باران سياه / ايبوسه
باران سياه
ماسوجي ايبوسه
قدرت ا... ذاكري
انتشارات چشمه
داستان موضوع اصليش بمباران شيميايي ژاپن و اثراتي هست كه توي زندگي شخصي افراد داشته . داستان هول و حوش زندگي زن و شوهري مي گرده كه در زمان حمله هوايي در هيروشيما بودند الان در دهكده خودشون ساكنند . مرد دچار به اصطلاح خودشون بيماري بمب اتمي هست . برادرزاده زن كه دختر جواني هم هست با اونها زندگي مي كنه اين دختر هم همراه خانواده در هيروشيما بوده اما ظاهرا سالمه و دچار بيماري نشده ليكن هر خواستگاري براش مي ياد از ترس بيمار بودن دختر منصرف ميشه .
قشنگ بود . راسش معلومه آدم از اين بمباران اتمي نفرت داره اما هيچ وقت اينقدر دقيق نشده بودم توش اين كه واقعا بخواي لمس كني به قربانيان جنگ چي گذشته اون لحظه چه تصوري داشتن از صدماتي كه ديدن بعدش چطور با اصل ماجا رو به رو شدن و .....داستانش چارچوب بنديش و موضوعش همه خيلي جالبن اما راستش لحن جذابي نداره يك مقاديري خسته كننده است كه اتفاقا خيلي هم منطبق با همون آداب و رسوم يواش و خسته كننده ژاپني هاست . براي همين مي گم در مجموع نسبتا خوب بود .
ايبوسه از نويسنده هاي بزرگ ژاپن هست كه اتفاقا اول به اصرار برادرش مي ياد سراغ نويسندگي ولي خوب ادامه اش ميده و تا زمان مرگ مشغول اين كار بوده . در مورد اين داستانم بايد بگم اول به صورت داستان دنباله دار در مجله چاپ ميشده و بعدا به صورت كتاب منتشر ميشه .
قسمت زيبايي از كتاب
صلح ناسالم از جنگ سالم بهتر است .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه