استانبول/ پاموک

استانبول

 

اورحان پاموک

شهلا طهماسبی

 

انتشارات نیلوفر

از آقای پاموک هم چند تا کتاب معرفی کردم . کتاب جدیدی که دیدم داستان نیست بلکه در مورد کودکی ، زندگی ایشون و شهر استانبول است . ایشون توی استانبول به دنیا اومده بزرگ شده همون جا هم زندگی می کنه و عاشق این شهره . از خاطرات بچگیش و گوشه گوشه های این شهر تعریف کرده توی این کتاب . از دعواهای پدر و مادرش  ، بازی های خودش و برادرش ، خانواده پولدارش ، گوشه و کنارهای استانبول و البته چیزهای دیگری هم از گذشته و تاریخ استانبول در وسط بحث هاش می اوره .

بد نیست هیجان آن چنانی نداره نه خیلی حالا به بزرگ شدنش و رازهای خانوادگی پرداخته نه خیلی از جاذبه های استانبول گفته بلکه واقعیت کلی شهر را توضیح داده . خیلی معمولیه و البته تا حدودی حجیم .

پ.ن : خیلی دیر به دیر دارم کتاب معرفی کنم راستش شرایط جسمانی مناسبی ندارم اصلا . برام دعا کنید ممنون . دعا کنید زودتر حالت جسمانیم بهتر بشه و در نتیجه از این کسالت هم بیرون بیام .

ده فرزند هرگز نداشته ی خانم مینگ/ اشمیت

ده فرزند هرگز نداشته ی خانم مینگ

 

اریک امانوئل اشمیت

فهمیه موسوی

 

انتشارات افراز

راوی قصه ما یک تاجر اروپایی هست که برای سفری کاری به چین اومده و توی هتلی اقامت داره که خانم مینگ مسئول دست شویی های مردانه اون هتل هست . بین این دو صمیمیتی به وجود می یاد و خانم مینگ برای مرد تعریف می کنه که ده فرنزد در نقاط مختلف چین داره و دائم از اونها و اخلاق و رفتارشون تعریف می کنه در صورتی که راوی می دونه توی چین داشتن بیش از یک فرزند جرم محسوب می شه و به حرف های اون اطمینانی نداره .

یعنی چه لذتی داره وقتی توی تازه های نشر می گردی به کتابی از یکی از نویسنده های محبوبت بربخوری . عالی و دوست داشتنی مثل بقیه کتاب هاش . یک کتاب کوتاه که سریع خونده می شه معنا و ومفهوم قشنگی توش داره ولی مهم تر از اون خوندنش و به خصوص ایده داستان بهتون لذت می بخشه . واقعا اشمیت ایده های نابی به ذهنش می رسه .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

سیاره ی زمین یک میلیادر چینی دارد و پنج میلیارد خارجی .

 

شادی در همه چیز پنهان می شود باید موفق شویم بیرون اش بکشیم .

 

عاقل علت دیوانگی هاش خودش را کشف می کند ، دیوانه بقیه را به خاطرش متهم می کند .

 

تجربه مثل شمعی است که فقط کسی که آن را در دست گرفته روشن می کند .

خواب/ محفوظ

خواب

 

نجيب محفوظ

محمدرضا مرعشي پور

 

انتشارات نيلوفر

اين بار توي تازه هاي نشر به سراغ يك كتاب از نجيب محفوظ رفتم . از ايسون تا به حال هم رمان معرفي كردم هم داستان كوتاه و اين كتاب هم مجموعه از داستان هاي كوتاه هست .

ميكده ي گربه ي سياه : مردي جديد وارد ميخانه مي شود كه به كسي اجازه خروج نمي دهد .
واژه نامفهوم : مرد در ترس از پسري است كه قرار است انتقام پدر را گرفته و او را بكشد .
آواز مست : مرد به اميدن زدن دخل درون ميخانه مانده اما چيزي در صندوق نيست .
سمساري : مرد عاشق زني شده كه پيش از او بارها ازدواج كرده و از عجز مردان متنفر است .
مردي كه حافظه اش را دوبار از دست داد : مرد كه چيزي از گذشته اش نمي داند با دختر صاحب هتل ازدواج مي كند .
زير سرپناه : شب كه باران مي بارد و انگار همه چيز عجيب و شبيه صحنه فيلم برداري است .
خواب  : مرد خواب است و در نزديكي او قتلي اتفاق مي افتد .
تاريكي : معلم افراد مختلف را دعوت مي كند تا در اتاقي تاريك بدون شناختن هم قليان بكشند .
چهره ي ديگر : دو برادر يكي به نهايت مرد قانون و ديگري اهل همه گونه خلاف !
اتاق شماره 12 : بهيجه زني تنومند كه اتاق شماره 12 هتل را مي گيرد و بيش از حد ملاقاتي دارد .

كتاب خوبي هست موضوعات جالب و پر استعاره اي داره در عين حال روان و بدون تكلف نوشته شده و دريافت پيام را براي آدم راحت تر و مقبول تر مي كنه . همه چيزش خوبه ولي نمي گم خيلي كتاب خوبيه چون شايد موضوعات و يا سبك هاي ديگه اي هست كه منو به شخصه بيشتر تحت تاثير قر اره مي ده همين .

جمجه ات را قرض بده برادر/ کربلایی لو

جمجه ات را قرض بده برادر

 

مرتضی کربلایی لو

 

انتشارات عصر داستان

داستان در مورد عملیات والفجر هست اگر اشتباه کنم . عملیاتی که ایران انجام می ده تا عراق را غافلگیر کنه غواص هاش از اروند رد بشند و فاو را در اختیار بگیرند . حالا به خود عملیات نمی پردازه چندان . روزهای قبل از جنگ هست و بچه هایی که غواصن و شغلشون شناسایی خاک عارق بچه هایی که هر شب به دل اروند می زنند و دم صبح بر می گردند . اینکه چه افکاری دارند چی می گند چی کار می کنند و ....

خوب من تجربه خوبی از آقای کربلایی لو نداشتم و نتونسته بودم با داستان هاشون ارتباط برقرار کنم . اما این کتاب قشنگ بود راستش چند تا صحنه رو اعصاب آخراش داشت از اینم که هی از بوی پا و عرق و این چیزا حرف می زد چندشم می شد خوب اما در مجموع خوب بود . یک داستان جدیدی از جنگ بود حالا نه اینکه بگم موضوع خیلی بکر اما حداقل هی تو بعد ایمان و ایثار و اینا نرفته بود قشنگ نشسته بود قصه اش را نوشته بود افرادی با آرمان ها و افکار مختلف .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

واقعا اگر کسی بفهمد آدم ها با هم فرق دارند دیگر درباره ی دیگران با ترازوی خودش داوری نمی کند .

 

هیچ چیز وسوسه کننده تر از سوال غریبه ای درباره ی یک زن نیست . یا نه . هر میل به پرسشی درباره ی یک زن خیال برانگیز است . چه در کافه چه در پیاده رو . چه از غریبه چه از آشنا . چه در جنگ و چه در صلح . انگار تنها خبر بزرگ ایشان اند .

بی حسی موضعی /گراس

بی حسی موضعی

 

گونتر گراس

حسن نقره چی

 

انتشارات نیلوفر

گونتر گراس از اونهایی هست که کتاب های زیادی ازش معرفی کردم هیچ وقت نوشته هاشو دوست نداشتم و هیچ وقت نفهمیدم چی می خواد بگه . حالا چه اصراری هست وقتی می رم سراغ تازه های نشر برم سریع سراغ کتاب تازه ترجمه شده ایشون خودم هم نمی دون. یک معلمی هست که دندونش درد می کنه و پیش دندون پزشک می ره و در حین درست کردن دندون ها تجربیاتی از زندگی خودش ، افرادی که می شناخته و ماجراهای بعضی از دانش اموزانش را تعریف می کنه . ماجراهای معنایی و فلسفی که نوجوانان درگیرش می شن .

یعنی اصلا واقعا نفهمیدم چی می گه حتی در حد روخونی هم برام خسته کننده و دشوار بود اگر شماره صفحه را نگه نمی داشتم بعد امکان نداشت صفحه را پیدا کنم . شدید بدم اومد . گراس نویسنده من نیست کاشک یادم بمونه .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

من فقط می خواستم دندان هایم را جرم گیری کنند . با وجودی که حدس می زدم او حتما چیز دیگری پیدا می کند . دندان پزشکان همیشه خدا چیزی برای پیدا کردن در چنته دارند . این را همه می دانند .

 

هیچ چیز قهرمانان را بیشتر از تشویق پیش از عمل عصبانی نمی کند .

 

انسان چیزهایی را ضروری به حساب می آورد که در بیشتر مواقع زائد هستند .

داستان های بادآورده/ غلامی

داستان های بادآورده

 

احمد غلامی

 

انتشارات نگاه

این بار یکی از تازه های چاپ ایرانی . کتاب مجموعه ای از تعداد زیادی داستان کوتاه هست که بعضی هاش یه جورایی با هم مرتبطند مثلا می یاد توی داستان اول لحظات آخر یک محکوم به اعدام را می گه داستان بعدی از زبان زن اون محکومه داستان بعدی از زبان سربازی که صندلی را از زیر پای طرف می کشه و ... تعداد داستان ها زیاده و نمی خوام دونه دونه بشمارمشون اما کلا تمرکزش روی آدمای خلافکار ، محکوم ها ، چاقو کش ها و کلاه بردارهاست .

کتاب نسبتا خوبیه من سبک ساده نوشتنش را دوست دارم اما چهارچوبش یک ذره اذیتم می کنه همین که یک تعداد داستان ها به هم مرتبطند یک تعدادش نه بعد مثلا یک ابتکارم داره انگار داستان ها از طرف افراد مختلف فرستاده شدن که اصلا به مذاق من خوش نیومد اما خود داستان ها خیلی خاص نیستند ولی خوب خوبند دیگه .

بانوی پیشگو/ اتوود

بانوی پیشگو

 

مارگارت اتوود

سهیل سمی

 

انتشارات ققنوس

جون دخترک تپل و موقرمزی هست که مادر دیکتاتوری داره که روابطشون اصلا با هم خوب نیست مادرش دائم چاقی بیش از حد جون را مسخره می کنه و این چاق بودن برای دخترک به یک کابوس تبدیل می شه تا زمانی که عمه محبوبش می میره و با کمک وصیت عمه جون از همه این حصارها فرار می کنه و به سوی زندگی جدیدی می ره هر چند در زندگی جدید هم هم چنان دو شخصیت دارد زنی متاهل و آرام و نویسنده داستان های عامیانه !

قشنگ بود . قبلا هم از خانم اتوود داستان هایی که خوندم را دوست داشتم خیلی زنونه هستند کاملا می شه متوجه شد نویسنده زنه . چیز خاصی نداره اما اون سبک قصه گو بودنش ماجرا داشتنش پیچ در پیچ بودن ماجراها و تبلور احساسات زنانه اش آدم را می گیره . باید بگم این جز اولین رمان های ایشون بوده .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

اگر قرار است مضحک به نظر برسی و این مشکل هیچ چاره ای هم ندارد پس باید وانمود کنی که از اول همین قصد را داشته ای .

 

من همینم که هستم اگر دیگرون نمی تونن با این قضیه کنار بیان مشکل خودشونه .

 

به نظر من اکثر زن ها یک اشتباه اساسی می کردن : آن ها توقع داشتند شوهرانشان آن ها را درک کنند . آن ها وقت ارزشمند زیادی را صرف توضیح دادن احساساتشان و اقناع احساسات و بروز واکنش هایشان می کردند ، عشقشان و خشمشان و حساسیت هایشان ، خواسته ها و کم و کاستیهایشان ، انگار همین بازگو کردن این مسائل آن ها را به نتیجه می رساند .

طرحی برای انقلاب در نیویورک/ رب گریه

طرحی برای انقلاب در نیویورک

 

آلن رب گریه

پرویز شهدی

 

انتشارات افکار

رمان یک رمان نو هست و اصلا نمی دونم باید بگم موضوعش چی هست . اصلا چهارچوب یا خط داستانی نداره انگار یک کارگردان یا یک روای ایستاده و صحنه های مختلف یک حادثه یک ماجرا را براتون باز گو می کنه همین طور صحنه های مختلف گاهی جلو عقب گاهی صحنه های واسطه وجود نداره گاهی اصلا متوجه نیستی کدوم صحنه چه مفهومی داره و غیره . ولی در مجموع روی خشونت ، شکنجه دادن ، تعرض جنسی ، ثروت و وارد شدن بچه ها به این معاملات مانور داده .

زیاد خوشم نیومد . خوب این جور رمان چیزی نیست که مورد پسند من باشه چیزی که درست و درمون نفهمم اول و آخرش چی هست . سلیقه های خاصی را می طلبه و آدم این کار رو . اما قلمش زیباست و ترجمه خوبی هم داره یعنی با همه این احوال خوندنش برام اصلا کسل کننده یا بد نبود مشتاق به ادامه دادنش هم بودم حتی و یک جورایی سرگرمم می کرد .

خوب راستش من می خواستم از آقای کرمیار یک کتاب دیگه بخونم که فعلا در دسترسم نبود . بنابرین تصمیم گرفتم به سنت هر ساله تا یک مدت کوتاه از تازه های چاپ یعنی امسال و سال گذشته معرفی کنم از نویسنده هایی که قبلا معرفیشون کردم . از رب گریه هم قبلا سه تا رمان دیگه معرفی کردم اما خوب این یکی دیگه سبکش زیادی نو بود :دی

 

 قسمت های زیبایی از کتاب

اشتباه است اگر آدم بدون پاداش ، خدمتی در حق کسی بکند .

 

پولی که پدر مادرها می دهند پول واقعی نیست . صیقلی است و هیچ بویی هم نمی دهد مگر بوی مرکب شیمیایی . آن ها اسکناس های نویی هستند که باید خودشان چاپ کرده باشند . پولی که آدم خودش به دست می آورد کاملا مچاله شده است ، با پارگی های کوچک ، کمی چرب به علت کثیف بودن ، لمس کردنش لذت بخش است .

غنیمت/ کرمیار

غنیمت

 

صادق کرمیار

 

انتشارات نیستان

مرد سال ها قبل در جنگ ایران و عراق همسرش کشته شده و دختر نوزادش نیز گم شده است . الان او در تهران زندگی می کند زندگی جدیدی دارد همسر و 2 فرزند و زمان حمله آمریکا به عراق است که در گزارشات تلویزیونی دختری را می بیند که از روی گردن بندش متوجه می شود همان نوزاد سال ها قبل است دخترش در دریا که الان در عراق و در زیر بمباران است . مرد می خواهد به هر طریقی شده دنبال او برود و نجاتش دهد .

خوب بود راستش شاید یک ذره چهارچوب داستان و موضوعش به نظر آبکی و هندی بازی بیاد که خوب واقعا هم هست با این حال باید بگم توی ذوقم نمی زد شاید نحوه روایتش که هرزگاهی راوی عوض می کنه شاید لحن قصه گوش یا ... باعث می شه هنوز براتون جذاب باشه و بخواهید بخونیدش . باید بگم در جایزه ادبی جلال احمد این کتاب نامزد رمان برتر بوده . البته از نظر شخصی من که کتاب هنوز جاتی ویراستاری داشت .

