یخ/ حشمدار

یخ

 

سبنا حشمدار

 

انتشارات چرخ 

يخ يك داستان جنايي هست در حقيقت . كيا توي راه توي برف گير كرده توي يك پمپ بنزين . پيرمرد مسئول اونجا داره از بيراهه مي گه از خطرات راه از اتفاقات عجيب غريب اون دور و برا . اينكه نبايد به بي راهه زد و كيا اصرار دارد راهي جاده بشه .

داستان يخ را به پيش نهاد دوستاي وبلاگي رفتم سراغش . داستان خوبي هم بود . قشنگ نوشته بود كشش داشت پيچ و خماش را خوب مديريت كرده بود يك جورايي ادبيات و جنايت را خوب به هم چسبونده بود اما راستشو بگم كلا از سرما و يخ بندون و اين چيزا فراري ام همون فضاي برفي حس زياد جالبي بهم نمي داد اما به نظرم كلا كار قوي اي بود .

گوساله و دونده استقامت/ یان

گوساله و دونده استقامت

 

مو یان

اصغر نوری

 

انتشارات نگاه

  كتاب از دو داستان بلند تشكيل شده است  

گوساله : داستان در زمان چين كمونيست جريان دارد وقتي مردم توانايي سير كردن شكم دام ها را ندارند و اگر هم انها را بكشند دچار عقوقبت مي شوند .  

دونده استقامت : در مورد يك سري مسابقات ورزشي در چين در همان زمان كمونيست و يك معلم گوژپشت هست .   

 به نظرم كتاب خيلي قشنگ بود دوسش داشتم . هم موضوعش جالب بود هم نوشتارش و هم اينكه خيلي خوب درآورده بود فضا را يعني آدم قشنگ مي تونه تصور كنه چه فضايي جريان داشته چه اتفاقاتي افتاده چي تو ذهن مردم مي گذشته براي من كه واقعا تازه بود و خيلي هم خوب باهاش ارتباط برقرار كردم .  

آقاي مويان برنده جايزه نوبل سال 2012 بودند ايشون توي يك خانواده كشاورز چيني به دنيا اومدند و البته يك سري انتقادهايي پشت سرشون هست كه مثلا شايد روش نوشتن و انتقادشون با زندگيشون يكي نيست و از اين جور بحث ها . مو يان نام مستعار ايشون به معناي سكوت كن هست .

قسمت های زیبایی از کتاب

چند دقیقه پیش چند دقیقه پیش بود . حالا حالاست . حرف ها باید با لحظه ای که توش به زبون می آن جور در بیان .

 

طبق تحربه ی من هر زنی که به آب نزدیک می شود زیبا می شود . زنان زیبا موقع نزدیک شدن به آب زیباتر می شوند و زنانی که زیبا نیستند زیبا می شوند.

 

سرنوشت ما به آسمون وابسته ست خدا تقدیرمونو از قبل مشخص کرده فایده نداره بی خود دست و پا بزنیم . 

باز کنید/ ساروت

باز کنید

 

ناتالی ساروت

نازنین شهدی

 

انتشارات ورجاوند

اینم یک کتاب کوتاه دیگه از خانم ساروت . این کتاب در مورد کلمه ها و عبارت هاست . کلمه ها و عبارت ها عین ادما زنده و فهیمند و در زمان یک مکالمه چه قدر با هم بحث و جدال دارند که کدومشون الان بره بیرون چطور با هم ترکیب شوند کیا اصلا اجازه مداخله ندارند.... 

ايده اش كه واقعا خلاقانه و نو هست اما من بازم خوشم نيومد اصلا راستش اين رمان هاي نو اين سبك نوشتن كلا با مزاجم سازگار نيست اين درهمي و وهم كامل را نمي پسندم دنبال يك چيز چارچوب دارترم  

خانم ساروت يك حقوق دادن يهودي هستند پدر ايشون شيمي دان بوده و مادرشون نويسنده

افلاك نما / ساروت

افلاك نما

ناتالي ساروت

مهشيد نونهالي

انتشارات نيلوفر

دختر و پسر جواني نامزد كرده اند خانه كوچيك دارند پسر، عمه اي وسواسي دارد كه در يك خانه 5 اتاقه زندگي مي كند و دختر و پسر تصميم مي گيرند جاي خود را با عمه عوض كنند ....داستان در حقيقت از اون مدل هايي هست كه به حالت روحي افراد مكالمات درونيشون و... مي پردازه نه اينكه خيلي ماجرا محور باشه

ناتالي ساروت از نويسنده هايي بود كه خواننده ها خيلي بهم گفتن بخون اما راستش من اصلا دوستش نداشتم هيچ ارتباطي باهاش برقرار نكردم كلا اين داستان هاي نو داستاناي من نيستند با اين سبك ارتباط برقرار نمي كنم .

ناتالي ساروت نويسنده فرانسوي هست كه در روسيه متولد شده و از برجسته ترين نويسندگان مكتب رمان نو در فرانسه هست .

قسمت هاي زيبايي از كتاب

مي داند فقط چيزي را كه بتواند صاحب شود ، چيزي را كه بتواند مالك شود ، قادر است با دقت و با عشق نگاه كند ....

واقعيتي است كه چيزهاي خوب يا بد هميشه دسته دسته سر مي رسند ....

فقط رفتار مقتدرانه ايجاد احترام مي كند . آدم ها همان طور كه هستيد قبولتان مي كنند .

من منچستر يونايتد را دوست دارم /يزداني خرم

من منچستر يونايتد را دوست دارم

مهدي يزداني خرم

انتشارات چشمه

خوب از همين اول بگم خيلي كتاب خاصيه جوري كه اصلا نمي دونم چطور بگم موضوعش را . داستان را با يك دانشجوي تاريخ شروع مي كنيم كه چند وقت پيش رفته خون بده و الان براش نامه اومده كه سرطان خون داره . روند داستان به اين شكل پيش مي ره در مورد يك شخصيت حرف مي زنيم بعد يك دفعه مي رسيم به يك شخصيت ديگه چند صفحه درباره اون مثلا در مورد دانشجوي تاريخ داره حرف مي زنه كه چي شده خون داده الان چه فكري مي كنه كجا داره ميره بعد يك دفعه پاش ليز مي خوره مي افته روي يك اقايي كه حالا در مورد اين اقا توضيح مي ده كه كيه و چيه و يك جورايي برميگرده به ايران قديم دوران جنگ جهاني و آشفتگي هاي موجود و ...به اين سبك شرايط اون دوران از تاريخ ايران را هم به صورت جالبي شرح مي ده

نسبتا خوب بود ، بد نبود . اينم از اون كتاباي فارسي بود كه جدا رو اعصابم بود چرا نخوندمش چرا نخوندمش ! موضوعش واقعا جالب بود و خلاقانه خيلي هم زيبا و با مهارت همه چيز به هم ربط پيدا مي كرد اما حجمش براي موضوعش زياد بود تا يه جايي خيلي علاقه مند مي يومد جلو اما از يك جا به بعد ديگه واقعا تكراري ميشد هموني بود كه بود جذابيت و كششي نداشت .

آقاي يزداني خرم از نويسندگان تهراني هستند كه ليسانس ادبيات و زبان فارسي از دانشگاه تهران دارند و روزنامه نگاري مي كردند . اين كتاب به عنوان بهترين رمان سال 91 كتاب سال هفت اقليم و بهترين رمان سال هاي 91 و 92 جايزه ادبي بوشهر شناخته شد .

 

قسمت زيبايي از كتاب

سختي مردن فقط اولشه وگرنه بقيه ش كه مثل بيرون دادن دود از حلق مي مونه .

سیاهی چسبناک شب/ حسینی زاد

سیاهی چسبناک شب

 

محمود حسینی زاد

 

انتشارات کاروان

 

سیاهی چسبناک شب: مرد و کتب فروش

هرم یادها: دو یار یکی در ایران می ماند یکی به خارج می رود

آن وقت...: دختر با راننده آمبولانس دوستی عمیقی پیدا می کند

کتک خورده بود: پسرک زخمی شده و مرد او را می شوید

کافه تریا: کارمند تریا از جشن تولد می گوید

گریه می کرد: راننده صبوری که در ترافیک آرام است

رد سربی:یاد همسرش و ....

 آقاي حسيني زاد را بيشتر به عنوان مترجم كتاباي آلماني مي شناسيم اما خوب خودشونم اومدن سراغ نويسندگي و به پيش نهاد دوستاي وبلاگي رفتم سراغ مجموعه داستان كوتاهشون . البته با سليقه من سازگاري زيادي نداشت و چندان خوشم نيومد . خوب سبك داستان نويسي جديد كلا اين جور هست مستقيم و سر راست ننويسند اما اين حالت در هم نوشتن و يك جورايي بخارآلود ايشون به مذاق من كه خوش نيومد . اصلا ارتباط برقرار نمي كردم حرف شخصيت ها را نمي فهميدم اصلا نمي دونستم اين داستان چرا نوشته شده چيش جالب بوده گريزهاي زمانيش برام خوشايند نبود و در مجموع نه تجربه جالبي نبود برام .   

قسمت زیبایی از کتاب

عمری آب می خوری نفس می کشی عمری راه می روی انگار که تمامش بدیهی است انگار که همین طور است و باید باشد اما زمانی می رسد که می دانی این آخربن قطره های آب است و آن آخرین دم و آن یکی آخرین گام

باران سياه / ايبوسه

باران سياه

ماسوجي ايبوسه

قدرت ا... ذاكري

انتشارات چشمه

داستان موضوع اصليش بمباران شيميايي ژاپن و اثراتي هست كه توي زندگي شخصي افراد داشته . داستان هول و حوش زندگي زن و شوهري مي گرده كه در زمان حمله هوايي در هيروشيما بودند الان در دهكده خودشون ساكنند . مرد دچار به اصطلاح خودشون بيماري بمب اتمي هست . برادرزاده زن كه دختر جواني هم هست با اونها زندگي مي كنه اين دختر هم همراه خانواده در هيروشيما بوده اما ظاهرا سالمه و دچار بيماري نشده ليكن هر خواستگاري براش مي ياد از ترس بيمار بودن دختر منصرف ميشه .

قشنگ بود . راسش معلومه آدم از اين بمباران اتمي نفرت داره اما هيچ وقت اينقدر دقيق نشده بودم توش اين كه واقعا بخواي لمس كني به قربانيان جنگ چي گذشته اون لحظه چه تصوري داشتن از صدماتي كه ديدن بعدش چطور با اصل ماجا رو به رو شدن و .....داستانش چارچوب بنديش و موضوعش همه خيلي جالبن اما راستش لحن جذابي نداره يك مقاديري خسته كننده است كه اتفاقا خيلي هم منطبق با همون آداب و رسوم يواش و خسته كننده ژاپني هاست . براي همين مي گم در مجموع نسبتا خوب بود .

ايبوسه از نويسنده هاي بزرگ ژاپن هست كه اتفاقا اول به اصرار برادرش مي ياد سراغ نويسندگي ولي خوب ادامه اش ميده و تا زمان مرگ مشغول اين كار بوده . در مورد اين داستانم بايد بگم اول به صورت داستان دنباله دار در مجله چاپ ميشده و بعدا به صورت كتاب منتشر ميشه .

قسمت زيبايي از كتاب

صلح ناسالم از جنگ سالم بهتر است .

حافظ ناشنيده پند/ پزشكزاد

حافظ ناشنيده پند

ايرج پزشكزاد

انتشارات قطره

حكومت شيراز به تازگي عوض شده و سايه ترس و هراس بر همه جا ديده مي شود . در اين بين حافظ نيز زبان خود را نگه نمي دارد و شعرهاي طعنه آميز خود را براي همه مي خواند شاعران غرض ورز نيز از اين فرصت استفاده مي كنند . همچنين حافظ به شاعره جواني به نام جهان خاتون تمايل دارد كه مورد توجه زمام داران وقت نيز هست و همين امر نيز به صورت مضاعف جان او را به خطر انداخته .

