مدار صفر درجه ( جلد 1 )

 

احمد محمود

 

انتشارات معين

داستان توي يك خانواده فقير جنوبي جريان داره . پدر باران فوت كرده و او ناچار دست از كار كشيده و شاگرد سلماني شده است . خواهرش بلقيس و شوهرش نوذر نيز با آنها زندگي مي كنند و بچه دار نمي شوند. برادرش برزو براي يك ارتشي كار مي كند و به خانواده پشت كرده و .... جريان فقر خانواده بزرگ شدن باران در بازار اعتصاب دانشجويان اعتراض مردم خوزستان در اين مورد كه پست هاي مهم در دست غير خوزستاني هاست و ... مي باشد .

اين جلد قشنگ بود يعني خود داستان خوشخوان هست و محيط زندگي اين افراد را هم خوب و ملموس توصيف مي كنه ولي اگه قبلا كتابي از اين نويسنده خونده باشيد اصلا هم به دلتون نمي شينه چون تكراريه الان من قشنگ مي دونم اين باران بزرگ مي شه و سياسي مي شه و زندان مي ره و .... يعني كپي بقيه داستان ها فقط اسامي فرق كرده . تو ذوقم خورد راستش

پ. ن : قبلا يك سري به معرفي احمد محمود پرداخته بودم و اين كتابش مونده بود كه قول دادم بعدا معرفيش مي كنم تا اينكه چندي پيش ديدم يكي از دوستاي عزيز وبلاگي يكي از كتاب هاي ايشون را معرفي كرده يادم افتاد و گفتم بيام اين كتاب باقي مونده را هم بخونم ولي خوب چجون طولانيه جلد به جلد مجزا معرفي مي كنم .