تند باد/گوده

تند باد

 

لوران گوده

حسین سلیمانی نژاد

 

انتشارات چشمه

سال نشر : 1397

توفانی که در آمریکا رخ داده شهروندانی که شهر را ترک کردند هشدارهایی که داده شده و جا ماندگان که تقریبا همه از سیاه پوستان هستند . چند گروه خاص را رصد می کنیم چند مرد زندانی که زندانبان ها رهاشون کردن و سعی دارند فرار کنند پیرزنی سیاه پوست که کسی را ندارد و بسیار غمگین از ناعدالتی است رز زنی همراه با پسرش و معشوق سابقی که نزدش برگشته و کشیشی که نجواهایی برای نجات می شنود.

با لوران گوده همین امسال آشنا شدم خیلی هم خوشم اومد انتخاب موضوعاش و کتاب هاش خیلی خاص بود و خوب مسلما از دیدن کتاب جدیدی ازش بسی شاد شدم . به نظرم نحوه نوشتنش خیلی متفاوت بود و من نمی تونستم گوده را توی کتاب پیدا کنم فضای دیگه ای بود . کتاب قشنگیه داستان ها و تکه های قشنگی را توی یک بحران اجتماعی مورد بررسی قرار داده . 

 

قسمت های زیبایی از کتاب

تنها کاری که از دستش برمی آید فحش دادن و نفرین کردن و تف انداختن روی حافظه ای است که همه جیز را ضبط می کند و روزها و شب های بعد چیزی را که ازش فراری است دوباره برایش پخش می کند .

 

به رز فکر می کند که قطعا ازدواج کرده با یک بچه شاید هم چند تا . به رز که اول نفرینش کرد و بعد فراموشش کرد و به زندگی اش ادامه داد . با خودش می گوید که او مطمئنا اینجا نیست و باید جای امنی رفته باشد . دستی به موهایش می کشد . او اشتباه کرده بود . برای همین آمده اینجا. شش سال پیش رفتن پی نفت و باقی چیزها : اشتباه بود . نمی خواهد عذرخواهی کند فقط می خواهد به زبان بیاوردش . بگوید ارزش نداشت این همه رنج و این همه بیزاری از خود . حتی اگر رز اینجا نباشد حتی اگر خانه ای که مقابلش ایستاده خالی باشد در می زند تا این را به خودش بگوید لااقل یک بار برای همیشه بگوید کارم اشتباه بود و زندگی ام با این اشتباه نابود شد .

فریادها/گوده

فریادها

 

لوران گوده

حسین سلیمانی نژاد

 

انتشارات چشمه

سال نشر : 1389

داستان جنگ مردان جوانی که در جبهه مشغول جنگ هستند تمام آنچه در ذهنشان می گذرد دکتری که شاهد زجر زخمی هاست پسری در مرز جنون دوستان هم پیمان پسری که به مرخصی رفته و نمی خواهد برگردد .....

داستان جنگ فکرهای سنگر حالات روحی .... قشنگ نوشته به زوایای جالبی پرداخته و جالب روحیات مختلف و شکستنشون توی جنگ را نشون می ده اما من به اندازه بقیه کتاب های گوده دوستش نداشتم . اما مجموعا نسبتا خوبه .

خوب دیگه همین جا پرونده معرفی آقای گوده را می بندم امیدوارم انگیزه ای شده باشه برای همه تا بیشتر بخونن ازشون و بیشتر بشناسنشون .

الدرادو/گوده

الدرادو

 

لوران گوده

حسین سلیمانی نژاد

 

انتشارات چشمه

سال نشر ۱۳۸۹

 

داستان مهاجرت غیرقانونی زنان و مردانی که تلاش می کنند با هر هزینه ای به اروپا بروند چون در حال فرار از بدبختی پیرامونشان هستند زنی که فرزندش را در این سفر از دست می دهد و مردی که برادر بیمارش تمام پولش را برای رفتن او می دهد و از آن سو ماموری ایتالیایی که وظیفه اش برخورد با مهاجران قاچاق است . 