خوب راسش دارم كتاباي جديد مي خونم اما اينقدر يكي از دوستام اصرار داشت كه اين كتاب را بخونم كه دوباره يك سري زدم به كتاب از نويسنده هاي قبلا معرفي شده . بد نبود . چيز بدي نبود اما چيز خاصي هم نبود به نظر شخصي من اگر دم دستتون بود كتاب بخونيد بالاخره اوردن اشعار و لطيفه ها به جاي خودش لذت خودشو داره .  

 

قسمت زيبايي از كتاب

اگر بخواهيم براي لذت بردن از زندگي منتظر امن و امان بمانيم ، عمر كوتاه عزيز را به هرزه تلف كرده ايم .

مرد صد ساله ای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد/ یوناسن

مرد صد ساله ای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد

 

یوناس یوناسن

فرزانه طاهری

 

انتشارات نیلوفر

 

آلن پيرمرد صد ساله اي هست كه در روز جشن تولدش در خانه سالمندان تصميم مي گيرد از آنجا فرار كرده و بدون نقشه نقبلي به دنبال مسير سرنوشت برود . در ايستگاه قطار با جواني رو به رو مي شود كه از او درخواست مي كند مراقب چمدان بزرگش باشد تا به دست شويي برود و برگردد اما چون اتوبوس سر مي رسد و جوان هنوز در دست شويي است آلن با چمدان وي راهي سفر مي شود و همين امر آغاز سفري پرماجرا مي شود . فصل ها به صورت متناوب شرح اين سفر پرماجرا از يك سو و شرح زندگي پر فراز و نشيب آلن از سوي ديگر است .

فوق العاده عالي بود . خوب راسش اومدم سراغ خوندن از نويسنده هاي جديد و اول همه هم رفتم سراغ يوناسن كه خواننده هاي وبلاگ خيلي بهم پيش نهادش داده بودند . عالي بود دستتون درد نكنه . عاشقش شدم . لحن سرخوش و غير جدي كتاب خوش خوان بودنش جذاب بودنش اين بي خيالي شخصيت ها فانتزي بودن وقايع و حتي اون وقايع جدي دنيا كه توي قالب طنز و كنايه بهشون فرم داده برام بسيار جالب بود .  

يوناس يوناسن نويسنده سوئدي هست كه سال ها مشغول كار مطبوعاتي بوده و اين كتاب در حقيقت اولين كتابش هست كه به كتاب بسيار پرفروش و معروفي هم در جهان تبديل مي شه .  

قسمت های زیبایی از کتاب

انتقام چیز خوبی نیست. انتقام مثل سیاست است، یک چیز همیشه به یک چیز دیگر منجر می شود تا اینکه بد بدتر می شود و بدتر بدتربن .

 

در موقعیت های خاص بهترین کار این است که آدم نداند یا دست کم بهترین کار این است که هیچ راهی برای اثلات اینکه چیزی را که می داند می داند باقی نگذارد . 

 

منشا بزرگترین و به ظاهر لاینحل ترین اختلافات روی زمین گفتگوست . 

فرصت دوباره/ ترقي

فرصت دوباره 

 

 

گلي ترقي

 

انتشارات نيلوفر

بانو خانم : ناظم مدرسه اي كه سال ها بعد در برابر شاگردش قرار مي گيرد

انتخاب : نوه اي كه بين دو راهي عشق و مادربزرگ است

دزد محترم : دزدي وارد خانه شده و ادعا دارد دزد نيست .

آن يكي : دو قلوهايي كه جدا از هم بزرگ مي شوند .

پوران خيكي و آرزوهاي بزرگش : وقتي دو دختر تصميم مي گيرند به كمك پسر رابين هود شوند .

