یونایتد نفرین شده/ پیس

 

یونایتد نفرین شده

 

دیوید پیس

حمیدرضا صدر

 

انتشارات چشمه

برایان کلاف یکی از مربیان جنجالی انگلیس بوده در حقیقت اولش فوتبالیست بوده و امار تعداد گلش هم خیلی بالا بوده اما مصدوم میشه و از دنیای بازیگری به سمت مربیگری می ره . اون تیم داربی را به دسته یک می یاره و این نیم دسته دویی و تازه نفس توی لیگ دسته یک حتی به قهرمانی لیگ هم می ره . این کتاب از شروع مربی گری اون به عنوان مربی لیدز هست و البته کتاب خطی نیست روزای اول حضور در لیدز به موازات آخرین روزای حضور در داربی پیش می ره . 44 روزی که به سختی توی لیدز یونایتد می گذره . اون مربی ای بوده که به درست فوتبال بازی کردن عدم اعتراضای الکی و خطاهای الکی اعتقاد شدید داشته خیلی رک بو دو شدید رسانه ای .

خوب آقای صدر به جز تالیف معروفشون این کتاب را هم ترجمه کردند که این کتاب جز پرفروش های انگلیس بوده و در ایران هم استقبال خوبی ازش صورت گرفت و گفتم بهتره به این کتابم سری بزنم . کتاب قشنگیه من که دوسش داشتم . کل کتاب فوتبال ان اونو گفت این فلان جور پاس داد جاشون تو لیگ چه طور تغییر کرد و شاید دورنماش خسته کننده باشه اما قلمش خیلی روان و خوبه همین کتاب را جذاب می کنه و البته آشنایی با دنیای یک مربی هم حیطه جدیدی برای خودش بود جنجال ها فشارهخای عصبی جوابگو بودن ... فقط اینکه لحن کتاب شباهتهایی با کتاب تو در قاهره خواهی مرد داشت یعنی به نظرم یک جورایی یا آقای صدر یک کمی موقع نوشتن اون کتاب تحت تاثیر قلم آقای پیس بوده یا اینکه موقع ترجمه سلیقه شخصی را هم دخالت داده تا کتاب جذاب تر بشه .

برنامه ریزی عصبی – کلامی NLP/ ردی

 برنامه ریزی عصبی – کلامی NLP

 

رومیلا ردی ، کیت برتون

فرشید قهرمانی

 

انتشارات آوند دانش 

برنامه ریزی عصبی کلامی می یاد می گه واکنشی که ما نشون می دیم به هر اتفاقبر اساس یک برنامه و الگویی هست و الگوها و دیدگاه های افراد مختلف با هم فرق داره و به همین خاطر واکنش ها و اجساساتمون نسبت به یک اتفاق یکسان متفاوته حالا با دونستن این موضوع باید یاد بگیریم که روش درست واکنش نشون دادن چیه و چطور خودمون را کنترل و راهنمایی کنیم . یکی از راهکارای اصلی کتاب هم بر مبنای الگوبرداری از افراد موفق توی زمینه های مختلف هستش .

یک کتاب غیر ادبی جهت تنوع که اصلا هم دوست نداشتم . راستش در این نمونه از کتاب ها اصلا کتاب بدی نیست خوبم هست حتی مسئله اینا این مدل کتابای روان شناسی که نمی دونم منظورم از مدل را هم باید چی بگم اصلا با مذاق من سازگاری نداره و منم یک NLP شنیده بودم دلم می خواست بدونم چیه و با توجه به اصطلاح عصبی فکر می کردم از نوع دیگه ای باشه کلا وگرنه می دونستم باهاش ارتباط برقرار نخواهم کرد و کلا سراغش نمی رفتم .

آواز درخت گز/ دانش آراسته

 

آواز درخت گز

 

مجید دانش آراسته

 

انتشارات سمام

رشیدی کارگری است که فرصتی برایش پیش می آید و از کارخانه بیرون آمده و در عرصه کار در امور مربوط به کتابخانه و رواج کتابداری مشغول به فعالیت می شود و چون مدرک ندارد سخت کار می کند در این بین مشکلات زیادی می بیند افراد سیاسی افراد شجاع ترسو ....

اینم جدیدترین کتاب ایشون که این بار رمان هست برای بستن پروندشون راستش دوستش نداشتم حالت رفت و امدای زمانی و خطی نبودنش را به نظر من جالب در نیورده و کلا توی داستان کوتاه خیلی موفق تر از رمان عمل کرده .

 

قسمت زیبایی از کتاب

عشق در نرسیدن پایدارتر است .

خط خوش شهر/ دانش آراسته

 

خط خوش شهر

 

مجید دانش آراسته

 

انتشارات افراز

صفحه ی حوادث : معلمانی که روزنامه می خوانند

مهندس : پسر مرد عاشق شده

رو به قبله : مرد اولین روز پایش می شکند

گفت و گوی خالص : چند قسمت

خودتان اسم بگذارید : قهوه چی از اولادش می نالد

پا به توپ : در مطب دکتر

کجایید بیایید : بحث های قهوه خانه ای

باغ گل: سفر پیرزن با دخترانش به اصفهان

خوب شد آمدید: دعوای پدر و پسر برای ساختن خانه

توپ را از زندان بیرون بیاور: فوتبال

اسلحه ی غم زده: عشق و عاشقی شاعر

گوشی: تلفن و غیبت

ماضی گویان نشخوارگر: عاشقی ادبیاتی

فیلمنامه: صحنه های فیلم نامه

کاغذ توالت: کتاب مرد

شناسنامه: دختر قصد ازدواج با یک افغانی را دارد

خط خوش شهر: نویسنده ای که عاقبت ندارد

مارپیچ : قرار با ناشر

بازیافت کلانتر: صحبت در قهوه خانه در مورد صف نان 

خوب اینم یک کتاب دیگه از آقای دانش آراسته با همون انتشارات افراز و همون سبک و سیاق قبلی البته چند تا از داستان هاش موضوعات جدیدی بود اما کلا به نظرم مشکل اصلی تکرار زیاده همون موضوعات همون موضوعات بارها و بارها جملانش انگار فقط فرق می کنه  خوب آدم خسته میشه و جذابیتی نداره .....

اشتباه قشنگ / دانش آراسته

 

اشتباه قشنگ

 

مجید دانش آراسته

 

انتشارات افراز

تالار عروسی : صحبت های قهوه خانه ای

نان : پسرک مسافرکش می شود

خورشید تابان : آدمی که به نامی باستانی صدایش زدند

با شما نیستم با خودم هستم : عشق در سن نامناسب

گریز از خود : مرد و زنی که یکدیگر را دوست دارند

هنرکده : معلم نقاشی و توصیه به ازدواج

دست : مردی که در خواب با دست قطع شده حرف می زند

اشتباه قشنگ : عاشقی در پیری

قصر دلگشا : زنانی که مردها را از شهر بیرون کردند

نام دیگر عشق : عشق ممنونع

پسر فاطی : پسر دهاتی که عاشق فاطی شده

صبحانه در تیفانی : پسرک عاشق فیلم است

آوا خودرو : مرد تنها به مسافرت می رود به دیدار دوستی قدیمی

قاشق چای خوری : خانه سالمندان

رو به روی دیوار :  آدم خرده گیر

پرسش و نقش واژه ها : چند تکه

آسایشگاه : زن شاعر کارمند که همکارانش می گفتند تعادل روانی ندارد

هاپو : مرد به دوستش می گوید دختر تو شوهری می خواهد که مثل هاپو کنارش راه برود و دم ویترین ها بایستد

نانوایی تهران : خاطرات نان گرفتن در بچگی

واژه ی مشترک : دعوای عروس و مادر شوهر

عشق ما : دو برادر کارگر و عشق هایشان

پدرمادرکش ها : صحبت راننده تاکسی در مورد دانشجوها

او : کبوترباز

فصل مشترک : رای دادن و ندادن و دعوای زن و شوهر

پوست اندازی : نویسنده گم نام

اینم یک مجموعه داستان دیگه از آقای آراسته . نمی خوام بگم خیلی ازش خوشم می یاد ولی به نسبت ارتباط بیشتری با داستانهاش برقرار کردم بهتر می فهممش اما شاید به دلیل مینیمالیستی زیاد تکرای گوییشم زیاده مثلا می بینی توی چندین داستان داره همون حرفها را می زنه . دوباره و دوباره

 

قسمت های زیبایی از کتاب

همیشه خیال یک عشق از خود عشق زیباتر است .

 

کی گفته عشق اول زیباترین عشق است . من این را باور ندارم . چون یک دروغ بزرگ است . عشق اول چون تجربه نشده در هاله ای از تقدس قرار گرفته است .

 

چیزهایی که در نوجوانی در ذهن آدم نقش می بندد به آسانی پاک نمی شود .

 

آدم در خیالش لااقل این اختیار را دارد عاشق هر کس که دلش می خواهد بشود .

ساختار شکن چشم ها/ دانش آراسته

 

ساختار شکن چشم ها

 

مجید دانش آراسته

 

انتشارات سمام

کاجو : فروشنده دیوانه

قبل از عقد : عاقد و اجرای خطبه

پیشکش : ولگرد عاشق

شهروندان : یک بحث قهوه خانه ای

در باغ خواب پدرم : پدری که رویای زیبایی می دید

سوراخ : مشکل پدر و پسر

ارجاع : گفت و گوی زنده

الهام : فرق الهام و پیشگویی

آشپزی : زن از شوهرش می خواهد دیرتر به خانه بیاید

قیامت : ماجرای کار و زندگی و فقر و ...

شاهد جمله ها : تلفن های دکتر

یک اسم زیبا : فامیل زیبای دردسر ساز

قرص ها فراموش نشود : ازدواج بی سرانجام

نشر اکاذیب : چند تکه

خمس و ذکات : ماجرای نشر کتاب

همپالگی ها : دعوای دو دوست

اهتزاز : دو معلم

تو چه می گویی : وقتی مرد دسوت معتادش را به خانه می برد

الگو با مژدگانی : پیرمرد سیگاری

ساختار شکن چشم ها : همسران نویسندگان

فلورانس : کارمند داروخانه ای که نقاش شد

از خرمشهر گریزی نبود : زنی که عاشقش بود

پرگار : گفت و گوی دو معتاد

میوه فروش سر کوچه : زن از میوه فروش بدش می آید چون بعد از مرگ زنش رفته و با زن جوانی ازدواج کرده

اینم سومین مجموعه داستان از ایشون که به نظرم کاملا در قد و قواره داستان های قبلیه و چیزی نه ازشون کم شده نه زیاد داستان های ماندگاری نیستن به نظر من چیزی که بعدها یادتون بیاد این کتاب را خوندین اما کتابی هم نیست که اگر کنارتون بود بگین ارزش وقت گذاشتن نداره

در مورد آقای دانش اراسته باید بگم ایشون اول کارگر کارخانه ریخته گری بوده بعد وارد کانون پرورش فکری کودک و نوجوان می شه و مشغول نویسندگی .

 

قسمت زیبایی از کتاب

ای کاش من هم مثل او می شدم و او مثل من . اما چه باید کرد که هیچ کس مثل کس دیگر نمی شود و این باعث تاسف است .

گنجشک ها در بالکن / دانش آراسته

 

گنجشک ها در بالکن

 

مجید دانش آراسته

 

انتشارات افراز

احضار : گفت و گوی دو نویسنده

تقویم دیواری : عکس درون آرایشگاه

اوراق مشارکت : چند قسمتی

چرخش روزگار : چند قسمتی

سالن تابستانی : پس از زلزله

فلافل فروش : پرستارهای مادر شوهر

خط حایل بین شما : دعواهای خانوادگی

گنجشک ها در بالکن : پیرزن با پسرش زندگی می کند

آبشار : والیبال بچه محل ها

یکی از هزار : پسرک تنها و یتیم

مشایعت کنندگان : مرگ شاعر

عشق فقیر من : عشق قدیم و جدید

اعلیحضرت : صحبت راجع به رژیم قبل

اجرای مردمی : مردی که قرار بود برای ملکه آهنگ بزند

شهر کوران : زندان رفتن

کوچه های پیر : دیدار دو دوست پس از سال ها

در سوگ تیم ملی : طرفداری از تیم ملی

فردا چه روزی است : داستان نویسی در روز تولد

پرسه ای در قاب عکی پنجم ابتدایی : خاطرات قدیم

این بار تصمیم به معرفی آقای دانش آراسته گرفتم نویسنده رشتی کشور .

یک مجموعه  داستان کوتاه از ایشون . داستان ها خیلی کوتاه و گاه حالت مینیمالیستی هستند طوری که کلا نوشتن موضوعشون سخته آدم نمی دونه چی بنویسه که هم به داستان اشاره بشه هم موضوع لو نره . نثرش خیلی ساده و روانه . به نظر من کتاب متوسطی بود زیادم دوستش نداشتم چیزی نداره که توی ذوق بزنه و بخوام بهش ایراد بگیرم ولی به همین ترتیب چیز خاص و چشمگیری هم نداره .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

رویا را به خاطر بسپار که گذشت زمان آن را از تو خواهد گرفت .

 

چرا زا خودمان نمی پرسیدیم ما چه شده ایم ؟چرا زندگی دیگران را می دیدیم اما زندگی خودمان را فراموش می کردیم ؟

متن خود یک کویر است / دانش آراسته

 

متن خود یک کویر است 

 

 

مجید دانش آراسته

 

انتشارات قطره

نوه ها: پیرمرد برای نوه هایش شیر قرار است بخرد

به طرف مزار: به دنبال گنج

باغچه های لگد خورده:  خاطرات جنگ

شهرک نو بنیاد: سیگار و کبریت

من و بارون پاپان : نویسنده فقیر

اطلاع رسانی: چند تکه

پلنگ : قماربازهای حرفه ای

چرتکه: صاحبکار مخالف چرتکه است

چاه و زنجیر: چاهی که طلا درونش است

در ردیف فروش: فروش ماشین

هوای صبحگاهی : در زندان

جای خودت را نشان بده: دوست های قدیم

اسم خیالی: طلاق زن

خواب در بیداری: مرد تنها و خواب هایش

ناتمام: مرد قهوه چی و زنش

تازه آباد: گدایی در فبرستان

کاه گل: پسر خلف قهوه چی

رویای بازسازی شده: رویای انتقام

خوب ظاهر نشدی: تجربه ها

کودکستان: پسری که با پدربزرگ مادربزرگش زندگی می کند

عنوان ها: چند تکه

این یکی و آن یکی : قرص دیازپام

دنیا دیده: دو پاسبان

آقاهه: مرد کتابخوان و نوه قهوه چی

بغل نویس خیابان لاهیجان: نویسنده پارجه

متن خود یک کویر است: فیلم نامه نویس

باد هوا: زن ذلیل

خوب شد ساک را دیدم: پس از سالها دیدن همکار

چشم ناظر: سانسور

کنار مرغ پاکوتاه: پیرزن و پیرمرد

حضور دیروقت: ایراد به ادبیات

موضوع روباز: نویسنده ای در قهوه خانه

در مایه ی رستگاری: چند تکه

نوروز و نوسال: مردی که قرار بود خواننده شود 

نگین: در مراسم ختم هنرپیشه

آقای شانس: برنده بلیت بخت آزمایی

قاب عکس مرده ها: جمع آوری الومینیوم در جبهه

مفت باز: برد و باخت قمار

ببین یک حرف تو: مرد در هنگام سربازی قرار است مراقب بچه مافوقش باشد

روایت روباز: اعلامیه چال شده

استکان: صحبت در قهوه خانه

مورد: فیلم نامه 

ثبت لحظه های من درآوردی: نسل ها

یا مرگ یا تریاک: ترک

اتاق پزشکان: دعوا با دکتر و اخراج

 

