تردید مگره/ سیمنون

تردید مگره

 

ژرژ سیمنون

عباس آگاهی

 

انتشارات جهان کتاب

نامه ای به دست مگره می رسه که توی اون فردی خبر داده که حس می کنه توی خونه اش به زودی جنایتی رخ می ده پس از تحقیقات مگره متوجه می شه این نامه از خونه وکیل معروف و ثروت مندی اومده هیچ یک از اعضای خونه از خوندن نامه تعجب نمی کنن و این مورد را بعید نمی دونند و مگره مشغو لجست و جو صحبت با افراد می شه .

قشنگ بود دوسش داشتم درگیرم کرد و دنبالش می کردم به شدت تا ببینم چی می شه کلا کتاب های پلیسی همینن نمی شه زمینشون گذاشت . از روی کارهای آقای سیمنون فیلم های زیادی هم ساختن البته من خودم ندیدمشون .

 

قسمت زیبایی از کتاب

نمی شه آدم ها را بر خلاف میلشون خوشبخت کرد .

مگره از خود دفاع مي كند/ سیمنون

مگره از خود دفاع مي كند

 

ژرژ سيمنون

عباس آگاهي

 

جهان كتاب

خوب راستش بايد بگم اين كتابي جوري هست كه مرتبط با كتاب شكيبايي مگره است و قبل از اون اتفاق مي افته درسته اگر اول اون كتاب را بخونيد بدون خوندن اين كتاب براتون مشكلي پيش نمي ياد چون يك داستان مجزاست فقط اولش مي مونيد كه ا اين بحث و نقل ها چيه اما اگر بعدش بياييد سر اين كتاب شديد توي ذوقتون مي خوره مثل من چون داريد ابتداي داستاني را مي خونيد كه انتهاش را مي دونيد .

حالا داستانش فرق داره در حقيقت براي مگره پاپوش دوختند و مي خواد از خودش رفع اتهام كنه اما فضا مربوط به همون سرقت جواهرات هست كه توي شكيبايي مگره پيگيري مي شه و به نتيجه مي رسه .

شکیبایی مگره /سیمنون

شکیبایی مگره

 

ژرژ سیمنون

عباس آگاهی

 

انتشارات جهان کتاب

این بار موضوع معما مرد فلجی هست که کشته شده . این مرد از سارق های بزرگ بوده و الان چند سالی هست خونه نشینه هر چند معتقدند از همون خونه داره گروهایی را برای سرقت جواهرات هدایت می کنه . اون زمانی توی خونه اش کشته شده که همسر جوونش که مدام تحت نظره در حال خرید توی بازار بوده.

قشنگ بود اینم داستان مهیجی بود هر چند خوب این مدل داستان ها سر نخی برای حل معما بهت نمی دن فقط از یک رازگشایی لذت می بری و اصولا هم یک دختر خوشکل بی پناه جزء آدم بداست .

شخصیت کارآگه مگره اولین بار در سال 1930 خلق شده . اینم من باب اطلاعات عمومی .

شبي در چهارراه/ سیمنون

شبي در چهارراه

 

‍ژرژ سيمنون

كريم كشاورز

 

انتشارات نگاه

شبي در چهار راه : جسد مردي در يك گاراژ در ماشيني كه مربوط به صاحب خانه نيست پيدا شده .
كارآگاه استانبول : مرد ثروت مند آمريكايي مرتب توسط نامه تهديد مي شود و اكنون در استانبول است .  
جنايتي در گابون : مرد بسيار ترسيده چون چندين بار به او سوء قصد شده است و پليس ثروت نادرست او و زن زيبايش را محرك اين اعمال مي داند .

اينم يك مجموعه داستان كوتاه ديگه از آقاي سيمون . دوست داشتم مهيج بود البته كه بايد در حد داستان پليسي كوتاه ازش انتظار داشت و چشم به راه هزارتا پيچ و خم نبود اما در مجموع دوست داشتني بود .

خوب گفتم آقاي سيمنون هم رمان مي نوشته و هم داستان هاي كوتاه تر و هم مجموعه ماجراهاي مگره را از هر سه نوعش هم معرفي كردم اما با توجه به اهميت مگره توي كارهاي ايشون تصميم گرفتم شش هفت كار ديگه از ايشون كه راجع به مگره باشه بخونم . خوب البته كتاب هاي جنايي كم حجمند و بسيار سريع هم پيش مي رند اما متاسفانه معمولا سخت مي شه قسمت زيبايي توشون يافت .

مگره می ترسد/ سیمنون

مگره می ترسد

 

ژرژ سیمنون

کاظم اسماعیلی

 

انتشارات خجسته

مگره برای دیدن یکی از دوستانش به شهر کوچکی رفته که این مسافرت هم زمان با معمای پیچیده ای در آن شهر است . سه قتل به صورت یکسان اولی مردی وابسته به خانواده ای ثروت مند و دو مورد دیگر افراد فقیر و سطحی هستند . افکار عمومی بر ضد خانواده اشرافی شهر در حقیقت پدر و پسر دکترش می باشد .

قشنگ بود داستان مهیجی را ایجاد کرده بود که آدم دلش می خواست یک سره بخونه تا آخرش بره و قاتل را کشف کنه ایده جالبی داشت .

در مورد آقای سیمنون باید این را بگم که تعداد زیادی از کارهاشون را با اسامی مستعار چاپ می کرده .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

زن ها از کسانی که بلدند پول در بیاورند خوششان می آید اما ترجیح می دهند که ندانند این پول از چه راهی به دست آمده است .

 

آدم های کاملا بدبخت وجود خارجی ندارند . هرکسی به چیزی می چسبد و نوعی خوشبختی برای خودش می سازد .

كارد و طناب/ سیمنون

كارد و طناب

 

ژرژ سيمون

كريم كشاورز

 

انتشارات نگاه

قفس اميل : يك سري سرقت جواهرات زنجيره اي در شهر رخ داده است .
كلبه ي چوبي : زني به كارآگاه زنگ زده و مي گويد كه در كلبه آنها جسدي قرار دارد .
خط هوايي صحرا : كارآگاه سوار هواپيمايي است كه سارق معروف بين المللي هم سوار همان هواپيماست.
قتل در پانسيون : مردی در پانسیونی به قتل رسیده و پلیس از طریق علائم موریس به صورت اتفاقی خبردار می شود .
ايستگاه بون آونتورا: خلافکاران به دنبال جسد رئیسشان در کشتی هستند .

خوب بود لذت بردم داستان های کوتاه پلیسی که هم جذاب بود هم سریع قاتل و مقصر را مشخص می کرد و خوندنش باحال بود . تجربه جالبی بود و سرگرم کننده . گفتم سیمنون هم داستان های بلندکارآگاهی داشته هم کوتاه که تصمیم گرفتم یکی دو نمونه از کارهای کوتاهش را هم معرفی کنم .

بیگانگان در خانه/ سیمنون

بیگانگان در خانه

 

ژرژ سیمنون

محمود نوائی

 

انتشارات نگاه

داستان در مورد وکیلی هست که همسرس سال ها پیش اون را ترک کردع و اونم از زندگی اجتماعی کناره گیری نموده تا این که یک روز متوجه صدای تیر توی خونه اش می شه و بعد با یک جسد توی یکی از اتاق ها مواجه می شه و در نهایت معلوم می شه دخترش و بعضی جوون های شهر یک دار و دسته خالفکار داشتن و یکی از اونا قاتل این مرده و ....

خوب بود سرگرم کننده بود هر چند ایده اش خیلی تکرای هست اما درمجموع ایجاد هیجان می کرد و آدم همراه و همگام با داستان پیش می رفت تا ببینه چی می شه . اینم یک کتاب دیگه از آقای سیمنون که کارآگه مگره توش نقشی نداره .

در مورد سیمون می گن که تند نویس بوده به صورت شدید اونم یعنی مثلا ذکر شده براش  سه ساعت طول می کشیده تا یک رمان کامل را بنویسه و آماده چاپ کنه .

تبهكار/ سیمنون

تبهكار

 

ژرژ سيمنون

هما طهماسب

 

انتشارات نگاه

روزي نامه اي به دست دكتر مي رسد كه به او خبر مي دهد همسرش با مرد ديگري رابطه نامشروع دارد و دكتر پس از تحقيق متوجه صحت موضوع شده و تپانچه اي مي خرد تا مرد و همسرش آليس را به قتل برساند.

متوسط بود خوب موضوعات پليسي همينن پيچيدگي خاصي ندارن كه آدم بخواد چيز در موردشون بگه اما چيزي كه بيشتر از همه توي ذوقم زد اين بود كه منتظر كارآگاه مگره بودم اما تو اين داستان حضور نداشت. البته خوب سيمنون 200 رمان و 150 رمان كوتاه نوشته كه 75 رمان و 28 داستان كوتاه كه مربوط به كارآگاه مگره است سبب ساز اصلي شهرتش هست .

 

 قسمت زيبايي از كتاب

تنها چيزي كه نمي توانم تحمل كنم وجود آدم هايي است كه آنچه در فكرشان هست به زبان نمي آورند .

سایه بازی/ سیمنون

سایه بازی

 

ژرژ سیمنون

رامین آذربهرام

 

انتشارات مروارید

باز هم کارآگاه مگره وارد میدان می شود . این بار مرد ثروت مندی در دفترش به قتل رسیده و پول های گاو صندق نیز به یغما رفته اند . همسر سایق مرد در همان ساختمان سکونت دارد و پسرش که فردی معتاد و بی بند بار است در هتلی در همسایگی دوست دختر پدرش زندگی می کند .

نسبتا خوب بود . البته یک چیزی هست کتاب هایی نیست که بگم اگر حوصله جدی خوانی ندارید و دلتون هیجان می خواد برید سراغش چون همه اش هیجان و ردپا نیست یک عالمه اش توصیف ماجرا و اتفاقات هست خیلی معمول بدون هیجان زیاد از اون ور ادبی سطح بالایی هم نیست هر چند توی جنایی ها شاید کتاب خوبیه و جز نوشته های زرد محسوب نشه اما خوب اگر دنبال هیجان محضید به نظر من دنبال همون نوشته هاس زرد رفتن بهتره .

 

قسمت زیبایی از کتاب

وقتی مردی نمی تواند وسایل رفاه همسرش را فراهم کند حق ندارد زن بگیرد ! این یک اصل است که من به آن اعتقاد دارم .

سفر مگره/ سیمنون

سفر مگره

 

ژرژ سیمنون

عباس آگاهی

 

انتشارات جهان کتاب

هتل ژرژ پنجم یک هتل لوکس هست که ثروت مندان در اون رفت و آمد دارند و یکی از میلیاردهای مشهور توی وان به قتل رسیده . زنی که قرار بوده به زودی با اون عروسی کنه در اتاق بغلی بوده که اون شب اقدام به خودکشی کرده و الان یک جورایی فراری محسوب می شه ...

زیاد خوشم نیومد کتاب هاش زیاد معمایی و کارآگاهی نیست بیشتر پلیسیه نمی دونم منظورم را چطور بگم یعنی یک معمای آن چنان پیچیده و فهمیدن از طریق یک عالمه نکته و موضوع نیست بلکه یک تعقیب و گریزه اما این که دوسش نداشتم به نظرم توضیحاتش خیلی زیاد و غیر ضروری بود و ریتم هیجان دار داستان را می گرفت .

سیمنون بعد از مرگ پدرش ترک تحصیل می کنه و به عنوان روزنامه نگار مشغول به کار می شه و همین امر اون را در مواجه با موضوعات مختلفی قرار می ده که بعدها در نویسندگی رمان کمک حالش می شه.

 

قسمت های زیبایی از کتاب

دردسرآفرین ترین موردها آن هایی هستند که ابتدا بسیار پیش پا افتاده به نظر می رسند و اهمیتی به آن ها نمی دهی .

 

از یک پله و درجه ی اجتماعی که تجاوز می کردی ، مفهوم حجب و حیا چیز متفاوتی می شد .

 

هر کسی می تواند دست به آدم کشی بزند ، به شرط این که انگیزه کافی داشته باشد .

مشتری شنبه ها/ سیمنون

مشتری شنبه ها

 

ژرژ سیمنون

رامین آذربهرام

 

انتشارات مروارید

مگره کارآگاه مشهور شهر است . روزی مردی لب شکری نزد او می آید و عنوان می کند که قصد کشتن همسر و دخترش را دارد زیرا دو سال است که همسرش با مرد دیگری دوست شده و کار را به جایی رسانده که آن مرد را به خانه آورده و عملا او را بیرون می کنند و ....

قشنگ بود از اون مدل پلیسی های معمایی پر رمز و راز که بخواهید دنبال قاتل باشید نبود اما کشش این گونه داستان ها را داشت آدم دلش می خواست دنبالش کنه ببینه به کجا می رسه چی می شه . بعد از یک عالمه وقت خوندن داستان های پلیسی چسبید .

سیمنون نویسنده معروف بلژیکی و خالق کارآگاه مگره است . من باهاش آشنایی نداشتم اما شنیدن مرتب اسمش و همچنین یک تنوع و خوندن داستان های پلیسی باعث شد تا تصمیم بگیریم یک مدتی کتاب هاش را بذارم توی برنامه ام .

خاطرات سيد محمد علي جمالزاده /جمالزاده

خاطرات سيد محمد علي جمالزاده

 

سيد محمد علي جمالزاده

 

انتشارات سخن

خوب به نظرم اومد بد نيست پرونده ايشون را با زندگي نامه شون ببندم كه البته چيزي نبود كه من انتظارش را داشتم يعني يك داستان به عنوان زندگي نامه نود بلكه تكه تكه از چيزهايي بود كه ايشون از خودشون و خاطراتشون گفتن و مقدار زياديش هم شرح پدرش و يا رفقاي مهم ديگرش بود . خيلي هاش مقالاتش بود عكس و ....

من دنبال چنين چيزي نبودم و خوشم هم نيومد فقط هم قسمت هايي كه به قلم خودش بود و مقاله نبود را خوندم فقط چون در باب پدرش زياد صحبت كرده بگم پدرش واعظ بوده و با دولت هم خيلي مبارزه مي كنه و نهايتا بعد از حادثه به توپ بستن مجلس اعدامش مي كنن . نكته جالب ديگه اي كه نمي دونستم اين بوده كه كتاب يكي بود يكي نبود كه چاپ مي شه توي ايران آتيشش مي زنن و حرفاي بدي در موردش زده مي شه .

در مجموع بايد بگم طنز ايشون را مي پسندم و قلمش هم خيلي روان هست اما زياد نپسنديدم يك مقاديري قديمي بود موضوعات و سبك نوشتن . مي دونم حق زيادي گردن ادبيات ايران دارن و نمي خوام نقد كنم فقط بدون در نظر گرفتن هر عنصر ديگه اي يك نظر شخصي هست .

يكي بود يكي نبود/ جمالزاده

يكي بود يكي نبود

 

سيدمحمدعلي جمالزاده

 

انتشارات سخن

فارسي شكر است : افراد مختلفي در زندان و لهجه هاي غربي و عربي آنها
رجل سياسي  : مردك پنبه زن به اصرار زنش وارد سياست مي شود
دوستي خاله خرسه : چند مرد راهي كرمانشاه هستند و حبيب به مرد روس محبت زياد مي كند .
درد دل ملا قربانعلي : روضه خواني كه عاشق دختر همسايه مي شود .
بيله ديگ بيله چغندر : دلاكي كه به عنوان مستشار به ايران مي آيد و مشاهداتش را مي نويسد .
ويلان الدوله : يك جور سمبله ديگه مرد بي جا و مكاني كه خودكشي مي كنه .
كباب غاز : همون داستان مصطفي ديلاقي كه به مهماني مي رود و در ادبيات هم داشتيم .

