حضرت حضيض/بوبن

حضرت حضيض

 

کریستیان بوبن

دینا کاویانی

 

انتشارات پارسه

سال نشر : 1395

بوبن که اصلا مورد علاقه من نیست ولی راستش چند تا کتاب از تازه های نشر توی برنامه ام هست که موفق نشدم هنوز بخونم دیدم بد نیست بیام یک سری کتاب حالا نه خیلی جدید ولی نسبتا جدید از نویسنده های قبلا معرفی شده را معرفی کنم تا نوبت اون چند تا کتاب مد نظرمم برسه .کتاب راجع به فرانسیس دسیز هست یکی از قدیسین پسری که خانواده تاجرش را ترک می کنه تا به خدمت خدا در بیاد . کاملا شبیه بقیه کتاب های بوبن پر از جملات زیبا و فلسفی و معنوی . من خوب دوسش نداشتم اگر تحربه های قبلیتون با بوبن خوب بوده اینم دوست خواهید داشت .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

حتی پیش از آنکه به دنیا آمده باشی دوستت داشتم . حتی پس از پایان دنیا نیز دوستت خواهم داشت . تو را تا ابدیت دوست دارم.

 

مادران نیر هم تراز مقدس ترین قدیسین هستند لبریز از همه چیز بی خبر از آنچه که از آن لبریزند .

اسیر گهواره/ بوبن

اسیر گهواره

 

کریستین بوبن

مهوش قویمی

 

انتشارات آشیان

سال نشر : 1390

اینم اون کتاب دیگه بوبن که گفتم قصد دارم این ئر سال اگه بشه بخونم و معرفی کنم . بوبن اومده و از این موضوع تعریف کرده که تمام عمرش تنها توی شهر کروز زندگی کرده و همین باعث شده با ارامش بیشتری و دقت بیشتری به اطرافش نگاه کنه ئ رمز گشایی کنه .

من عاشق مسافرتم بوبنم زیاد نمی پسندم ما در مجموع کتاب بدی نیست واقعا زاویه دید جالبی را با بیان ساده عنوان می کنه .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

آسمان مانند کودکی است که حتی یک لحظه هم نمی توان از مراقبتش غفلت کرد ، تا سر بر می گردانیم تغییر رنگ و شکل می دهد .

 

در گذشته به کودکان می آموختند که خداوند در آسمان هاست اما چه کسی به آنها یاد خواهد داد که آسمان بر روی زمین و در همه جاست و در اشیا ساده به درخشش در می آید ؟

زندگی از نو/ بوبن

زندگی از نو

 

کریستین بوبن

ساسان تبسمی

 

انتشارات باغ نو

سال نشر : 1382

بک کتاب کاملا منطبق بر سبک بوبن حرف زدن از زندگی ارزش های زندگی چیزی که باید بهش بها داد چیزی که نباید بها داد عشق چیه نور چیه حقیقت چیه و البته خیلی هم به پدرش اشاره داره و جای خالیش . یک جورایی همون حالت انگیزاننده این مدل کتاب ها . اگر بوبن را دوست دارید صد درصد این کتاب نا امیدتون نمی کنه اما من شخصا خوشم نیومد .

خوب فعلا چیزی از بوبن ندارم هر چند یکی از کتاباش هست خیلی دلم می خواد اونم بخونم حالا اگر قبل عید شد که حتما سراغش می رم .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

برای هر یک از ما در آسمان ستاره ای است ، آن قدر دور از دسترس که در ازای اشتباهاتمان ، هرگز رنگ نخواهد باخت .

 

در زندگی هر یک از ما ساعتی هست که درک مصیبتی غیرقابل تسلی درونمان رسوخ می کند و آن را از هم می درد .

 

زندگی به طرز دیوانه واری کوتاه است و ما به بهانه ی نیازردن آدم هایی که احترام شان چندان ارزشی هم برای مان ندارد وقت زیادی از زندگی خود را به خاک می سپاریم .

تصویری از من کنار رادیاتور/ بوبن

تصویری از من کنار رادیاتور

 

کریستین بوبن

منوچهر بشیری راد

 

انتشارات اجتماع

سال نشر : 1384

کتاب یه جورایی روزنوشت یا یه حالتی از بیوگرافی یا معرفی خود هست با همون سبک بوبن یادداشت هایی پشت سر هم از اتفاقات روزمره ولی یه جوری که دیدش عشق و خدا و زندگیه . راستش داشتم به این نتیجه می رسیدم به بوبن عادت کردم ولی این کتابشم دوست نداشتم . من یک عالمه جمله فلسفانه عشقی پر معنا و هر چیزی وقتی چهارچوب داستان و موضوع بندی نداره به دلم نمی نشینه .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

زندگی چیزی است که وقتی ما جلوی دهانش را می گیریم باز حرف خودش را می زند .

 

نگران خود بودن همان چیزی است که زندگان را مشغول می کند .

 

چشم به راهم ، همه ی زندگی ام چشم به راه خواهم ماند .

غیر منتظره/ بوبن

غیر منتظره

 

کریستین بوبن

نگار صدقی

 

انتشارات ماه ریز

سال نشر : 1378

نامه ای به نور : نامه ای عاشقانه

بدی : بد بودن ، اشتباهات تلویزیون و رسانه ها .

چای بدون چای : شرکت در کنفرانس ها و سخنرانی ها

جشنی بر بلندی ها : اینم که معرفی کردم.

