دوازده داستان سرگردان/ مارکز

 

دوازده داستان سرگردان

 

گابریل گارسیا مارکز

بهمن فرزانه

 

انتشارات ققنوس

شامل داستان های سفر به خیر اقای رئیس جمهور ، قدیس ، زیبای خفته در هواپیما ، فقط اومدم یک تلفن بکنم ، ماریا دوس پراسه ، رویاهایم را می فروشم ، ارواح ماه اوت ، ترامونات ، هفدم مرد انگلیسی مسوم ، رد خون تو در برف ، تابستان خوش دوشیزه فوریس و  روشنایی مثل آب است می باشد که همگی قبلا معرفی شده اند .  

زنی که هر روز ساعت شش صبح می آمد/ مارکز

 

زنی که هر روز ساعت شش صبح می آمد

 

گابریل گارسیا مارکز

نیکتا تیموری

 

انتشارات آریابان

شامل داستان های زنی که هر روز راس ساعت شش می امد ،ایوا درون گربه خویش ، کسی این گل سرخ ها را به هم ریخته ، آن روی دیگر مرگ ، چشمان آبی رنگ سگ ، گفت و گو با آینه ، نا به سامانی سه احمق ، تک گویی ایسابل هنگام تماشای باران ماکاندو ، سومین تسلیم و  نابو ، سیاه پوستی که فرشته ها را منتظر گذاشت که  همه قبلا معرفی شده اند .

چشم های سگ آبی رنگ / مارکز

 

چشم های سگ آبی رنگ

 

گابریل گارسیا مارکز

بهمن فرزانه

 

انتشارات ثالث

داستان های آوا درون گربه خود ، اندوه سه خوابگرد ، چشم های سگ آبی رنگ ، تسلیم سوم و  روی دیگر مرگ قبلا معرفی شده اند .

گفت و گویی در آینه :  گفت و گوی اول صبح مردی در آینه با خودش .

کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد / مارکز

 

کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد

 

گابریل گارسیا مارکز

اسماعیل قهرمانی پور

 

انتشارات روزگار

داستان های کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد ، تشیع جنازه مادربزرگ ، بعد از ظهر باشکوه بالتاسار ، بیوه مونتایل و  کسی این گل سرخ ها را به هم ریخته را قبلا تعریف کردم .

تدفین مادر بزرگ : زن برای دیدن جسد پسرش آمده که حین دزدی کشته شده .

در یکی از همین روزها : شهردار برای کشیدن دندان خرابش سراغ دندان پزشک شهر رفته .

در این شهر دزدی وجود ندارد : مرد به باشگاه بیلیارد شهر دست برد می زند .

یک روز پس از شنبه :  پرنده های مرده ای که پنجره ها را می شکنند .  

کتاب قشنگ و لذت بخشی هست .

پرندگان مرده و پانزده داستان دیگر / مارکز

 

پرندگان مرده و پانزده داستان دیگر

 

گابریل گارسیا مارکز

احمد گلشیری

 

انتشارات نگاه

در این شهر دزد پیدا نمی شود ، بعد از ظهر باشکوه بالتاسار، تشیع جنازه مادر بزرگ ، کسی برای سرهنگ نامه نمی نویسد ، زیباترین غریق جهان ، پیرمرد فرتوت با بال های عظیم ، بلاکامان نیک جادو جنبل کار ، آخرین سفر کشتی اشباح ، تک گویی ایسابل هنگام تماشای باران ماکاندو ، نابو ، سیاه پوستی که فرشته ها را منتظر گذاشت ، طوفان برگ و پرندگان مرده را قبلا معرفی کردم . 

دسته گل کوچک : همان داستان تدفین مادربزرگ یعنی زن برای دیدن جسد پسرش که دزد بوده اومده .

اشک هایتان را پاک کنید : همان داستان در یکی از همین روزها

گل های سرخ کاغذی : حرف های مینا با مادربزرگ نا بینایش.

 

قسمت زیبایی از کتاب

اگه می خوای رنگ خوشبختی رو ببینی ، حرف دلت رو با غریبه ها در میون نذار .

شخصیت های گم شده / مارکز

 

شخصیت های گم شده

 

گابریل گارسیا مارکز

محمدرضا راه ور

 

انتشارات شیرین

این کتابم مجموعه چند تا داستان کوتاه هست که همه اش را قبلا معرفی کردم اما چون توی کتاب بدون اسمند و شماره دارند دیگه اسامی نیوردم منم . اما اینکه می گه ادامه صد سال تنهایی خیلی مسخره است ربطی نداره .

تلخکامی برای سه خوابگرد / مارکز

 

تلخکامی برای سه خوابگرد

 

گابریل گارسیا مارکز

کاوه باسمنجی

 

انتشارات روشنگران

داستان های تسلیم سوم ، روی دیگر مرگ ، ایوا توی گربه اش است ، تلخکامی برای سه خوابگرد ، گفت و گو با آینه ، چشمان سگ آبی رنگ ، زنی که سر ساعت شش آمد ، نابو ، سیاه پوستی که فرشته ها را منتظر گذاشت ، کسی این رزها را به هم ریخته است، تک گویی ایسابل هنگام تماشای باران ماکاندو ، مردی بسیار پیر با بال های عظیم ، خوش سیما ترین غریق جهان ،مرگ پایدار در فراسوی عشق ، آخرین سفر کشتی موهوم و بلاکامان معجزه فروش نیک سرشت قبلا معرفی شدند.

شب درناها : سه مردی که درناها چشم هایشان را درآورده اند .

دریای زمان گم شده : شهر مرده که بعد از آمدن بوی گل رز دوباره جان می گیرد .

