مرد خسته / بن جلون

مرد خسته

 

طاهر بن جلون

سميه نوروزي

 

انتشارات ققنوس

مراد مهندس شريف و درستكار ولي فقيري است . شغل او به گونه اي است كه امكان دريافت رشوه برايش آسان است ولي او حاضر نيست اصولش را زير پا بگذارد هر چند هم رئيسش او را به اين كار تويث مي كند هم همسرش حليمه دائما به خاطر مشكلات بي پولي با او درگير است ...

خوشم نيومد راستش به نظرم موضوعش خيلي نخ نما و معموليه هزاربار عين اينا را ديديم حوصلمو سر مي برد اين ترديدها و فكرهاي دائمي مراد ولي خوب به دليل نثر زيباش جوري هم نيست كه تو ذوق بزنه يعني خوش خوان و خوب هست ولي بعد كه تموم مي شه حس خوبي نداره ادم انگار چيز جديدي نخونده . اين كتاب با نام فساد در كازابلانكا توسط انتشارات مرواريد هم وارد بازار شده . من يك جاهاييشونون كه با هم مقايسه كردم به نظرم مي ياد ترجمه اي كه توسط انتشارات مرواريد هست روان تر و بهتره .

آقاي بن جلون لیسانس فلسفه - فوق لیسانس جامعه شناسی و دکترای روان شناسی داره .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

گوشه گيري يك جور خودخواهيه البته از نوع حادش .

 

حقارت و بي ارزشي مثل يك تخت خواب گرم و نرمه كه آدما خيلي زود بهش عادت مي كنن .

 

گفتن اشتباها و عيباي آدما بهشون هيچ دردي را دوا نمي كنه . بدترين شكنجه براشون اينه كه اخلاقشونو عوض كنن .

مرگ نور /بن جلون

مرگ نور

 

طاهر بن جلون

بهمن يغمائي – محمدهادي خليلي نژاد

 

انتشارات چشمه

داستان بر مبناي واقعيت نوشته شده . تازمامارت زنداني در مراكش بوده كه در سال 1972 بعد از كودتاي ناموفق عليه سلطان حسن دوم ساخته مي شه و 58 افسر را درونش زنداني مي كنند كه البته بعدها افراد ديگه اي هم بهشون اضافه مي شوند . تنها توي سال 90 بوده كه دنيا از وجود چنين زنداني آگاه مي شه و مبارزات براي براندازيش آغاز مي شه . توي اين زندان تاريكي مطلق بوده و هيچ نوري توش وجود نداشته . سلول ها به قدري كوچك بودند كه كسي نمي تونسته توشون بايسته فقط نشسته يا خوابيده و غذا فقط سوپ سبزي اونم 18 سال . فكر كنيد يعني نمي شه تصور كرد انساني را 18 سال توي يك همچني دخمه اي بيندازيد كه حتي نتونه بايسته ! اونم براي چي ....

خيلي كاب قشنگ و در عين حال وحشتناكي بود در تصور ادم نمي گنجه اين همه جنايت و قساوت توسط انسان قابل اجرا باشه . دلم گرفت واقعا . طاهر بن جلون خودش از فعالين حقوق بشر هست هر چند براي نوشتن اين كتاب بهش خيلي خرده گرفته شد كه وقتي اين داستان را نوشت كه فكر مي كرد در امنيت سياسي كامله و چرا قبلش سعي در شناساندن اين زندان به مردم دنيا نداشت و ...

 

 قسمت هاي زيبايي از كتاب

در شرايط سخت است كه پيش پا افتاده ترين چيزها ، خارق العاده و دوست داشتني مي شوند .

 

آموخته ام كه هرگز در مورد شخصيت آدم ها قضاوت نكنم . چه حقي براي قضاوت دارم ؟ من انساني هستم شبيه بقيه ي انسان ها .

 

وقتي كينه اي در سينه داري ، اين كينه بالاخره خردت خواهد كرد .

با چشمان شرمگين /بن جلون

با چشمان شرمگين

 

طاهر بن جلون

اسدا.. امرايي

 

انتشارات مرواريد

كتاب در مورد دختركي مراكشي است كه پدرش در فرانسه كارگري مي كند و در اثر قتل پسرش تصميم مي گيرد همسرش و دخترش را از ده به فرانسه ببرد . كتاب شرح زندگي دختر است دختري كه بين خاطرات كودكي و زندگي جديد فرانسوي هويت خود را گم كرده ، دختري كه شرم و سر به زيري را نمي شناسد و گستاخ است ، دختري كه قبيله اش باور دارد در كف دست راست او نقشه گنجي وجود دارد ....
نام كتاب از شعر عاشقانه اي از ساموئل كالريج است كه در آن دلداده اي در مقابل معشوق از شرم سر به زير انداخته .

كتاب تقريبا قشنگي بود ولي نه زياد براي من بالاتر از متوسط بود . يك كم كليت ماجرا و اين كه دختري مراكشي در فرانسه بزرگ بشه به خصوص سبك اول كتاب منو ياد بيابان لوكلزيو مي انداخت ولي خوب بعدش اصلا اين حس را نخواهيد داشت . دختر داستان يك جورايي رويايي و تخيل گراست و داستان چون از ديدگاه اونه هميشه خط مستقيم نداره گاهي درگير شخصيت هاي ذهني دختر مي شيد گاهي درگير خواب هاش و گاهي درگير پرش هاي زمانيش كه من اين قسمت ها را دوست نداشتم يعني به نظرم اگه قراره شخصيت هاي ذهني دختر وارد داستان بشن پس بايد اون قدر با قوت و گرما بيان كه منم باهاشون ارتباط برقرار كنم به نظر شخصي من اين گريزها كم جون بود و مبهم يعني تا مي يومدي ابهامشو رفع كني ارتباط را از دست مي دادي . البته فكر نكنيد كتاب سختيه ها روند راحت دستتون مي ياد . .ولي اسمش خيلي عاشقانه و لطيفه .

اين كتاب برنده جايزه گنكور شده . آقاي بن جلون از نويسندگان مراكشي ساكن فرانسه هستند .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

هيچ وقت سر در نياورده ام چرا خواب عده اي را راحت در مي يابد و بقيه را در انتظار تا پاسي از شب عذاب مي دهد . خودم همه جا خوبم مي برد ، راحت و هر چه قدر بخواهم مي خوابم .

 

رمان به زندگي خيانت مي كند ، زيرا هر كسي مي تواند آن را باز كند و از فصل آخر بخواند و به طرف اول برگردد .