دلباختگی/ بوبن

دلباختگی
کریستیان بوبن
مهوش قویمی
انتشارات آشیان
خوب همون طور که از اسمش هم پیداست موضوع کتاب عاشقانه است . مرد منزوی از عشقش می گوید از این عاشق زنی به نام لوییز آمور می شود در وجود او زندگی می کند معنای شادی و بودن را می یابد و نهایت تاسف بار این عشق ....
این کتاب جایزه گرلن را از ان خودش کرده به نظر من کتاب متوسطی بود نسبت به اون کتاب های قبلی خیلی شاعرانه تر می شد و توجه اش روی معنا و مفهوم و بیان احساسات بیشتر می شد البته توی یک غالب رمنس . من این سبک را دوست دارم اما خوب حقیقتش اینه چندان این کتاب جذبم نمی کرد حالا یا خود فلسفه اش بود یا نحوه پیش رفتن داستان اما در عین حال اذیتم هم نمی کرد یک چیز خیلی خیلی عادی و معمولی بود برام .
قسمت های زیبایی از کتاب
تمامی یک زندگی ممکن است در یک لحظه ، با یک رویداد جزئی در دل روشنایی یا در قعر تاریکی فرو غلتد .
به دو گروه از افراد نمی توان هدیه داد : کسانی که همه ی نعمت های دنیوی را دارند و کسانی که در برابر این نعمت ها کاملا بی تفاوتند .
آنچه را که یک مرد عاشق نمی خواهد ببیند ، هیچ کس ، هرگز ، نمی تواند به او نشان دهد .کافی است به کتاب های شخصی نگاه کنید تا صاحب آن ها را خوب بشناسید .
باید چیزی را از دست بدهیم تا چیزی را بیاموزیم .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه