیم گیری خوابش را هم نمی دیده است .

 

هنگامی که گنج های بزرگی پیش رو داشته باشیم هرگز نمی فهمیم و می دانی چرا ؟ چون انسان ها به گنج اعتقادی ندارند.

ساحره ی پورتوبلو/ کوئیلو

ساحره ی پورتوبلو

 

پائولو کوئیلو

آرش حجازی

 

انتشارات کاروان

سال نشر : 1387

آتنا خلیل دختری پروشگاهی هست با اسم اصلی شیرین که زن و شوهری اون را بر خلاف اصالت کولیش به فرزندی قبول می کنند . اون به صورت عجیبی رفتار می کنه توی 19 سالگی تصمیم جدی می گیره بچه دار شه و بعد هم حس می کنه با فرشتان حرف می زنه و کلا بارها زندگی و شغلش را رها می کنه و سراغ جادوگری و ... میره انجمن هایی راه می اندازه و نهایت مردم دادگاهی برای این ساحره و گرفتن فرزندش از اون تشکیل می شوند .

این سری اومده کوئیلو از زبان افراد مختلف که آتنا را می شناختند صحبت کرده ولی باز حرفش کلامش محتواش همونه که بود هیچ چی عوض نشده یک کتابای کوئیلو را بخونی انگار همش را خوندی . من خوشم نیومد و متاسفانه یادداشتی هم از جملات زیبا نداشتم .

در مورد کوئیلو خوبه بدونید هم بازیگر بوده زمانی هم کارگردان تئاتر .

پدران فرزندان نوه ها/ کوئیلو

پدران فرزندان نوه ها

 

پائولو کوئیلو

آرش حجازی

 

انتشارات کاروان

سال نشر : 1381

کتاب مجموعه ای ازداستان ها و قصه های عبرت آموز و پندآمیز هست . البته تعدادیشم تکراریه و توی داستان های دیگه اش باهاش رو به رو شدین ولی در مجموع تنوعش بد نیست . بعضیاش واقعا نکته های جالبی داره البته بگم کوئیلو بیشتر حالت گردآوری کننده داشته و برخی حکایت هاشم از سعدی عزیز خودمون هست .

خوب باید گم من این قصه های جمع آوری شده را بهتر نوشته های  خودش می پسندم . جالبه بدونید قبل از وارد شدن به حیطه داستان هم کلا توی زمینه شعر فعال بوده و حتی مدتی به جرم سیاسی بودن شعراش دستگیر می شه . به هر حال توی زمینه داستان ظاهرا خوب موفق بوده هر چند اصلا با سلیقه من منطبق نیست .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

وقتی که چیزی را می خواهی فقط روی آن تمرکز کن : هیچ کس هرگز به هدفی که نمی بیند نخواهد رسید .

 

پیش از آن که با یک خر شروع کنی به بحث و جدل ، اول فکر کن با چه صحنه ای مواجه می شوی.

 

اگر کاری که می کنی هوشمندانه باشد هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند.

 

اغلب انسان خودش به چیزی که مایل است دیگران باور کنند باور ندارد .

زهیر/ کوئیلو

زهیر

 

پائولو کوئیلو

آرش حجازی

 

انتشارات کاروان

سال نشر : 1383

همسر مرد نویسنده که همیشه پشتیبانش بوده ناگهان بدون هیچ حرف و ردی رفته و اون نمی دونه کجاست با کیه چرا اصلا سعی می کنه خودش را با افراد دیگه سرگرم کنه ولی همیشه ذهنش پیش همسرش هست تا اونو ببینه و بگه چرا و توی مسیری می افته که تکه تکه زندگی و لحظه هاشون را واکاوی می کنه تا بفهمه کدوم حرکت غلط بوده و .....

یک کتاب شبیه سایر آثار کوئیلو با همون نثر همون عقاید به نظر شخصی من همون قدر تکراری و خسته کننده واقعا نمی دونم شاید هم پیش داوری ذهنی و تعصب منه نمی ذاره هیچ لذتی ازش ببرم ولی همش حس می کنم یک حرف را صد بار و به صد شکل مختلف می گه .

باید بگم انتشارات کاروان انتشارات رسمی آثا کوئیلو در ایران هست و حتی بر خلاف رسم معمول قراردادی هم باهاش در ارتباط با ترجمه و نش کتاب هاش بسته .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

دوست خوب کسی است که موقع پیش آمدهای خوب کنار آدم است . که کنار ما بالا و پایین می پرد و به خاطر موفقیت های ما شادی می کند . دوست کاذب کسی است که با آن قیافه غمگین و آن همدردی فقط در لحظه های سختی ظاهر می شود و در واقع مشکلات ما تسلایی است برای زندگی نکبت بار خودش !