داستان باور نکردنی و غم انگیز ارندیرای بیگناه و مادربزرگ سنگدلش : همان داستان وقتی باد بدبختی بوزد .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

در میان آخرین گروه یک کشیش هم وارد شد . همه جا را زیر پا می گذاشت ، نان خیسانده در قهوه می خورد و اندک اندک هر چیزی را که پیش از او وارد شده بود حرام اعلام می کرد : بازی های شانسی ، موسیقی نو و حتی عادت تازه ی خوابیدن در ساحل را .

 

شگفت زده شد از این که دید آدم های ثروت مند هنگام گرسنگی چه قدر شبیه آدم های فقیرند.

سفر خوش آقای رئیس جمهور / مارکز

 

سفر خوش آقای رئیس جمهور

 

گابریل گارسیا مارکز

احمد گلشیری

 

انتشارات نگاه

داستان های زنی که ساعت شش آمد ، مرگ مدام در فراسوی عشق ، تسلیم سوم ، روی دیگر مرگ ، ایوا درون گربه خود ، اندوه سه خوابگرد ،چشمهای سگ آبی رنگ ، کسی این گلهای سرخ را به هم می ریخته ،شب تلیله ها ، سفر خوش آقای رئیس جمهور ، قدیس ، زیبای خفته و هواپیما ، رویاهایم را می فروشم ، فقط اومدم یک تلفن بکنم ، ارواح ماه اوت ،ماریا دوس پراسه رس ، هفده مرد انگلیسی مسموم ، ترامونتانا ، تابستان خوشبختی میس فورس ، نور مثل آب است ، دریای زمان گم شده و رد خون توی برف که همه را قبلا معرفی کردم .

سرگذشت یک غریق / مارکز

 

سرگذشت یک غریق

 

گابریل گارسیا مارکز

رضا قیصریه

 

انتشارات نیلوفر

خوب این داستانم که قبلا معرفی کردم و چیز جدیدی برای حرف زدن در موردش ندارم .

روزی همچون روزهای دیگر / مارکز

 

روزی همچون روزهای دیگر

 

گابریل گارسیا مارکز

نیکتا تیموری

 

انتشارات آریابان

در این شهر هیچ دزدی نیست ،  گل سرخ های مصنوعی ، بعد از ظهری شگفت انگیز برای بالتازار ، بیوه مونتیل ، روزی از پس شنبه ، روزی همچون روزهای دیگر .

 

خواب بعد از ظهر روز سه شنبه :  همان داستان دسته گل کوچک

سوگی بر مرگ یک زن :  همان داستان تشییع جنازه مادربزرگ

ماجرای اقامت پنهانی میتل لیگین در شیلی / مارکز

 

 ماجرای اقامت پنهانی میتل لیگین در شیلی

 

گابریل گارسیا مارکز

باقر پرهام

 

انتشارات آگاه

میگل لیتین کارگردان شیلیایی هست که دو بار نامزد دریافت جایزه نخل طلایی کن و دو بار هم نامزد دریافت خرس طلایی برلین شده . اون جز اقشار روشن فکر کشور و از مسئولین سینمایی در دولت النده بود و وقتی پینوشه سر کار اومد تبعیدش کرد و اسمش جز کسایی بود که تا اخر عمر ممنوع الورود هستند . اون مدت دوازده سال در تبعید بود که فکر جسورانه ای به سرش زد باید فیلمی از زندگی مردم در شیلی دیکتاتوری تهیه کنه تعدادی هم دست پیدا کرد و به صورت قاچاقی و با تغییر چهره وارد کشور شد نتیجه این سفر یک فیلم دو ساعته به نام طبقات عامه در شیلی است .

این کتاب شرح چگونگی رفتن اون به شیلی اقدامات امنیتیش حین ورود خروج و زندگی در شیلی هست . من خوشم اومد کتاب قشنگیه . خوب سبک مارکز نیست اون داستان های سورئال را بی خیال شید یک نفر تعریف کرده و یک نفر اون گزارش را ساده و روان نوشته اما روان هست ماجراجویانه هست و نقاط زائد هم نداره . احساس شگفتی و دلشوره خاصی به آدم می ده .

پ .ن : گفتم یک لیست از کتابایی داشتم که باید سر و سامون بهشون بدیم و هر دو سه تا نویسنده جدید که معرفی کنم می رم سر مرتب سازی لیستم حالا بعد از 3 تا کتاب جدید اومدم سراغ مارکز . من از مارکز کتاب های خیلی زیادی معرفی کردم و صد البته خیلی کتاب های دیگر هم توی بازار ازش هست تعداد زیادی از اونها مجموعه داستان کوتاه هستند که اصولا خیلی هاش را قبلا توی مجموعه های دیگه خوندیم من یک تعداد که در دسترسم بودم را خواستم معرفی کنم که هم خودم هم اگر کسی خواست بدونه قراره با کدوم داستان های مارکز توشون مواجه شه . بنابرین این لیست وقت خاصی ازم نبرده فقط داستان ها را چک کردم و البته داستان های کوتاهی که بینش نخونده بودم که تک و توک بود . حسن ختام مرتب سازی پرونده مارکز هم معرفی همین کتابه .

داستاني مرموز/  مارکز

داستاني مرموز

 

گابريل گارسيا ماركز

بهمن فرزانه

 

انتشارات ثالث

يكي ديگه از تازه هاي نشر كه البته اين كتاب هم چاپ چندم هست و نمي دونم اولين بار كي وارد بازار ايران شده . ماركز يكي زماني شروع مي كنه داستان دنباله داري در مورد خانم ماركيز توي روزنامه مي نويسه يك داستان سورئال زني كه 4شنبه ها از طرف شوهرش هديه اي دريافت مي كرده مثل فيل آوازه خوان ، صندلي الكتريكي ، قاتل حرفه اي و .... البته به اتمام نمي رسونه و خيلي زود منصرف مي شه حالا اون داستان در قالب يك كتاب خيلي كوچيك جمع آوري شده . براي من هيجان انگيز و دوست داشتني بود يه جورايي با حال با فانتزي اعجاب برانگيز البته من شديد ياد نوشته هاي كس ديگه مي انداخت نمي دونم كي شايد ونه گات شايد براتيگان .....

برای سخنرانی نیامده ام/ مارکز

برای سخنرانی نیامده ام

 

گابریل گارسیا مارکز

بهمن فرزانه

 

انتشارات ثالث

این کتاب مجموعه ای از سخنرانی های مارکز توی شرایط و مناسبت های مختلف هست که قبل از هر سخنرانی توضیح خیلی مختصری اومده و گفته این امر کجا و کی و به چه مناسبتی روی داده . اکثر سخنرانی ها کوتاهن و در حقیقت مارکز علاقه ای به سخنرانی نداشته اسم کتاب هم جمله ای هست که توی یکی از همین سخنرانی ها گفته .

اینم یکی دیگه از تازه های نشر باز از مارکز باز از بهمن فرزانه و باز از نشر ثالث ! از این یکی خوشم نیومد راستش من سر همه سخنرانی ها خوابم می ره حس گوش دادن بهشون را ندارم اینجا زیاد طولانی و خسته کننده نبودند البته اما اشتیاق چندانی هم درون من ایجاد نمی کردند .

نوشته های کرانه ای/ مارکز

نوشته های کرانه ای

 

گابریل گارسیا مارکز

بهمن فرزانه

 

انتشارات ثالث

کتاب مجموعه ای از نوشته ها ، مقالات و داستان کوتاه های مارکز هست که توی دوران جوانیش نوشته و توی خیلی از اونها می تونید رد پای داستان ها و رمان های بعدیش را پیدا کنید . تعدادش خیلی زیاده برای همین نمی تونم یکی یکی نام ببرم و خلاصه ای ازش بگم . موضوعات متنوع هست و البته همه اونها را وقتی توی شهرهای ساحلی کلمبیا اقامت داشته نوشته و برای همین عنوان نوشته های کرانه ای براش انتخاب شده .

مجموعه فوق العاده زیباییه سبک روان کوتاه با مایه های سورئال موضوعات متفاوت و جذاب نه خیلی پرشور اما همراه با احساسات گاهی طنز ... برای من خیلی پرشور بود خیلی روان و خیلی دوست داشتنی اینم یکی دیگه از تازه های نشر این یکی دو ساله البته کتاب چاپ دوم هست نمی دونم چاپ اولش کی بوده .

یک جمله هم برای خالی موندن عریضه هر چند قصد نوشتن جملات زیبا برای این کتاب را نداشتم .

 

قسمت زیبایی از کتاب

شاید هم پاهای بزرگی چیزی است که زن ها را جالب تر نشان می دهد . پاهای کوچک آن طور که در قیدم الهام بخش شعرا و خیاط ها بوده دیگر از مد افتاده است .

يادداشت هاي پنج ساله /مارکز

يادداشت هاي پنج ساله

 

گابريل گارسيا ماركز

بهمن فرزانه

 

انتشارات ثالث

كتاب مجموعه اي از مقالات و يادداشت هاي ماركز هست كه از سال 80 تا 84 نوشته شده و چاپ چهارمش هم همين امسال توسط نشر ثالث دوباره راهي بازار شده . نوشته هاش اون خشكي مقاله را نداره واقعا عين داستان يا يك جور صحبت گرم و صميمي با كسي هست كه دوستش دارين . در مورد موضوعات مختلفي هم هست نوبل ، آمريكا ، داستان هاي نوشته نشده و ....

خيلي كتاب را دوست داشتم خيلي قشنگ بود به نظرم و هيچ گونه احساس كسلي نداشتم بلكه با شوق و ذوق مي خوندم و خلاصه خيلي خوب بود .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

تجزيه و تحليل بيش از حد گمراه كننده است .

 

ساختماني كه براي تمرين اركستر در نظر گرفته بودند فقط يك اسانسور داشت با گنجايش چهار نفر در نتيجه هشتاد نفر نوازنده ي اركستر ساعت هشت صبح شروع مي كردند به بالا رفتن و چهار ساعت بعد وقتي همگي به بالا رسيده بودند بايد براي صرف ناهار با همان اسانسور پايين مي امدند .

گروگان گیری / مارکز

گروگان گیری

 

گابریل گارسیا مارکز

حمید شریعت زاده

 

انتشارات نیلوفر

گروگان گیری فیلم نامه ای از مارکز هست که تا به حال سراغش نرفته بودم چون تصور می کردم با ماجرای کتاب گزارش یک آدم ربایی  مشابه هست تا چندی پیش که دوستان وبلاگی این کتاب رو خوندند و تعریفش را کردند و گفتم بهتره خودم تجربه اش کنم .

در نیکاراگوآ که حاکمی فاسد و مستبد دارد ، حزب تصمیم می گیرد با گروگان گیری افراد مهم مملکت آنها را مجبور نماید که اصلاحاتی همانند افزایش حقوق و آزادسازی زندانیان سیاسی را قبول نمایند . داستان به ورود داوطلبان برای اجرای این نقشه به شهر و تعلیم آنها آغاز شده  تا پایان گروگان گیری و عنوان درخواست ها ادامه می یابد ...

خوب بود . اون عناصر خیال انگیز همیشگی مارکز را نداره و خوب یک مقادیری خسته کننده و درهم هست چون 15 نفر توی عملیات هستند بدون اسم همه با شماره که خصوصیات فردی خاصی هم ندارند و برای ما همشون شماره هستند پس در نتیجه برای من خواننده فرقی نمی کنه شماره11 شلیک کنه یا شماره 5 ! این یک مقادیری کسل کننده اش می کنه ولی چهارچوبش قوی و جالب هست و فکر می کنم فیلم قشنگی از توش در بیاد

مارکز برای یاد گرفتن سینما به ایتالیا می ره و اصلا هم از اون دوران راضی نیست ولی در کل از فیلم نامه نویسی راضیه و می گه خیلی ها می گفتند نوشتن این فیلم نامه ها دستت را می بنده و آینده ادبیت را خراب می کنه ولی من فکر می کنم برام آموزنده بودند .

صد سال تنهایی /مارکز

صد سال تنهایی

 

گابریل گارسیا مارکز

بهمن فرزانه

 

انتشارات امیرکبیر

صد سال تنهایی حکایت 6 نسل از خانواده ای است که محکومند به تنها زیستن . خوزه آرکادیو بوئندیا و اورسولا ایگوآران زن و شوهری هستند که همراه تنی چند از دوستانشان دهکده خود را ترک می کنند تا به جای جدید برسند و بعد دهکده موکوندو را بنیان می گذارند . دهکده ای که در ابتدا بکر و جادویی است ولی بعد ارتباط با سایر تمدن ها ، عناصر خیال را از آن دور می کند . حکایت ، حکایت نسلی عجیب و سودازده است ، خانواده ای که افرادش تنها هستند ، وارد قصه های عشقی اشتباه می شوند ، به کیمیاگری علاقه دارند و ...

فوق العاده زیبا بود اصلا این کتاب اون قدر معروف هست که به معرفی احتیاج نداره خیلی خیلی زیباست و البته پایانش شدیدا هنرمندانه است . عناصر خیالی  یا در حقیقت همون رئالیسم جادوییش در اوج زیبایی هست واقعا شگفت انگیز  دختران خوشگلی که به آسمان می روند ، پسرانی که جای خاکستر از پیشانیشان پاک نمی شود ، مردی که در زمان فوتش در شهر باران گل می بارد ...

تنهایی و خلوت افراد ، روحیه های متفاوت ولی در عین حال مهربون و زیرک جامعه ، یادهایی که فراموش می شوند و ...

من قبلا این کتاب را با ترجمه کس دیگه خوندم و نصفه رها کردم و شدیدا تایید می کنم که ترجمه آقای فرازنه بسیار بسیار شیواست و حتما موقع خوندن به اون شجره نامه تصویری اول ترجمه احتیاج پیدا می کنید چون نام تمام پسران این خاندان یا خوزه آرکادیو است یا ائورلیانو و وقتی 6 نسل باشه و توی هر نسلی چندین بچه اون وقت متوجه می شید که بدون شجره نامه فقط با دو تا اسم دارید پیش می رید !!!!!

 

قسمت های زیبایی از کتاب

جهان چنان تازه بود که بسیاری چیزها هنوز اسمی نداشتند و برای نامیدنشان می بایست با انگشت به آن ها اشاره کنی .

 

هیچ آرمانی در زندگی ارزش این همه سرافکندگی و خفت را ندارد .

 

مردها چه قدر عجیبند ! از یک طرف تمام عمر خود را به جنگ با کشیش ها می گذرانند و از طرف دیگر کتاب دعا هدیه می دهند .

 

آنچه از تو ناراحتم می کند این است که همیشه درست آنچه را که نباید بگویی ، می گویی .

 

ادبيات بهترين بازيچه اي است كه بشر اختراع كرده است تا مردم را مسخره كند .

 

زن گذاشت تا اشك او تمام شود . با نوك انگشتان سر او را نوازش مي كرد و بدون اينكه  او را وادار به اعتراف كند كه به خاطر عشق اشك مي ريزد ، فورا قديمي ترين گريه ي تاريخ بشر را شناخت .

 

روزي كه قرار بشود بشري در كوپه ي درجه يك سفر كند ، ادبيات در واگن كالا ، دخل دنيا آمده است .

ژنرال در هزار تویش

ژنرال در هزار تویش

 

  گابریل گارسیا مارکز

جمشید نوابی

 

 انتشارات توس

  کتاب شرح آخرین روزها و در حقیقت آخرین سفر سیمون بولیوار قهرمان آزادی خواه آمریکای لاتین است . زمانی که بولیوار در سنین میانسالی از نظر جسمی مانند یک پیرمرد است و از ریاست جمهوری کنار گذاشته شده . او می گوید که قصد دارد کاملا از سیاست دور بماند و به اروپا برود هر چند هیچ کس حرف او را باور ندارد و همگان معتقدند این بار نیز این ادعاهای او مانند دفعات پیش تنها در حد حرف است و ......
یک جور شخصیت جالبی داره به دکترها اعتماد نداره ، لجبازه ، دست و دلبازه و ......

مارکز فوق العاده کتاب را قشنگ نوشته و سبک نوشتارش جوریه که مثل بقیه کتابهاش شما را با خودش به حال و هوای سحر انگیز و پرجاذبه آمریکای لاتین می بره ... یک حال و هوای جادویی خاص یک جوری که آدم نمی تونه باور کنه و در عین حال باور داره .... خیلی قشنگ بود

  قراره اقتباس سینمایی این کتاب توسط آلبرتو آرولو کارگردان ونزوئلایی ساخته بشه . سیمون بولیوار یک سیاستمدار ونزوئلایی و یکی از رهبران اصلی جنبش ازادی خواهی در آمریکای لاتین بوده و در سال 1821 اسپانیایی ها را از کشورش بیرون کرد و بعد حواس خود را متوجه سایر مستعمرات اسپانیا در این منطقه نمود . او جمهوری بزرگ کلمبیا شامل کلمبیا ، ونزوئلا و اکوادور را بنیان نهاد .  مرگ او در اثر سل بود . در کاراکاس نیز دانشگاهی به نام او تاسیس شده است .

  در مورد خود مارکز هم خوبه اشاره کنیم که علاوه بر نویسندگی در دنیای سیاست هم فعال بوده . وی
در سال ۱۹۸۰ به ظن ارتباط با یک گروه چریکی موسوم به M19 به مکزیک تبعید شد و بعدها در مذاکراتی که بین بزرگ‌ترین گروه شورشی کلمبیا یعنی FARC و دولت انجام شد ، همکاری کرد.  در عین حال مارکز یکی از صمیمی‌ترین دوستان فیدلکاسترو ، رهبر کوبا هم به شمار می‌رود . او در سال ۱۹۹۹ رسماً مرد سال آمريکای لاتین شناخته شد و در سال ۲۰۰۰ مردم کلمبيا با ارسال طومارهايی خواستار پذيرش رياست جمهوری کلمبيا توسط مارکز بودند که وی نپذيرفت.

مارکز سالهای زیادی در مکزیک زنده کرده است و اظهار کرده است که از تلویزیون و مراسم عمومی نفرت دارد. 

 

قسمت های زیبایی از کتاب

هیچ شکستی شکست نهایی نیست .

 

دستش را که انگار چنگال قوشی بود  روی شانه های او گذاشت و پرسید :
بگو ببینم پسر عمو تو هم فکر می کنی که ظاهر من به یک مرده شبیه است ؟
ایبارا که به شیوه های او  عادت داشت برنگشت به او نگاه کند . گفت : من نه ژنرال.
- خوب یا کوری یا دروغ می گویی .
ایبارا گفت : یا پشتم به شماست .

 

 تو مرد بزرگی هستی ژنرال . بزرگ تر از همه اما عشق هنوز برای تو خیلی بزرگ است .

وقایع نگاری یک جنایت از پیش اعلام شده

 

وقایع نگاری یک جنایت از پیش اعلام شده

 

 

 گابریل گارسیا مارکز

ایرج زهری

 

 

انتشارات روزبهان

 دو برادر دوقلوی آنجلیکا تصمیم دارند سانتیاگو نظر را بکشند تا از خواهرشان اعاده حیثیت شود تمام مردم شهر به جز سانتیاگو و مادرش از موضوع خبر دارند و خیلی ها مخالف این کارند و سعی در جلوگیری از این امر دارند اما همه چیز دست به دست هم می دهد تا هیچ کس چیزی نگوید و ........

 

همون فضاهای مالیخولیایی و جالب خیلی فضاش و سبک نوشتنش را دوست داشتم موضوعش هم عالی بود حرف نداشت نحوه روایتش هم خوب بود اما کشش کافی نداشت یعنی از یک جایی به بعد هیچ کنجکاوی یا حس خاصی شما را به ادامه وا نمی داشت تکلیف داستان همون اوایل معلوم می شه بعدش فقط دارید نوشته های یک قلم زیبا را می خونید که خوب در این صورت به نظر زیاد می یاد مگه چند صفحه می خواهین چیز قشنگ بخونین .... من موضوعش را خیلی دوست داشتم اما به نظرم باید خلاصه تر می شد

 

بهتره اشاره کنم که تصویر کتابی که خودم خوندم را پیدا نکردم و تصویر همین کتاب با یک عنوان دیگه به ترجمه خانم گلستان را گذاشتم . توی قسمت های نمونه ای که خوندم به نظرم ترجمه خانم گلستان بهتر از ترجمه آقای زهری بود . این کتاب توسط اقای فرزاد و پارسای نیز ترجمه شده و ظاهرا قتل یکی از دوستان کودکی مارکز الهام بخشش برای نوشتن این کتاب بوده

توفان برگ

                             

البته من با یک جلد دیگه خوندمش از یک انتشارات دیگه

 

توفان برگ

 

  گابریل گارسیا مارکز

هرمز عبداللهی

 

 انتشارات البرز

 

 وقتی مردم ماکوندو به در خانه دکتر می آیند این دکتر که رفتار بسیار عجیب و غریبی دارد و سالهاست به طبابت دست نزده از مداوای قربانیان یک شورش سر باز می زند ..... سال ها بعد دکتر خود را دار می زند و مردم امیدوارند بوی فساد جسدش شهر را پر کند امیدوارند او در گوشه تنهایی خود بپوسد.... داستان از مرگ دکتر شروع می شود و روند زندگیش را در یک فضای آمریکای لاتینی دنبال می کنیم .......داستان از زبان سه راوی روایت می شه و به صورت ناگهانی با تعویض راوی رو به رو هستیم  

 

خیلی داستان قشنگیه همون حال و هوای خاص مارکز و امریکای لاتین را داره یک جور ساده و در عین حال پر از رمز و راز و یک رخوت گرم و خاص ..... خیلی خوشم اومد نحوه جا به جایی راوی ها هم خیلی روان و زیبا بود

خود مارکز راجعه به این داستان گفته : توفان برگ را كه اولين كتابم است بيش از همه نوشته هايم دوست دارم. به گمانم بسياري از كارهايي كه بعد از توفان برگ نوشتم از آن مايه گرفته اند. خود انگيخته ترين كار من است و نوشتن اش برايم از همه سخت تر. تجربه نويسندگي ام در آن زمان از هميشه كمتر بود يعني از ترفندهاي پليد نويسندگي كمتر خبر داشتم. كتابي ناشيانه و شكننده اما در نهايت خودجوشي است و نوعي صميميت خام دارد كه كتاب هاي ديگرم از آن بويي نبرده اند. دقيقا مي دانم كه چطور توفان برگ از گوشه جگرم كنده شد و بر كاغذ نشست . كارهاي ديگرم را پخته ام و خوب فلفل و نمك شان زده ام

