دهقانان

انوره دوبالزاک

هژبر سنجرخانی

انتشارات نگاه

از اسم کتاب هم معلومه داستانش در مورد دهقانان هست . ماجرا در روستایی اتفاق می افته یک ملک و جنگل بزرگ اربابی هست و دهقانانی که تلاش می کنند تا به صورت مجانی از این املاک فایده هایی به دست بیارند اربابی که دنبال سود خودش هست رعیتی که دنبال حقه بازیه و ....

وای اصلا دوسش نداشتم خیلی برام بد بود اصلا درکش نمی کردم انگار یک سری گزارش نویسی های بی در و پیکر همین طور ورق می زدم نه شخصیت ها را لمس می کردم نه داستانو . خوب من از علاقه مندان داستان های کلاسیک نیستم اما معمولا قصه های خوش خوانین که آدمو جلب می کنن از بالزاکم زیاد خوندم این مدلی توی ذوقم نزده بود هیچ وقت بنابرین یک جورایی فکر می کنم مترجمم مقصر بوده شاید می شد با مترجم دیگه ای این داستان این قدر سنگین و نچسب نباشه .

قسمت های زیبایی از کتاب

ما سه نوع مباشر داریم ، مباشری که تنها به خود می اندیشد ، مباشری که به ما و خودش می اندیشد ، به مباشری که فقط به ما بیندیشد هرگز برنخواهیم خورد . خوشبخت مالکی که دست روی مباشر دوم بگذارد .

هیچ جامعه ای بدون قربانی ، بدون موجودی مستحق رقت و تاسف آوردن ، بدون شوخی و مسخره کردن ، بدون تحقیر کردن ، بدون حمایت کردن کامل نیست .