فراسوی خواب

 

ویلم فردریک هرمانس

سامگیس زندی

 

انتشارات چشمه

سال نشر : 1395

آلفرد پسرکی هلندی دانشجوی دکترای زمین شناسی است که برای پایان نامه اش بورسی تحصیلی در نروژ گرفته و قرار است به یکی از کوهستان های سرد و صعب العبور آن کشور یعنی فین مارک رفته و امکان سقوط شهاب سنگ در آنجا را بررسی کند . پدر وی زیست شناس باهوشی بوده که خیلی زود فوت کرده و آلفرد می خواهد افتخاراتی که وی لایقش بوده اما مرگ مجال نداده را نصیب خود کند . او در این سفر با چند دانشجو محقق نروژی دیگر همسفر است و از تردیدها و شک هایی نسبت به آنها رنج می برد حتی از دست خودش و قدرت بدنی پااین ترش نیز شاکی است و ...

یک داستان که خیلی زیاد پس زمینه علمی داره یعنی خوب یک مقدار زیادی از ترمزکش بر روی مصائیب نوشتن یه پایان نامه علمی و درست حسابی هست از اون طرف بحث ها و دیدگاه هاشون با خیلی از نظرات علمی همراهه و البته در کنارش یک تم بررسی روان شناسی هم داره . راستش اولش شاید بگید خوب چی قراره چی بشه یعنی همین منتظریم ببینیم پایان نامه آلفرد چی می شه راستش زیاد ماجرا محور نیست سختی های سفر توی کوهستان و تردیدهای یک ذهن مهیج نیست اما قشنگه من دوستش داشتم هم موضوعش برام جدید بود هم از حالت علمیش خوشم می یومد هم آرامش و بررسی های تفکرات آلفرد برام رئال و جالب بود . و البته راستش واقعا هی با خودم گفتم اگه اینا پایان نامه است پس پایان نامه من چی بوده !!! وای چه عالیه این قدر علمی زندگی کردن .

هرمانس فیزیکدان نویسنده و شاعر هلندی هست که با آلبر کامو مقایسه اش می کنند و این داستان را هم در حقیقت از روی یکی از خاطرات سفر خودش به نروژ نوشته و شاخ و برگ هایی بهش داده .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

این توانایی تو باعث خوشحالی من است که همیشه با همه ی وجود خواسته هایت را دنبال می کنی ، چون این تنها شیوه ی رسیدن به هر آرمانی است .

 

گاهی چیزهایی در زندگی پیش می آید که آدم همیشه آرزویشان را داشته است .

 

در هیچ کدام از کتاب های درسی چیزی درباره ی سختی ها ، تردیدها و ناامیدی هایی نوشته نشده که همواره باید عده ای تحمل می کردند تا بشر به نتیجه ی معینی برسد .

 

پدر من بی اندازه پول دار است . او همیشه آدم موفقی بوده . من تنها پسرش هستم که این چیز پر دردسری است .

 

بچه های نوابغ معمولا نابغه نیسیتند دلیلش هم خیلی ساده است تعداد نابغه ها انگشت شمار است .