بوی خوش تاریکی/ شکری

بوی خوش تاریکی

 

قاسم شکری

 

انتشارات مرکز

سال نشر : 1386

داستان یک خانواده و یک محله هست افرادی قدیمی عجیب غریب که انگار همشون به جن و خرافات عقیده دارند خونه ای که توش اجنه مختلف با شکل ها و عملکردهای متفاوتی زندگی می کنن داستان رفت و برگشت زمانی و یاداوری خاطرات بین اتفاقات حال است مادر خانواده سال ها پیش گم شده پدر بعدها با آیلار ازدواج کرده که برادر آیلا یعنی اسد قصاب اکنون همسر شهرزاد دختر خانواده است . شهرزاد برادری هم دارد که چندان متعادل نیست گاهی نامش کهزاد است گاه پسر همسایه است گاه خود جن می شود

من دوست نداشتم موضوعش البته خیلی جدیده خیلی جالبه و مسحور کننده اما نحوه پیش رفتنش و اینا زیاد به نظرم گیرا و جذب کننده نیست حداقل منو اون قدر نمی گرفت همون اولش برام هیجان انگیز بود و خوب ولی بعدش چون سراغ موضوع خاصی نمی رفت و لحن کتابم برام خیلی تاثیرگذار نبود دیگه بی خیال شدم. راستش گیج کنندگیش هم برای من جالب نبود . این کتاب برنده کتاب های متفاوت جایزه واو شده .

آقای شکری از نویسنده های شیرازی کشور هستند .

مارمولکی که ماه را بلعید/ شکری

مارمولکی که ماه را بلعید

 

قاسم شکری

 

انتشارات ققنوس

سال نشر : 1388

راوی داستان نویسنده ای فرانسوی است که سال ها پیش مرده و اکنون روح او در میان سایر ارواح در زمان و مکان شناور است و هر بار در جایی ظاهر می شود که اصولا در کنار شخصیت های درباری دوره قاجار است و وقایع و گفت و گوهای طنزی را بین آنها شاهد هستیم .

لحن طنزش قشنگه خوب موضوع متفاوت و جالبی را هم در نظر گرفته و خصوصا خیلی زیبا به برخی اخلاق قاجارها طعنه زده اما مثلا واقعا خو یک دفعه یعنی چی این نویسنده فرانسوی مثلا اکثرا توی ایران سر در می یاره یا گاهی وقت ها به هوش می یاد در قالب کس دیگه ای هست که با ارواح دیگه داستان هم خوانی نداره که همیشه خودشونن طولانی هم هست در کل به نظر من کتاب متوسطیه من دوستش نداشتم چندان . این کتاب کاندید دریافت جایزه رمان متفاوت سال هم شده بود .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

باروش نمی شد که این همه نور از قوت لایزال نیروی الکتریسیته است . گفت به حتم کرم شبتاب در حباب ها به کار گرفته اند.

 

به ولله اگر این اجنبی دین و آیین داشته باشد . این ها اگر تمام مملکتشان را هم بگردی حتی یک آفتابه مسی هم پیدا نمی کنی . نجسند ، کافرند .

آلبوم خانوادگی / پورمحسن

آلبوم خانوادگی

 

مجتبی پورمحسن

 

انتشارات زاوش

سال نشر : 1391

راوی کتاب تک پسر یک خانواده 4 فرزندی می باشد که پدرش جوشکاری از سطح پایین اجتماع بوده ولی دلش می خواسته پسرش به یه جایی برسه و درس بخونه . مادر خانواده یه جورایی دیوانه بوده و خواهرا اکرم و فخری و مهری هم هر کدوم سرگرم عشق های خودشون .. راوی داره آلبوم را به کسی نشون می ده و با هر عکس خاطره اون عکس را می گه و به همین نحو زندگی اون برای ما شکل می گیره .

زیاد جالب نیست چهارچوب بندیش و موضوعی که تو ذهنش بوده اتفاقا برام جالبه ها اما خوب درش نیورده شده مثل یه سری تکه تکه و داستان که نمی دونسته چه طور پشت سر هم بگه یا به هم بچسبونه و دیگه ناچار این ایده را داده . به نظرم می شد خیلی بهتر باشه . بعدم راوی های این داستان در زمان جنگ بچه بود مثلا دهه شصتی و خواهراش می شدن دهه پنجاهی لابد ولی بعد این قدر مامان باباها راحت در جریان عشقای اینا و دوست دختر دوست پسراشون بودند که نگو یعنی این قدر جو رشت بازتر از بقیه جاها بوده برام جالب بود . اما مثلا جز کسایی که به مدرسه کلاس بالاهای پولدارا می رفتن بچه های معلم ها را می گفت خوب معلما که هیچ وقت قشر پردرامد جامعه نبودند خصوصا توی اون سال ها آخه .

آقای پور محسن علاوه بر نویسندگی در زمینه نقد ادبی و روزنامه نگاری خیلی فعال هستند و همچنین شاعری و ترجمه. ایشون سابقه بازداشت توسط مامورهای امنیتی را هم دارند .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

همه جانداران و غیر جانداران تنها هستند اما انسان به طرز اغراق آمیزی تنهاست نه؟

 

وقتی بچه ای به دنیا می آید همه از هم سبقت می گیرند تا زودتر بگویند بچه به کی رفته است .

 

کسی که رفته دیگر رفته است و اگر برگردد دیگر همانی نیست که قبلا بوده .

بهار 63/ پورمحسن

بهار 63

 

مجتبی پورمحسن

 

انتشارات چشمه

سال نشر : 1388

راوی کتاب مردی هست که به همسرش تهمینه خیانت کرده با همکارش میترا روی هم ریخته و البته میترا را هم ول کرده و با دوست میترا سما ازدواج کرده . حالا مروری بر خیانتاش داره بر وقایع احساساتش و اینکه رد نمی کنه کارش بد بوده دلیلی منطقی برای خیانتش پیدا نمی کنه و ...

کتاب نسبتا خوبیه موضوعش جدیده این که راوی خیانتکار باشه راحت بگه و خوب حس خیلی بدی هم نداشته باشه خیلی باب نیست کوتاه هم هست قلمش هم روان و خوب هست انصافا اصلا خستتون نمی کنه و جذابیت های خاصی هم داره اما راستش شخصیت اصلی واقعا مورد تنفرمه و یک سلیقه شخصی نمی ذاره درست حسابی با کتاب ارتباط برقرار کنم . خصوصا اشاره می کنه شما خانما از وارد شدن به مثلث عشقی خوشتون می یاد به شرط اینکه برنده مثلث باشید خو والا من ندیدم این حالت رو.

باید بگم آقای پورمحسن رشتی هستند و این کتاب هم به عنوان کتاب برگزیده جایزه نویسندگان و منتقدان مطبوعات شناخته شد.

 

قسمت های زیبایی از کتاب

لامصب مثل سیگار است خاطره . حال می دهد اما از درون می پوساندت.

 

وقتی تجربه ی هرکس مال خودش است و آینده به سرعت باد به حال تبدیل می شود چه کسی می داند چه کار دارد می کند؟

 

وقتی چیزی را نمی توانی تعریف کنی وقتی هیچ جوری برایت قابل هضم نیست تعریفش می کنی. تعریفش می کنی تا کمتر بترسی از چیزی که معمولی نیست.

 

می گفت هیچ وقت خیانت را برای زن اعتراف نکن. می گفت زن هر چه قدر هم فهیده باشد تا از زبان خودت نشنود مطمین نمی شود .

کپسول زمان/ اوستر

 

کپسول زمان

 

پل اوستر

خجسته کیهان

 

انتشارات افق

سال نشر : 1394

اینم آخرین قسمت از خاطرات پل اوستر . دوباره خاطرات دیدگاه ها و یک تمرکز ویژه بر روی بچگی هاش اتفاقاتی که توی اون زمان افتاده و تصورات و ذهنیاتی که داشته . کتاب بدی نیست دیگه چی بگم توی مایه های همون سه تا زندگی نامه قبلی خوب خیلی مهیج نیست بعد از سه بار این مدلی خوندن اما ار یادمون بیاد پل اوستر گفته دیگه رمان نمی نویسم آدم با خودش می گه همینم غنیمته خوب .

 

قسمت زیبایی از کتاب

می گویند کفش دوزک خوشبختی می آورد . اکر کفش دوزکی بر بازویت بنشیند باید پیش از آنکه پر بزند و برود آرزویی بکنی.

خاطرات زمستان/ اوستر

خاطرات زمستان

 

پل اوستر

خجسته کیهان

 

انتشارات افق

سال نشر : 1392

خاطرات زمستان هم سومین کتاب از مجموعه زندگی نامه های پل اوستر هست . با همون سبک و سیاق قبلی در مورد خوشد اتفاقات زندگیش البته زمان نگارش این کتاب خوب سن بیشتری داره و وقایع جهتی به سمت افزایش سن هم دارند بعضی خاطره ها هم گذری به همون خاطرات نقل شده قبلی و موشکافی کردنشون هست . خیلی جاهش حالت دسته بندی صحبت می کنه مثلا شروع می کنه در مورد تمام خانه هایی که توشون زندگی کرده توضیح میده شروع می کنه لیست مسافرات هاش را می گه و....

خوب کتاب بدی نیست لحن زیبای پل اوستر را داره اما واقعا یک مقدار دیگه خود شیفتگیه این همه آدم در مورد خودش بگه یک کتابش جالبه حالا دومی را هم می خونی اما وقتی حالت زندگی نامه هم نیست بلکه خاطرات و عقایده واقعا دلمون می خواد هی در مورد یک نفر بخونیم ؟!

 

قسمت های زیبایی از کتاب

هر جای زخم یادبود زخمی است که التیام یافته و هر زخم بر اثر برخوردی نامنتظر با جهان ایجاد شده .

 

به حالت تدافعی رانندگی کن با این فرض که دیگر رانندگان احمق و دیوانه اند .

اختراع انزوا/ استر

اختراع انزوا

 

پل استر

بابک تبرایی

 

انتشارات افق

سال نشر : 1387

کتاب دو قسمت هست قسمت اول پرتره ی مردی نامرئی نام داره و خاطرات پل استر از پدرش هست در حقیقت پدرش فوت می کنه و اون تصمیم می گیره راجع به پدرش بنویسه این که چه بچگی سختی داشته چه ارتباط نزدیکی با برادراش چه کسب و کار پر رونقی چه قدر پرتلاش بوده چه قدر خسیس بوده و خرجی نمی کرده  و.....

قسمت دوم کتاب خاطره نام داره و تکه تکه است از تجربه های مختلف خود استر گرفتاری ها سختی هاش همسرش پسرش دوستاش یادها و خاطراتی که همیشه باهاش عجین شدن .

پل استر 4 تا کتاب با قالب زندگی نامه داره من بخور و نمیر یا دست به دهان را معرفی کردم فقط ولی تصمیم گرفتم سراغ همش برم و اختراع انزوا اولین کتابش هست . کتاب نسبتا خوبیه من لحن نوشتنش را دوست دارم یعنی کلا قلم استر برام جالبه قسمت اول در مورد پدرشم دوست دارم اما قسمت دوم راستش تکه تکه روایت کردن این که هر چیزی جالب به نظرش اومده را نوشته بدون یک چهارچوب خوب سبک مورد علاقه من نیست .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

هیچ کس ساعت هشت صبح یک شنبه تلفن نمی کند مگر بخواهد خبری را بدهد که نمی تواند بماند برای بعد . و خبری که نتواند بماند برای بعد ، همیشه خبر بدی ست .

 

باید بپذیری اش حتی اگر نتوانی . و هر چه بیشتر بپذیری اش ، نومیدی ات بیشتر می شود .

 

اولش فکر کردم نگه داشتن این چیزها تسلی بخش است که آن ها مرا یاد پدرم می اندازند و باعث می شوند در زندگی ام به او فکر کنم ولی ظاهرا اشیا چیزی فراتر از اشیا نیستند . حالا بهشان عادت کرده ام ، دیگر دارم به آن ها مثل وسایل خودم نگاه می کنم .

 

زندگی تنها از آن کسی است که آن را زندگی کند .

کشور آخرین ها/ استر

کشور آخرین ها

 

پل اوستر

خجسته کیهان

 

انتشارات افق

سال نشر : 1381

آنا دختری که در ناز و نعمت بزرگ شده مدت هاست از برادرش ویلیام بی خبر است . ویل خبرنگار بوده و راهی کشور خوفناکی شده و دیگر خبری از او نیست آنا به دنبال ویلیام راهی آن کشور می شود و کتاب شرحی است از اوضاع این کشور. مملکتی که هیچ ثباتی ندارد حتی خانه ها سند ندارند و دائما مهاجمان شما را از خانه بیرون می کنند پر از دزدی غارت و بی قانونی است اگر اشنایی نداشته باشی نمی توانی جز رفتگری شغلی داشته باشی و دولت ها دائم عوض می شوند و ....

حالا بعد از معرفی چند تا نویسنده جدید می خوام طبق روند قبلی پرونده اوستر را مرتب کنم . کتاب های زیادی ازش معرفی کردم اما نمی دونم چرا سراغ این کتاب نرفته بودم . کتاب نسبتا قشنگی هم هست تصویر و نماد یک پادآرمانشهر را واقعا زیبا تجسم کرده کنایه ها جالبن ولی خوب کتاب چندان گرم و پرکششی نیست .  باید بگم از روی این کتاب فیلمی هم ساخته شده .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

من حساب زمان را از دست داده ام و دیگر هیچ چیز نمی تواند آن را به من بازگرداند .

 

به طور کلی مردم فکر می کنند اوضاع در گذشته هر چه قدر که بد بوده ، بهتر از امروز بوده است .

 

لحظه ای غفلت کافی است تا همه چیز را از دست بدهی و ناگهان هر چه را که با تلاش به دست اورده ای نابود می شود و از دست می رود .

 

هر چه بیشتر به پایان نزدیک می شوی چیزهای بیشتری برای گفتن باقی می ماند .

جز از کل/ تولتس

جز از کل

 

استیو تولتز

پیمان خاکسار

 

انتشارات چشمه

سال نشر : 1393

دو تا برادر هستند به نام های مارتی و تری که توی استرالیا زندگی می کنند مارتی برادر اول و ضعیف الجسه و بیماره و تری برادر خوشگل کوچیک تر که اهل ورزشه اما بعد یه مدتی توی دعوا امکان ورزش کردن را از دست می ده و می ره سراغ خلاف . کتاب نوشته جسپر فرزند مارتی هست در مورد این که عموش چه طور خلافکار مشهور و محبوب استرالیا شد پدرش چه فلسفه گوشه گیرانه ای داشت و همیشه توی سایه عموش بود خودش چه طور با این زندگی فاجعه بار و قاطی پاتی رشد کرد و بزرگ شد و ....

راستش اصلا نمی تونم بگم موضوع چیه هر دفعه یه چیز یه اتفاق سر راسته ها اما پر اتفاقات و تفکرات فلسفی ریز ریز و با یه ظاهر طنز . طنزی از واقعیت های زندگی . خیلی کتاب قشنگیه اون همه فلسفه اون همه جمله و ایده قشنگ اون لحن طنز که شما را شدید دنبال خودش می کشونه اتفاقات همه و همه خیلی بکر و جذابه تنها عیبش به نظر من یک مقدار زیادی کشش داده و دیگه اون آخر ریتم داستان براتون تکراری می شه حدودا به نظر من یک صد صفحه ای اضافه است و اگه روی 500 یا 550 داستان را می بست هنوز با همون هیجان یک نفس تموم می شد .

استیو تولتس نویسنده مشهوری نبوده در حقیقت این اولین رمانش هست اما توجه زیادی را به خودش جلب کرد و جز کاندیدهای نهایی جایزه بوکر هم بود  . توی ایران هم که کتابش کلی سر و صدا کرد و تا مدت ها اسمش به صورت ثابت جز پر فروش های بازار بود .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

وقتی این همه تلاش می کنی یک نفر را فراموش کنی این تلاش تبدیل به خاطره می شود . بعد باید فراموش کردن را فراموش کنی و خود این هم در خاطره می ماند.

 

هر کسی که ادعا می کنه یکی از دوستاتش در طول سال ها هیچ تغییری نکرده فرق نقاب و چهره واقعی را نمی فهمه .

 

هیچ چیز جالب و خوبی در عشق یک طرفه وجود ندارد. به نظرم کثافت است کثافت مطلق. عشق به کسی که پاسخ احساساتت را نمی دهد ممکن است در کتاب ها هیجان انگیز باشد ولی در واقعیت به شکل غیرقابل تحملی خسته کننده است.

 

من تمام این سال ها با این که پدرت را دوست نداشتم بهش وفادار موندم . حالا فهمیدم کار اشتباهی کردم . اجازه نده اخلاق سد راه زندگیت بشه . تری ، اون آدم ها را کشت چون دوست داشت . اگه دوست داری خیانت کنی خیانت کن . اگه دوست داری بکشی بکش.

 

نه این که با بدبختی مشکلی داشته باشم چون می دانم تا آخر عمر دست از سرم بر نمی دارد فقط نمی خواهم مشکلات آینده ام از جنس مشکلات فعلی ام باشند . امیدوارم بتوانم هر سالم را با یک مصیبت وحشتناک متفاوت به یاد بیاورم.

 

ازم پرسید قدم چه قدر است . با پوزخند شانه بالا انداختم هرزگاهی یک نفر این سوال مسخره را از من می کند و از این که نمی دانم حیرت می کند . برای چی باید بدانم . دانستن این که قدت چه قدر است به هیچ دردی نمی خورد جز این که بتوانی جواب سوال فوق الذکر را بدهی.

 

این عادت احمقانه را دارم که فکر کنم همه چیز بهتر می شود حتی وقتی تمام شواهد بر چیز دیگری دلالت دارند . حتی مواقعی که همه چیز بدتر و بدتر و بدتر می شود .

 

زندگی خودت را با این مقایسه نکن ! هیچ شانسی نداری ! اطرافم را نگاه کردم تا کسی را پیدا کنم که مقایسه با او به صرفم باشد : آن جا دیدمش ، پیرمردی بی دندان و کچل با گردنی پر از جوش و دماغی شبیه گوش ماهی .

نگذار به بادبادک ها شلیک کنند/ چیچک اوغلو

نگذار به بادبادک ها شلیک کنند

 

فریده چیچک اوغلو

فرهاد سخا

 

انتشارات ماهی

سال نشر : 1393

باریش پسر کوچولویی هست که مادرش زندانی شده و بنابرین مجبوره اون هم توی زندان پیش مادرش باشه . اون با زنی به انم اینجی خیلی نزدیک بوده که دیگه آزاد شده و الان باریش براش نامه می نویسه . کل کتاب نامه های باریش هست . از زندان می گه از زندانی ها و زندان بان ها زندانی ها دو دسته هستند افراد عادی و افراد سیاسی که می بینیم سیاسی ها خیلی روشن فکر و اهل تقسیم و کتاب و این چیزا هستند ....

کتاب متوسطیه یه جورایی دل نشینه مواردی که اشاره می کنه لجن بچه گانه زاویه دید بچه اما راستش کتاب های این مدلی داریم دیگه که سعی می کنن از دید یه بچه خیلی فلسفی نگاه کنند بعد بچه ها با زبون خودش یه چیزایی می گه که خیلی حرفه  و آدمو به فکر می بره خوب این مدل کتابا با وجود اینکه بعضی وقتها واقعا می زنن تو کار اغراق و این حرف ها حرف بچه نیست اما شخصا مورد علاقه من هستند و دوستشون دارم ولی تو این مدل کارا خوب به نظرم کارای بهتر قوی تر و باورپذیرتر از این موردم هست .

خانم چیچک اوغلو ترک هستند و از این کتابشون فیلمی هم ساخته شده بود توی کشورشون که مورد استقبال قرار گرفت و جوایز زیادی هم برد .

آقای سخا چند سال قبل این کتاب را توسط خودشون منتشر  کرده بودند اما چاپ جدیدش زیر نظر نشر ماهی هست

 

قسمت های زیبایی از کتاب

اگر دروغ گفتن بد است پس چرا تو هم دروغ می گویی؟ می گویی ببین باریش دروغ ها دو جورند دروغ های به جا و دروغ های بی جا. این دروغ من به جاست! اما من هم دروغ های خودم را به جا می دانم! عصبانی می شوی بچه ها نباید دروغ بگویند چون هنوز نمی دانند دروغ به جا کدام است و دروغ بی جا کدام . باشد من هم صبر می کنم و وقتی بزرگ شدم دروغ می گویم .

 

کسی چه می داند؟ ناگهان می بینی آن که دوستش دارب دیگر تو را نمی خواهد . نگو چیر مهمی نیست.

روان شناسی مردان : بررسی الگوهای کهن در روان مردان/ بولن

روان شناسی مردان : بررسی الگوهای کهن در روان مردان

جین شینودا بولن

ملیحه وفامهر

 

انتشارات دانژه

سال نشر : 1394

این کتاب شبیه به کتاب قبلی اما این سری در مورد دسته بندی و شناخت شخصیت های مردان بر اساس الگوهای اساطیری هست :

زئوس = ایزد آسمان- نمونه مردهایی که فرمان روانی زندگیشون هستند اختیار همه چیز را دارند خیلی پدرسالارند و انتظار دارند فرزندان مطابق میلشون رفتار کنند به دنبال پولند چندان احساسی نیستند اعتماد به نفس دارند با زنها هم از موضع قدرت برخورد می کنند . طبق افسانه ها پیش بینی شده بود که کرونوس پسری پیدا می کنه که اون را سرنگون می کنه بنابرین کرونوس تمام فرزندانش را قبل از اینکه بدونه دخترن یا پسر می بلعیده اما مادر بعد تولد زئوس به جای اون یک سنگ داد به پدرش بخوره و اون را در غار پرورش داد .

پوزیدیون : ایزد دریا – خیلی مردای اخساساتی هستن وقتی عصبانی می شن دیگه خون جلوی چشمشون را می گیره خانواده را بدبخت می کنند کلا بداخلاقن دوست دارند مهم باشند تصمیم های هیجانی می گیرند اینها هم البته مردان اهل ازدواج و پدرسالاری هستند .

هادس = ایزد جهان زیرین – این افراد منزوی و خشک هستند حالت غم و غصه و عرفانی دارند- سکوت را دوست دارند دور از اجتماع زندگی می کنند دنبال چرایی زندگی هستند – ویژگی های پدرسالاری منضبط و سخت گیر را داره .

آپولو = ایزد خورشید – مردی اهل نظم و قانون – علاقه مند به امور عقلانی اهل تحصیل درس خوندن پیشرفت خیلی مرتب مبادی آداب – اهل عشق و عاشقی نیست بیشتر جذب زنانی باهوش و منطقی می شه .

هرمس = ایزد ارواح پیام رسان – خیلی افراد فعالی هستند توی محیطهای مختلف می رند می آیند فرصت طلبند اگه لازم باشه اهل دروغ و فریب هستند چندان متعهد نیستند – زیبایی و شکوه را دوست دارند – باهوشند و معمولا اهل شوخی و سرگرم کننده جمع – توی رابط عشقی هم تنوع طلبه و هی دنبال زنان مختلف می ره

آرس = ایزد جنگ  - پسرای دارای اعتماد به نفس اما عصبی گستاخ که تا عصبانی می شوند داد و فریاد می کنند سریع کتک کاری می کنند رفیق باز و لوطی منشند خیلی ولخرجند معمولا هم اهل درس و تحصیل نیستند توی حال زندگی می کنند و به درد زنایی که دنبال ثبات و امنیت هستند نمی خوره .

هفائستوس = ایزد آهنگری- دروان گرا هستند اهل کار و هنرند خیلی سخت کوشند علاقه مند به صلح و آرامش و البته بسیار لجبازند – دوستان زیادی ندارند و مردان سطحی اونها را جذب خودشون نمی کنند اما وجود زن توی زندگی براشون مهمه زنی که پشتشون باشه و بهشون جسارت بده

دیونیوس = ایزد شراب – مردایی هستند که خصوصیت زنانه شون زیادتر شده – خیلی حساسند دوست دارند آزاد و رها بانشد اهل تعهد نیستند مدل لباس پوشیدنشون معمولا متعارف نیستند مستعد مواد مخدرند اهل درس نیستند اهل کار نیستند می شه نمونه شون را مثلا توی ستاره های سینما و موسیقی که می رن سراغ اعتیاد دید

اینم کتاب قشنگیه البته من کتاب قبلی را بیشتر دوست داشتم چون همون اولین تجربه بود هم در مورد زنان بود که برام ملموس تره اما اینم جالب و پر از داستان های اسطوره ای هست .

توی این سایت هم اگه برید تستشخصیتاش هستد

http://testotype.com/

نمادهای اسطوره ای و روان شناسی زنان/ شینودا بولن

نمادهای اسطوره ای و روان شناسی زنان

 

جین شینودا بولن

آذر یوسفی

 

انتشارات روشنگران و مطالعات زنان

سال نشر : 1380

خانم شینودا بولن روان شناس و نویسنده آمریکایی هستن که توی این کتاب می یان و 7 ایزدبانو را معرفی می کنند و معتقدن زنان به صورت کلی در هر برهه زمانی از زندگیشون شبیه به یکی از این ایزدبانوها یا تیپ های شخصیتی هستن باید تیپ شخصیتی خودشون را بشناسن و روش تسلط داشته باشن .

سه ایزدبانوی اول سه ایزدبانوی باکره هستن که اصولا تنها و مستقلن :

آرتمیس : ایزد بانوی ماه طبیعت شکار – زنانی که این تیپ شخصیتی را دارند افراد خیلی مستقلی هستند که اصولا پی احقاق حقوق خانم ها و مدافع سرسخت این موارد هستند سعی دارند به دیگران کمک کنند رسیدن به هدف براشون مهمه تلاش زیادی می کنند و در ضمن زنای دیگه رو دوست دارند ورزش را خیلی دوست دارند و اکثرا ازدواج هم نمی کنند .

آتنا : خدابانوی عقل و مهارت – زنانی که این تیپ شخصیت را دارند مستقلند خیلی اهل فعالیت های علمی و کاری و تجاری هستند مدافع ضعیفان و حقوق زنان نیستند بلکه هم پای مردها کار می کنند و ارتباط داشتن با اونها براشون خوب و مناسبه . خیلی عاقلن و تحت تاثیر احساسات نیستند و علایق مردانه زیادی هم دارند .

هستیا : ایزد بانوی آتشکده و معابد . زنانی که خیلی آرام و خنثی و درون خودشون هستند گرایش های مذهبی دارند دوست دارند توی خونه باشند و خیلی به خونه می رسند تر و تمیزن غذا آماده است جلب توجه نمی کنند بدون توقع هستند خیلی هم بردبار و صبور هستند .

سه ایزدبانوی بعدی زنانی وابسته و آسیب پذیرند :

هرا : ایزدبانوی نماد همسر. این زنها عاشق ازدواج و زندگی زناشویی هستند . دلشون یه شوهر قدرتمند با موقعیت اجتماعی بالا می خواد خیلی دوست دارن همسرداری بکنن مهمونی بدن مقام شوهر براشون توی خونه خیلی بالاس دوس ندارن بچه ها جلوی پدرشون بایستن حسودن واکنشهای شدید نشون می دن

دیمیتر : ایزدبانوی نماد مادر . این مدل زن ها عاشق بچه دار شدن هستند همش در حال سرویس دادن به اطرافیانشون هستند و بنابرین معمولا دور و برشون پر افراد بی مسئولیته خیلی مهربونند سخت نه می گن معمولا با دست پر این ور اون ور می رن دست پختاشون خوبه معمولا توی کشوهای میزشون خوراکی دارند مهربونند و برای مردها در نقش مادر ظاهر می شوند.

پرسفون : ایزد بانوی نماد دختر . این مدل زن ها اصولا منعطف و پذیرا هستند معمولا به رنگ جماعت در می یان و کاری که بقیه ازشون انتظار دارند را انجام می دهند . چهره های جوونی دارند دنبال کسی هستند که ازشون مراقبت کنه خیلی مسئول و پی گیر نیست مدام کارشون را عوض می کنند.

هفتمین مورد هم آفرودیت هست که فصلی راجع به اون نبود .

در پایان هم توضیحاتی هست در مورد این که نباید بذاریم بقیه ما را به سمتی هول بدند باید سوار بر سرنوشتمون باشیم تصمیم بگیریم حرکت کنیم و انتخاب کنیم .

کتاب قشنگیه حالا حیطه روان شناسیش کولاک نیست خیلی باحال نیست در همین حد اما جالبه که خوب اینم یک تقسیم بندی جدید ارائه می ده که اتفاقا جالبم هست اما اون حیطه اساطیریش افسانه ها ایناش خیلی باحاله .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

وقایع بیرونی شکل دهنده شخصیت ما نیست بلکه این فرآیند درونی است که بیشترین تاثیر را می گذارد .

 

ارزش واقعی هر چیز در ان است که به خاطرش حاضر به هر فداکاری باشیم و این همان مسیر پیموده نشده است .

غذا دعا عشق/ گیلبرت

 

غذا دعا عشق

 

الیزابت گیلبرت

ندا شاد نظر

 

انتشارات افراز

سال نشر : 1389

خانم الیزابت در پی اختلافاتی که با شوهرش پیدا می کنه تصمیم به طلاق داره ولی جرات این کار رو نداره تا نهایت به این احساس می رسه راه دیگه ای نداره و از همسرش جدا می شه اما بعد از طلاق از افسردگی عذاب وجدان و تنهایی زیادی رنج می بره اون تصمیم می گیره به مدت یک سال سفر کنه اول به ایتالیا بره خوش بگذرونه و لذت غذاهای خوب خوردن را درک کنه بعد به هند بره و با دعا و مراقبه آشنا بشه و بعد در بالی بتونه به تعادل و آرامش زندگی دست پیدا کنه .

این کتاب با استقبال زیادی از سوی خواننده ها و منتقدان رو به رو شد فروش خیلی زیادی کرد و توی ایرانم محبوبیت خوبی پیدا کرد . البته عده ای هم از کتاب انتقاد کردند و ظاهرا حتی کتاب طنزی هم در پاسخ بهش نوشته شد . من شخصا دوستش نداشتم شبیه این کتابای روان شناسی بازاری با جملات تاکیدی بود .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

عشق های بی ثمر همواره این گونه است . ما شخصیتی از همسرانمان خلق می کنیم و از آنان می خواهیم همان گونه که ما می خواهیم باشند و وقتی از ایفای نقشی که برایشان در نظر گرفته ایمن سر باز می زنند احساس شکست و نا امیدی می کنیم .

 

چوقتی در جنگل گم می شوید مدتی طول می کشد تا باور کنید گم شده اید . ابتدا خود را متقاعد می کنید که تنها چند قدمی به مسیر اصلیتان فاصله دارید و چیزی نمانده است که راهتان را پیدا کنید . وقتی شب بار دیگر بر همه جا سایه افکند و شما هنوز نمی دانید کجا هستید آن وقت است که اعتراف می کنید مسیر اصلیتان را گم کرده اید و حتی نمی دانید خورشید از کدام طرف طلوع خواهد کرد .

 

فراموش نکن زمانی می رسه که تو خودتو در قالب یه دوست می شناسی .

 

انسان ها همیشه در طول تاریخ به خاطر دو سوال جنگیدن. چه قدر مرا دوست داری؟چه کسی مسیول این وقایع است؟

 

زندگی با هیچ کس شوخی نداره . اینو هیچ وقت فراموش نکن.

دریا روندگان جزیره آبی تر/ معروفی

دریا روندگان جزیره آبی تر

 

عباس معروفی

 

انتشارات ققنوس

سال نشر : 1385

اون لیستی که در حال مرتب کردنش هستم یکیش هم کتاب آقای معروفی بود که مجموعه داستان های کوتاهشون هست . 4 بخش داره آخرین نسل برتر و برش های کوچ را قبلا توی کتاب آخرین نسل برتر معرفی کردم . می مونه دو قسمت دیگه اش .

عطر یاس شامل داستان های :

آرامش قشنگ : لیلی منتظر است شوهرش برگردد زمان جنگ است و لیلی که پولش به ماشین لباس شویی نمی رسد پوشک خریده .

عطر یاس : مرد زن و دخترش را برای معالجه به آمریکا فرستاده و خودش هم راهی است تا پس از چند سال دوری ببیندشان.

مونگارشو : پسرک چوپان که عاشق یکی از دختران ایل است .

آب دریاها : زن خواننده روزی عاشقی سینه چاک داشته و اکنون به یاد اون روزهاست .

بر باد داده : شاعری که نمی تواند شنونده ای برای شعرش پیدا کند .

گذشته حال آبنده : بردن دختر کولی کف بین به آسایشگاه سربازان .

رمی : عشق و هوس موقع زیارت .

بهت : مرد همراه همسرش به گردش آمده اند هر چند قهرند .

منظره باستانی : گفت و گو در خانه سالمندان .

سفر روحی : گردشی برای دیدن دریا .

گهواره های چوبی : زلزله رودبار و تلاش برای نجات دو دختر کوچ برادرش که در گهواره می خوابیدند .  

مفهوم ساده ی رنگ : استادی که اهل تئاتر بود و دختر جنوبی عشق بازیگری .

چند داستان دیگه شامل :

دریا روندگان جزیره ی آبی تر : در مورد مردی که جوان ها را به صید مروارید می برد .

شبانه 1 : مرد بازیگر تئاتر که عاشق بازیگر نقش مقابلش است و وقت نکرده گریم صورتش را پاک کند .

شبانه 2 : همون مرد بازیگر که ترک وطن کرده و به فرانسه رفته .

کتاب قشنگیه من به صورت کلی نوشته های عباس معروفی را دوست دارم و اگر می خواهید داستان کوتاه هاش را بخونید خوب این مجموعه کامل تر هست و می تونه گزینه مناسبی باشه . بعضی داستان ها خوبه بعضی اون قدرا چنگی به دل نمی زنه ولی در مجموع کتاب نسبتا خوبیه .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

چرا آدم بزرگ می شود ؟ چرا بدبختی آدم روز به روز بیشتر می شود ؟

 

کف دستش را به موهای نقره ای اش کشید و گفت : باور کنید من راستی راستی شاعرم . مرد چاق گفت : توی این مملکت کی شاعر نیست ؟

 

مجنون رفت سر چاهی که لیلی توش بود منتظر نشست نشست تا کمرش خم شد بعد شد درخت .

کاج های مورب / چنگیزی

کاج های مورب

 

علی چنگیزی

 

انتشارات چشمه

سال نشر : 1391

کاج های مورب : 4 هم کلاسی معماری یکی از آنها فوت کرده و سه نفر دیگر بر سر مزارش آمده اند .

چال یخچال : آوارگان جنگ تحمیلی که به شهر دیگری آمده اند و مرد اکنون با دو فرزندش در پارک است .

مرمت : همون فصل آخر کتاب پرسه زیر درختان تاغ .

رو به غرب : داستان همون مرد دوره گرد کتاب پرسه زیر درختان تاغ با شاگرد نانوا که بسط داده شده .

معبدی در باغ : دکتر زنانی که در مداوای نازایی مشهور بوده .

خوش تیپ : آبدارچی دیوانه شرکت مرتکب قتل شده .

گربه در زیر زمین : پسرکی که می ترسد شیطان در جلدش برود چون عمه اش در مورد گربه سیاه و شیطان زیاد برایش حرف زده .

این کتاب بعد از دو تا رمان اولین تجربه داستان کوتاه آقای چنگیزی هست کتاب بدی هم نیست نسبتا خوبه بعضی هاش قوی تر بعضی هاش معمولی تر . کتاب برنده سیزدهمین دوره جایزه گلشیری شده و البته قبل از اون هم در نظرسنجی مجله تجربه به عنوان بهترین مجموعه داستان سال برگزیده شده بود .

 

قسمت زیبایی از کتاب

آن قدری از جنگ می گذشت که یاد بگیرد باید پر رو باشد پر رو بودن بهتر از بی سرپناه شدن بود .

پنجاه درجه بالای صفر/ چنگیزی

پنجاه درجه بالای صفر

 

علی چنگیزی

 

انتشارات چشمه

سال نشر : 1390

پنجاه درجه بالای صفر چندتا روایت موازی هست که همش در دل کویرهای کرمان می گذره . چند تا آدم سابقه دار و خلاف کار که در حال چیدن نقشه یه سرقتن از اون طرف شاهد روزانه های سربازها توی پاسگاه هستیم و خصوصا سربازی که از درگیری و ... فراری هست و به شدت می ترسه .

یه فضای مردونه خشک و یه جورایی خشن . کتاب خوبیه با این که موضوعش اصلا برای من جذابیت نداره نه تیپ آدم های خلافکار را می پسندم نه دزدی و فرار مورد پسندمه نه سرباز بودم برام یاداورد خاطرات باشه و در ضمن از اشاره مدام آقای چنگیزی به بوی بد چیزها حال تهوع می گیرم اما خیلی خوب نوشته اهل شخصیت پردازی و این مدل کارا به صورت عمیق نیست اما خیلی روان و جذاب می نویسه . یعنی من پیش نهاد می کنم حداقل یکی از کارهاش را بخونید ارزشش را داره .

آقای چنگیزی تحصیلاتش در زمینه مدیریت و شیمی هست و این کتاب که دومین رمانش هم هست در جایزه هفت اقلیم شایسته تقدیر شناخته شد .

 

قسمت زیبایی از کتاب

باید مهربونش کنم . اگر دختر بودم دلش را زود به دست می آوردم . زن ها دخترها را بیشتر دوست دارن .

پرسه زیر درختان تاغ/ چنگیزی

پرسه زیر درختان تاغ

 

علی چنگیزی

 

انتشارات ثالث

سال نشر : 1388

پرویز کارشناس باستان شناسی است که مشغول تعمیر یکی از کاروان سراهای اطراف کرمان است او تصمیم می گیرد که به صورت غیرقانونی در یکی از دشت های اطراف به کمک دو تا از مردهای محلی کاوش کرده عتیقه ای به دست اورده و آن را به مال خرها بفروشد . کتاب شرح ماجرای این سه تن و در کنار آن روابط پرویز و خانواده اش و غلام و ساراست سارایی که عاشق غلام بی کار و الاف است . کتاب فصل های متعددی داره و هر فصل از زبون یک نفر و با زاویه دید اون روایت می شه. همه جا فضای سرد و خشن کویر و اثراتی که توی روحیه کویر نشین ها داشته محسوس هست .

آقای چنگیزی یکی از نویسنده هایی بود که خیلی بهم پیشنهاد خوندن آثارشون را داده بودند . و خوشحالم که بالاخره استارتش را زدم . بر خلاف این که موضوع برام جذابیت زیادی نداره اما کتاب قشنگی بود و دوستش داشتم . قوی نوشته محسوس اون راوی های متعدد موضوع را جالب و جذابش کرده . قلمش هم روانه . باید بگم ایشون اصالتا آبادانین اما بزرگ شده کرمان هستند . این کتاب هم به چاپ دوم رسیده و البته چاپ دومش توسط انتشارات چشمه بوده .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

کویر نامرد است اگر توش گیر بیفتی ، اگر ازش بترسی ، داغونت می کند . خردت می کند .

 

داستان هستی آدم تکرار مکررات است .

 

زیستن بعد از مرگ تنها تو حافظه ی دیگری امکان پذیر است . من تو را جان دادم .

شهر هرت/ حسین پور

شهر هرت

 

بزرگمهر حسین پور

 

انتشارات مثلث

سال نشر : 1393

یک مجموعه دیگه از کارهای آقای حسین پور هر صفحه یک طرح یک موضوع جدید . چیزای نسبتا قشنگی هست . به قشنی من گوساله ام نیست اما خوب اینم خوبه طنزهای اجتماعی . خود آقای حسین پور راجع به این کتاب گفته نوعی اعتراض به آدم هاست به عملکردی که نسبت به خودشون دارند . این کتاب مجموعه ای از کمیک استریپ های ایشون هست که قبلا توی هفته نامه چهلچراغ چاپ می شده .

از قر و قمبیل های قلمی بی قال و قیل/ حسین پور

از قر و قمبیل های قلمی بی قال و قیل

 

بزرگمهر حسین پور

 

انتشارات روزنه

سال نشر : 1386

این کتاب مجموعه کمیک استریپ های آقای حسین پور در هفته نامه چهلچراغ هست بنابرین شاید خیلی هاشو قبلا خونده باشید یا جاهای دیگه به چشمتون خورده باشه اما خوب خیلی قشنگه و چند بار و چند بار خوندنش باز هم از لذتش کم نمی کنه و حس خوبی به آدم می ده .

این سیاستمداران سه نقطه/ حسین پور

این سیاستمداران سه نقطه

 

بزرگمهر حسین پور

 

انتشارات روزنه

سال نشر : 1389

کتاب مجموعه ای از کاریکاتورها از سیاستمداران بزرگ و معروف جهان هست . کاریکارتور بدون متن هم هست فقط در صفحه مقابل هر تصویر نام و سمت و بازه زمانی روی کار بودن اون فرد را نوشته . کاریکاتورهای قشنگی ان انصافا البته من شخصا ترجیح می دم با متن باشه و این جوری احساس بهتری دارم .

آقای بزرگمهر کاریکاتوریست و طنز پرداز خیلی خوب کشورمون هستند که البته به کارای کارگردانی انیمیشن هم اشتغال دارند.

آهای یکی اینجا تنهاست/ حسین پور

آهای یکی اینجا تنهاست

 

بزرگمهر حسین پور

 

انتشارات روزنه

سال نشر : 1386

یک مرد را توی یه جزیره تنها داریم هر صفحه یک تصویر و یک متن راجع به تنها بودن توی جزیره خودمون بودن و حواشی این موضوعات . هی بد نیست . برای من خیلی جالب نبود .

آقای حسین پور در روزنامه های مختلفی مثل گل آقا ، سروش نوجوان ، روزنامه زن و هفته نامه چهل چراغ کار کردن .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

چه قدر شگفت انگیزه که تنها کسی که توی چشمات نگاه کنه خورشید باشه !

 

بعضی وقت ها اون قدر ناجی های زمینی بزرگن که تو رو نمی بینن...

 

همیشه نجات پیدا کردن تو رفتن نیست ! شاید جای خالی یه چیزی... هان ؟

من گوساله ام/ حسین پور

من گوساله ام

 

بزرگمهر حسین پور

 

انتشارات مثلث

سال نشر :1390

مجموعه یک سری کمیک استریپ که زمانی توی نشریه چهلچراغ چاپ می شده . یک گوساله کوچولویی که سوال های فلسفی اجتماعیش را از پدربزرگ داناش می پرسه که اصولا جواب های خیلی باحالی بهش می ده . یک جماعت خران هم هستند که پایین تر از گاوها می باشند و گاهی وارد بحث می شوند .

خیلی قشنگه این قدر مسائل زیبایی به ذهنش اومده و با طنز زیباتری بیانشون کرده که نگو :دی عالیه .

در مورد آقای حسین پور باید بگم رشته تحصیلی ایشون نقاشی بوده .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

گاوی که بفهمه دیگه گاو نیست ! دردسرها همیشه از همین جا شروع می شود !

 

خنده ام می گیرد که می بینم در میان جماعت خران آمدی و به گوساله بودن خویش افتخار می کنی ... !

 

آنها به مزرعه دارها سواری می دهند ... پس زنده می مانند . یادت باشد ...راز زنده ماندن در مزرعه این است...

 

وقتی از گوسفندها کمک می خوای به جای نجات بیشتر ممکنه موجب هلاکت بشن .

 

بابا بزرگ یه بار گفتید اگه یک بار بفهمی دیگه نمی تونی نفهمی ! این دقیقا یعنی چی ؟

 

هیچ وقت حماقت هایت رو با کلمه ی حداقل توجیه نکن !

ماه در پاگرد اضطراری/ شهبازی

ماه در پاگرد اضطراری

 

فرهنگ شهبازی

 

انتشارات افراز

سال نشر : 1389

صادق پسرک سمنانی از خانواده ای پایین تر از حد متوسط جامعه است که رشته مهندسی مکانیک دانشگاه شیراز قبول شده . داستان شرح روزهای زندگی دانشجویی و خوابگاه است دورهمی ها ، افراد فلسفی ، افراد درس خون ، اونایی که کلا درس را بی خیال شدن و زدن تو خط سیگار و ... ، صادق که عاشق یکی از دخترا می شه ، کار دانشجویی که سعی می کنه انجام بده و .... در حقیقت یه نگاهی به دور و بر و حواشی زندگی دانشجویی

این کتاب اولین رمان آقای شهبازی هست و من شخصا زیاد دوستش نداشتم به نظر من توی عمق هیچ چیزی نرفته هیچ جا فضایی ایجاد نکرده انگار هی فقط می خواسته هر طور شده تمام موارد ممکن را نشون بده یک سر می زنه به دانشجوی معتاد یک سر به یکی اهل موسیقی یکی اهل تشکل نمی دونم چه طور بگم اما انگار تمام یافته ها و شنیده های ممکن از این مدل زندگی را خواسته در حد یک خطم شده توی رمان 200 صفحه ای بگنجونه خوب توی ذوقم زد . برای همینم بود نمی تونست روی چیزی تمرکز کنه و اون حس خوب آشنا بودن را منتقل کنه . قسمت جالبش برای من فقط همون زود عاشق بیتا شدن و از طرف دیگه نخواستنش بود .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

ادم ها گاهی در عین بی کسی ، همه کس را دارند و گاهی با وجود همه ، کسی را ندارند .

 

دنیا در عین بزرگی چقدر کوچک است و آدم ها در عین دوری چه قدر به هم نزدیکند .

درخت پرتقال / فوئنتس

درخت پرتقال

 

کارلوس فوئنتس

علی اکبر فلاحی

 

انتشارات ققنوس

سال نشر : 1393

دو کرانه : اران کورتس یک اسپانیایی فقیر هست که برای تغییر سرونشتش وارد سپاهی می شه که راهی کشف جزایر هند غربی بوده و بعد توی ساپه لیاقت خودشو نشون می ده پیشرفت می کنه و به عنوان سرکرده همراه با سربازان اسپانیایی وارد شبه جزیره یوکاتان در شرق مکزیک می شه و زمینه فتح این سرزمین را فراهم می کنه . داستان اول شرح این پیروی و نحوه اقتدار یافتن اسپانیایی ها بر آزتک ها و نحوه برخورد دو فرهنگ و تمدن با یکدیگر است .

فرزندان فاتح : کورتس فرزندان زیادی با نام های تکراری داره . دو نفر از آنها مارتین نام دارند یکی فرزند ماریا دولامینچه مکزیمی و دیگری فرزند همسر اسپانیایی وی . سرنوشت این دو فرزند بسیار با هم متفاوت است و این داستان شرحی است بر سرنوشت و احساسات این دو فرزند . سرنوشت فاتحان مغلوبین دورگه ها....

دونومانسیا : در مورد محاصره شهر نومانسیا توسط رومی ها . تفکرات رومی ها در مورد اسپانیایی ها حمله آنها به این کشور و غالب شدنشان .

دو آمریکا : روایت کشف قاره آمریکا توسط کریستف کلمپ یک یهوید اسپانیایی آواره و بعد مورد هجوم صنعت قرار گرفتن این قاره تازه کشف شده .

داستان هایی در مورد فتح سرزمین و مردمی توسط مردم دیگر . مردمی که می بینم خود زمانی دیگر توسط عده ای دیگر مورد هجوم و وحشیگری قرار گرفته بودند و چرخه ای که تکرار می شود هجوم وحشت غارت شکنجه مغلوبینی که بعد در مقام فاتح تجربه های خود را بازآفرینی می کنند . نحوه اختلاط نژادها و فرهنگ ها در رویایی با هم تاثیراتی که بر هم می گذارند و ...

کتاب ظاهرا داستان دیگه ای با نام آپولون و فاحشه ها هم داشته که قابل چاپ نبوده و شامل سانسور زیادی می شده .

به نظر من خیلی کتاب قشنگیه چه موضوع و ترکیب جالبی چه نثر شاعرانه و زیبایی چه اطلاعات بدیعی چه تلنگری به آدم زده می شه ولی نمی دونم چرا کتاب اون قدر گل نکرد نه چندان نقدی ازش خوندم نه چیزی شنیدم ولی به نظر من که خیلی خوبه . چه قدرم این اروپایی ها وحشی بودندها انگار توقع داشتم همه یان جور شکنجه ها فقط مال مغولا و اعراب و .. باشه . 

ولی نمی دونم چرا پرتقال را نماد گیاهی دورگه ای و پیوندی معرفی می کنه

اینم یکی دیگه از اون لیست درهمم که قراره بینمعرفی کتاب های جدید آروم آروم سرو سامونش بدم .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

دنیا را دو ایزد آفریدند . یکی به نام قلب آسمان و دیگری قلب زمین . وقتی به هم رسیدند با پیوندشان بر هر چیزی نامی گذاشتند و این گونه همه چیز را بارور کردند . خاک را نام گذای کردند و خاک خلق شد .