امیدوارم قلبم بی انکه ترک بخورد تاب بیاورد : عشق هنر ...

دیگر شما را نمی ترساند : ترس های بزرگسالان

بازنشستگی در سی سالگی : عشق ازدواج و ماجراهای عاشقانه .

مینا : زندگی واقعی لحظات و کارهایی که مفهوم اصلی زندگی هستند نه ظاهر ان .

وسط غذا از جای ام بلند شدم : عشق چیزی که نوشته می شود .

غیرمنتظره : یک نوشته عاشقانه .

خوب یک تعداد نوشته داستان کوتاه نمی دونم چی بهش گفت با همون مضامین همیشگی بوبن عشق و زندگی . به سبک هموناس و من که بوبن را دوست نداشتم این قدر ازش خوندم که انگار دارم کم کم بهش عادت می کنم و برخی نوشته هاش به دلم می شینه مثلا غیرمنتظره را دوست داشتم . اگر بوبن دوستید اینم دوست خواهید داشت اما در مجموع متوسطه .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

اعمالی هستند که به محض انجامشان ، انسان را ویران می کنند .

 

زندگی در اجتماع یعنی وقتی همه از چیزی اطاعت می کنند که هیچ کس نمی خواهد.

 

در ماجراهای عاشقانه فقط ماجراها هستند هیچ وقت عشق نیست .

 

می توان در ازدواجی ده سال مجرد بود ، می توان ساعت ها بدون بیان کلمه ای صحبت کرد ، می توان با تمام دنیا خوابید و باکره بود .

 

تو همیشه از آنچه من از تو انتظار داشتم جلوتر بودی . تو همیشه غیرمنتظره بودی .

 

عشق من تو آن شادی یی هستی که وقتی دیگر هیچ شادی یی ندارم ، برای من می مانی .

همه گرفتارند/ بوبن

همه گرفتارند

 

کریستین بوبن

فرزانه مهری

 

انتشارات ثالث

سال نشر : 1394

آرین دختری است که عاشق می شود و تا عاشق مردی می شود از او بچه دار می شود دختر اولی ماننژ یا چرخ و فلک عاشق نقاشی است از پدری ماهی گیر پسر دوم طبل از پدری لوله کش که اهل کارهای فنی و مهندسی است و دختر سوم میگو دختری عاشق رقص دختری که از آتش زنده بیرون می آید فرزند معلمی به نام آرمان کسی که عشق آرین می شود .

داستانی از عشق لحظات ناب . بد نبود شبیه کتاب های بوبن برای من بهتر بود چون یک مقدار چهارچوب دارتر بود ولی در مجموع از طرفدارای بوبن نیستم . امثال کتابای زیادی ازش معرفی کردم توی تازه های نشر ( چاپ مجدد ) این جا مونده بود که تصمیم به معرفیش گرفتم با یه چند تا کتاب دیگه ازش.

 

قسمت های زیبایی از کتاب

می توانی مرا در آغوش بگیری و سپس رهایم کنی ، اما هرگز به من درس نده و برایم توضیح نده که چه طور رفتار کنم .

 

بعضی آدم ها با هر کاری قلبتان را سرخ و لبتان را درخشان می کنند و کاریش هم نمی توان کرد .

 

گاهی اوقات عشق آن قدر قوی است که کاری نمی توان کرد : انسان می تواند به راحتی با آگاهی تمام به سمت بدبختی خود برود.

 

حدس زدن آینده کار سختی نیست . حدس زدن چیزی که در گذشته اتفاق افتاده بسیار سخت تر و جالب تر است .

جشنی بر بلندی ها/ بوبن

 

جشنی بر بلندی ها

 

کریستین بوبن

دل آرا قهرمان

 

انتشارات پارسه

خوب من قرار بود یک کتاب جدید دیگه از بوبن معرفی کنم که کلا یادم رفته بود ، این یکی دیگه از تازه های نشر از این نویسنده محبوب که البته من دوستش ندارم .

شبیه بقیه داستان هاش ، نوشته هایی در ستایش عشق و زندگی ، تمرکز روی این که سخت نگیرید به اندازه کافی وقت بگذارید و از همه چیز لذت ببرید و بدونید با این روش چه قدر همه چیز زیباتر می شه . ترجمه خوبی داره و درسته من دوسش نداشتم اما حس می کنم دوستداران بوبن را نا امید نمی کنه .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

افسرده کسی است که اطمینان دارد همه چیز را از دست داده است جز افسردگی خویش که به شدت به آن وابسته است .

 

نمایش هوش هرگز ملال آور نیست .

بانوی سپید/ بوبن

 

بانوی سپید

 

کریستین بوبن

دل آرا قهرمان

 

انتشارات پارسه

امیلی بانوی سپیدپوشی هست که سال هاست گوشه نشین شده توی خونه مونده و از اونجا بیرون نمی یاد در ابتدای کتاب شاهد مراسم تدفینش هستیم و بعد مرور می شه که چه اتفاقات روحی توی زندگی اون افتاده و چه کارا کرده اطرافیان پدر مادر چه نقشی توی این زندگی داشتند و اصلا روح اون دنبال چی بوده .

از بوبن توی تازه های نشر سری قبل هم معرفی کرده بودم الانم چشمم به دو تا ترجمه جدید ازش خورد که 94 اومده به بازار و گذاشتمش توی لیست . بد نبود من کلا بوبن را نمی پسندم اما حالا می تونم بگم توی کتاباش این به نظرم خوب بود . من حس می کنم اونایی که  پائلو کوئیلو را دوست دارند بوبنم به دلشون می شینه .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

در شش سالگی دماغ آدم به شیشه ی واقعیت چسبیده ، فقط برخی جزئیات دیده می شوند .

 

آدم هیچ چیز را بهتر از زمانی که فاقد آن است نمی شناسد .

 

ندیدن آن که دوستش داریم وحشتناک است و سخن گفتن درباره ی او به هیچ درد نمی خورد .

 

آنان که از همه حساس ترند همواره بازنده اند .

بخش گم شده/ بوبن

 

بخش گم شده

 

کریستیان بوبن

فرزانه مهری

 

انتشارات ثالث

این کتاب حالت چند قسمتی داره هر قسمت عنوانی داره و موضوعی جدا . بخش گم شده در مورد مادران ، نهنگی با چشمان سبز در مورد کتاب خوندن ، گل ملکوتی در مورد کودکی ، تیرکش در مورد کتاب ممنوع یک زن ،کسی که هرگز نمی خوابد در مورد زندگی صنعتی امروز ، خرده نشانه های وجود خداوند در مورد درست دیدن و درک کردن ، ذهن سرگردان در مورد عشق ، صدا و برف در مورد صدا و موسیقی ، کلام چرکین هم در مورد بعضی زندگی ها پدر مادرها ، نامه عذرخواهی در مورد بزرگ شدن از کودکی گذشتن و نویسنده در مورد نویسنده است دیگه !

اینو بیشتر دوست داشتم قشنگتر بود شاید چون موضوع بندی داشت بهتر به دلم نشست و خوشم اومد .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

وقتی مردان منتظرند منتظر چیز به خصوصی هستند . وقتی چیزی را از دست می دهند فقط همان چیز را از دست می دهند .زنان آرزومند همه چیزند و چون دستیابی به همه چیز امکان پذیر نیست به ناگاه همه چیز را از دست می دهند .

 

با آمدن فرزند تنهایی زن های جوان شروع می شود . فقط آنها می دانند چگونه او را میان بازوان رازآلود خود بگیرند . فکرشان مدام و بی وقفه متوجه کودک است . مراقب سلامت جسم و کلام او هستند . همانگونه از جسم او مراقبت می کنندکه طبیعت از خداوند مراقبت می کند ، همان گونه که سکوت برف را احاطه می کند . غذا ، مدرسه ف بوستان سر خیابان ، خرید ، پختن سبزیجات . هیچ کس از تمام کارهایی که می کنند قدردانی نمی کند . مادران جوان با چیزهای غیرقابل رویت سروکار دارند و به خاطر سر و کار داشتن با چیزهای غیرقابل رست خود نیز ناپیدا و نامرئی می شوند . همه کاره و هیچ کاره می شوند.

 

کتاب خواندن یعنی زندگی بدون تضاد ، زندگی معاف از مشکلات .

 

کودکی مانند جریان عمیقی است که در رودخانه روزگار جاری است اغلب به آن باز می گردید .

 

روشنایی را فقط در سیاهی می توانیم ببینیم . 

انسان شادکام/ بوبن

 انسان شادکام

 

کریستین بوبن

فرزانه مهری

 

انتشارات ثالث

این کتاب هم شباهت داشت به بخش گم شده چند قسمت و هر قسمت صحبت معنوی در مورد یک موضوع یک اتفاق : انسان شادکام در مورد انسان و شادی های زندگی ، ماریاست یک دختر کولی ، سولاژ نقاشی که فقط با رنگ سیاه نقاشی می کرد ،مقاومت ناپذیر موسیقی دانی که از جمعیت دور می شود ،شاهزاده در مورد عزیزان ، دفترچه یادداشت آبی نوشته برای عزیز از دست رفته ، گل خرزهره ،دهان شیر در مورد تجربه خواندن کتاب ، چشمان نورانی در مورد دیدن اتفاقات با نگاه عمیق ، زندگی نو اشاره به کتاب زندگی نو داره ، دستان زندگی اشاراتی به پدرش داره ، گنج های زنده در مورد آدمای خوب ، دقایق متوقف شده در مورد زیبایی ، بهتر از یک فرشته اشاراتی به مسیح ، گربه سیاه کوچک ، بازگرداندن و دسته کلید اشاراتی به فلسفه کلیدی که دری نداره و ...

اینو دوست نداشتم به جذابیت قبلی نبود و باهاش ارتباطی برقرار نمی کردم .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

من لبخندم را به بهای گرانی به دست می اورم .

 

مرا زیادی دوست دارید ،آن قدر که دلتان می خواهد اسیرم کنید .

 

زندگی حدود صدهزار بار زیباتر از چیزی است که تصور یا زندگی می کنیم .

 

خوردن کاری جدی است . جدی و در عین حال رویایی.

 

حس ما خیلی مهم تر از چیزی است که علم به ما می گوید .

قاتلی به پاکی برف/ بوبن

 

قاتلی به پاکی برف

 

کریستیان بوبن

فرزانه مهری

 

انتشارات ثالث

جز تازه های نشر سه تا کتاب از بوبن بود که قصد معرفی اونا را دارم هر چند کلا با بون کنار بیا نیستم . این کتابم موضوع خاصی نداشت یک سری حرفای عرفانی معنوی جمله های قشنگ و چیز بیشتری در مورد نمی شه گفت همین . که خوب طبق معمولم دوسش نداشتم دیگه .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

ما با گذر از بدترین ها ، به سوی چیزهای بسیار باطراوت و لطیف می رویم ، چیزهایی که با راز وجودیمان همسازند.

 

مرگ موسیقی را خاموش نمی کند ، گل های سرخ را خاموش نمی کند ، کتاب ها را خاموش نمی کند . مرگ هیچ چیز را خاموش نمی کند.

 

آن چیزی که در نزدیکیمان است نجاتمان می دهد نه چیزهای بزرگی که در رویا می بینیم .

 

روزهایی که برای زندگی به ما داده اند آنقدر زیادند که در عجبم چه طور قدیس نمی شویم .

زنده تر ز زندگی/ بوبن

زنده تر از زندگی

 

 

کریستین بوبن

دل ‌‌ارا قهرمان

 

انتشارات پارسه

بوبن در این کتاب از مرگ همسرش می نویسه از حسش و علاقه اش به اون . اینکه چه قدر سرزنده و فعال و شاد بوده چه قدر زندگی را برای بوبن عوض کرده اینکه مرگشو باور نداره حسش درباره نبودنش نشونه های بودنش و .....

خوب یکی دیگه از تاره های نشرم باز از بوبن بود اما این کتابش نسبتا خوب بود ساده و عاشقانه و احساساتش به دلم می نشست . 

 

قسمت های زیبایی از کتاب

دوستت دارم_ این مرموزترین کلام موجود است . تنها کلامی که شایستهاست قرن ها له تفسیر آن پرداخته شود . 

 

بهترین مادرها آنانی هستند که فراموش نمی کنند با همان شدت زن ، معشوق ، بچه باشند .

 

قلب های کسانی که دوستشان داریم خانه ی حقیقی ما هستند .

ویرانه های اسمان / بوبن

ویرانه های اسمان

 

کریستین بوبن

حبیب گوهری راد_ سعیده بوغیری

 

انتشارات رادمهر

خوب در راستای خوندن تازه های نشر از نویسنده هایی که قبلا معرفیشون کردم رسیدم به بوبن که خیلی ها دوسش دارن و من باهاش ارتباطی برقرار نمی کنم این بار هم همین بود اصلا خوشم نیومد . کتاب هم موضوعی نداره قسمت قسمت هست تکه هایی عرفانی در مورد خوبی و خدا و این حرفا که من کلا این سبکو دوست ندارم اما طراحی جلدش و کلا طراحی کتابش باحاله

 

پ.ن : هنوز یکی دو تا از تازه های نشر مونده که مد نظرم هست بخونم اما بینش شاید یک گریزی زدم چون سه تا نویسنده هم از قبل جز برنامم بودن که موندن.

 

قسمت های زیبایی از کتاب

ما حرفه ها چهره ها و توانایی هایمان را در کودکی کسب می کنیم. پس از ان دیگر ان ها را عوض نمی کنیم.

 

نوشتن کار پیچیده ای نیست کافیست هر لحظه از زندگی را به ان بخشید .

 

تفاوت میان علم و ادبیات همان تفاوت میان تجاوز و عشق ژرف است .

فرسودگي /بوبن

فرسودگي

 

كريستيان بوبن

پيروز سيار

 

انتشارات دوستان

كتاب در مورد نويسندگي و دغدغه هاي ذهني نويسنده است . در مورد نوشتن ، نقاط ضعف و قوت كتاب ها و عقايد خودش در اين راستا سخن گفته . چرا مي نويسه چطور مي نويسه و ...

خوب سملما دوسش نداشتم كتاب هاي اين مدلي كتاب هاي من نيستند نمي تونم با عشق با دقت و با حوصله بخونمشون . واقعا جدا سعي ام را كردم نمي شه ديگه . اگر سراغ كتاب مي خواهيد بريد به روحيتون توجه كنيد .

خوب الان با قطعيت مي گم برخي از كتاب هاي بوبن جذبم مي كنه به شرطي كه داستان باشه نه بيان عقيده . البته نمي خوام با اين كتاب به بوبن خواني پايان بدم . يك كتاب ديگه را هم انتخاب كردم شايد حسن ختام مناسب تري باشه .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

براي زيستن ، زندگي كفايت مي كند .

 

كسي كه درباره ي همه چيز نظر دارد ، مضحك مي نمايد و همواره مرا به خنده وامي دارد .

كتاب بيهوده /بوبن

كتاب بيهوده

 

كريستيان بوبن

پيروز سيار

 

انتشارات آگه

خوب توي توضيحات كتاب خوندم مجموعه داستان كوتاه هست و براي همين رفتم سراغش . داستان ها هم ظاهرا عبارتند از  : پل كوچولو ، زاغ ها ، دو سيب پلاسيده در كاسه ، نام او بكت ، اكسير دكتر پونژ ، گيوم گيوم و نان روي ميز . اما راستش اينه كه اصلا داستان نبودند باز يك نوع بيان عقيده و فلسفه بودند و خوب معلومه كتاب را دوست نداشتم .

پ. ن : اين چند روز نيستم دارم مي رم جايي اما هفته آينده تصميم دارم يك سري به نويسنده هايي بزنم كه قبلا هم معرفيشون كردم و كتاب هاي اين يكي دوسال و تازه هاي چاپ شدشون را بررسي كنم . يك بررسي اين مدلي كوتاه داشته باشم تا بعد دوباره برم سراغ كلاسيك خواني .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

كاري را كه زني مي كند ، تنها زني ديگر مي تواند نقض كند .

 

كتاب ها در كتاب خانه به غايت كمال مي رسند .

نور جهان/ بوبن

نور جهان

 

کریستیان بوبن

پیروز سیار

 

انتشارات دوستان

کتاب اصلا داستان نیست بلکه مجموعه ای از پاسخ خا و نظرات بوبن هست . در مورد زندگی ، عشق ، ادبیات . حتی اومده خیلی از نویسندگان بزرگ و کتاب هاشون را نقد کرده گفته چرا دوسشون داره یا نداره به نظر اون هدف ادبیات چی هست و اصلا چرا باید نوشت . در مرود روحیات خودش و سبک نوشتنش توضیح می ده و چیزایی از این دست .

نه اصلا دوسش نداشتم تازه داشتم فکر می کردم ممکنه با بوبن ارتباط برقرار کنم اما از یک طرف من کلا این تیپ کتاب ها را نمی پسندم دنبال داستان هستم از طرف دیگه کلا فلسفه و نوشته هاش برام قابل درک نیست .

بوبن در ضمن روزنامه نگار هم بوده .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

نوشتن همواره برای من در حکم راه و التیام بوده است .

 

دوست داشتن کسی در حکم خواندن اوست . در حکم آن است که بتوانیم تمامی جمله هایی را که در دل دیگری است بخوانیم و در حال خواندن ، دل او را از بند برهانیم .

 

آنگاه که نور حقیقت همه جا را روشن سازد ، عشق فرا رسیده است .

 

در این زندگی ، درباره ی معاشرت ها می توانیم خطا کنیم و در ضمن بسیار خطا می کنیم .

 

از همه چیز می توان استفاده ی نادرست کرد ، حتی از حقیقت ، همچنان که از همه چیز می توان لذت برد ، حتی از پاک ترین چیزها .

 

برای عمل بدی که مرتکب شده ایم ، بیشتر در پی آنیم که تسلی خاطر داده شویم تا آنکه عفو گردیم ، از آن روی که پس از آن بتوانیم راه را ادامه دهیم .

 

عشق ورزیدن عملی ماورای طبیعی است ، تجربه ای عرفانی است و جز این چیزی نیست .

 

پایان زندگی ما لزوما همان روز مرگمان نیست : برای برخی کسان ، این روز بسی پیش تر فرا می رسد ، اما برای آن کس که به راستی زنده است ، شاید هرگز فرا نرسد .

ستايش هيچ /بوبن

ستايش هيچ

 

كريستين بوبن

سيروس خزائلي

 

انتشارات دارينوش

كتاب خيلي كوچيك و كم حجمي هست در پاسخ به اين سوال كه چه چيز به زندگي شما معنا مي دهد و بيشتربحث مي كنه روي اين كه چرا اين قدر به فكر معنا هستيد و ... در مورد عشق مي گه و بحثه كلا.

خوشم نيومد نه از اين سوالش نه از منطقش و طرز جوابش براي من خوشايند نبود .

بوبن تحصيل كرده رشته فلسفه بوده احتمالا نوشته هاي اين سبكش هم از همين گرايشاتش سرچشمه مي گيره.

 

قسمت زيبايي از كتاب

تنها عشق است كه معنايي به زندگي مي بخشد با تبديل ان به چيزي بي معنا

دلباختگی/ بوبن

دلباختگی

 

کریستیان بوبن

مهوش قویمی

 

انتشارات آشیان

خوب همون طور که از اسمش هم پیداست موضوع کتاب عاشقانه است . مرد منزوی از عشقش می گوید از این عاشق زنی به نام لوییز آمور می شود در وجود او زندگی می کند معنای شادی و بودن را می یابد و نهایت تاسف بار این عشق ....

این کتاب جایزه گرلن را از ان خودش کرده به نظر من کتاب متوسطی بود نسبت به اون کتاب های قبلی خیلی شاعرانه تر می شد و توجه اش روی معنا و مفهوم و بیان احساسات بیشتر می شد البته توی یک غالب رمنس . من این سبک را دوست دارم اما خوب حقیقتش اینه چندان این کتاب جذبم نمی کرد حالا یا خود فلسفه اش بود یا نحوه پیش رفتن داستان اما در عین حال اذیتم هم نمی کرد یک چیز خیلی خیلی عادی و معمولی بود برام .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

تمامی یک زندگی ممکن است در یک لحظه ، با یک رویداد جزئی در دل روشنایی یا در قعر تاریکی فرو غلتد .

 

به دو گروه از افراد نمی توان هدیه داد : کسانی که همه ی نعمت های دنیوی را دارند و کسانی که در برابر این نعمت ها کاملا بی تفاوتند .

 

آنچه را که یک مرد عاشق نمی خواهد ببیند ، هیچ کس ، هرگز ، نمی تواند به او نشان دهد .کافی است به کتاب های شخصی نگاه کنید تا صاحب آن ها را خوب بشناسید .

 

باید چیزی را از دست بدهیم تا چیزی را بیاموزیم .

ديوانه وار /بوبن

ديوانه وار

 

كريستين بوبن

مهوش قويمي

 

انتشارات آشيان

ديوانه وار در مورد دختركي است كه در سيرك متولد شده و عاشق فرار كردن است . دخترك از احساساتش ، پدرش ، مادرش ، ازدواجش و ..... حرف مي زند . نمي دونم شايد نشه موضوع كتاب را گفت چون حادثه محور نيست بيان احساسات آدم و طغيان هاي روحيشه .

كتاب قشنگي بود دوسش داشتم انگار اين دفعه روحياتم بيشتر با اين نويسنده مشهور فرانسوي سر سازگاري داره يا حداقل انتخاب هاي بهتري از توي آثارش دارم .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

هميشه ، در همه جا ، چيزي براي نگاه كردن وجود دارد .

 

آدم هاي كمي قادرند به ديوانگي هاي خودشان بخندند .

 

كمتر دوست داشتن به معناي ديگر دوست نداشتن است .

 

تجربه ي تحقير شدن مانند تجربه ي عشق ، فراموش نشدني است .

 

احساسي كه پيش از وقوع حادثه اي داريم وحشتناك تر از خود حادثه است .

 

فكر مي كنم هنر اصلي ، هنر فاصله ها باشد ، زياد نزديك به هم مي سوزيم ، زياد دور ، يخ مي زنيم .

 

هيچ چيز غم انگيزتر از اين نيست كه هميشه "آن طور كه بايد " لباس بپوشيم .

ايزابل بروژ /بوبن

ايزابل بروژ

 

كريستين بوبن

پرويز شهدي

 

انتشارات چشمه

ايزابل به همراه خواهر و برادر كوچك ترش و والدينشان راهي مسافرت هستند اما در يك رستوران بين راهي توقف مي كنند و بعد از آن ايزابل متوجه مي شود كه پدر و مادرش آن ها را ترك كرده اند . پيرزني هر 3 بچه را به خانه مي برد و بدين ترتيب زندگي جديد ايزابل شروع مي شود ...

قبلا چند تايي كتاب از بوبن معرفي كرده بودم البته خيلي كم يعني در كل باهاش ارتباط برقرار نمي كردم اما الان تصميم گرفتم دوباره يك سري بهش بزنم و چند تا كتاب ديگه ازش بخونم ببينم اين بار چي مي شه . براي شروع هم رفتم سراغ اين داستان كه اتفاقا خوشم هم اومد و به نظرم كتاب نسبتا زيبايي بود . در ضمن طرح جلد كتاب هم برام خوشايند بود .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

اولين بچه ي خانواده بودن كار آساني نيست .

 

پدر و مادرها ايزابل ، هرگز درست نمي دانند چه وعده هايي به بچه هاشان مي دهند . هرگز نبايد به خنده هاشان و از آن بيشتر ، خشم و خروشهاشان اعتماد كرد .

 

اگر كسي يا چيزي را زنداني كنيم ، در واقع با اين كار خودمان را زنداني كرده ايم . آن چه را نابود مي كنيم ، به نوبه ي خود ما را هم به نابودي مي كشاند .

 

من خوشبختم ، نيازي به ابديت ندارم ، دوستت دارم .

رستاخيز

رستاخيز


كريستين بوبن
سيروس خزائلي


كريستين بوبن فارغ التحصيل رشته فلسفه است و همين نگرش رو توي كارهاش هم مي شه مشاهده كرد . خود او مي گويد: «هر يك از كتابهايم تابلوي است از يك گوشه زندگيم.» من دوست دارم در كتابهايم «زندگي» را نقاشي كنم، «هستي» را بسرايم، «عشق» را بنوازم، «مرگ» را رنگ آميزي كنم، «تقدس» را به آواز درآورم.»

كتاب رستاخيز مجموعه اي از تفكرات ، راز و نيازها ، تجربيات شخصي و خاطرات نويسنده مي باشد .
من اصلا ارتباط برقرار نكردم با كتاب و اصلا هم خوشم نيومد

فقط يك جايي كه اشاره مي كرد توي مراسم مذهب نشسته بود و همه به ترتيب مي در صف مي رفتن تا نان مقدس را از دست كشيش بگيرن و بعد مي گفت يك دفعه حس كردم رستاخيز چه طور اتفاق مي افته و مردم از گورهاشون ر ميان خوشم اومد
 
 
 
قسمت های زیبایی از کتاب
 
 

رفتن به گورستان براي ديدار كسي كه دوستش داشته ايد ، تجربه عجيبي است .

 

 

روزي كه ما به اندكي خوبي كردن راضي شويم ، روزي است كه مرگ ديگر نمي تواند آن را از تقويم جدا سازد .

 

  

من خدا را در قمقمه آب يافته ام ، در عطر پيچ امين الدوله ، در خلوص برخي كتاب ها و حتي نزد بي دينان . اما تقريباً هيچ گاه وي را نزد آناني كه كارشان سخن گفتن از اوست ، نيافته ام .

  

 

گذر ساليان چيزي به احمقان و بدطينتان نمي آموزد .

 

 

هواي زمانه غير قابل تنفس است ، اما ما به نفس كشيدن ادامه مي دهيم . آيا ما مرده ايم ؟

زن آینده

 

زن آينده

 

 كريستيان بوبن

مهوش قويمي

 

انتشارات آشیان

 آلب دختري است كه در كودكي مادر خود را از دست داده و پدرش نقاش معروفي است . به صورتي گذرا شاهد رشد ، احساسات و بلوغ يك دختر مي باشيم .

داستان هاي مختلفي كه به صورت ارام و كم عمق از روي زندگي الب عبور مي كنند . روابط دختر و پدر ، دختر و معلم مرد ، دختر و عاشق ، دختر و كودك و...... از موضوعات كتاب است .

قشنگه يك جورايي اروم و لطيف يك سرنوشت زنانه رو مورد بررسي قرار مي ده . از بين كتاب هايي كه از بوبن خوندم اينو بيشتر از همه دوست داشتم .

اما يك عشق عجيب غريبي هست توي كتاب .

 آلب عاشق مردي مي شود اما مرد بعد از يك رابطه عاشقانه كوتاه مدت او را ترك مي كن و نامه اي مي گذارد كه من عاشقت هستم اما الان وقتش نيست بايد بروم . منتظر من نباش زندگي را ادامه بده ازدواج کن بچه دار شو .... اما من روزي بر مي گردم و اگر ان روز بخواهي دوباره با هم خواهيم بود :دی

 جلد کتاب هم خیلی زیبا طراحی شده

 

 

 قسمت های زیبایی از کتاب

 

خواب تنها آرامش ممكن است ، و خواب غير ممكن است .

 

 

وقتي كه چهره اي كه دوستش مي داريم زير خاك مدفون شده است چه طور طاقت منتظر شدن را داشته باشيم ؟

  

 

مشكل بزرگسالان اين است كه بزرگ نشده اند اما ديگر بچه هم نيستند.

  

 

 

به دو شيوه مي توان دروغ گفت : مي توان حرف هايي را از خود ساخت . و هم چنين مي توان حقيقت را با صدايي آرام ، با خونسردي ، مثل حرفي بين حرف هاي ديگر ، حرف هاي كم اهميت ، بيان كرد .

 

 

 

غم زماني كه ما را در بر مي گيرد ، كاملاً نابودمان نمي كند و اين دقيقاً ، همان ايرادي است كه به غم مي توان گرفت.

  

 

براي رسيدن به دوردست ها ، بايد از نزديكي ها گذشت .

 

  

 

 

اين كه در عين حال چند نوع زندگي داشته باشيم ، كار سختي نيست . كافي است براي خودمان هيچ نوع زندگي خاصي نداشته باشيم.

 

 

من چيزي را از دست داده ام كه نمي دانم چيست . اين احتمال هم وجود دارد كه آن چيز را هرگز نداشته ام . با اين وصف ، مطمئناً آن را از دست داده ام .

 

  

جذابيت ليز در ان است كه نمي كوشد مورد پسند قرار گيرد . عادتي دارد : هميشه حقيقت را مي گويد .

 

  

آدم هميشه بيش از حد زود ازدواج مي كند . قبل از اين كار بايد نيروهايي را مصرف كنيم ، روياهايي را از بين ببريم . احتمالاً شب كه فرا رسيد با رهگذري عروسي كنيم .

  

 

سرشت واقعي او دوباره دارد خودنمايي مي كند  و چون مدتي مجبور بوده پنهانش كند از هميشه تيره و تارتر است .

 

 

در اوج شورانگيزترين خوشبختي ها غمي نهفته است .

 

 

تنها انتظار واقعي ، زندگي كردن است .

 

 

نادر اشخاصي قادرند عاشق شوند زيرا نادر اشخاصي قادرند همه چيز را از دست بدهند .

رفیق اعلی

 

رفیق اعلی

 

کریستیان بوبن

پیروز سیار

 

انتشارات طرح نو

فرانسوا آسیزی معروف به فرانچسکوی قدیس از معروفترین روحانیان دنیا و بنیانگذار فرقه ای روحانی-عاطفی است که از از رابطه عاطفي مادر و فرزند الهام گرفته است  و عاطفه مادرانه را سرچشمه تقدس مي داند . فرانچسکو به خاطر عقایدش خانواده مرفه خود را ترک کرد و عمرش را در انزوا، وقف خدمت به بيماران جذامي در جذامخانه مي كند كه اين شرايط باعث تحول روحي و سير معنوي در او مي شود .

کتاب گذری کوتاه بر زندگی فرانچسکو و سیر تحول معنوی او و نیایش های وی می باشد . قسمت اول کتاب که زندگی فرانچسکو هست و قسمت اخر که پاسخ نویسنده به سوال "چه چیز به زندگی شما معنا می دهد ؟" قشنگند . نیایش ها هم بعضی جاهاش قشنگه

" تنها تو از شرمساریم و از اهانت هایی که بر من رفته است ، آگهی

دشنام هایی که بر من داده اد و خجلتم را می دانی

خیل ناسزاگویانم را می بینی

دلم را که از فرط تحقیر شکسته است می بینی

در انتظار همدردیم و کس عنایت نمی کند

در پی تسلی دهنده ام و کس نمی یابم . "

اما قسمت سومش با عنوان چهره دیگر را دوست نداشتم .

این کتاب را نقطه اوج هنر بوبن و نشان دهنده عقاید و طرز فکر او می دانند که با استقبال خوبی هم در همه جای دنیا رو به رو شده .

 

 قسمت های زیبایی از کتاب

 

آنچه درباره کسی می دانیم مانع شناخت ما می شود .

 

 دوستت داشته ام ، دوستت دارم ، دوستت خواهم داشت . برای زاده شدن تنها جسم کافی نیست ، این کلام نیز لازم است .

 

 

 همیشه از کوچک ترین رخنه است که امور بزرگ فرا می رسد .

 

  

او زنی زیباست چون عشق خویش را به مانند جامه ای از تن به در می کند تا با ان عریانی کودک را بپوشاند  . او زنی زیباست چون هر بار که به اتاق کودک می رود ، خستگی را با گام های بلند پشت سر می گذارد . تمامی مادران از این زیبایی برخوردارند . تمامی آنها از این درستی و حقیقت و تقدس نصیب برده اند . تمامی مادران از این لطافت بهره مندند که خدا نیز بدان غبطه می خورد .

 

 

 مادر در برابر فرزند تظاهری نمی کند . او در برابر فرزند نیست ، گرداگرد آن ، درون آن ، بیرون آن ، همه جای آن است .

  

 

مادر بودن رازی مطلق است ، سری است که با هیچ چیز در نمی آمیزد ، امر مطلقی است که با هیچ چیز نسبت ندارد ، وظیفه محالی است که با این همه انجام می پذیرد ، حتی به دست مادران بد .

 

  

زیبایی از عشق به وجود می آید و عشق از توجه .

 

 

 ما ان چیزی را می بینیم که چشم امید بدان داریم و اندازه هر چیز را به قدر امیدی که بدان بسته ایم می بینیم .

  

 

ما درون شهرها و حرفه ها و خانواده ها زندگی می کنیم . اما جایی که به راستی در ان زندگی می کنیم ، مکانی مادی نیست ، جایگاه راستین زندگی ما همان مکانی نیست که روزهایمان را در آن سپری می کنیم ، بلکه جایی است که در ان امید می بندیم بی آنکه بدانیم چه چیز امیدوارمان ساخته است ، جایی است که در آن اواز سر می دهیم بی انکه بدانیم چه چیز به اواز خواندنمان واداشته است .

  

 

 

نباید ستیزه کرد . ابدا نباید ستیزه کرد . باید رفت . برای پسران هیچ چیز زیان بار تر از آن نیست که رو در روی پدران خویش بایستند . چرا که وقتی با کسی به مخالفت بر می خیزیم ، کمابیش همرنگ او می شویم . پسرانی که به خود جسارت می دهند و با پدرانشان به ستیزه برمی خیزند ، خود نیز در شامگاه زندگانی خویش به طرز شگفت آوری همانند آنان می شوند .

 

 

 برای مخالفت ورزیدن باید خانه ای مشترک و زبانی مشترک و علایق مشترک داشت .

 

  

پدر حقیقی کسی است که دعای خیر می کن نه ان که نفرین می کند .

 

 

نور حقیقت در نهاد ان نهفته است و نه در وجود کسی که آن را بر زبان می آورد .

 

 

اگر بخواهیم انسانی را بشناسیم ، باید ببینیم زندگی او در نهان به چه کسی گرایش دارد .

 

  

سنگ هایی که جاده های ما را فرش می کنند آسوده خاطرند . می دانند که هرگز چنین اهانتی در حقشان روا نمی داریم که آنها را در دیوارهای بلند کنار هم بفشاریم تا روز را از شب و  آدمی را از برادرش جدا سازند .

 

 

به دیگری باید آن چیزی را داد که برای خودش می خواهد ، نه آن چیزی را که برای خویشتن می خواهید . انچه او می خواهد ، نه انچه در وجود شماست .

 

  

سخن عشق دیرینه تر از هر چیز است ، حتی از خود عشق . 

ژه

 

 

ژه


کریستین بوبن
فرزین گازرانی

انتشارات ثالث
آلبن پسر بچه ای روستایی و متفاوت است . پسری که زندگی را یک نعمت می شمارد و از ان لذت می برد . پسری غیر معمول به همراه شبح دوست مرده خود ژه .......داستان از کودکی آلبن شروع می کند و به بزرگسالی و اغاز تحولات زندگی او می رسد ...... کتاب خیلی کوچیکیه و سبک نوشتنش هم ساده و روان و جذاب است اما از خود کتاب اصلا خوشم نیومد . خود شخصیت البن که به نظرم تهوع اور بود یک ادم تنبل که کار نمی کنه حرف نمی زنه و همه چیز را هم اندازه هم دوست داره و دوست داشتنش اون قدر سطحیه که چند لحظه بعد یادش می ره .... خود داستان را هم نفهمیدم چی می خواد بگه

 

قسمت های زیبایی از کتاب

 

اگر حدس نمی زدید در چیزی که تمام می شود چیز دیگری شروع می شود واقعا نگران کننده بود .

 

 

بچه ها و کسانیکه به شکلی مبهم ، آتش کودکی را در خود نگه می دارند : نابغه ها و ديوانه ها ، چیزی برای شنیدن در کلیساها ندارند .

 

 

به چه فکر می کنی ؟ معشوقه ها می خواهند صمیمی باشند ( و این کمترین چیز است ) ، پس در نتیجه می خواهند با شعور و روشن فکر باشند . اما هر چه قدر هم که خود را روشن فکر تصور کنند ، آرزوی شنیدن جز یک جواب را به سوالشان ندارند و فقط یک جواب در خیال خود دارند : به تو فکر می کنم .

 

 

بر سر چیزهایی که هیچ کس نمی بیند چه می آید ؟
رشد می کنند .