 

 بعد از داستان طوفان برگ چند تا از داستان های کوتاه مارکز هم در ادامه کتاب امده :

زیباترین مغروق جهان

مردی بسیار پیر با بالهای بسیار بزرگ

بلکمان خوش قلب ، فروشنده معجزات

آخرین سفر کشتی ارواح

گفتگوی ایزابل با خود به هنگام تماشای باران در ماکاندو

نابو سیاهپوستی که فرشتگان را در انتظار می گذاشت

 

 قسمت های زیبایی از کتاب

 «ببینید خانم، برای من فقط کمی علف بجوشانید و بیاورید، انگار که سوپ است.»

مِمِه از جایش تکان نخورد. سعی کرد بخندد، اما نتوانست خنده را بیرون بریزد. در عوض رو به آدلایدا کرد. آن وقت آدلایدا هم که لبخند می‌زد، اما پیدا بود ناراحت است، پرسید: «چه جور علفی دکتر؟» و او با صدای جویده‌جویده و خست‌بارش گفت:

«علف معمولی خانم. از همان علفی که خر می‌خورد.»

 

 

هم چنان که تماشایش می کردم به نظرم آمد که با آمدن او با ان موهای کوتاهش ، دسامبر دیگر چندان هم ماه غم انگیزی نیست .

زائران غریب

 زائران غریب

 

 گاریل گارسیا مارکز

صفدر تقی زاده

 

 انتشارات مرغ امین

 مجموعه ای از 12 داستان کوتاه مارکز هست که عبارتند از :

1-     سفر به خیر اقای رئیس جمهور

2-     سنت

3-     زیبا خفته و هواپیما : ملاقات زنی زیبا در فرودگاه

4-     خواب هایم را می فروشم

5-     من فقط امدم که تلفن کنم

6-     ارواح ماه اوت

7-     ماریا دوس پرازرس

8-     هفده مرد انگلیسی مسموم : زنی که برای دیدار پاپ به ایتالیا امده و در یک هتل اقامت می کند

9-     ترامونتانا

10- تابستان خوش دوشیزه فوربس : یک معلم سرخانه

11- روشنایی مثل آب است

12- رد خون تو بر برف

 

به جز داستان 8 و 10 بقیه در کتاب بهترین داستان های کوتاه ماکز به انتخاب اقای گلشیری وجود داره و هر چند اینم کتاب خوبیه اما خوب پیشنهاد می کنم کتاب اقای گلشیری را بخونید چون یک عالمه داستان زیبای دیگه هم در کنار این 10 داستان هست .

داستان 8 و 10 را هم توی کتابهای قبلی خونده بودم و کلا تکراری بود برام

 

بهترین داستان های کوتاه  مارکز

 

بهترین داستان های کوتاه  مارکز

 

  گابریل گارسیا مارکز

احمد گلشیری

 

 انتشارات نگاه

 

 کتاب مجموعه ای از داستان های کوتاه مارکز هست که انتخاب های جالبی هم هستند . منظورم اینه داستان های خیلی قشنگی را گلچین کرده و پیش نهاد می کنم بخونیدش .

 1-     بعد از ظهر باشکوه بالتاسار : در مورد مردی که زیباترین قفس دنیا را ساخته

2-     تشیع جنازه مادر بزرگ : داستان در مورد روزهای آخر زندگی زنی است که رئیس قبیله ای مادر سالار است یک جورایی با حال و هوای رمان صد سال تنهایی

3-     کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد  : سرهنگی که 15 سال منتظر نامه دریافت مستعمری خود می باشد

4-     تسلیم سوم : پسری که مرده اما مادرش جسم او را زنده نگه داشته

5-     روی دیگر مرگ : پسری که به مرگ برادر دوقلویش فکر می کند

6-     اوا درون گربه خود : زنی که از زیباییش عذاب می کشد

7-     اندوه سه خوابگرد : زنی منزوی درون یک خانه که تصمیم می گیرد از جایش تکان نخورد

8-     زنی که ساعت 6 می امد : در مورد زنی که هر روز ساعت 6 به کافه ای می رود که کافه دار عاشقش است

9-     چشم های سگ آبی رنگ : دختر و پسری که هر شب به خواب هم می روند

10- کسی این گل سرخ ها را به هم ریخته : در مورد روحی که هنوز در این دنیا باقی مانده

11- شب تلیله ها : 3 نفری که تلیله ها چشمشان را در اورده اند

12- زیباترین غریق جهان : مرد غرق شده ای که اب او را به یک روستا می اورد

13- پیرمرد فرتوت با بال های عظیم : فرشته ای که به درون ادمیان امده

14- بلاکامان نیک جادو جنبل کار : 2 مرد اهل جادو

15- آخرین سفر کشتی اشباح : پسری که همیشه در ماه مارس یک کشتی سیاه بزرگ را می بیند اما کسی حرفش را قبول نمی کند

16- مرگ مدام در فراسوی عشق : مردی که چند ماه مانده به پایان زندگیش با یک دختر زیبا برخورد می کند

17- رد خون توی برف : یک زوج جوان پولدار در سفر ماه عسل

18- نور مثل آب است :  2 برادری که به جای جایزه مدرسه خواستار قایق و لوازم غواصی هستند

19- فقط اومدم یک تلفن بکنم : زنی که به یک تیمارستان می رود تا به شوهرش زنگ بزند و تاخیر خود را اعلام کند

20- سفر خوش اقای رئیس جمهور

21- ماریا دوس پراسه رس : زنی که تدارک تشییع جنازه اش را می بیند

22- رویاهایم را می فروشم : زنی که خواب واقعی می بیند

23- ارواح ماه اوت : خانه ای که گفته می شود پر از ارواح است

24- قدیس : مردی که قصد دارد ثابت کند دختر مرحومش یک قدیس است

25- ترامونات : باد مرگ زا

26- زیبای خفته در هواپیما

27- وقتی باد بدبختی بوزد : دختری که مادربزرگش به خاطر بدهی اش او را مجبور به هم خوابی با همه مردها می کند

 

همه داستان ها قشنگد و موضوعات جالبی دارند به خصوص زیباترین غریق جهان ، چشم های سگ آبی رنگ ، پیرمرد فرتوت با بال های عظیم و فقط اومدم یک تلفن بکنم .

 

 قسمت زیبایی از کتاب

 از وقتی سانسور برقرار شده روزنامه ها فقط درباره اروپا می نویسن . بهترین کار اینه که اروپایی ها بلند شن بیان این جا ، ما هم پاشیم بریم اونجا . به این ترتیب هر کس می دونه تو کشورش چی می گذره .

گزارش یک آدم ربایی

گزارش یک آدم ربایی

 

 گابریل گارسیا مارکز

جاهد جهانشاهی

 

 نشر آگاه

 

 کتاب یک توصیف حقیقی از ماجرای گروگان گیری 9 خبرنگار کلمبیایی است . پابلو اسکوبار یکی از قاچاقچیان مواد مخدر در کلمبیاست که گروه بزرگی در کشور را رهبری می کند . او برای تسلیم شدن خودش شرایطی گذاشته و برای آنکه دولت را تحت فشار قرار دهد 9 خبرنگار که اکثرا ارتباط نزدیکی با رئیس جمهور را دارند می رباید ..... مارکز این کتاب را با مصاحبه با این افراد تنظیم نموده است .

کتابش قشنگ هالبته اصلا فونت و صفحه بندی استانداردی نداره کتاب و موقع خوندن یک مقادیری اذیت می شید اما خود کتاب جالبه یعنی ادم باورش نمی شه چنین اتفاقاتی جدا توی یک کشور رخ بده هرج و مرج کامل .... هر روز یکی را بدزدن و انفجار و از سوی دیگه نهایتا زندان شخصی با وسایل لوکس و ...... خیلی باحاله اصلا فضا ، یک فضای دیگه است  

 

مارخو پاچون که یکی از گروگانها بوده به همراه شوهرش آلبرتو وی یامیزار به سراغ مارکز می روند تا این کتاب را بنویسه و من که اصلا حس خوبی نسبت به هیچ کدوم نداشتم کارها و حرفهای نمایشی .... انگار به نظرشون کار فوق العاده ای انجام داده بودند که می ترسیدند یک وقت مردم یادشون بره و دیگه اینکه همه باید بشینند نگاهشون کنند تحسینشون کنند و ماجرا به خاطر اونها عاقبت خوش داشت و چرا کسی این را عنوان نکرد به نظرم تهوع اور بودند .. البته بهتره ذکر کنیم که اقای وی یامیزار حدودا 2 سال پیش درگذشت  و ظاهرا قرار توی همین یکی دو سال فیلمی هم از روی این کتاب ساخته بشه

 

 قسمت زیبایی از کتاب

 شادی عشق برای این ساخته نشده است که با لالایی اش به خواب روی ، بلکه برای این است که باز هم به مبارزه ادامه دهی .

قدیس

 

قدیس

 

 گابریل گارسیا مارکز
قهرمان نورانی

 

انتشارات آریابان


کتاب مجموعه ای از داستان های کوتاه مارکز هست که بر خلاف سایر داستان های او محل وقوع اتفاقات در امریکای لاتین نیست بلکه روایاتی از زندگی مردم امریکای لاتین در کشورهای دوردست و اروپایی است .
داستان لکه های خون بر روی برف به نظرم از همه قشنگ تر و غم انگیز تر بود .
در کل کتاب خوبی بود . البته من زیاد به داستان های کوتاه علاقه مند نیستم مگر اینکه خیلی کوتاه باشند یعنی چند خطی باشند . واسه همین اون قدر ها کتاب را دوست نداشتم اما خوب می گم در کل بد نبود .  

 

داستان های کتاب عبارتند از قدیس ، سفر به خیر آقای رئیس جمهور ، زیبای خفته در هواپیما ، نور مثل آب است ، باد شمال ، وحشت ماه اوت ، ماریا پراسرس ، حرفه من خواب دیدن است ، فقط برای تلفن زدن امده ام ف هفده انگلیسی مسموم ، تابستان خوش خانم فوربس و لکه های خون روی برف

 

 قسمت های زیبایی از کتاب

 

در هیچ یک از بیمارستان های دنیا برای راننده های آمبولانس رازی وجود ندارد .


از داستان سفر به خیر آقای رئیس جمهور از کتاب قدیس

 

 

 

 

بزرگ ترین موفقیت زندگی ام این بوده که با چشم های خودم ببینم که چه طور فراموشم می کنند .


از داستان سفر به خیر آقایرئیس جمهور از کتاب قدیس

عشق سال های وبا

    

از یک ترجمه دیگه

 

عشق سال های وبا

 



گابریل گارسیامارکز
مهناز سیف طلوعی

 

انتشارات نیک

کتاب در مورد یک عشق قدیمی بین یک دختر و پسر و زنده شدن دوباره آن بین انها در زمان پیری و پس از مرگ شوهر دختر می باشد .
به نظرم خیلی کتاب قشنگی بود خیلی خوشم اومد شخصیت های جالبی داشت روحیاتشون خیلی خوب به تصویر کشیده شده بود و پایان خیلی قشنگی هم داشت .

 

 قسمت های زیبایی از کتاب

 

عقل زمانی به سراغ انسان می آید که دیگر کاری از پیش نمی برد .

 

 

تنها در صورتی در لحظه مرگ افسوس خواهم خورد که مرگم به خاطر عشق نباشد

 

 

من تو را می پرستم به خاطر اینکه تو از من یک زن هرزه درست کردی

 

 

 

هر چه در مورد یک عشق اتفاق بیافتد بر همه عشق ها در سراسر جهان اثر خواهد گذاشت

از عشق و دیگر اهریمنان

از عشق و دیگر اهریمنان



گابریل گارسیامارکز

احمد گلشیری

 

انتشارات ققنوس


کتاب در مورد دختری است که بنابر بی توجهی پدر و مادرش در کنار برده ها و با اداب و رسوم افریقایی بزرگ می شود . روزی در بازار سگ هاری دختر را گاز می گیرد و در روزهای بعد در حال مداوای او این خبر به گوش کشیشی رسده و تشخیص می دهد او در تسخیر اهریمنان است و باید به صومعه ای برود و زندانی شود تا جن گیری شد . داستان در مورد سختی های دختر در صومعه ، رابطه او و جن گیرش و چرایی رسیدن خانواده او به این مرحله است .
کتاب قشنگیه خوب نوشته شده دید جالبی در مورد نااگاهی و اشتیاق به حفظ این نااگاهی در ادمها می ده البته اون قدر بلند نیست و زیاد وارد جزییات نشده .....
نمی دونم چی جوری توصیفش کنم اما در کل خوب بود

 

 قسمت های زیبایی از کتاب

 

هیچ دارویی نمی تونه چیزی را درمان کنه که خوشبختی نتونسته

 

 

 

تن ما تاب همه سال هایی که می تونیم زندگی کنیم را نداره

 

زنده ام که روایت کنم

زنده ام که روایت کنم


گابریل گارسیامارکز
کاوه میرعباسی

انتشارات نی

کتاب شرح زندگی مارکز از زبان خود وی می باشد .
یک بار یکی از دستانم به من گفت اسمهای امریکای جنوبی جذابیت خاصی دارند و الان که با دقت به این موضوع نگاه می کردم متوجه شدم که واقعا حق داشت و اسامی اونها یک جذابیت خاصی به داستان می ده که اگه مثلا به جای اونها جک و جیم و .... بود اصلا این تاثیر را نداشت .
خیلی کتاب جالبی بود . متوجه می شید خیلی از چیزهایی که مارکز توی کتابهاش نوشته واقعا زندگی خودش بوده . همون فضاهای پر رمز و راز داستاناش عینا توی زندگیش وجود داشته .
با خوندن کتاب واقعا متوجه هنر نویسندگی می شید . وقتی به زندگی خودتون فکر کنید و یاداوری اینکه واقعا پر از ماجراهای خاص و زیبا بوده اما فقط یک قلم عالی می تونه از توی این خاطرات یک کتاب عالی را رقم بزنه . وقتی کتاب را می خوندم خیلی به زندگی خودم فکر کردم اینکه اگه قرار بود زندگی نامه نوشته شده ای داشته باشم ، اتفاقها و افراد مختلف چند صفحه به خودشون اختصاص می دادند و اینکه اگه بعضی های دیگه زندگی نامشونو بنویسند تو قراره چند صفحه یا چند سطر اون مجموعه بشی .
بسیار زیبا بود .

 

 قسمت زیبایی از کتاب

 

زندگی آنچه زیسته ایم نیست ، بلکه همان چیزی است که در خاطرمان مانده و آن گونه است که به یادش می آوریم تا روایتش کنیم .

 

ساعت شوم

ساعت شوم



گابریل گارسیا مارکز
احمد گلشیری

 

انتشارات البرز


داستان زندگی روزمره یک شهر و شهروندانش هست با کشیش و شهرداری که هر کدوم سعی دارن مردم را به شیوه خودشون رهبری کنند . اتفاقات ساده ای که در حین حل کردنشون چه اتفاقات عظیم تری را باعث می شن و .....
کتاب بدی نبود یعنی خوب بود اما به نظرم نه خیلی خوب

 

 قسمت های زیبایی از کتاب

 

زندگی چیزی نیست جز یک سلسله فرصت های پیاپی برای زنده ماندن

 

 

از خانه ای نیمه مخروبه کودکی بیرون دوید که فریاد می زد دریا را در یک صدف یافته . پدر انجل صدف را به گوشش گذاشت به راستی دریا آنجا بود .

 

 

حتی فاعل ترین فاعل ها روزی به مفعول های مفلوکی بدل می شوند .

پاییز پدرسالار

از یک ترجمه دیگه

 

پاییز پدرسالار



گابریل گارسیا مارکز
محمد فیروزبخت

انتشارات گلشائی

کتاب در مورد زندگی یک دیکتاتور است و سعی می کند نهایت سنگ دلی و استبداد فردی قدرتمند در عین تنهایی و بدون عشق بودن او را تصویر کند .
خیلی خوب تونسته تنهایی و سنگدلی فرد را نشون بده اما داستان سردی هست به نظر من . من زیاد باهاش رابطه برقرار نکردم . البته همون جور که گفتم شخصیت پردازی خیلی خوبی داشت و عمق تنهایی و بی رحمی فرد را خیلی خوب نشون داده بود اما خوب خیلی سرد بود داستان و هیجان و کشش زیادی هم نداشت .من در کل خوشم نیومد از داستان