اینم یک مجموعه داستان کوتاه دیگه از آقای دانش آراسته چیز خاصی هم نبود واقعا متوسط عین همون قبلی داستان های کوتاه و البته موضوعات به نظرم تکرار می شه حالت ها آدم ها همشون یک حال و هوان خیلی نقش قهوه خانه و فقر مشهوده نویسنده ها و مخالفان و موافقان رژیم قبل و بحث هاشون حال و هوای داستان هاش زیادی توی یک مایه است راستش من یک کم از موندگاری ایشون توی دنیا ادبیات تعجب کردم کتابهاشون نه که بد باشه اما چیز خاصی هم نیست چطور توی این بازار راکد این قدر دووم آوردن و چندین اثر راهی بازار کردن  

قسمت زیبایی از کتاب

بعضی ها چه زن چه مرد همه را می بینند جز آنکه دارند با او زندگی می کنند . 

سنگ و سایه / صفدری

 

سنگ و سایه

 

محمدرضا صفدری

 

انتشارات ققنوس

دو مرد در کنار هم نشسته اند زوزو و شولو و صحبت می کنند و بعد سربازی را می بینند که منتظر است و آمده ریگستان پی پدرش و بعد زنی که آمده سراغ پسرش و ....

اصلا نمی شه موضوع را گفت مثل دو کتاب قبلی پیچیده رمزآلود اما مکالمه توی این کتاب خیلی بیشتره و بنابرین سخت خوانیش کمتر شده اما خوب بازم گیج کننده است . اول کتاب یک مقدمه ای هست در مورد اسم سنگ و سایه که نوعی یارکشی هست و بعد بقیه بازی های بوشهری را هم توضیح داده آدم واقعا حس می کنه از چنین بازی هایی چنین کتاب هایی بایدم در بیاد خوب  :دی 

این رمان کتاب برگزیده جایزه واو به عنوان یک کتاب متفاوت بوده .

آقای صفدری لیسانس ادبیات نمایشی از دانشگاه تهران دارند . خوب می خواستم یک نویسنده ایرانی جدید را معرفی کنم اما اصلا نتونستم با اقای صفدری ارتباط برقرار کنم و بنابرین می رم سراغ یک نویسنده دیگه .

تیله آبی / صفدری

 

تیله آبی

 

محمدرضا صفدری

 

انتشارات ققنوس

پریون : مردی که با یکی از غیر آدمیان آشنا و بچه دار شده

تیله آبی : بچه ها و ماشین باری

دلگریخته : پسرها برای شنا رفته اند که زن سرخ جامه خبر آمدن پلنگ را می دهد .

دیدارخانه : پسرها و همان حرف های گنگ درون کارگاه نخ ریسی

دو بلدرچین : مردی که منتظر است دم گلفروشی تا زنی باردار را ببیند

مویه : موی از دفتر اموزشگاه بیرون می آید و ...

درخت نخستین : زن و مرد به سراغ نخل می روند و ...

اینم تجربه یک مجموعه داستان کوتاه از اقای صفدری که واقعا دلم می خواست بخونمش چون نثر رمانشون را دوست داشتم اما هیچی ازش نفهمیدم بعد فکر کردم داستان کوتاه قابل فهم تره و اینو متوجه می شم و لذت می برم اما اینم همون حال و هوا را داشت و بازم متوجه نشدم که نشدم خیلی سخت خوانه و گنگ و البته کلا به نظرم در سطح پایین تری از کتاب قبلیشونم قرار داشت . آقای صفدری دبیر بودند .

حالا ربطی به این کتاب و عنوان داستانش نداره اما همین طوری باید بگم که تیله آبی اصطلاح خیلی معروفیه چرا؟ چون مشهورترین عکسی هست که فضانوردا از کره زمین گرفتند .

من ببر نیستم پیچیده به بالای خود تاکم/ صفدری

 من ببر نیستم پیچیده به بالای خود تاکم

 

محمدرضا صفدری

 

انتشارات ققنوس

داستان تقریبا از جایی شروع می شه که نوذر از خواب بیدار می شه و می خواد به یاد بیاره کیه چیه و انگار یادش می یاد که مرده ای را از گور در می یاره و بیماری آزار در ریگستان شیوع پیدا می کنه و نوذر انگار پسر یا نوه زارپولات ریگستانی است که از هیچ به همه چیز رسیده و زنی داشته به نام گل افروز که انگار با استاد سفالگر فرار کرده و زارپولات دنبالش بوده و بعد تمام زنانش را گل افروز نامیده و عروسش هم گل افروز بوده و شاید نام گا افروز میدال است شاید فریال شاید ....

یعنی این قدر داستان سخت خوان و گیج کننده ای هست که بیا و ببین تا صفحه 200 با هزار مکافات و دقت خوندم اما بعدش دیگه واقعا کم آوردم دیدم هر چی هم دقت می کنم باز چیزی دستگیرم نمی شه بذار الکی خودمو اذیت نکنم و بذارم بقیه اش راحت تر طی شه . خلاصه که ازش سر در نیوردم که نیوردم .

این کتاب برنده جایزه مطبوعاتی 1381 و برنده جایزه ادبی اصفهان شده و حالا درست و غلطشو نمی دونم یک جایی خوندم خود داورا هم گفتن بیشتر از 80 صفحه اش را نتونستیم بخونیم اما قشنگ بود و جایزه بهش دادیم ! این تکرار نام هاش یک جورایی شبیه صد سال تنهایه

آقای صفدری از نویسندگان بوشهری کشورمون هستند و من واقعا معتقدم این طرز نوشته های خیالی و جادویی توی کشور ما اصولا به بوشهری ها می خوره که نویسنده اش باشند .

عالی جناب شهردار / حسن بیگی

 

عالی جناب شهردار

 

ابراهیم حسن بیگی

 

انتشارات نیستان

شهر در خفقان شدیدی به سر می برد هیچ نوع دموکراسی و آزادی در شهر وجود نداره و شهردار فوت می کنه . خیاطی توی شهر هست که کتاب های ممنوعه زیادی خونده و از آزادی بیان و کرامت انسانی آگاهی داره اون تلاش می کنه تا دوست شاعرش را شهردار بکنه و اصلاحاتی را در جامعه جاری نماید .

اینم کتاب جدید آقای حسن بیگی با درون مایه طنز که تفاوت بسیار زیادی با کتاب های قبلیشون داشت به خصوص موضوع و زاویه نگاه . من چندان خوشم نیومد راستش این سمبلیک نشون دادنش خیلی ابتدایی و تازه کارانه بود خیلی واضح بود توی ذوق می زد شبیه کاسه زیر نیم کاسه . بگذریم پرونده جناب حسن بیگی را هم همین جا می بندم تا یکی دو تا نویسنده دیگه را معرفی کنم .

لک نت/ یزدان بد

لک نت 

 

 

امیرحسین یزدان بد 

 

 

انتشارات افق

آقای یزدان بد توی مجموعه داستانی که ازش معرفی کردم داستانی داشت به اسم جنوار موجودی شبیه گرگ که به انسان ها حمله می کرد و داستان در مورد استقلال طلبی آذربایجان و آیدین پسر فرنگ رفته یکی از خان های ترک بود حالا اون داستان را اومده رمان کرده که در حقیقت مثلا بعدها می فهمه این داستان واقعیه و دنبالش می افته که کشف کنه چی به چیه و چرا این طور شده آیدین در اصل کی بوده و چی به سر خودش و پسرش و سایر بازماندگانش اومده ....