آقای کرمیار علاوه بر نویسندگی کتاب به کارگردانی و کارهای مطبوعاتی هم اشتغال دارند .

دشت هاي سوزان/ کرمیار

دشت هاي سوزان

 

صادق كرميار

 

انتشارات نيستان

داستان در خوزستان جريان داره و برميگرده به سال ها پيش زماني كه هنوز نفتي توي اين استان كشف نشده و تازه انگليس مي خواد جست و جوهاي خودش را شروع كنه . داستان با مرگ شيخ المشايخ شروع مي شه و بعد مي بينيم چطور بين بچه هاش براي جانشيني دعوا مي شه . روابط قبايل عرب مختلف خوزستان را داريم درگيري هايي كه بينشون پيش مي ياد و نقشي كه انگليس و نفت اين وسط بازي مي كنند تا ايجاد تفرقه بكنند و طايفه هاي مختلف را به جان همديگه بيندازند .

قشنگ بود خيلي خوشم اومد به خصوص اولش . از نظر داستان بندي و فن بيانش واقعا خوب بود و آدم را خيلي سرگرم مي كرد موضوعش هم بسيار براي من جالب بود اين روابط قبايل عرب جنوب كشور رابطه هايي كه بينشون جريان داشت فقط ديگه يك ذره سر قضيه نفت و انگليس و علما كه مي رفت مي زد تو جاده سياه سياه يا سفيد سفيد چيزايي مي گفت كه رو اعصاب بود و ممكن هست اصلا قبول نكنيد و ... اما من خود چهارچوب داستان گرفته بودم و اون قدر تو ذوقم نخورد .

اين كتاب برنده كتاب سال شهيد غني پور شده و توي نظرسنجي پيامكي خبرگزاري مهر هم به عنوان برترين رمان سال 90 انتخاب شده . آقاي كرميار خودشون متولد تهران هستند ولي خوب محيط خوزستان را خوب دراورده بود .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

تو هنوز همان كودكي هستي كه هر وقت به خواسته اش نمي رسيد از ديگران انتقام مي گرفت . الان هم فقط خواسته ات بزگرت شده نه خودت !

 

درست سوال كردن نيمي از خرد است . تو براي رسيدن به جواب مطلوب بايد سوالت مطلوب باشد .

سايه اش ديگر زمين را سياه نخواهد كرد/ نوش آذر

سايه اش ديگر زمين را سياه نخواهد كرد

 

حسين نوش آذر

 

انتشارات مرواريد

يوسف بني علمي مردي است ميان سال در مسافرخانه اي در پاريس . يك روز صبح از خواب بيدار مي شود و انگار بخش هايي از خاطراتش را از دست داده است . خيلي چيزها را به ياد مي اورد و خيلي چيزها را نه. خيلي چيزها را با روايت هاي مختلفي به ياد دارد . در زندگي اش مادري داشته كه چندان به او محبت نمي كرده برادر دوقلوي افليجي به نام يونس و همسري به نام ثريا كه طبق روايتي او را تلكه كرده و طلاق گرفته و طبق روايتي زن خوبي بوده اما يوسف او را اذيت كرده است .

داستان قشنگي بود . نوع روايتش براي من جالب بود اين رفت و برگشت ها به گذشته و حال اين عدم اعتماد به خاطرات و وقايع اين كه نمي شد نتيجه گيري كرد كدوم واقعه درست بوده و اين كه در نهايت يك جورايي متوجه مي شي بني عالمي نمي خواد مسئوليتي به گردن بگيره شايد براي همين هست كه تلاش بهتري براي يادآوري نمي كنه .