گذشته : زن از خارج به خانه مصادره شده عمه اش بازگشته است

شاپرك و آقاي عدل طباطبايي : شاپرک دختر دیوانه و اقای عدل مردک عصبی

زندگي ساده : مردی که مادرش انتظار دارد معروف شود

فرصت دوباره : زن برای فرزندش به دنبال پرستار است.

خوب يكي ديگه از تازه هاي نشر از خانم ترقي بود كه كلا داستان هاش را دوست دارم . اينم كتاب قشنگي بود . خوش خوانه . لحنش روان و يك دسته يك جوري كه انگار يكي داره برات خاطره تعريف مي كنه خاطره هاي قشنگ و ملموس قديمي و همين تو را همراه مي كنه . از اون سبك هاي خاص پيچيده خيلي روشنفكرانه نيست اما واقعا رئال تميزي هست . به نظر من براي اونايي كه مي خوان به صورت جدي وارد حوزه كتاب خواني بشن كتاباي ايشون مي تونه شروع كننده خوبي باشه .

 

مجموعه آثار نمایشی بکت / بکت

مجموعه آثار نمایشی بکت

 

سامویل بکت

علی باش

 

انتشارات مهر دامون

کتاب مجموعه ای از نمایش نامه های آقای بکت هست که در انتظار گودو را قبلا معرفی کردم . یک تعداد زيادش بی کلامه يا تك گويي و پيش نويس که نمی دونم چطور توصیفشون کنم اسامیشون عبارتند از : نمایش بی کلام۱ ، نمایش بی کلام ۲ ، پیش نویس برای نمایش۱، پیش نویس برای نمایش۲، پیش نویسی برای رادیو۱، پیش نویسی برای رادیو۲، گفتار و موسیقی ، کاسکاندو ، فیلم ، رفت و آمد، هی جو، نفس، نه من، آن بار ، صدای پا، شبح سه گانه ، تنها گذر ابرها ، قطعه تک گویی، خواباندن، بداهه خوانی اوهایو ، چهارگوش، فاجعه، شب و رویا ، چی کجا .

بقیه نمایش ها عبارتند از :

آخر بازی: مرد ندیمه ای دارد که روزهای آخر عمر نزد اوست .

روزهای خوش: وینی و ویلی با حرف روزهای قدیمشان

همه ی افتادگان: قطاری که دیر کرده و ....

آخرین نوار کراپ: مرد از روزهای نختلف عمرش نواری دارد . 

پاره های آتش: زن و مردی و بچه شان مردی که دایم با صدای درون خود حرف میزده

بازی: صحبت های مرد همسرش و معشوقه اش

نغمه قدیمی: صحبت دو دوست از قدیم ها

 من چندان كتاب را دوست نداشتم اما خوب دليلش اينه من در مجموع ارتباط عميقي با بكت برقرار نمي كنم حالا هرزگاهي يك چيزي ازش خوندن برام بد نيست ولي وقتي نويسنده محبوبم نيستخوب خوندن اين همه مطلب ازش پشت سر هم برام چندان خوشايند نميشه اما اگر در مجموع بكت را دوست داريد اين كتاب نا اميدتون نمي كنه . هر چند به نظر من واقعا نوشته هاش نمايش هاش خيلي سبكشون شبيه همه انگار همه اش ديگه داره يك چيز را تكرار مي كنه تو همون مايه هاي همن اينش به نظرم واقعا يك نقصه .  

خوب در بين انتشارات جديد چند تا از كتاباي بكت هم بود و چون سراغش رفته بودم گفتم بد نيست اين كتاب را هم هر چند جز تازه هاي نشر نيست مطالعه بكنم .  

پ. ن : يعني ميشه امسال بالاخره برم سراغ نويسنده هاي تازه ؟!!!!

قسمت های زیبایی از کتاب

هیچ فرقی بین یک بخش ثانیه یا بخش بعدیش نیست .

 

شاید بهترین سال های عمرم گذشته باشن . سال هایی که امکان خوشبختی وجود داشت. اما من نمی خوام به اون سال ها برگردم .