خوب چون این کتاب خیلی مرتبط اون کتاب بود گفتم بخونمش اما اصلا خوشم نیومد یعنی طرح داستان برای من خیلی بی مزه و بچه گانه بود و در مجموع به دلم ننشست که ننشست .

در مورد آقای یزدان بد این طور که در این ور و اون ور و جلد کتاباشون نوشته شده اول در رشته فیزیک تحصیل می کردند که نیمه تمام می ذارنش و می رن سراغ امنیت شبکه و کامپیوتر و نهایتا هم می آن به سمت ادبیات . ایشون برای گویندگی و اجرای بخش ادبیات از شبکه جهانی صدای آشنا لوح تقدیر گرفته اند .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

به گمانم سی و سه سالگی سن مهمی است . برای مرد لحظه ی انتخاب نهایی است .

 

این ها را باید بگویم . باید یکی بداند و می خواهم تو باشی که می دانی چه بر من گذشت . انگار همه ی عمر زیسته بودم تا به آن چند ساعت برسم .

پرتره مرد ناتمام/ یزدان بد

 

پرتره مرد ناتمام

 

امیرحسین یزدان بد

 

انتشارات چشمه

یک دقیقه روی سفیدی سرد دوکی شکل : مرد برای دست شویی به توالت فرنگی می رود و همسرش به توالت ایرانی

فردا برمی گردم :زن بارداری که با پسرک به دنیا نیامده اش صحبت می کند

دادزن : پسری که جلوی پاساژ داد می زند و کتاب معرفی می کند

برای مارسیای رذل عزیز : دختری که به دانشکده آمده و دل پسرها لرزیده

چیزی شبیه سونیا : پسرکی که با پدرش به مهمانی مردانه رفته

الترالایت : صحبت از ازدواج دوستی و ...

هنوز یوسف : تعبیر خواب هایی که شاید دیده هم نشده اند

جنوار: پسر خان به فرنگ امده و قرار است به شکار جنوار بروند جنوار یعنی گرگ

یک مجموعه داستان کوتاه ایرانی که خیلی هم اسمش پیچید و کلی جایزه برد . این کتاب برنده جایزه گلشیری شد ، جایزه گام اول را برد ، نامزد دریافت جایزه روزی روزگاری شد و به فینال جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعات هم راه پیدا کرد . کتاب خوبیه اما راستش با این همه جایزه انتظار خیلی بیشتری داشتم به نظرم خوبه در همین حد داستان دومش که خانم باردار بود را خیلی دوست داشتم شایدم دلیلش بچه کوچیک خودم هست اما داستان هایی مثل الترالایت و برای مارسیای عزیز و ... با یه سبکی نوشته شدند که به نظر من توی همین سبک داستان کوتاه های وطنی خیلی بهتری خوندم هر چند یادم نمی یاد الان البته می گم کتاب قشنگیه در مجموع .

آقای یزدان بد از نویسنده های تهرانی کشورمون هستند .

 

 

قسمت های زیبایی از کتاب

همه ی مزه خواب دیدن به این است که یک جفت گوش مفت پیدا کنی سر صبح و خوابت را تعریف کنی .

 

آدم ها فکر می کنند که در زندگی شان با فکر کردن شان به خیلی چیزها معنا داده اند .

 

دنیا اون قدر کش پیدا کرده که هیچ چیز جالبی برای پیدا کردن نیست . همه چیز قبلا دو هزار بار کشف شده .

 

هیچ کس از تنها موندن خوشش نمی آد . اما به محض این که به هم نزدیک می شیم ، همه ی چیزهایی که یه روزی قند توی دلمون آب می کرد ، می شه یه چیز که دیگه بودش فرقی نمی کنه و نبودش مثل گم کردن یه کلید ، یه کتاب ، یه چیزیه که باید باشه .