گفتم يك ايراني خواني خيلي كوتاه اين وسط بكنم . از آقاي نوش آذر قبلا ترجمه هايي خوندم اما اين اولين تاليفي هست كه از ايشون مطالعه كردم . بايد بگم آقاي نوش آذر خارج از ايران زندگي مي كنند .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

معمولا اين طور است كه چيزهايي را كه دوست داريم فراموش كنيم به ايد مي آوريم و چيزهايي را كه دوست داريم به ياد بياوريم فراموش مي كنيم .

 

يك مرد و يك زن حتي اگر در زندگي شريك هم باشند نمي توانند از عوالم درون هم باخبر شوند .

 

ساعت را كه به دستم بستم در همان لحظه زمان مرد و من احساس كردم از آن پس ديگر هرگز سايه ام زمين را سياه نخواهد كرد .

 

به رغم ظلمي كه در جاهن هست من تنها نيستم . كسان ديگر هم هستند كه در جاي خودشان قرار ندارند و با اين حال زندگي مي كنند .

 

يقين كرده ام كه هر جا كه بروم و هر كار كه بكنم هيچ چيز در جاي درستش قرار ندارد .

ستمديدگان/ دووزیت

ستمديدگان

 

ماكس دووزيت

محمدتقي دانيا

 

انتشارات توسن

فريكا و ميك دختر و پسر نوجواني هستند كه در دست كولي ها اسيرند تا زماني سر دسته آنها دستگير شده و فريكا و ميك با گاري فرار مي كنند . در بين راه پليس به آنها مشكوك مي شود و وقتي براي بررسي آنها را به قصر محلي مي برند فريكا اعلام مي كند 13 سال پيش كولي ها او را دزديده اند و ... مردم شك مي كنند شايد فريكا همان دختر گم شده قصر است .

خوشم نيومد چندان از همين كلاسيك هاي عاشقانه آبكي اگر البته مثلا داستان هاي جين آستين و خواهران برونته را دوست داريد شايد از اين كتابم بدتون نياد . راستش من وقتي دنبال جلد كتاب ها توي سايت آي بوك مي گشتم هي مرتب اين كتاب را بهم پيش نهاد مي داد ديگه اين قدر رو مخم رفت گفتم بذار بخونمش خيال خودمو و سايت را با هم راحت كنم . فقط يك چيزش خوب بود نمي يومد مثلا اين وسط شخصيت بد تعريف كنه كه نذاره كارها پيش بره و هيجان كاذب ايجاد كنه در تمام مدت خوندن داستان آرامش بر روحتون حكم فرماست :دي

 

قسمت زيبايي از كتاب

همه ي مردها اين جور هستند : فقط نسبت به زن هايي كه دوستشان دارند ، گذشت و جوانمردي نشان مي دهند.

بانکدار آنارشیست و دریانورد/ پسوا

بانکدار آنارشیست و دریانورد

 

فرناندو پسوآ

علیرضا زارعی

 

انتشارات هرمس

کتاب دو تا داستان کوتاه هست باندکدار آنارشیست که مرد مذکورد داره توضیح می ده چطور به آنارشیست معتقده و در عین حال در عمل به سوی بانکداری رفته .

داستان دوم هم سه زن هستند که در انتظار سپیده در حال صحبت می باشند .

من اصلا خوشم نیومد قلمش که برام جذاب نبود از اون طرف زیاد هم تو بعد ادبیات نبود به نظرم می خواست عقایدش را بیان کنه دیگه در بند چهارچوب و این چیزا نبود . من هیچ پیونید باهاش برقرار نکردم و اصلا هم متوجه نشدم از چی می خواد حرف بزنه . در هر صورت بیشتر از این نمی خوام بهش بپردذازم ظاهرا چیز مشترکی پیدا نخواهم نمود .

آقای پسوآ دارای بیماری چند شخصیتی بودند که خیلی هم شدید بوده و برای هر شخصیتش یک بیگورافی کامل هم ساخته بوده یکی از شخصیت هاش هم همون ریکاردو ریش معرف خودمون می باشد .