 

این راز تمام ادارات اسپانیا و تمام دنیاست : کش دادن امور تا همه ی مردم آن ها را از یاد ببرند .

 

نامیرایی همیشه ثمره ی شهرت است و شهرت همیشه با بی انصافی تقسیم می شود .

 

هیچ چیز موفقیت حتمی را برای کسی تضمین نمی کند زیرا قاعده بر ناکامی است .

رنه و آتالا/ شاتو بریان

رنه و آتالا

 

شاتو بریان

عنایت ا... شکیباپور

 

انتشارات فرخی

سال نشر : 1363

رنه : پسر جوانی که از همه چیز بیزار است هیچ جا در دنیا معنای حقیقی زیبایی و اصالت زندگی را پیدا نمی کند و به سمت گوشه نشینی می رود . خواهری دارد که عاشق اوست و برای رهایی از این هوس گناه آلود به صومعه می رود و آگاهی از این امر حال روحی وی را بدتر می کند .

آتالا : شاکتاس که جنگ جویی جوان است توسط قبیله ای گرفتار شده و رئیس قبیله تصمیم به کشتن او دارد اما آتالا دختر رئیس قبیله عاشق او می شود و سعی می کند او را نجات دهد هر چند خودش در قید و بند سوگند دیگری است .

آخرین سلسله بنی سراج :   داستان عشقی بین یک جوان عرب مسلمان و شاهزاده خانم مسیحی اسپانیولی .

شاتو بریان نویسنده شاعر و سیاستمدار فرانسوی هست که اون را بنیان گذار رمانتیسیسم در ادبیات فرانسه می دونند . اون توی خانواده ثروت مندی به دنیا می یاد و بعدها وارد ارتش می شه سختی های زیادی می کشه مدتی به انگلیس تبعید می شه برادرش را دار می زنند همسرش و خواهرش را به زندان می اندازند که خواهرش توی زندان فوت می کنه و همه این عوامل سبب افسردگی اون می شن . خیلی مخالف ناپلئون بوده و حتی اون را به نرون تشبیه می کنه و برای همین روزنامه اش توقیف می شه بعدها آثار سیاسی ضد ناپلئون خودش را چاپ می کنه و به همین جهت لوئی هجدهم از او به عنوان ارزنده ترین مرد یاد می کنه و حتی مقام وزارت خارجه را بهش می ده ولی شاتو بریان بعد از مدتی با خانواده سلطنتی هم درگیر می شه و دچار غضب واقع می شه . آثار اون پر از ناامیدی هست و خیلی از جوانان قرن 19 بعد از خوندن قصه هاش خودکشی می کردند .

خوب از شاتو بریان معروف این کتاب را قبلا خونده بودم که خوشبختانه ازش خلاصه ای داشتم و جمع و جورش کردم برای زمان خودش خوب بوده ولی شاید الان برای ما ساده به نظر بیاد چندان جلبمون نکنه و کمی قدیمی بزنه . برای من معمولی بود و یه جورایی یادآور شکسپیر نمی دونم چرا!

قسمت های زیبایی از کتاب

دنیا غیر از سراب چیزی نیست سرابی است خیانتکار که هر قدم آن ماران و افعیان خطرناک ما را نیش می زنند.

 

خاطره از یاد می رود و نیستی جای هستی را می گیرد .

 

انسان در برابر هر نوع تیره بختی می تواند مقاومت نماید اما سبب بدبختی دیگری شدن بار سنگینی است که تحمل آن غیرممکن می شود .

 

آرزوها و خواسته های انسان بسیار وسیع است اگر بر فرض مردی بعد از سال ها مردن دو مرتبه به این دنیا بیاید خواهد دید آنهایی که برای مرگ او می گریستند به کلی او را فراموش کرده و دوستان دیگری برای خود یافته اند . انسان این طور است زود همه چیز را فراموش می کند و به چیز دیگر مانوس می شود.

فراسوی خواب/ هرمانس

فراسوی خواب

 

ویلم فردریک هرمانس

سامگیس زندی

 

انتشارات چشمه

سال نشر : 1395

آلفرد پسرکی هلندی دانشجوی دکترای زمین شناسی است که برای پایان نامه اش بورسی تحصیلی در نروژ گرفته و قرار است به یکی از کوهستان های سرد و صعب العبور آن کشور یعنی فین مارک رفته و امکان سقوط شهاب سنگ در آنجا را بررسی کند . پدر وی زیست شناس باهوشی بوده که خیلی زود فوت کرده و آلفرد می خواهد افتخاراتی که وی لایقش بوده اما مرگ مجال نداده را نصیب خود کند . او در این سفر با چند دانشجو محقق نروژی دیگر همسفر است و از تردیدها و شک هایی نسبت به آنها رنج می برد حتی از دست خودش و قدرت بدنی پااین ترش نیز شاکی است و ...

یک داستان که خیلی زیاد پس زمینه علمی داره یعنی خوب یک مقدار زیادی از ترمزکش بر روی مصائیب نوشتن یه پایان نامه علمی و درست حسابی هست از اون طرف بحث ها و دیدگاه هاشون با خیلی از نظرات علمی همراهه و البته در کنارش یک تم بررسی روان شناسی هم داره . راستش اولش شاید بگید خوب چی قراره چی بشه یعنی همین منتظریم ببینیم پایان نامه آلفرد چی می شه راستش زیاد ماجرا محور نیست سختی های سفر توی کوهستان و تردیدهای یک ذهن مهیج نیست اما قشنگه من دوستش داشتم هم موضوعش برام جدید بود هم از حالت علمیش خوشم می یومد هم آرامش و بررسی های تفکرات آلفرد برام رئال و جالب بود . و البته راستش واقعا هی با خودم گفتم اگه اینا پایان نامه است پس پایان نامه من چی بوده !!! وای چه عالیه این قدر علمی زندگی کردن .

هرمانس فیزیکدان نویسنده و شاعر هلندی هست که با آلبر کامو مقایسه اش می کنند و این داستان را هم در حقیقت از روی یکی از خاطرات سفر خودش به نروژ نوشته و شاخ و برگ هایی بهش داده .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

این توانایی تو باعث خوشحالی من است که همیشه با همه ی وجود خواسته هایت را دنبال می کنی ، چون این تنها شیوه ی رسیدن به هر آرمانی است .

 

گاهی چیزهایی در زندگی پیش می آید که آدم همیشه آرزویشان را داشته است .

 

در هیچ کدام از کتاب های درسی چیزی درباره ی سختی ها ، تردیدها و ناامیدی هایی نوشته نشده که همواره باید عده ای تحمل می کردند تا بشر به نتیجه ی معینی برسد .

 

پدر من بی اندازه پول دار است . او همیشه آدم موفقی بوده . من تنها پسرش هستم که این چیز پر دردسری است .

 

بچه های نوابغ معمولا نابغه نیسیتند دلیلش هم خیلی ساده است تعداد نابغه ها انگشت شمار است .