اين كتاب اولين مجموعه داستان كوتاه ايراني محسوب مي شه . و وقتي اين موضوع را در نظر بگيريم خوب خيلي خوبه البته در كل اون كباب غاز را خيلي دوست دارم اما بقيه اش چندان هم برام جالب نيست .

 

قسمت زيبايي از كتاب

سر تا سر ايران مثل كارناوالي است كه هر كس به هر لباسي بخواهد مي تواند در بيايد .

تلخ و شيرين/ جمالزاده

تلخ و شيرين

 

سيد محمدعلي جمالزاده

 

انتشارات كانون معرفت

يك روز در رستم آباد شميران : دو برادر با شيوه هاي زندگي متفاوت
حق و ناحق : گفت گوي پروانه و زنبور
درويش موميايي : تفاوت ديدگاه مذهبي و نوع زندگي افراد
سرگذشت اولاد بشر : وقتي قرار است تاريخ زندگي بشر نوشته شود
خواستگاري : دختر مرد خواستگاري دارد كه جواب تحقيقات در موردش ضد و نقيص است
آتش زير خاكستر : تفكرات مردان يك خانواده در مورد اصلاح مملكت .
پيشوا : پسرك روزنامه نگار نزد نخست وزير رفته تا با او مصاحبه كند .

نه اصلا خوشم نيومد موضوعات به دلم نبود و البته بيشتر از همه نوع چاپ ريز كتاب اذيتم كرد . هر چند بايد بگم اگر زمان چاپ را در نظر بگيريم اتفاقا مورد خوبي هم هست . در هر صورت قلمش خيلي تواناست شايد موضوعات زياد به مذاق آدم جديد نياد . خوب امسال قصد نداشتم كلاسيك خواني داشته باشم اما جاي جمالزاده خيلي خالي بود انگار .

آقاي جمال زاده از بچگي براي تحصيل به بيروت فرستاده مي شه و بعدها خودش تحصيلاتش را در فرانسه و سوئيس ادامه مي ده كه رشته تحصيليش هم حقوق بوده .

دو مورد قبلي هم كتاب هايي هست كه از ايشون قبلا خونده بودم .

دارالمجانين/ جمالزاده

دارالمجانين

 

سيدمحمدعلي جمالزاده

 

انتشارات كانون معرفت

داستان در مورد پسرك يتيمي هست كه در خانه عموي ثروت مند و خسيسش زندگي مي كند و عاشق دختر او بلقيس مي شود اما عمو پسر را از خانه مي راند . در اين بين ماجراهايي اتفاق مي افتد كه پسر ترجيح مي دهد خودش را به ديوانگي بزند تا در ديوانه خانه بستري گردد .

نه اصلا دوست نداشتم گرما و كشش نداره جوري كه آدم ترجيح مي ده بعضي جاها را به جاي خوندن سرسري نگاه كنه نثرش هم سنگينه و روان نيست .

هفت کشور

هفت کشور

 

مجموعه نویسندگان

سید محمدعلی جمالزاده

 

انتشارات جاویدان

راز حقیقت از آناتول فرانس : در مورد یک کشیش که به زندان می ره
یک نفر آدم چه قدر خاک لازم دارد  از تولستوی : دهقانی که می گوید اگر زمین به حد کافی است اهمیتی به شیطان نمی داد
قصه ی رجبعلی از آناتول فرانس : خدمتکاری که معلوم نیست وجود دارد یا خیز
قهوه خانه شهر سورات از دوسن پیر : قصه طلوع و غروب خورشید
زندانی از مارو : درد دل زندانی از این که چه شد که رفتارش در زندان بد شد
آکل و ماکول از چخوف : مرد در اتوبوس خدمتکار اداره را می بیند که ...
آخرین درس از آلفونس دوده : وقتی درس دادن به فرانسه ممنوع شده

خوب راستش قبل از انتخاب کتاب خیلی تردید کردم چون داشتم یک تعداد از نوشته های آقای جمالزاده را می خوندم و این کتاب ترجمه ایشون بود نه تالیف اما نهایت نمی دونم چرا تصمیم گرفتم بخونمش و البته چندان هم راضی نیستم . من سبک ترجمه اش را دوست ندارم به نظرم زیاد دست کاری می کنه حتی اسامی را گاهی تغییر می ده اسم ایرانی می ذاره وسط داستان ها اشعار معروف فارسی می یاره و .... که من شدید مخالفم البته یک جورایی دلم را هم زده و دل نمی دم به کارهاش گمونم بهتره سریعا پرونده اش را ببندم !

كهنه و نو/ جمالزاده

كهنه و نو

 

سيد محمد علي جمالزاده

 

انتشارات نوين

ثواب يا گناه : پسر در حين دزدي مرد خسيسي را كشته است .
نمك گنديده : 5 دوستي كه سعي مي كنند خودشان را اصلاح كنند .
عقد تمهيدي : زن و شوهر با همفكري هم در راه به دست آوردن ثروت يك پيرزن هستند .
خانه به دوش : مرد از دغل بازي سيستم به تنگ آمده راهي ايلات مي شود .
همزه و لمزه : پسر بچه در مكتب با ياد گرفتن همزه لمزه مشكل دارد .
عالم هم قطاري : مرد براي گرفتن حقوقش به اداره آمده .
باج سبيل : مامور حاكم آمده و خربزه هاي بقال را خراب كرده است .
دوقلو : چند دوست در باغ هستند كه خبر مي رسد همسر يكي از آنها در حال وضع حمل است و صحبت به اولاد مي كشد و ...

بد نبود من قلمش را دوست دارم ساده و روان مي نويسه طنزش جالبه اما خوب موضوعات براي الان بكر نيست نحوه ادامه و اتمامش را دوست ندارم چندان و در ضمن مثلا اون داستان باج سبيل كاملا تكراري بود و همين ماجرا توي سر و ته يك كرباس هم نقل شده اما در مجموع بد هم نيست .

به اين موضوع هم بايد اشاره كنم كه آقاي جمالزاده را  آغازگر سيك واقع گرايي در داستان نويسي ايراني مي دونند .

 

قسمت زيبايي از كتاب

جايي كه پاي ايمان و عقيده در ميان است ، هيچ كاري نيست كه امكان پذير نباشد .

سر و ته یک کرباس/ جمالزاده

سر و ته یک کرباس

 

سی محمدعلی جمالزاده

 

انتشارات سخن

داستان یک جورایی دو قسمتی هست اولش که جمالزاده از کودکی اش در اصفهان می گه خاطراتی که از اون دوران داره و اینکه وقتی بعد از مدت ها به اصفهان باز می گرده اونجا را چطور می بینه از محله های قدیمی و گشت و گذارش می گه و قسمت دوم هم در حقیقت به دیدن یکی از دوستان قدیمش می ره و اون دوست قدیم سرگذشت آشناییش با یک شیخ بی نظیر را تعریف می کنه که اکثریت کتاب را هم همین ماجرا تشکیل می ده.

بد نبود راستش تمیز و مشخص می نویسه و بیشتر از همه تعریفاتش از اصفهان اونم اصفهان قدیم خیلی برای من لذت بخش و دل نشین بود یک جور حس وطن پرستی را به جوش می یاره اما چهارچوبش را اصلا نمی پسندم اصلا منسجم نیست نمی دونم چرا این دو قسمت به هم چسبیده خوب ربطشون به همدیگه چیه چرا باید خاطرات بچگی و این داستان بیاد کنار هم . این موضوع با مذاقم سازگار نبود .

شعرای جالبی در مورد اصفهان هم نقل کرده مثلا :

که گوید اصفهان نصف جهان است / جهانی گر بود آن اصفهان است

اصفهان نیمه ی جهان گفتند / نیمی از وصف اصفهان گفتند

صفاهان معنی لفظ جهان است / جهان لفظ است و معنی اصفهان است

آقای جمالزاده هم همون طور که اشاره کردم اصفهانی هستند و خیلی خیلی هم عاشق اصفهان بودند و این شهر را دوست داشتند. در ضمن در یک خانواده مذهبی اصفهانی هم به دنیا اومدند .

پ. ن : دو تا کتاب قبلی از چیزهایی هست که قبلا مطالعه کردم از ایشون و الان ثبت کردم که کنار هم باشند .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

در توصیف مردم آن همین قدر کافی است که به حکم قناعت پیشگی که خصلت ممتازه آنان است در حق شهری که به راستی به صد جهان می ارزد به نصف جهان قانع گردیده اند .

 

اصفهانی از مخلوقات ممتازه این عالم است . هر کس با او سر و کار پیدا کرده می داند که مانند همان منار جنبان که آن همه اسباب مباهات و تفاخر کوچک و بزرگ آن شهر است اصفهانی اگر عمری هم لرزان باشد باز همواره بر جای خود استوار و بر خر خود سوار است و درست مثل زاینده رود وقتی هم خشک باشد باز تازه سرچشمه هزار طراوت و سرسبزی است .

قصه ما به سر رسيد/ جمالزاده

 

قصه ما به سر رسید

 

سيد محمدعلي جمالزاده

 

انتشارات سخن

شيران روبه مزاج : در مورد روستايي است كه مردمش زندگي بسيار خوبي دارند تا زماني كه آب خشك مي شود  .
خاك حاصلخيز : مرد به هر كجا مي رود با شاعري رو به رو مي شود و به سخنانش گوش مي دهد .
ماجراي دهشتناك كلمه كه : پسرك طلبه از استاد مي پرسد كه ايا سعدي دي اين بين نمي توانسته از كه صرف نظر كند .

صيغه و عقدي : مردي كه فرزندان زيادي دارد وصيت نامه اي نوشته و اكثر اموالش را به تنها 3 تن از فرزندان بخشيده .
بارگاه شاهانه :  قصه گو در خواب در بزمي شاهانه حضور مي يابد و الان شرح ان بزم و بساط را مي دهد .

ترجمه :
سرگذشت واقعي به قلم تولستوي : داستان كلفت پيري كه سال ها در خانواده بوده است .
بوقلمون از چخوف : سگي دست مردي را گاز گرفته و معركه اي درست شده .
گفتاري درباره ي درام نمايش نامه از چخوف : همين ديگه عين اسمش يك گفت و گو در مورد نمايش نامه
تندباد داستاني از هندوستان : زن گدايي وارد كابين شده اما مرد دوست ندارد چيزي به او بدهد .

خوب زیاد دوست نداشتم داستاناش برام تازگی نداره و درک نمی کنم چرا داستان های خودش و ترجمه ها را کنار هم می ذاره .

این کتاب قرار بود آخرین کتاب ایشون باشه اما بعدش بازم شاهد آثار چاپ شدشون بودیم .

صحراي محشر/ جمالزاده

 

محمدعلي جمالزاده

 

انتشارات كانون سخن

صحراي محشر همون طور كه از اسمش پيداست داستان روز محشر و از قبر درآمدن مرده هاست . كوس زده مي شود و مردگان همه عالم از خواب بيدار شده و راهي محكمه مي شوند زيرا روز حساب و كتاب است . داستان به صورت طنز هست در مورد وضعيت گروه هاي مختلف توي اون دنيا ، ماجراهايي از افراد مختلف كه بهشتي و جهنمي اند از ملائكه و ....

قشنگ بود خوشم اومد هم طنز جالبي داره كه خيلي هم ظريفه هم موضوع بكري را دست مايه داستانش قرار داده كه سرگرم مي كنه آدم را و البته به فكر مي بره .

آسمان و ریسمان/ جمالزاده

 

آسمان و ریسمان

 

سید محمدعلی جمالزاده

 

انتشارات سخن

مرکب محو : ادیب بزرگی که فوت کرده و فرشتگان در حال حساب و کتاب در موردش هستند .
غمخواران ملت : وقتی تصمیم می گیرند که با خرید و فروش زمینی خاص پولدار شوند
مرغ همسایه : دو زوج که پس از مدتی هر کدام حسرت همسر دیگری را می خورد .
طویله های اوجیاس : یک جورایی طعنه طده به داستان های هرکول و این جور چیزا
فال و تماشا : مرد با خانواده شا برای تفریح و زیارت رفته اما ...
جان دادن به مرده : وقتی قرار است دانشمندی را به زور زنده نگاه دارند
هپتالیان عهد آتوم : وقتی ماه منفجر شده و قطعاتش در حال فرود آمدن بر روی زمین است
مرد اخلاق : مرد بسیار از اخلاق حرف می زند اما غلامش را راهی زندان می کند و ...
شورآباد : مردم دهاتی در کرمان که هیچ چیز ندارند
کاچی بعض هیچیه : اینم یک جور صحبت فلسفی و قضیه زبان و ...
جاودان : پاشنه کشی که حرف می زند
نیکوکاری : همسر مدیر کل می خواهد در جنوب شهر غذا پخش کند
طفل نازپرورده : مرد نگران از بین رفتن شعر فارسی است
کاه و کوه : 2 محصل ایرانی در خارج در حال غیبت کردن از سایر ایرانیان
سه چراغ : در مورد 3 تا چراغ مهم توی زندگیش صحبت کرده

ترجمه ها
مصیبت میدان ملی ( یک داستان ترکی ) : مردم حاضر نیستند به حکم دولت به میدان ملی بیایند به دلیل تجربیات تلخ
کلاغی از لوبلان : یک داستان پلیسی از قتل یک زن
غول ستمگر از وایلد : غولی که حاضر نبود بچه ها در باغش بازی کنند
داستان طوطی از تاگور : حاکم برای تربیت طوطی اش خرج زیادی می کند
طاعت و عبادت آدمی لامذهب از بالزاک : مرد که زندگی حرفه ایش را مدیون همستیه ای قدیمی است دائم به فکر اوست .

یک مجموعه از آقای جمالزاده کسی که ایشون را به عنوان پدر داستان کوتاه در زبان فارسی می دونند و من حس کردم واقعا جاش توی لیست من خالیه . البته از ایشون کتاب هایی خوندم که خلاصه شون را هم دارم . خلاصه هایی را که دارم به مرور در کنار این کتاب ها می ذارم مثلا قلتشن دیوانه مال مطالعات قبلیه .

زیاد این کتاب را دوست نداشتم شاید از نظر تاریخی و ... که بررسی کنیم با توجه به زمان نوشتنش خیلی هم خوب باشه اما الان اگر بدون این این جزئیات در مجموع در نظرش بگیرم به نظرم کمی خام و بی ظرافت نوشته شده موضوعاتش هم ساده است یا بدون جاذبه پس اون قدرها برام خواستنی نبود .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

در حقش گفتند که به ندای متطاب ارجعی الی ربک لبیک اجابت گفت اما تا جایی که بر اطرافیانش مشهود بود اساس اجل مهلت نداد که حتی کلمه ی لبیک را بر زبان جاری سازد .

 

اصلا ایرانی بت ساز و بت پرست خلق شده است و چشمش کور تا بوده چنین بوده و تا هست چنین خواهد بود.

قلتشن ديوانه/ جمالزاده

قلتشن ديوانه

 

محمدعلي جمالزاده

 

انتشارات سخن

قلتشن ديوانه داستان يك كوچه در ايران قديم و همسايه هاي اين كوچه هست . بن بستي كه شش خانوار در آن زندگي مي كنند قلتشن فرد پولدار كوچه است كه از هيچ كار خلافي رويگردان نيست و ديگري سقط فروشي است كه به دنبال عدل و انصاف است . داستان مقابله اين دو فرد و رفتار جامعه در برابر آنها و اخر و عاقبت كارشان است .

زياد خوشم نيومد خيلي ابتدايي بود البته كه بايد توجه داشت داستان مال چه زماني بوده و چه دستاوردي داشته و ... اما من جداي همه اين چهارچوب ها و به صورت يك داستان مجزا چندان دوسش نداشتم . زيادي راست و مستقيم بود .

گذرنامه/ مولر

گذرنامه

 

هرتا مولر

مهرداد وثوقي

 

انتشارات مرواريد

داستان در مورد مرد آسياباني به نام وينديش و خانواده اش هست كه ساكن روماني اند و از آلماني زبان هاي اونجا هستند . يك جورايي داره فشارهايي را نشون مي ده كه به اونها وارد مي كنن و همين باعث مي شه كه در آرزوي دريافت گذرنامه آلمان باشند و در راه اون از خيلي چيزها بگذرند ....

دوست نداشتم موضوعش كه تكراري بود انگار چيز جديد نداره براي خوندن و با وجود حجم كم براي من سخت خوان بود و روان پيش نمي رفت از توي سه كتابي كه از مولر خوندم اين را كمتر از بقيه دوست داشتم . خانم مولر در دو رشته زبان و ادبيات رومانيايي و آلماني تحصيل كرده ه استادي دانشگاه اشتغال داشته و عضو آكادمي زبان آلمان هم بودند .

همين جا هم پرونده داستان خواني از ايشون را مي بندم .

نفس بريده /مولر

نفس بريده

 

هرتا مولر

مهوش خرمي پور

 

انتشارات تنديس

داستان در مورد اردوگاه هاي كار اجباري شوروي هست . پسر جوان رومانيايي به يكي از اين اردوگاه ها تبعيد مي شود و كتاب شرح اوضاع و احوال آنجاست . نحوه كار كردن ، سختي ها ، گرسنگي ، سنگ دل شدن آدم ها و ... و نهايتا برگشتشون و اين كه چي به سر احساساتشون مي ياد .

بد نبود . به نظر من در مجموع مولر قلمش زيباست يعني من حداقل اين جور نوشتن را مي پسندم يك جورايي حول و هوش موضوع بودن را اما موضوعش جدا تكراري يعني هر سه تا كتاب توي يك مايه هستند واقعا خسته كننده مي شه .

خوب البته ايشون تجربه هاي زيادي هم در زمينه چنين زندگاني اي داشته پدر بزرگش آدم ثروت مندي بوده كه دولت شوروي تمام ثروتش را مصادره مي كنه . پدرش در دوران كمونيسم مجبور مي شه راننده كاميون بشه و مادرش به همين اردوگاه هاي اجباري كار فرستاده مي شه . خودشم معلم بوده و چون حاضر نمي شه با پليس مخفي همكاري كنه اخراجش مي كنن و اون به عنوان يك مترجم به كار ادامه مي ده .

قرار ملاقات/ مولر

قرار ملاقات

 

هرتا مولر

مهرداد وثوقی

 

انتشارات مروارید

داستان در مورد زنی هست که برای بازپرسی او را به اداره پلیس احضار کرده اند که البته بار اول نیست . دختر در حال رفتن به سوی پلیس درون ماشین است و خاطرات گذشته ، ازدواج اول ، ازدواج دوم ، نحوه لو رفتن نزد پلیس و .... را با خودش مرور می کنه که خیلی هم پراکنده است و حالت خطی نداره .

بد نبود من قلم خانم مولر را دوست دارم به نظرم خیلی قوی هست و توی سبکی که انتخاب کرده خیلی خوب پیش می ره اما موضوعش خیلی شبیه قبلی بود باز همون چهارچوب سیاسی نقد یک جامعه کمونیستی گرایش های ناآگاهانه مردم . که خبو این شبیه بودن زیاد موضوع کمی اذیتم می کنه در کنار این که خود این مباحث زیاد مورد علاقه من نیست .

خانم مولر در سال 2009 برنده جایزه نوبل ادبیات شدند . ایشون همچنین جوایز مختلف دیگری را از ان خودشون کردند که می شه به جايزه فرانتس كافكا ، كنراد ، جوايز ادبي برلين ، جايزه ادبي اروپا و جايزه والترهاسن كلور اشاره کرد .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

زندگی چیزی است که با آن کنار نیامده ام – در ضمن اصلا هم منظورم این نیست که با این وضع کنار نمی آیم ، حتما کنار می آیم ، اما کی معلوم نیست .

 

به جای این فکرها که مدام در حال سنگین و سبک کردن شان هستیم بهتر است چیزهای واقعی توی سر داشت ، این طوری می توان دست را دراز و آنها را احساس کرد .

 

فراموش کردن تدریجی دعوا راحت تر از این است که آسیب هایی را که وارد کرده ایم در سکوت بشماریم .

