حریم/ کرمیار

حریم

 

صادق کرمیار

 

انتشارات نیستان

سال نشر : 1395

یک داستان اجتماعی با پس زمینه مذهبی و اخلاقی . از اینکه همه ی کارهای ما زنجیره وار به هم وصله یک کار بد ما به همون نتیجه مستقیمش فقط وصل نمی شه و عین زنجیره کلی اتفاق دیگه به همراه داره و همچنین کار خوبمون هم به همین نحو . یک تلنگر برای اینکه واقعا فقط وقتی محتاجیم دست به دامن خدا می شیم . مرد ثروت مندی مادرش را برده مشهد با زن و دختری نیازمند مواجه می شن و همون جا انباردار فراری شرکت را می بینه و می ده دست پلیس و حالا ده سال بعدیم که همون ثروت مند را تحویل پلیس می دن و .....

به نظر من آقای کرمیار توی حیطه ای که می نویسه خوب می نویسه اما داستانی که این بار نوشته یک چیزاییش آبکیه خیلی از شخصیت ها می رن رو مخ آدم بس که ماهن و منزه و خوب ولی خوب موضوع جالبی را مد نظر قرار داده که به نظرم قابل تامله و با رفت و برگشت های زمانی هم سعی کرده دیگه قصه زیادی ساده نباشه ولی بازم در مجموع من خوشم نمی یاد بس که عین واعظ نشسته اون بالا از خوبی ها می گه یک جورایی شعاریه . قرار ظاهرا ایشون توی این تیپ داستان ادامه بدهند و چند جلد دیگه هم داشته باشند .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

-آدم دلش برای کسی تنگ می شه که کنارش نباشه من که همیشه کنارتم.
-دلتنگی ربطی به بودنت نداره این جور دلتنگی بیشتر ترس از نبودنته !

 

هر قانونی که در ذهنت وضع کنی همان قانون در زندگی ات جاری می شود و می تواند قوانین دیگر را فسخ کند .

 

حتما یک وقتی یک جایی یک کار خیری کرده که ته دلش پاک مونده و خداوند اینجا دستش رو گرفته و دلش رو نرم کرده .صد بار گفته ام تو این دنیا همه چیز به هم ربط داره .

درد/ کرمیار

 

درد

 

صادق کرمیار

 

انتشارات عصر داستان

داستان بر میگرده به اواخر جنگ ایران و عراق . تمرکزش هم بر روی عملیات جاسوسی و ضد جاسوسی هست هم از طرف ایران و هم از طرف عراق . کلا شخصیت های اصلی کتاب بچه هایی هستند که توی قسمت حفاظت اطلاعات و شناسایی توی خط مقدم جبهه دارن کار می کنن و از اون طرف تعدادی از ارتشیای عراق که اونا هم واحد استخباراتن . خلاصه با روش کار و زندگی شخصی این افراد درگیریم .

اقای کرمیار را قبلا معرفی کردم و به نظرم توی حیطه خودشون خوب می نویسند برای همینم با اینکه این کتاب جز تازه های نشر که فعلا برنامم هست نبود ان چنان ولی چون کتاب جدیدی بود از ایشون به محض اینکه به دستم رسید گذاشتمش توی برنامه خوندن . داستان های جنگ را معمولا نویسنده ها اون قدر سیاه سفیدش می کنند که لج آدمو در می یاره البته اینجا هم همچنان بسیجیای ما خیلی توپ و مهربون و عالین اما این قدر در مورد مسائل دیگه صحبت می کنه که دل را نمی زنه به خصوص که این تمرکز را ندیدم توی داستان های این مدلی . یک جاهاییش طولانی میشه و شاید کمی حوصله سر بر اما من جدا پایانش را حس کردم . خلاصه در مجموع وقتی کتاب تموم شد دوستش داشتم و یک احساس ناراحتی و غم بزرگی هم داشتم بابت تمام شهدای این جنگ و بازمانده هاشون یک جوری که دوباره منو یاد عظمت کار انداخت .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

هر کسی به اندازه ای که ما را دوست دارد باید ذهن و دلمان را اشغال کند نه به اندازه ای که ما دوستش داریم .

 

فراموش کردن همیشه سخت تر از به یاد آوردن است .

نامیرا/ کرمیار

نامیرا

 

صادق کرمیار

 

انتشارات نیستان

نامیرا اشاره ای داره به داستان کربلا و امام حسین البته قبل از شروع قیام هست . داستان کوفیان که چگونه به فکر دعوت امام می افتند و چگونه بعدا پا پس می کشند و البته حالت داستانی داره و ما بر ربيع همسرش سلیمه و عبدا... از بزرگان خاندان زید تمرکز داریم که چگونه در این وسط با شک و تردید دست به گریبان هستند و در نهایت چگونه تصمیم گیری می کنند .

خوب از آقای کرمیار قبلا داستان هایی را معرفی کردم و این یک کتاب جا موند . کتاب نسبتا قشنگیه حالا در مورد عاشورا زیاد خوندیم اما من باب پرداختن به داستان یکی دو فرد خاصش جالب بود و موضع گیری های عبدا... تفکرات و تغییر جهت دادنش هم برام جالب بود اما راستش این اسامی عربی شبیه به هم یک مقادیری اذیتم می نمود .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

آن ها بهشت خداوند را آرزو می کنند در حالی که نه مالی در راه خدا داده اند و نه جان خویش را به خطر انداخته اند .

 

از او زیان کارتر کسی است که دشمن خود را خویش می پندارد و دوست خود را دشمن !

غنیمت/ کرمیار

غنیمت

 

صادق کرمیار

 

انتشارات نیستان

مرد سال ها قبل در جنگ ایران و عراق همسرش کشته شده و دختر نوزادش نیز گم شده است . الان او در تهران زندگی می کند زندگی جدیدی دارد همسر و 2 فرزند و زمان حمله آمریکا به عراق است که در گزارشات تلویزیونی دختری را می بیند که از روی گردن بندش متوجه می شود همان نوزاد سال ها قبل است دخترش در دریا که الان در عراق و در زیر بمباران است . مرد می خواهد به هر طریقی شده دنبال او برود و نجاتش دهد .

خوب بود راستش شاید یک ذره چهارچوب داستان و موضوعش به نظر آبکی و هندی بازی بیاد که خوب واقعا هم هست با این حال باید بگم توی ذوقم نمی زد شاید نحوه روایتش که هرزگاهی راوی عوض می کنه شاید لحن قصه گوش یا ... باعث می شه هنوز براتون جذاب باشه و بخواهید بخونیدش . باید بگم در جایزه ادبی جلال احمد این کتاب نامزد رمان برتر بوده . البته از نظر شخصی من که کتاب هنوز جاتی ویراستاری داشت .

آقای کرمیار علاوه بر نویسندگی کتاب به کارگردانی و کارهای مطبوعاتی هم اشتغال دارند .

دشت هاي سوزان/ کرمیار

دشت هاي سوزان

 

صادق كرميار

 

انتشارات نيستان

داستان در خوزستان جريان داره و برميگرده به سال ها پيش زماني كه هنوز نفتي توي اين استان كشف نشده و تازه انگليس مي خواد جست و جوهاي خودش را شروع كنه . داستان با مرگ شيخ المشايخ شروع مي شه و بعد مي بينيم چطور بين بچه هاش براي جانشيني دعوا مي شه . روابط قبايل عرب مختلف خوزستان را داريم درگيري هايي كه بينشون پيش مي ياد و نقشي كه انگليس و نفت اين وسط بازي مي كنند تا ايجاد تفرقه بكنند و طايفه هاي مختلف را به جان همديگه بيندازند .

قشنگ بود خيلي خوشم اومد به خصوص اولش . از نظر داستان بندي و فن بيانش واقعا خوب بود و آدم را خيلي سرگرم مي كرد موضوعش هم بسيار براي من جالب بود اين روابط قبايل عرب جنوب كشور رابطه هايي كه بينشون جريان داشت فقط ديگه يك ذره سر قضيه نفت و انگليس و علما كه مي رفت مي زد تو جاده سياه سياه يا سفيد سفيد چيزايي مي گفت كه رو اعصاب بود و ممكن هست اصلا قبول نكنيد و ... اما من خود چهارچوب داستان گرفته بودم و اون قدر تو ذوقم نخورد .

اين كتاب برنده كتاب سال شهيد غني پور شده و توي نظرسنجي پيامكي خبرگزاري مهر هم به عنوان برترين رمان سال 90 انتخاب شده . آقاي كرميار خودشون متولد تهران هستند ولي خوب محيط خوزستان را خوب دراورده بود .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

تو هنوز همان كودكي هستي كه هر وقت به خواسته اش نمي رسيد از ديگران انتقام مي گرفت . الان هم فقط خواسته ات بزگرت شده نه خودت !

 

درست سوال كردن نيمي از خرد است . تو براي رسيدن به جواب مطلوب بايد سوالت مطلوب باشد .