خیلی قشنگ از مهاجرت می گه اون نیرویی که سببش می شه ترس ها اشتباه ها تبعات نحوه گفتنش را دوست دارم .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

دیگر هیچ وقت بر نمی گردم . قرار است خیابان های زندگی مان را ترک کنیم. دیگر از فروشنده های این خیابان چیزی نمی خریم . دیگر این جا چای نمی خوریم . این قیافه ها به زودی مبهم می شوند و در خاطرمان ناشناس.

 

زنی به خانه ات می آید و چیزی را با تمام وجود از تو می خواهد . هیچ کس نمی توانست کاری خلاف کار تو انجام دهد . چون اراده زیباست و خوشبختانه مقابل زیبایی هنوز هم انسان گاهی زانو می زند .

 

می خواهم از رفتنت مطمئن شوم می خواهم ببینم یکی از ما از سرزمینی که هرکر نباید در آن به دنیا می آمدیم دور می شود .

 

از هیچ مرزی نمی شود راحت گذشت . پشت سر حتما باید از چیزی دل کند . فکر کردیم بدون دردسر می شود عبور کرد ولی برای ترک وطن باید از پوست خود جدا شد .

مرگ شاه سونگور/ گوده

مرگ شاه سونگور

 

لوران گوده

حسین سلیمانی نژاد

 

انتشارات ققنوس

سال نشر : 1385

شاه سونگور فرمان روای قدرتمند مصعب است که قرار است فردا ازدواج دخترش با شاهزاده سرزمین نمک را جشن بگیرد اما سانگو کریم دوست کودکی سامیلیا از راه می رسد و می گوید طبق عهد کودکی او باید داماد شاه سونگور باشد و ...

خیلی قشنگه یه جورایی خیال انگیز استعاره ها و جادوهای جالب فانتزی نمی دونم چه طور توصیفش کنم اما خیلی به دلم نشست .

آقای گوده از نویسنده های فرانسوی هستند که تصمیم دارم چند تا از کتاب هاشون را بخونم و بیشتر باهاشون آشنا بشم.این کتابشون هم برنده جایزه گنکور مدارس بوده .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

شخص مغلوب هر یک از آنها که باشد مورد بی مهری واقع شده و حق دارد به خشم آید و همین خشم است که او را قدرتمند و خستگی ناپذیر خواهد ساخت.

 

این ها عهدهایی کودکانه هستند و همه از این عهدها بسته اند . عهدهایی که انسان را به خنده می اندازد چون برای فراموش شدن ساخته شده اند .

سن عقل/ سارتر

سن عقل

 

ژان پل سارتر

حسین سلیمانی نژاد

 

انتشارات چشمه

سال نشر : 1395   

ماتیو سال هاست با مارسل نامزد است زوجی که ظاهرا به ازادی فکر می کنند و اعتنایی به ازدواج و بچه دار شدن ندارند. اما اکنون مارسل باردار شده و ماتیو به دنبال پولی است تا شرایط سقط جنین در پیش پزشکی مناسب را برای او مهیا کند .

خیلی قشنگ بود گفت و گوهای درونی ماتیو برای اینکه واقعا آزادی چیه چه بهایی داره تصمیم درست چیه آیا خیلی خوشبخته که دختر را رها کنه آیا پشیمون می شه ... این که روابط و عقاید طی گذر زمان دچار تغییرات می شوند زن ها هر چه قدر متفاوت توی رابطه چه حس و انتظاری دارند من واقعا موضوع و تحلیل هاش را دوست دارم . کتاب جدید سارتر در حقیقت یک کتاب از مجموعه سه گانه ای هست که به عنوان راه آزادی شناخته می شه : سن عقل ، تعلیق و عذاب روح .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

اگر به خودم دروغ بگویم احساس می کنم که در عین حال به تو دروغ گفته ام .        

 

لولا خشمگین به نظر می رسید ولی فقط علتش این بود که او را با هیجان دوست می داشت و به خاطر او ناراحت می شد.

 

می خواهم از هم اکنون زندگی کنم ، هنوز زندگی ام را آغاز نکرده ام ، دیگر وقت صبر کردن ندارم.

 

این بچه ای که متولد می شود نتیجه منطقی موقعیتی است که خود را عمدا در آن قرار داده ای و می خواهی آن را از بین ببری چون نمی خواهی تمام عواقب اعمالت را بپذیری.

ویلای دلگیر/ مودیانو

  

ویلای دلگیر

 

پاتریک مودیانو

حسین سلیمانی نژاد

 

انتشارات چشمه

مرد به یا دوران قدیم افتاده به زمانی که 18 ساله بود به این شهر کوچک و خلوت امده بود و در همان روزهای ابتدای ورود با دختری بزرگتر از خودش دوست شده بود دختری که هنرپیشه است و تصمیم دارد در مسابقه ای برای زیبایی و تیپ نیز شرکت کند مرد آن روزها و اتفاقات و احساساتش را مرور می کند .

کتاب متوسطیه خیلی فشرده نوشته شده کلی مطلب داره و نمی شه عیب عمده ای بهش نسبت داد اما تو همین راستا خیلی هم شاخص نیست اما اگر مودیانو را دوست دارید از دستش ندهید . امسال انگار توجه به مودیانو تو ایران زیاد بوده دو سه کتابی قبل عید معرفی کردم اما بازم توی تازه های نشر به سه تا کتاب دیگه ازش برخوردم .

مودیانو ادم بسیار مصاحبه گریزی هم هست .

افق/ مودیانو

افق

 

پاتریک مودیانو

حسین سلیمانی نژاد

 

انتشارات چشمه

مرد داره به سال ها قبل به خاطره ها و به مارگارت فکر می کنه وقتی هر دو جوان بودند در پاریس با هم آشنا شدند و هر دو مضطرب و نگران بودند چون کسانی در پیشون بودند و مارگارت زمانی اون را ترک کرد و .... اکنون مرد از طریق اینترنت در جست و جوی اوست.

خوب بود نمی خوام بگم خیلی احساس خوبی به مودیانو دارم سبک خاص خودشو داره یک جور تعلیق نه چهارچوب خاص نه پایان خاص همه چیز انگار توی هوا معلقه مبهمه ممکنه برای بعضی ها جالب باشه برای من معمولیه و خیلی این مدل را دوست ندارم اما قلمش روانه و این به دلم می شینه .

پدر مودیانو از یهودیان ایتالیایی الاصل و مادرش بلژیکی بوده .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

آدم دو سه مرتبه سر راه یک نفر قرار می گیرد و اگر با او سر صحبت را باز نکند باید برود و افسوس بخورد .

 

برخورد اول بین دو نفر مثل زخمی سطحی است که هر دو احساسش می کنند و چرت تنهایی شان را پاره می کند .

تصادف شبانه/ مودیانو

تصادف شبانه

 

پاتریک مودیانو

حسین سلیمانی نژاد

 

انتشارات چشمه

شبی مرد با یک فیات سبز چمنی رنگ تصادف می کند که راننده آن زن جوانی است . آناه را به بیمارستان می برند و بعد مردی که همراه زن جوان است به مرد پولی داده و از او رضایت می گیرد اما مرد به دنبال زن جوان است . دلیل خاصی برای این کار ندارد اما انگار آن تصاف نقطه خاصی در زندگی اوست چیزی که باعث به یاد آوردن برخی اتفاقات زندگی اش و فراموشی برخی دیگر می شود ....

من خوشم نیومد روان می نویسه قلمش جدیده قبول اما موضوع برای من اولا خیلی بی سر و ته بود خوشم نمی یومد از نداشتن یک چهارچوب و به نظرم گیج می زد دوما جذاب نبود و فقط می خوندم تموم شه سوما به نظرم یک جورایی مایه های همان خیابان بوتیک های خاموش را داشت .

آقای مودیانو علاوه بر داستان به نوشتن فیلم نامه هم می پردازن .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

ملاقات هایی که تقدیر جلوی راه آدم می گذارد بسیار محدودند .

 

بوها بهترین چیز برای جان دادن به گذشته هستند .