سرزمين گوجه هاي سبز / مولر

سرزمين گوجه هاي سبز

 

هرتا مولر

غلام حسين ميرزا صالح

 

انتشارات مازيار

داستان در مورد تعدادي دانشجو هست كه به شهر آمده اند تا درس بخوانند و درگير مسائل سياسي مي شوند. فضاي داستان فضاي ارتباط اين بچه ها با يكديگر ، افكار و مخفي كاري هايشان و درگيري و جست و جوهاي پليس در مورد انهاست . فضاها هم اصلا حالت خطي و كلاسيك نداره . يك جور تفكرات سيال و پيچ در پيچ افكاري كه مثل يك نسمي در حال وزشه پر از سمبل سخت نيست البته اما اگر اين نوع سبك را نپسنديد مي تونه حوصله تون را سر ببره و براتون سخت خوان بشه .

به نظر من كتاب نسبتا خوبي بود خوب اين كه زياد توي موضوع دقيق نمي شد شرح وقايع و احساسات را نمي داد و يك جوري نمي شكافت كه بعضي چيزها به چي ختم مي شه براي من خوشايند نبود دلم مي خواست از شخصيت ها افكار و تاثيراتشون بيشتر بدونم يا حداقل به صورت مشخص تري صحبت كنه اما قلمش را دوست داشتم قشنگ بود .

هرتا مولر هم نويسنده ديگه اي بود كه شديد احساس مي كردم جاش توي ليستم خاليه و حتما بايد باهاش آشنايي پيدا كنم . ايشون از نويسنده هاي بزرگ آلماني روماني تبار هستند . هرتا مولر توي روماني متولد مي شه و البته جزء آلماني زبان هاي اون كشور بوده ولي بعدها به دليل عدم همكاريش با پليس مخفي از اون كشور اخراج شده و به آلمان مي ره .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

رسيدن به آرزوها آسان نيست ، هدف ها سهل الوصول ترند .

 

هيچ شهري در سايه ي ديكتاتور رشد نمي كند ، چون هر چيزي كه زير نظر گرفته شود ، حقير و كوچك مي ماند .

يكي مثل همه/ راث

يكي مثل همه

 

فيليپ راث

پيمان خاكسار

 

انتشارات چشمه

كتاب با مرگ شخصيت اصلي داستان آغاز مي شه مردي كه در دنياي تبليغات كار مي كرده و در اواخر عمر به تدريس نقاشي مي پرداخته . از پايان شروع مي شه و به ابتدا برمي گرده اين كه زماني پسر كوچكي بوده كه در جواهر فروشي كار مي كرده و بعدها چطور توي زندگيش جهت گيري مي كنه چطور ازدواج مي كنه طلاق مي گيره و رابطه اش بر چه مبنايي استوار بود ...

قشنگ بود اومده يك تيپ شخصيتي را در نظر گرفته و زندگي اون را و اعمالش را درآورده . اين تيپ براي من چندان قابل درك نيست راث هم توضيح روان شناختي چنداني نمي ده اما در مجموع همه چيز روان و عادي پيش مي ره و مي تونه لذت بخش باشه . اين كتاب برنده جايزه فاكنر بوده .

فيليپ راث يك نويسنده يهودي است و توي كتاب هايي كه من ازش خوندم هم دائم به يهودي بودن شخصيت هاش مي پردازه . اون در بخش كم درامد شهر بزرگ مي شه و اين موضوع هم توي خيلي از داستان هاش نمود داره . نكته ديگه در موردش اينه كه استاد ادبيات دانشگاه بوده و خوب همين جا پرونده راث خواني را مي بندم .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

واقعيت را نمي شود از نو ساخت . همان طور كه هست قبولش كن . سر جايت محكم بايست و با آن رو به رو شو .

 

نوشتن وصيت نامه بهترين بخش پير شدن و شايد حتي مردن بود .

 

اين كه كسي قصد دلگرم كردن آدمي را داشته باشد اصلا چيز كمي نيست ريال خصوصا اگر آدمي باشد كه به طور معجزه آسايي هنوز دوستت دارد .

 

دروغ گفتن خيلي كار پستيه ، يه جور بازي دادن تحقيرآميز نفر مقابله .

ارباب انتقام/ راث

ارباب انتقام

 

فيليپ راث

پدرام لعل بخش

 

انتشارات افراز

كنتر معلم جواني است كه به بچه ها تربيت بدني آموزش مي دهد . شروع داستان در فصل بسيار گرم تابستان است زماني كه فلج در شهر شروع شده و باكي تلاش زيادي مي كند تا از شيوع آن جلوگيري كند . مارسيا دختري كه عاشق باكي است همراه خواهرانش به اردوگاه تابستاني رفته و اصرار دارد كه باكي آن محيط را ترك كرده و پيش او برود .

قشنگ بود خيلي دوسش داشتم موضوع جالبي داشت و شخصيت باكي را هم خوب درآورده بود پسري با يك وجدان اخلاقي زيادي بالا كسي كه با دانش محدودش فقط از يك نقطه نظر به همه چيز نگاه مي كنه فقط نيمه خالي ليوان را مي بينه و نمي تونه خودش را ببخشه و با خودش كنار بياد . كتاب زيبايي بود .

فیلیپ راث از نویسندگانی هست که سال ها عضو موسسه ملي هنر و ادبيات امريكا بوده و البته چندی قبل از دنیای نویسندگی خداحافظی کرد .

 

قسمت زيبايي از كتاب

دست از جنگ با خودت بردار، به اندازه ي كافي ظلم تو اين دنيا هست ، اوضاع را با قرباني كردن خودت از اين كه هست بدتر نكن .