 

کاش آبی چشمانت در همه ی این رنگ ها می دوید .

جوجه تیغی/ دلک

 

جوجه تیغی

 

صلحی دلک

نسرین ضابطی میاندوآب

 

انتشارات دنیای نو

رشاد مردی هست که تشنه انتقامه . یعنی هر کس عملی بر علیه اون انجام بده حالا هر چی هم کار طرف کوچک باشه رشاد اونا جایی می نویسه که یادش نره و عطش انتقامش از بین نره و حتما یه روزی انتقام خیلی بدی ازش می گیره . ماجرای کتاب از زمانی شروع می شه که یک نفر توی صف بانک از رشاد جلو می زنه و اون می خواد این بار هم درس خوبی به طرف بده غافل از اینکه طاهر هم آدمیه مثل خودش !

صلحی دلک نویسنده اهل ترکیه است که این کتابش برنده بزرگترین جایزه ادبی داخل ترکیه شد . کتاب با نثر ساده و دارای مایه های طنز هست کتاب به نسبت خوبی هم هست حالا شاید یک ایراداتی به روند و سبک نوشتنش باشه اما موضوع خیلی جدید و جالبی داره و واقعا قابل تامل ! یک جایی خونم که این کتاب را توی سبک نوشته های عزیز نسین دونسته بود و به نظرم بیراه هم نیست اگر نوشته هالی عزیز نسین را دوست دارین احتمالا این کتاب را هم بپسندین .  

 پ. ن : تمام پست های پاک شده را به وبلاگ برگردوندم مونده درست کردن فهرست که وقت بره و البته رنگ و لعاب دادن و گذاشتن تصویر برای پست های اضافه شده که اولویت بعدیه  

چه قدر خلوت شده . دوستای من کجایین ؟

 

قسمت های زیبایی از کتاب

اکثر مردم برای تبدیل زندگی به یک کاریکاتور زشت از انجام هیچ کاری کوتاهی نمی کنند ، زندگی ای که می تواند شبیه یک تابلوی بامفهوم باشد .

 

زن بیچاره روزهای پایانی عمرش را در خانه سالمندان و در حالی که لعنت به پسرش می فرستاد، سر می کرد . اما واگذار کردن یک چنین چیزهایی به خداوند هیچ نفعی ندارد . انسان باید کار خودش را انجام دهد .

 

تو را خدا ، سخت کردن زندگی ای که در یک چشم به هم زدن تمام می شود با چنین چیزهای مزخرف و بیهوده ای کار عاقلانه ایست ؟

سرزمین گم شدگان/ خوری

 

سرزمین گم شدگان

 

الیاس خوری

رضا عامری

 

انتشارات افراز

داستان در مورد آوارگان جنگ فلسطین هست روایاتی تو در تو و متفاوت از افراد متفاوت درگیر در این جنگ کودکانی که شاهد مرگ پدر و مادرند دخترانی که ازدواج های نابسامان دارند افرادی که زندگی را گم کرده اند و گاه دوستی هایی که در این بین شکل می گیرد بین یک یهودی و یک مسلمان !

داستان خطی و سر راستی نیست یک جور فضای محو و بخارالود شاعرانه در پیچاپیچ داستان هایی که به هم تنیده و جدا از همند من شخصا ارتباطی باهاش برقرار نکردم خوشم هم نیومد نثرش از اون حالتای گیج بود سخت نبود که متوجه نشید ولی برای من حالت بی هدف و گنگی داشت که اصلا راغبم نمی کرد و خوشم هم نیومد از کتاب .

آقای الیاس خوری نویسنده و تحلیل گر سیاسی اهل لبنان هستند . ایشون استاد خاورمیانه و مطالعات اسلامی در دانشگاه نیویورک هستند و در دنیای عرب نویسنده شناخته شده ای محسوب می شوند . از جمله جایزه سلطان العویس را که معروف ترین جایزه ادبی دنیای عرب هست برده و همچنین جایزه فلسطینی دروازه خورشید !