
من گوساله ام
بزرگمهر حسین پور
انتشارات مثلث
سال نشر :1390
مجموعه یک سری کمیک استریپ که زمانی توی نشریه چهلچراغ چاپ می شده . یک گوساله کوچولویی که سوال های فلسفی اجتماعیش را از پدربزرگ داناش می پرسه که اصولا جواب های خیلی باحالی بهش می ده . یک جماعت خران هم هستند که پایین تر از گاوها می باشند و گاهی وارد بحث می شوند .
خیلی قشنگه این قدر مسائل زیبایی به ذهنش اومده و با طنز زیباتری بیانشون کرده که نگو :دی عالیه .
در مورد آقای حسین پور باید بگم رشته تحصیلی ایشون نقاشی بوده .
قسمت های زیبایی از کتاب
گاوی که بفهمه دیگه گاو نیست ! دردسرها همیشه از همین جا شروع می شود !
خنده ام می گیرد که می بینم در میان جماعت خران آمدی و به گوساله بودن خویش افتخار می کنی ... !
آنها به مزرعه دارها سواری می دهند ... پس زنده می مانند . یادت باشد ...راز زنده ماندن در مزرعه این است...
وقتی از گوسفندها کمک می خوای به جای نجات بیشتر ممکنه موجب هلاکت بشن .
بابا بزرگ یه بار گفتید اگه یک بار بفهمی دیگه نمی تونی نفهمی ! این دقیقا یعنی چی ؟
هیچ وقت حماقت هایت رو با کلمه ی حداقل توجیه نکن !