هاويه /خسروی

هاويه
ابوتراب خسروي
انتشارات مركز
گمشده : زنداني كه بعد از سال ها زندانيان و نگهبانان از هم قابل تفكيك نيستند .
ميخانه ي سبز : پسري كه به دنبال مزار مادربزرگش آمده و مرده اي او را راهنمايي مي كند .
برهنگي و باد : مرد راننده آمبولانس است و يكي از مرده ها را در خانه مي گذارد .
كابوس هاي شبانه : دوستاني با عقايد مذهبي فرقه اي متفاوت
سفرهاي شبانه : مرد از ماموريت چند روزه برگشته ولي ظاهرا اين چند روز ، يك عمر بوده است .
صداي ساعتي كه پنهان است : مرد مرده ولي صداي تيك تاكي از سينه اش به گوش مي رسد .
برهنه و مه : پدر و مادر دائم با هم دعوا دارند و شب اتاق عجيبي مي افتد .
دست ها و دهان ها : والدين و بچه ها در غذا خوردن با هم مشكل دارند و روزهاي خوردن را تقسيم بندي مي كنند .
تصويري از يك عشق : زن عاشق مردي است كه به جبهه مي رود .
عشق در بايگاني : دو همكار عاشق هم مي شوند ازدواج مي كنند طلاق مي گيرند ازدواج مي كنند .
قرباني : مردي كه عامل قتل دوستش بوده مي خواهد خود را تبرئه كند .
پري ماهي ها : دخترك عقب افتاده است و پدر مي خواهد از شر او خلاص شود .
ماه و مار : جيپار جوان هندي كه عاشق صفيه زن زيباي رقاص شده است .
هاويه ي آخر :ماجرای غرق یک کشتی در آب که بارها و بارها تکرار می شود.
آقاي ابوتراب خسروي هم از نويسندگان معروف كشورمون هستند كه زياد به اسمشون بر مي خوردم و هيچ آشنايي اي هم با آثارشون نداشتم . براي همين تصميم گرفتم اين بار سري بزنم به كتاب هاي ايشون . هاويه اولين كتاب آقاي خسروي هست و در مورد معني نام هم اشاره اي دارند به سوره اي از قرآن :
جايشگاهش در هاويه است و تو چه مي داني كه هاويه چيست ؟ آتشي است در نهايت گرمي . سوره ي القارعه
كتاب متوسطي بود فضاي سورئالي داشت مرده هايي كه بين زنده ها رفت و آمد داشتند آدم هايي با حضور در زمان هاي مختلف و ... سبكش خوب و براي اولين كتاب خيلي هم قوي بود ولي با سليقه شخصي اون قدرها منو جذب نكرد جذابيتش پايين بود . آقاي خسروي از داستان سرايان اهل استان فارس هستند ايشون ساكن شيراز هستند و البته محل تولدشون شهر فساست .
قسمت زيبايي از كتاب
وقتي كه آدم پير مي شود ، شبيه به هيچ چيز زيبايي نيست .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه