آب ، آسمان

آذردخت بهرامی

انتشارات چشمه

ناهید پرستاری است که اهل فنگ شویی هست در همه رفتارش چیدمان خونه اش به موارد ذکر شده توی این مکتب دقت زیادی می کنه . سال ها قبل عاشق مردی به اسم سامان بوده اما سامان با کس دیگه ای ازدواج می کنه و ناهید هم زن پسر عموی شکاکش نوید می شه . زندگی خهوب و عاشقونه ای دارند اما هنزو یاد سامان بی هیچ دلیل خاصی توی ذهن ناهید می یاد و ...

خیلی دوسش داشتم . قبلا از خانم بهرامی یک مجموعه داستان کوتاه خوندم و با شوق سراغ رمان جدیدشون هم رفتم . اینم خیلی دوست داشتم اصلا داستانش حتی روند اتفاقات و ... برام مهم نبودها من کلا عاشق لحن روایت کردنشم از این جور حرف زدنش از اتفاقات روزمره فکرا دوستی ها خواب ها خانه داریش و ... از ترکیب وقایع با باورها و اتفاقات فنگ شویی از قوانینش خیلی خوشم می یومد خلاصه یک دنیا لذت بردم .

قسمت های زیبایی از کتاب

می شود بارها و بارها برای کسی بمیری ، بی آنکه حتا بفهمد .

آدم احساساتشو باید بروز بده . نیگر داره که چی ؟ نو بمونه ؟

موضوع اینه که حتی شوهرامونم از دردسرای زن بودن خبر ندارن . تنها چیزی که می بینن ، آه و ناله هامونه که اونم فکر می کنن داریم ناز می کنیم .

مطمئنم نه او و نه نوید و نه هیچ مرد دیگری نمی تواند احساسات زنی را درک کند که باید یکی را از بین آن هایی انتخاب کند که انتخابش کرده اند .

اگر مرد زن داری خیانت کنه ، زنش در نهایت ترجیح می ده نادیده بگیره ، برای حفظ خونه و خونواده . ولی اگر در مورد زن پیش بیاد حتا اگه ثابتم نشه کار به انتقام و کشت و کشتار می رسه . اگه طرف خیلی روشن باشه ، زنشو در جا طلاق می ده .