 

زمین و روح کشور ما آلوده به خون است . ما چیزی را عوض کردیم که نمی شد تغییرش داد و باید تا نسل ها بعد بهایش را بپردازیم . ما یک دریا را کاملا محو کردیم .  

عطیه برتر/ کوئیلو

عطیه برتر

 

پائولو کوئیلو

آرش حجازی

 

انتشارات کاروان

سال نشر : 1382

توی این کتاب می یاد می گه مهم ترین عنصر هستی عشق هست به خدا به جهان به هم نوعتون عشق بورزید و بعد دیگه هیچ دستور اخلاقی لازم نیست چون به چیزی که عاشقش هستید جفا نمی کنید . در اخر هم زندگی پولس قدیس و حرفاش هست . این کتاب به صورت ضمیمه ای بر مکتوب و در حالت یک کتاب هم چاپ شده .

من اصلا خوشم نمی یاد یعنی این تیپ نوشته ها واقعا حوصله ام را سر می برن .

یک چیز جالبی در مورد کوئیلو بگم اون مواد مخدر مصرف می کنه و طرفدار آزاد شدن استفاده از این مواد هست .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

عشق قانونی است که در خود تمامی قانون های دیگر را خلاصه می کند.

 

بردباری ، مهربانی ، سخاوت ، فروتنی ، رفتار نیک ، تسلیم ، تسامح ، معصومیت و صمیمت این ها عطیه برتر را تشکیل می دهند .

مکتوب/ کوئیلو

مکتوب

 

پائولو کوئیلو

آرش حجازی

 

انتشارات کاروان

سال نشر : 1381

مکتوب مجموعه ای از داستان های خیلی کوتاه پند اموز ، اندیشه ها و تفکراتی هست کهپائلیو کوئیلو کنار هم گردآوری کرده . چیزایی که مرتب به شما یاداوری می کنه به دبنال قلبتون برید بخشنده و مهربان باشید شاد زندگی کنید و بدونید راه همه برای خوشبختی یک جور نیست شجاع باشید و رویاهاتون را کشف کنید .

کوئیلو نویسنده برزیلی بسیار مشهور هست که من اصلا دوستنش ندارم ولی نهایت به این نتیجه رسیدم جاش خالیه بذار حالا که دارم تازه های نشر را معرفی می کنم کتابهایی را که ازش خوندم معرفی کنم و یک چند تا کتاب جدیدم بخونم . خوب به نظر من خیلی کشش می ده هر چیزو برای همین برای شروع یک غیر رمان انتخاب کردم کتابی که به نظرم به نسبت قشنگ تره و حوصله سر برم هم نمی شه .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

تا زمانی که شما به کسی صدمه ای نرسانده اید ، هرازچندگاهی عقایدتان را تغییر داده و بدون هیچ شرط و خجالتی  در تضادها سقوط کنید .  شما این حق را دارید . مهم نیست که دیگران چه فکری می کنند چرا که ایشان در هر حال فکر و خیال خودشان را خواهند داشت .

 

آنهایی که گام نوئی در زندگی شان برداشته و هنوز می خواهند کمی از زندگی قبلی شان را حفظ کنند ، سرانجام توسط گذشته خودشان صدمه و زیان می بینند.

 

لذات کوچک هستند که به ما انگیزه های بزرگ می دهند .

 

از بعضی چیزها بترس و تمام ترس و وحشتت را بر روی آنها متمرکز کن تا برای مواجه شدن با بقیه مسائل زندگی شجاعت لازم را داشته باشی .

ازدواج ناشیانه/ تایلر

ازدواج ناشیانه

 

آن تایلر

اختر اعتمادی

 

انتشارات نیماژ

سال نشر : 1397

 

مایکل که خیلی آروم و متین و محجوب هست و با مادرش زندگی می کنه و وابستگی شدیدی به اون داره روزی که توی مغازه است و آمریکا داره آماده جنگ با ژاپن می شه با پائولین آشنا می شه دختر بسیار زیبا احساساتی شلوغ پر سر و صدا و اونها به هم دل می بازن و ازدواج می کنن مایکل بارها با خودش مرور می کنه که این کار اشتباهی بوده اونها شباهت روحیه ای با هم ندارن و دارن همدیگه رو آزار می دهند انگار درکی از توقعات هم ندارند هر چند زندگی پیش می ره اونها دارای 3 بچه عروس و نوه می شن و  ......

آن تایلر طولانی و خوش خوان می نویسه و اصولا در حول و حوش یک خانواده پرجمعیت . این بار هم مبحث خیلی جالبی را داره توضیح می ده این که واقعا ازدواج واقعیتش با دورنماش فرق داره این که بعضی ها جفتشون خیلی خوبن ولی آدم همدیگه نیستن این کنار هم بودن بارها هر دوشون را آزار می ده یک بعدی توی ازدواج که شاید واقعا در نظر گرفته نشه ادمای شلوغ ساکت ولخرج اینده نگر اهل کتاب اهل تفریح و..... که اشتباه کنار هم قرار می گیرن و واکنش زن و مرد به این قضیه . من هم موضوعش هم نحوه نگارشش را دوست داشتم و لذت بردم هر چند واقعا اگر یه تحلیلای بیشتری از روحیات و ازردگی های دو تا زوج از هم می کرد بهتر بود انگار سطحی ازش گذشته بود و آخرشم سرنوشت خیلی بی انصاف بود .

شام خانوادگی/ ایشی گورو

شام خانوادگی

 

کازوئو ايشي گورو

اسدا... حقانی

 

انتشارات آرادمان

سال نشر : 1397

 یک غربت و گاهی غم: زن به یاد دوران جنگ و دوستش افتاده.

مسمومیت: دوستی مادر پسر با مردی که به او بی احترامی می کند.

در انتظار جی: پیمان مردن در چهل سالگی .

تابستان پس از جنگ: پسر کوچک و پدر بزرگ .

شام خانوادگی: پسر پس از سال ها از آمریکا بازگشته.

روستایی در آن سوی تاریکی: مرد تاثیرگذار روزهای قبل و قربانیان رفتارش.

اکتبر ۱۹۸۴: روزهای قبل و حالا.جنگ و بعد آن.

ایشی گورو را عاشقشم این کتاب هم کتاب خاصی نیست که اون نوشته باشه بلکه مجموعه داستان هایی که ازش توی اینترنت بوده را تحت این عنوان ترجمه کردند. اتفاقا داستان های خیلی جوندار و خوبی هم هستند اون فرهنگ خاص ژاپنی احترام سکوت و تفکراتشون واقعا منو هیجان زده می کنه . توی یک کلام قشنگه .

 

 قسمت های زیبایی از کتاب

این که بچه هاشون رو از دست می دن یه چیزه و این که اون ها رو به خاطر چیزی که درکش نمی کنن از دست می دن یه چیز دیگه.

 

حق با توئه . بمب ها می افتن و جون پسر بچه ها را می گیرن پس حتما یه جنگ در کاره .

سفر کسرا/ مدرس صادقی

سفر کسرا

 

جعفر مدرس صادقی

 

انتشارات مرکز

سال نشر : 1396

آقای صادقی هم از نویسنده های مورد علاقه من نیستند چند تا از کتابای جدیدشون را هم قبل از عید معرفی کردم ولی دیدم بد نیست این کتابشون را هم جدیدا تجدید چاپ شده معرفی کنم. ایشون سه گانه ای دارند که کله اسب را قبلا معرفی کردم و این کتاب هم یکی دیگه از قسمت های اون سه گانه است . 

کسرا پولی که ذخیره کرده را می ذاره توی جیبش بدون خداحافظی خونه و همسرش را ترک می کنه و تصمیم می گیره تا روزی که این پول هست اطراف ایران بگرده و بعد هم خودشو بکشه ..‌‌

داستان با یک قلم روان و ساده پیش می ره هرچند مفاهیم مورد نظرش را استعاری بیان می کنه  و کتابی هست که فکر می کنم خیلی ها دوستش داشته باشند چون کل ایده خیلی جالبه این قدر بری تا فاصله بگیری از هر چی قبلا بودی بدوی تا برسی به آخر . ولی برای شخص من کتاب معمولی بود دلیل زدن این استارت بود نمی دونم نپرداختن به روحیه کسرا یا هر چیز دیگه اون قدرها برام جذابش نمی کرد.

میم و آن دیگران/ دولت آبادی

میم و آن دیگران

 

محمود دولت آبادی

 

انتشارات چشمه

سال نشر : 1390

در میم و آن دیگران دولت‌آبادی به‌ترتیب دربارهٔ این نام‌ها نوشته شده است: محمدعلی جمال‌زاده، جلال آل‌احمد، سیمین دانشور، مهدی اخوان‌ثالث، احمد شاملو، دو یادداشت دربارهٔ محمدعلی سپانلو، جواد مجابی، علی‌اشرف درویشیان، سهراب شهیدثالث، پیتر هاندکه، آرتور میلر، عبدالحسین نوشین، بهرام بیضایی، اکبر رادی، هوشنگ گلشیری، رضا براهنی، ناصر تقوایی، محمدرضا لطفی، سارا دولت‌آبادی، محمدحسین ماهر، فریدون آدمیت و جیمز جویس نکته ها نقدها و یا خاطراتی را نوشته . بعضیاش برای من حوصله سر بر بود بعضی هاش واقعا جذاب و دل نشین و بعضی هاش حاوی نکات خیلی نغز و قشنگ . مثل اینکه می گه جمال زاده خیلی حق داشت به گردن ادبیات ما . سال ها بود ادبیات جدی نداشتیم ولی کسی به داد ادبیاتمون رسید که بزرگ شده غرب بود ! این که جلال آل احمد را بیشتر یک مصلح اجتماعی می دونه تا نویسنده و ....

کلا کتاب جالبیه و قشنگه برای خوندن .

بنی آدم/ دولت آبادی

بنی آدم

 

محمود دولت آبادی

 

انتشارات چشمه

سال نشر : 1394

مولی و شازده:مردی که برای برداشتن پرچم تلاش می کند .

اسم نیست:افراد زندانی افراد فراری

یک شب دیگر:گربه اتاق خواب پری ....

امیلیانو حسن :یک هتل یک جنازه ....

چوب خشک بلوط :پیرمرد در حال احتضار ایل

اتفاقی نمی افتد :زندان خودکشی پناهندگی....

یکی دو تا کتاب دیگه حالا نه از تازه های نشر ولی نسبتا جدید از آقای دولت آبادی هست گفتم اونها را هم معرفی کنم بد نیست بنی آدم که داستان کوتاه هست کتاب سخت و عجیبیه حتی واقعا خلاصه داستان ها را هم من نمی دونستم چی بنویسم راستش خیلی مبهم پیچیده فضای رازآلود نثر همیشگی آقای دولت آبادی را هم نداره واقعا برخی قصه هاشو من نمی فهمیدم بعضیا را هم می فهمیدم نمی دونستم چه طور بنویسم اونچه را فهمیدم خلاصه که سخت و مدرنه . من باید بگم اون قدرها دوستش نداشتم و کتاب ها و نحوه نگارش قبلیشون را ترجیح می دادم .

طریق بسمل شدن/ دولت آبادی

طریق بسمل شدن

 

محمود دولت آبادی

 

انتشارات چشمه

سال نشر : 1397

 داستان در مورد جنگ ایران و عراق هست یا شاید کلی تر بگیم جنگ ایران و اعراب . سه داستان موازی پیش می رن که البته مرتبطن ۲ سرباز همراه یک اسیر که گیر افتادن تشنگی امانشون را بریده و تنها امیدشون یک منبع آبه . یکی نویسنده ای عراقی که یکی از سرداران ارتش اونو خواسته تا داستانی از اسیران ایرانی بنویسه و چهره بد دشمن را فاش کنه و جنگ قدیمی ایران و اعراب در خراسان .

این کتاب آقای دولت آبادی هم که از تازه های نشر هست بعد از ده سال تونسته مجوز بگیره و به شدت پرفروش بوده . موضوعش واقعا عالیه این که جنگ نهایتی جز نابودی و نابودی نداره این که همه چیز یک چرخه تکراره و تاریخ دائم و دائم تکرار می شه و .. ولی قلم نوشتنش که سعی می کنه رئال نباشه و یک مقدار سمبلیک و پیچیده باشه برای من خیلی جذاب نبود . در نهایت یک کتاب متوسط بود برام و بگم چه اسم قشنگی .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

طبیعت شب آن است که برود رو به صبح . نمی تواند یک جا بماند . مجبور است بگذرد . اما وقتی تو ذهنت را اسیر گذر لحظه ها کنی خودت گذر لحظه ها را سنگین و سنگین تر می کنی بگذار شب هم راه خودش را برود.

 

نباید به قلبم اجازه بدهم به جای مغزم فکر بکند .