انزجار / موراویا

انزجار

 

آلبرتو موراویا

پرویز شهدی

 

انتشارات مجید

داستان در مورد مردی هست که زندگی پرتفاهم و خوبی با همسرش داره و به قول خودش متوجه این نعمت نیست تا زمانی که به خاطر عشق به همسرش یک خونه می خره و به همین دلیل وارد کار فیلم نامه نویسی می شه که اصلا مورد علاقه اش نیست تا بتونه قسط های خونه را تامین کنه . اما حس می کنه رابطه اش با خونمش سرد شده امیلی دیگه دوسش نداره به دنبال چرای این ماجراست و گریزونه از قبول واقعیت .

قشنگ بود نمی گم خیلی آن چنانی خیلی خاص اما خوب واقعا یک جاهاییشم خوب کار کرده بود خود موضوع قابل تامل بود واکنش های روان شناختیشون بعضی جاها خیلی قوی روش کار شده بود در مجموع کتاب نسبتا خوبی بود . اما من کلا از ابن جور شخصیت ها و برخورداشون با مسایل خیلی بدم می یلد و همین توی ذوقم می زنه اینکه مشکلی داری با طرفت و مرموز برخورد می کنی

پ . ن : اینم اخرین کتاب معرفی شده سال 93 . معمولا اخر سال برنامه سال جدید را می چیدم که قراره چه ماهی چه کتابی بخونم اما امسال نه چند تا از تازه های نشر که اسفند شروع به خوندشون کردم مونده می خوام اونا را تموم کنم یک تعداد کتاب که شدید توی فکرش بودم امسال بخونم و هر بار به دلایلی خونده نشد و بعد از اون اگر فرصتی شد تازه فکر می کنم برنامه ام چی هست .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

درباره ی هم داوری نمی کردیم به جای آن همدیگر را دوست داشتیم .

 

آدم هر قدر خوشبخت تر باشد کم تر به سعادتش توجه می کند .

 

آدم می تواند گاهی به طور مطلق به کسی وفادار باشد بی آنکه دوستش بدارد .

فصل گستاخی / ساعدی

فصل گستاخی

 

غلامحسین ساعدی

 

انتشارات نیل

داستان توی یک خانواده یک جورایی بی سر و سامان جریان داره پدری که هیچ کاره است مادری که مسلطه به اوضع با آرایش غلیظ و روابط عشوه امیزی با مردها پسر بزرگ هنرپیشه هرزه پسر کوچک پشت کنکوری در مشت مادر و ....

من اصلا خوشم نیومد فضای این خانواده این قدر برام غیرملموس بود که هیچ ارتباطی با داستان و خط سیرش نمی تونستم پیدا کنم اصلا حس نمی کردم داستان آقای ساعدی هستش .

خوب از آقای ساعدی هم کتاب زیاد خوندم توی تازه های نشر هم اتفاقا از تجدید چاپ های ایشون بود و سراغ این کتاب رفتم که زیادم باهاش رابطه برقرار نکردم .

چرخدنده / سارتر

چرخدنده

ژان پل سارتر

روشنک داریوش

مطالعات زنان

اینم یکی دیگه از تازه های نشر ( تجدید چاپ ) از سارتر عزیز . داستان در مورد انقلاب هست کارگرانی که نفت کشورشون در استعمار دولت های بزرگ هست انقلاب می کنند تا نفت را ملی کنند تا کشورشون آزادی بیان داشته باشه و ... ژان را داریم لوسین را داریم دو یار اصلی شورش که یکی اصرار به پاک ماندن دست هایش دارد و دیگری خشنتر است و هلن زنی که هر دو عاشقش هستند ماجرا از اخر آغاز می شود زمانی که شورشیان ژان که زمانی انتخابشان بوده از کاخ بیرون کرده و تصمیم به اعدامش گرفته اند .

خیلی قشنگ بود من از نحوه پیش بردن داستان اون شیوه ای که برای بیانش انتخاب کرده بود روابط بین آدما حرفای ژان و خود کلیت موضوع خیلی خوشم اومد و کتاب به دلم نشست . این کتاب قرار بوده به اسم دست های آلوده باشه البته سارتر بعدها نمایش نامه ای به اون نام می نویسه .

قسمت های زیبایی از کتاب

هیچ پیروزی ای به قیمت زندگی حتی یک انسان نمی ارزد .

اولین شرط انسان بودن این است : امتناع از شرکت مستقیم و غیرمستقیم در هر نوع عمل زور و خشونت آمیز .

من تو را از روز اول دوست داشتم ، تو را بیشتر از خودم دوست داشتم .

پاکی یک تجمل است . تو فقط به این دلیل می توانستی این حق را به خودت بدهی ، چون من در نزدیکی تو بودم و چون من دست هایم را آلوده می کردم .

پستچی همیشه دو بار زنگ می زند/ کین

پستچی همیشه دو بار زنگ می زند

جیمز مالاهان کین

بهرنگ رجبی

انتشارات چشمه

فرنک که آدم خانه به دوشی است روزی گذرش به یک رستوران بین راهی می افتد و مرد از او دعوت به همکاری می کند فرنک شیفته کورا زن صاحب کافه شده و ماندگار می شود آنها رابطه عاشقانه ای دارند و در نهایت تصمیم به قتل شوهر می گیرند و باید برنامه ای داشته باشند تا مقصر شناخته نشوند .

آشنایی به مالاهان برمی گرده به دیدن فیلم غرامت مضاعف و بعد ترغیب شدن برای خوندن کتابش و حالا جز تازه های نشر یک کتاب دیگه ازش که اونم فیلم مشهوری داره . قشنگه با هیجان می نویسه روان می نویسه آدم جدا دوست داره دنبال کنه روند کار رو ترجمه خوبی هم داره اما به نظرم خیلی شبیه همون غرامت مضاعفه همون چارچوبا همون موضوعا کتاب دیگه ای ازش در دسترسم نیست اما اگر کلا توی همین روند باشه بیشتر از دو سه تا کتاب نمی شه ازش خوند دلو می زنه .

قسمت های زیبایی از کتاب

بعد این ماجرا دیگه از پس همه چی می تونم بر بیام .

ما باید همدیگه رو دوست داشته باشیم . همدیگه رو که دوست داشته باشیم ، هیچی دیگه اهمیت نداره .

اون همه عشق داشتیم ولی زیرش خرد شدیم .

کرشمه خسروانی/ شجاعی

کرشمه خسروانی

سید مهدی شجاعی

انتشارات نیستان

یک نمایش نامه دیگه از آقای شجاعی . خوب راستش جز تازه های نشر نیست اما چشمم بهش خورد و دیدم این کتاب ایشون را هم نخوندم .

داستان در زمان خلافت معاویه است . یزید فرزند معاویه عاشق زینب همسر عبدا... می شود و اکنون پدر به دنبال حیله ای است تا زن و شوهر را از هم جدا کرده و دست زینب را در دست یزید بگذارد و ...

قشنگ بود خوشم اومد حاشیه که نداشت و روان خود داستان پیش می رفت موضوعش هم برام تازه بود و خوب جالب و هیجان دار.

قسمت های زیبایی از کتاب

انجام بسیاری از امور توسط حکومت یا قدرت نه صلاح است و نه شدنی . ولی انجام همان امور توسط حاکم زادگان یا منسوبین به قدرت سهل ترین کار ممکن است .

گوهرشناس نیاز ندارد که گوهر را در دست بچرخاند یا با دندان بیازماید . اصل بودن گوهر را از فرسنگ ها فاصله به یک نگاه تشخیص می دهد . این افراد تازه کار و بی تجربه اند که باید گوهر را با هزاران محک بیازمایند و در نهایت هم مطمئن نباشند که به تشخیص درست دست یافته اند .

قول اصولا برای دادن است نه انجام دادن .

من مضمون حرف های نگفته را بهتر از حرف های گفته می فهمم .

خدا اگر بهشتش را به دست ما نسپارد در اختیار که می خواهد بگذارد ؟

زندگی با مردی که بی دلیل می رود و با دلیل باز می گردد برای من به قدر ارزنی نمی ارزد . 

 عذرخواهی و بخشش طلبی وظیف ی من است اگرچه نبخشیدن حق تو باشد .

تیر چراغ برق / شجاعی

تیر چراغ برق

 

مهدی شجاعی، مجید مجیدی ، بهزاد بهزادپور

 

انتشارات نیستان 

داستان در مورد کارمند اداره ای هست که بالای تیر چراغ برق رفته و اعلام می کنه اگر رئیس به خواسته هاش عمل نکنه خودشو می اندازه پایین اینم البته مثل دو تا کار قبلی فیلم نامه است خیلی کوتاه .

فوق العاده مسخره بود یعنی به نظر من یک بچه دبستانی هم قلم دسش می گرفت اینو می نوشت دیگه همکاری سه نفره کجاش بود مرده رفته بالای تیر می گه خودمو می اندازم پایین بعد یک سری صحنه های نخ نما شده و تکراری مثلا خانم همکار داره زنگ می زنه می گه اره خودکشی کرد و بیچاره زنش بیچاره بچه اش یک خانم زیر ماسک صورت توی آرایشگاه می گه وای اگه خطر داره برا من برم ! از این لوس بازیای تو ذوق زن بعد می یاد پایین رئیسص اخراجش می کنه تمام !

چشم خفاش/ شجاعی

چشم خفاش

مهدی شجاعی – بهزاد بهزادپور

انتشارات نیستان

این کتاب هم فیلم نامه است با موضوعیت دفاع مقدس . توی خط مقدم هستیم و عراقی ها دکلی دارن که خیلی بلنده دید خیلی خوبی بهشون می ده و از همین راه تلافات زیادی به ایران تحمیل می کنند . سه نفر از رزمنده ها داوطلب می شن که برن وسط خط دشمن و این دکلو منفجر کنند .

بد نبود . بد ننوشته یک تیکه هاییش که می یاد سراغ حاجی می زنه جاد خاکی و اون تعارفات نخ نما شده اما جاهایی که سر عملیات رزمنده هاست خوبه طراحی نقشه اش برنامه اش اما زیاد برام دلچسب نبود به دلیل فیلم نامه بودنش . خوب خیلی خیلی موضوع ماجرا محوری می شه هیجانی اونقدر با متن و نوشته شاید سر کار نداره برای همین خوب یک مقادیری حوصله آدم سر می ره موقع خوندنش . اما خوبیش اینه به جای مقدس نمایی به خود داستانش تمرکز کرده و پیش رفته در بیشتر مواقع .

قسمت زیبایی از کتاب

کشته شدن زمانی شهادته که تو بتونی بهره ای بیشتر از زنده موندن ببری .

مرد رویاها/ شجاعی

مرد رویاها

سید مهدی شجاعی

انتشارات نیستان

کتاب در مورد دکتر چمران هست . از ازدواجشون توی امریکا با دختر خوانده یک خانواده پولدار آمریکایی آغاز میشه و به بررسی فعالیت هاش توی مصر و لبنان و عقایدش می پردازه . کتاب فیلم نامه هم هست نه رمان . بنابرین خیلی حالا نمی یاد هی بگه این عقیده را داشت اون عقیده را داشت بیشتر توی قالب اتفاقات و صحبت ها نظرات دکتر را می گه .

اقای شجاعی سال قبل پر کار بودند و این فیلم نامه و یکی دو تا کار مشترک دیگه را به بازار عرضه کردند که تصمیم گرفتم توی این روزای پایانی سال سراغشون برم . این که کتاب در مورد دکتر چمران هست واقعا برام وسوسه انگیز بود من فقط می دونستم که شخصیت علمی ملی و مذهبی بزرگی بودند و فوق العاده مشتاق دونستن زندگی نامه ایشون بودم اما این کتاب را اصلا دوست نداشتم اولش که خوب برای من جالب بود در مورد بچگیش دانشگاه رفتنش و یک همچین پیشینه ای بیشتر بدونم که این کتاب مهیاش نمی کرد یعنی در حقیقت یک برهه را فقط می خواست نشون بده تمرکزش روی اون عقاید بود نه چمران . دوم اینکه به نظر من فراز و فرودهای شخصیتیشو اصلا بازگو نمی کرد یعنی من بازم عین اولم هستم اصلا نمی تونم بگم طرز فکر چمران چی بوده البته وقایعی از زندگیش را برام بازگو کرد که شدیدا قابل تقدیر بود مثلا کارای هوشمندانه ای که بر ضد رژیم پهلوی کرد به عنوان یک مخالف خیلی جالب بود اما از مجموع افکارش حرف نمی زد بچه اول و دومش روشن و کورش بودند و سومی و چهارمی جمال و یک اسم دیگه تو این مایه ها که یادم رفته رحیمی کریمی چیزی واقعا نمی دونم اما این تفاوت انتخاب اسم شاید یک نشونه ای از تفاوت اندیشه ای چیزی باشه هیچی بازگو نشد دیگه اینکه کلا این شیوه ای بود که مثلا استاد چمران یهش می گه مگه مشکلات مملکتتون چی بود ؟ می گه دستتو بده به من تا نشونت بدم بعد دست استادو می گیره یک هو می رن توی فضای ایران و توضیح میده به نظرم خیلی این شیوه بی مزه ای هست عین برنامه کودک .

طراحی جلدش اما خیلی قشنگه .

قسمت های زیبایی از کتاب

تو چه خودتو بکشی چه در نهایت آرامش باشی ، در اصل واقعیت هیچ تغییری حاصل نمیشه .

قبلا اگر فکر می کردم که تو بهترین انتخابی برای ازدواج حالا به این نتیجه رسیده ام که تو تنها انتخابی برای ازدواج .

من با این اقدام جانم را با آبرویم تاخت زده ام و هیچ قماری از برد و باخت خالی نیست .

عضویت در انجمن اسلامی ، پخش اعلامیه در دانشگاه ، حضور در درگیری 16 آذر ، جراحت در درگیری 16 آذر ، رفاقت نزدیک با بزرگ نیا ، قندچی و شریعت رضوی ، حضور فعال در مسجد دانشگاه ، پای ثابت مسجد هدایت و درس طالقانی ... باز هم بگم ؟ اون وقت این آدم از دانشگاه بورس گرفته رفته آمریکا !

دخترم آریا/ آصفی

دخترم آریا

نسیم آصفی

مهین صدیقی

انتشارات تالیا

یاسمن پزشکی ایرانیست که در آمریکا متولد شده و کلا با فرهنگ غربی بزرگ شده است . او چند سال قبل با جاستین پسری آمریکایی رابطه برقرار کرده و پدر و مادرش که از این رابطه بدون ازدواج ناراحت بوده اند با وی قطع ارتباط کرده اند او صاحب دختری به نام آریا می شود زمانی که یاسمن باردار است و چندی مانده به قرار ازدواجشان جاستین فوت می کند و یاسمن دخترش را تنها بزرگ می کند و زمانی که آریا 5 ساله می شود جلوی ماشین پریده و در این تصادف فوت می کند . با این اتفاق زندگی یاسمن کلا دگرگون می شود و او حالت عادی ندارد . کتاب نامه های یاسمن به جاستین به آریا و به دوستش دوتی است از عذابش از روحش فکرش و ....

متوسط بود قسمتای احساسیش واقعا آدمو دیوونه می کرد اوایل کتاب اصلا جلوی گریه کردنمو نمی تونستم بگیرم حالم بد بود زندگی برام تیره و تار شده بود اصلا تصورشم نمی تونسم بکنم خیلی دردناکه خدا برای هیچ کس نخواد اما از اواسط کتاب که وارد سفرای چین و ایران و یاسمن می شیم دیگه جالب نیست بعد احساسیش کمرنگ شده و ضعف نویسنده توی ایجاد خط سیر و چارچوب و مطرح کردن بحثای روان شناسی و ... معلوم میشه .

خوب من دارم تازه های نشر این یکی دو سال را می خونم خیلی خیلی اتفاقی این کتاب را دیدم و خوب موضوعش جوریه که با روح و روان آدم بازی می کنه عصبیت می کنه و نمی شه زمینش گذاشت .

قسمت های زیبایی از کتاب

عشق پدر و مادر به فرزند، بی حد و اندازه است اما یکسان نیست. تو هرگز نمی توانی آنطور که پدر و مادرت دوستت دارند، دوستشان بداری.

مامان روز تولدت را فراموش نکرده .چطور ممکن است یادش برود ؟ روز تولد تو بهترینروز عمر من است .

دلم برای دخترکم تنگ شده. برای پیشانی مخملی او، برای ناخن های برجسته و قشنگش. برای حرکت چشم های نازنین و زیبایش که وقتی به ماه یا به چیز دیگری خیره می شد. دنیایی از حرف در آن موج می زد، همین طور برای وزن بدنش، وقتی روی پاهایم یا درآغوشم بود، و برای تمامی آن لحظات فراموش نشدنی ای که او در آغوشم با تنم یکی میشد.

می گفت ، « ببین عزیزم ، زمین همیشه بین ماست » و زمین تو را از من گرفت .

وقتی رختخوابش را مرتب می کردم، روی تخت افتادم سرم را روی بالشش گذاشتم؛ بوی تنشرا می داد. جاستین همان بوی دلنشین و تازه ای که فقط یک مادر وقتی بچه اش را درآغوش می گیرد آن را حس می کند.

هرگز تصور نمی کردم کسی بتواند تا این حد اشک بریزد یا این همه اشک برای گریه کردنداشته باشد.

 

ارکیده ها در مهتاب/ فوئنتس

ارکیده ها در مهتاب 

کارلوس فوئنتس

محمد موسوی 

انتشارات نیلا

دو هنرپیشه که در کنار هم هستند فراموش شده و به یاد دوران گذشته یکی از آنها که پیر شده و دائم در جست و جوی شهرت از دست رفته است دیگری که ظاهرا جوان تر و گم نامتر است و از دومی مراقبت می کند .

کتاب جدیدی نیست یک نمایشنامه از فوئنتس اما داشتم کتاب جدیدش را می خوندم و چشمم به این نمایش نامه افتاد که نخوندمش و گفتم بذار اینم امتحان کنم زیاد دوست نداشتم مشکلی نداره که بخوام بگم اینش بد بود اینش درست نبود اما واقعا موضوع جالبی برای من نیست این قضیه چیز چندان خاصی هم نداشت اگر مشکلی هم نداشت . 

قسمت های زیبایی از کتاب

زندگی ما از همین لحظه که همدیگه رو شناختیم شروع شد .

زندگی – می دونی ؟ - اگه کتاب خونده باشی برات یه جور دیگه جلوه می کنه .

ولاد / فوئنتس

ولاد  

 

کارلوس فوئنتس

محمدعلی مهمان نوازان  

 

انتشارات مروارید

مردی در مکزیک در دفتر وکالتی کار می کند و همسرش آژانس املاک دارد روزی رئیسش نزد او آمده و از وی می خواهد برای یکی از دوستانش خانه ای پیدا کند اما این دوست شرایط عجیبی دارد پنجره های خانه باید مسدود شود تونل داشته باشد و .... همه چیز تا حدودی عجیب غریب است .

از فوئنتسم امسال یک کتاب جدید دیگه معرفی کرده بودم اینم یک مورد دیگه که جز تازه های نشر هست . کتاب بدی نبود سرگرم کننده و خوشخوانه حجمش کمه توضیحاتش روانه اما راستش خود موضوع چندان برای من جالب نیست و جلبم نمی کنه آخر داستانم درست حسابی سر در نیوردم .

قسمت های زیبایی از کتاب

فایده ی طولانی زندگی کردن این است که فرصت پیدا می کنی از آنچه صرف شرایط آدم اجازه می دهد بیشتر یاد بگیری .

بهتر است آدم خودش مسئول زوال و سقوطش باشد تا اینکه خودش زا قزبانی نیروهایی ببیند که خارج از کنترلش هستند .

موضوع مشترک بین ما این است که در این دنیا همه ی ما از یکدگیر استفاده می کنیم . بعضی هامان برنده می شویم ، بعضی دیگر بازنده . این را بپذیر .

خانه ی سکوت/ پاموک

خانه ی سکوت 

اورهان پاموک

مریم طباطبائیها 

انتشارات پوینده

داستان در مورد یک خانواده است مادربزرگی که در خانه قدیمی تنها زندگی می کنه به همراه کوتوله ای به نام رجب که در حقیقت فرزند نامشروع همسرش هست و الان سه تا نوه اش به دیدنش اومدن نیلگون فاروق و متین . پیرزن دایم به گذشته برمیگرده خاطرات خودش شوهرش و فرزندش را مرور می کنه نوه ها توی تفکرات خودشون غرقن و ...

نسبتا قشنگ بود ترسیم و چارچوبش خوب بوده یک فرمت خوبی برای سرنوشت خانواده شخصیتاشون و خط سیرشون در نظر گرفته که به نظرم قوی طراحی کرده اما یک جورایی گرم و جذاب نبود که مثلا تو رو شیفته خودش بکنه البته بگم اصلا چیز سنگین و ناخوانایی نیست ها فقط دلچسب نیست .

امسال بازم توی تازه های نشر از پاموک معرفی کرده بود اینم یکی دیگه . ظاهرا این روزا توجه به ترجمه کتاباش زیاد شده .

قسمت های زیبایی از کتاب

بخون فاطیما ، خوندن بهترین چیزه ، بخون و یادبگیر .

تو دنیا هیچ چیز جدیدی وجود نداره .

بیشعوری/ کرمنت

بیشعوری

خاویر کرمنت

محمود فرجامی

انتشارات تیسا

یک کتاب یک جورایی روان شناسانه یک جورایی با لحن طنز ... در مورد بیشعوری حرف می زنه این که توی دنیای امروز بیشعوری واقعا یک مریضی هست خیلی از اطرافیان ما بی شعورن یا حتی خودمون ... نشونه های بیشعوری چیه باهاش چطور باید کنار اومد و ...

خوب راستش یک عالمه کتاب توی صف خوندن دارم به طوری که چیزایی که می خواسم بخونم برای سال آینده هم می مونه  الانم کلا تو فاز خوندن از نویسنده های قبلی هستم اما اسم این کتابو زیاد شنیده بودم و دیگه وقتی همکارم داد بهم نشستم خوندمش اما چندان دوسش نداشتم . از یک سری ایده هاش خوشم می یاد مثلا اینکه راحت می یاد می گه نه بابا همیشه هم تقصیر والیدن نیست بعضی بچه ها ذاتا بیشعورن :دی حالا درست و غلطشو نمی گم اما یک همچین ایده های ضد اونچه عرف شده داره که برای من جالب بود اما برام کلا ارزش چندانی نداشت که بخواد از لحاظ روان شناسی توی بهتر کردن خودم یا بهتر شدن مواجهه با اطرافیانم کمکی باشه .

قسمت های زیبایی از کتاب

اگر بیشعورها عاشق می شوند فقط به یک دلیل است : می خواهند در هیچ چیز کم نیاورند ، از جمله عشق .

هر کسی در شرایط ویژه ای می تواند وقیح باشد . همین که ان شرایط از بین رفت آدم معمولی به خود می آید و از وقاحتش پشیمان و سرافکنده می شود اما یک بی شعور دنبال فراهم کردن شرایط دیگری می گردد .

بهترین راه برای سر و کار داشتن با بیشعورهای تمام عیار آن است که تا حد امکان با آنها سر و کار نداشت !

نمایش اسپانیایی / رضا

نمایش اسپانیایی

یاسمینا رضا

زهرا قربان خانلو – محسن دولت آبادی

انتشارات افراز

در مورد خانواده ای که دو دخترشون بازیگرند از یک سو دورهمی خانواده و صحبت های آنهاست و از سوی دیگر بازیگران نمایش که مثلا در این نمایش بازی می کنند از نمایش جدا شده و صحبتهای شخصیشون را عنوان می کنند .

این کتاب جز تازه های نشر نبود اما وقتی داشتم کتاب جدید خانم یاسمینا رضا را انتخاب می کردم دیدیم این کتابم از ایشون هست که نخوندمش و این شد که سراغش رفتم . این یکی را هم دوست نداشتم موضوعاتش دیالوگاش برای من خیلی جالب نیست یک جورایی خشکه البته خوب کلا هم من طرفدار نمایش نامه نیستم .

این نمایش توی تهرانم با بازی شقایق دهقان ، بهاره رهنما و رامین ناصر نصیر روی صحنه رفته .

قسمت های زیبایی از کتاب

نمایشای شاد از نمایشای غمگین پست تر نیستن . اما با وجود این ، بیشتر توی ذهن شما می مونن .

خوشحالم که درختا می بینن که دارم با تو از اینجا رد می شم، همه ی چیزایی که از قبل بدون تو می شناختم ، درختا ، این راه ها ، می بینن که دارم بازو به بازوی تو رد می شم . من خیلی از بودن با تو ، توی این روز بزرگ خوشحالم .

شما بازی را چطور تعریف می کنید/ رضا

شما بازی را چطور تعریف می کنید

یاسمینا رضا

زهرا قربان خانلو

انتشارات افراز

ناتالی نویسنده ای سهت که یک کتاب در مورد یک نویسنده نوشته الان به یک مجلس ادبی تشکیل شده تا در مورد کتابش با اون مصاحبه بشه البته یک مسابقه هم براش ترتیب می دهند .

خوب از خانم یاسمینا رضا هم قبلا دو تا کتاب معرفی کرده بودم و کاراشونو دوست داشتم اما کار جدیدشون به دلم ننشست . ک جورایی گرما و کشش نداشت خیلی خشک و سنگین بود .

قسمت های زیبایی از کتاب

با خودم فکر کردم زنان هیچ چیز مردان را درک نمی کنند . ما هیچ چیز از آنها درک نمی کنیم و چه بهتر ، به محض اینکه درکشان کنیم پژمرده می شوند .

انسان های مسئول ، قبل از هر چیز پدر و مادرند .

آب ، آسمان /بهرامی

آب ، آسمان

آذردخت بهرامی

انتشارات چشمه

ناهید پرستاری است که اهل فنگ شویی هست در همه رفتارش چیدمان خونه اش به موارد ذکر شده توی این مکتب دقت زیادی می کنه . سال ها قبل عاشق مردی به اسم سامان بوده اما سامان با کس دیگه ای ازدواج می کنه و ناهید هم زن پسر عموی شکاکش نوید می شه . زندگی خهوب و عاشقونه ای دارند اما هنزو یاد سامان بی هیچ دلیل خاصی توی ذهن ناهید می یاد و ...

خیلی دوسش داشتم . قبلا از خانم بهرامی یک مجموعه داستان کوتاه خوندم و با شوق سراغ رمان جدیدشون هم رفتم . اینم خیلی دوست داشتم اصلا داستانش حتی روند اتفاقات و ... برام مهم نبودها من کلا عاشق لحن روایت کردنشم از این جور حرف زدنش از اتفاقات روزمره فکرا دوستی ها خواب ها خانه داریش و ... از ترکیب وقایع با باورها و اتفاقات فنگ شویی از قوانینش خیلی خوشم می یومد خلاصه یک دنیا لذت بردم .

قسمت های زیبایی از کتاب

می شود بارها و بارها برای کسی بمیری ، بی آنکه حتا بفهمد .

آدم احساساتشو باید بروز بده . نیگر داره که چی ؟ نو بمونه ؟

موضوع اینه که حتی شوهرامونم از دردسرای زن بودن خبر ندارن . تنها چیزی که می بینن ، آه و ناله هامونه که اونم فکر می کنن داریم ناز می کنیم .

مطمئنم نه او و نه نوید و نه هیچ مرد دیگری نمی تواند احساسات زنی را درک کند که باید یکی را از بین آن هایی انتخاب کند که انتخابش کرده اند .

اگر مرد زن داری خیانت کنه ، زنش در نهایت ترجیح می ده نادیده بگیره ، برای حفظ خونه و خونواده . ولی اگر در مورد زن پیش بیاد حتا اگه ثابتم نشه کار به انتقام و کشت و کشتار می رسه . اگه طرف خیلی روشن باشه ، زنشو در جا طلاق می ده .

دهقانان/ بالزاک

دهقانان

انوره دوبالزاک

هژبر سنجرخانی

انتشارات نگاه

از اسم کتاب هم معلومه داستانش در مورد دهقانان هست . ماجرا در روستایی اتفاق می افته یک ملک و جنگل بزرگ اربابی هست و دهقانانی که تلاش می کنند تا به صورت مجانی از این املاک فایده هایی به دست بیارند اربابی که دنبال سود خودش هست رعیتی که دنبال حقه بازیه و ....

وای اصلا دوسش نداشتم خیلی برام بد بود اصلا درکش نمی کردم انگار یک سری گزارش نویسی های بی در و پیکر همین طور ورق می زدم نه شخصیت ها را لمس می کردم نه داستانو . خوب من از علاقه مندان داستان های کلاسیک نیستم اما معمولا قصه های خوش خوانین که آدمو جلب می کنن از بالزاکم زیاد خوندم این مدلی توی ذوقم نزده بود هیچ وقت بنابرین یک جورایی فکر می کنم مترجمم مقصر بوده شاید می شد با مترجم دیگه ای این داستان این قدر سنگین و نچسب نباشه .

قسمت های زیبایی از کتاب

ما سه نوع مباشر داریم ، مباشری که تنها به خود می اندیشد ، مباشری که به ما و خودش می اندیشد ، به مباشری که فقط به ما بیندیشد هرگز برنخواهیم خورد . خوشبخت مالکی که دست روی مباشر دوم بگذارد .

هیچ جامعه ای بدون قربانی ، بدون موجودی مستحق رقت و تاسف آوردن ، بدون شوخی و مسخره کردن ، بدون تحقیر کردن ، بدون حمایت کردن کامل نیست .

اتفاق/ بل

اتفاق

هاینریش بل

حمزه علی محمدی

انتشارات دیبایه

اتفاق : مرد از اداره بیرون آمده که خانمش را در خیابان می بیند و با دید جدید به او نگاه می کند .

پل : پلی در روستا در زمان جنگ خراب شده و اکنون در همان زنگ جنگ آلمان ها آن را بازسازی می کنند .

اینم یکی دیگه از تازه های نشر از آقای بل این بار نمایشنامه . کتاب خوبی بود . اولی احساسی تر بود بیشتر دوسش داشتم هر چند دومی هم موضوعش جالب بود خیلی ریز بین و زیرکانه انتخاب شده بود اما لحن بیان اولی به نظرم دل نشین تر بود .

کتاب کوتاهیه خیلی سریع می تونید بخونیدش .

قسمت زیبایی از کتاب

بین من و اون پیوند محکم تری از یک زندگی مشترک وجود داشت ، چیزی که باعث می شد بعضی وقت ها کنار هم برای یه خواسته مشترک دعا کنیم .

جامعه شناسی پالتو ماهوتی / بل

جامعه شناسی پالتو ماهوتی

هاینریش بل

علی عبداللهی

انتشارات مشکی

مولر در کلاس درس استاد محبوبش نشسته که ناگهان متوجه می شود استاد در این جلسه دارد نوشته مولر را به جای گفته های خودش جا می زند و در حقیقت تز دکترای او را دزدیده و همین امر حال او را بسیار بد می کند .

یک داستان کوتاه چهل صفحه ای بل محبوب . توی تازه های نشر یکی دو تا کتاب هم از بل بود که سریع رفتم سراغشون . داستان قشنگی هم بود دوسش داشتم موضوع جالبی داشت خوب پرورونده بود و ترجمه اش هم خوب انجام شده بود .

قسمت های زیبایی از کتاب

وقتی کسی دور چیزی را خط می کشد که برای خیلی ها رسیدن به آن یک رویای دست نیافتنی است البته که من ناراحت می شوم .

من اعتقادی به انعام دادن و کلا دادن هر چیزی که بیشتر از مواجب قانونی طرف باشد . انعام خلاف شان انسانی است .

وعده گاه/ رب گریه

وعده گاه

آلن رب گریه

پرویز شهدی

انتشارات افکار

بازم نمی دونم چی بگم از موضوعش این بار توی کره هست یک سری بومی آسیایی یک سری مهاجر کارای غیرقانونی جاسوسی مواد مخدر فروش دخترها و ... قتل هایی که رخ داده و پلیسی که به دنبال مشکوک ها هستش ....

اصلا دوست نداشتم خوب من رمان نو را نمی فهمم دوستم ندارم دو تا پشت سر هم خوندنش دیوونگی محضه . دوست نداشتم اصلا . امیدوارم اون قدر عاقل شم که مواردی که از قبل می دونم اصلا نمی تونم باهاش ارتباط برقرار کنم را کلا سراغش نرم آخه چه کاریه !!!

پ .ن : دیروز تولدم بود اولین تولدی که رها کنارم بود البته که کل میزی که همسر جان اون همه زحمت کشیده بود و چیده بود را به هم ریخت البته که با گریه و زاری بدون داشتن مجوز نشست یک عالمه کیک خورد البته که اون وسط به صورت مرتب گیر می داد بساط را ول کنین بیاین برای من کتاب بخونین البته که اون قدر گریه کرد تا بخوابه اما همیناش فوق العاده بود خدای هزار بار ازت متشکرم

خاطرات مثلث طلایی/ رب گریه

خاطرات مثلث طلایی

آلن رب گریه

پرویز شهدی

انتشارات افکار

یعنی الان کاملا موندم بگم موضوع کتاب چی بود . یک سری قتل آیینی نمادین تعداد زیادی خشونت در حقیقت خشونت هایی از روی هوا و هوس و یک جورایی بی رحمی و بی هدفی بشر امروز ... دخترایی که به شکنجه داده می شوند کشته می شوند و ..

خوب یک جورایی این صفت بارز رمان نو هست منم کلا از رمان نو خوشم نمی یاد اینکه نمی فهمم چی می گه چی شد منظورش چیه اصلا داستان چی بود چرا چگونه و ... اما در مجموع توی این سبک داستان رب گریه را بیشتر دوس داشتم برای همینم رفتم سریع سراغ کتابش نمی گم کتابو دوس داشتم ها نه دوسش نداشتم و اصلا درست حسابی هم نفهمیدم چی می خواد بگه اما یک جورایی شاید ترجمه اش هست که خوبه نمی دونم اونقدرا هم اعصابت را به هم نمی ریزه فقط همش حس می کردم من اینو قبلا خوندم