برو ولگردي كن رفيق /ربی

برو ولگردي كن رفيق
مهدي ربي
انتشارات چشمه
خوب اينم دومين و آخرين اثر فعلي آقاي ربي كه مجموعه 4 تا داستان كوتاه هست .
شما صد و يازده هستيد : مرد براي مشاوره تلفني به مركز مشاوره زنگ زده و دارد جريان ارتباطش با همسر دوست صميمي اش را مي گويد .
لطفا اجازه بده هواپيماها پرواز كنند : به هواپيماهاي در حال پرواز شليك شده و سربازها به دنبال عاملين هستند .
تو فقط گرازها را بكش : در اداره بحث پيش آمده براي مزارع شكر و دادنشان به پيمان كارها و اكنون بحث كشتن گرازهاست .
برو ولگردي كن رفيق : 1 ماه از جدايي مرد از همسرش مي گذرد هنوز آشفته است و فكر مي كند چرا ازدواج كرد ؟ چطور شد كه انتخاب او آيدا بود ؟
خوب گفتم كتاب جديدشون را هم بخونم اين كتاب برنده جايزه ادبي منتقدين و نويسندگان مطبوعات شده و كانديد جايزه روزي روزگاري هم بوده البته . به نظر من متوسط بود ولي در هر حال بيشتر از كار قبليش خوشم اومد ازش . خوب مي نويسه ها ولي نمي دونم چطور بگم يه جاهايي از كارش انگار خامه نوشته هاي خام و ايده هاي خام انگار از زير ادبيات مي زنه بيرون .
يك جورايي انگار خيلي هم تو نخ زندگي هاي روشنفكري اين روزاست دختر پسرايي كه اهل فيلم و كتابن و اكيپ دوستي هستند و ازدواج هاي بعد دوستي و ... كلا زندگي هايي كه زياد مي شه ديد اين روزا البته اصولا توي تهران جماي روشن فكري اين طوري هنوزجاهاي ديگه خيلي كمه . اين يه برداشت خيلي خيلي شخصيه ولي به نظرم نويسنده يك جواريي جو زده اين زندگي ها شده . در ضمن رشته اش هم حسابداريه .
قسمت هاي زيبايي از كتاب
لطفا مال من باش و هيچ وقت با من قهر نكن حتا اگر روي صورتت ناخن كشيدم .
اگر زني از صميم قلب مردي را بخواهد امكان ندارد قبول كند دور از او باش . انتهاي خواسته ي زن اين است كه از عشقش جدا نماند و مدام كنارش باشد .
اگر اين رابطه را ادامه دهيد حتا اگر هيچ كس هيچ وقت چيزي را متوجه نشود ، كم كم همه چيزتان را از دست مي دهيد . هر چيزي را كه به آن اعتقاد داريد از دست مي دهيد . اين خاصيت دروغ است .













توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه