سه كاهن/ قیصری

سه كاهن

 

مجيد قيصري

 

انتشارات عصر داستان

داستان در مورد كودكي حضرت محمد هست . وقتي در نزد دايه خود حليمه به سر مي برد و كاهناني در صحرا به سراغ حليمه و حارث مي آينده تا در ازاي پول اين كودك را بگيرند و حليمه هراسان تصميم دارد هر طور شده محمد را به مادرش آمنه و پدربزرگش سردار برساند .

اينم يكي ديگه از تازه هاي نشر . خوشم اومد قشنگ بود نثرش هم ساده است هم ادبي و يك جور پر احساس بعد خود داستانش را هم من نمي دونستم يا نداشتيم و نخونديم يا من فراموش كرده بودم . چيز ساده كوتاه و دوست داشتني اي بود به نظر من .

 

قسمت زيبايي از كتاب

چه سخت است براي پادشاهي قصه بگويي كه زندگي خودش روزگاري قصه مي شود .

هومر و لنگلي/ دکتروف

هومر و لنگلي

 

اي . ال . دكتروف

الهام نظري

 

انتشارات افراز

هومر و لنگلي دو برادر هستند كه در خانواده اي ثروت مند متولد شده اند . هومر بعد از مدتي در اثر بيماري بينايي اش را از دست مي دهد و لنگل راهي جنگ مي شود . در همين زمان والدين آنها فوت مي كنند و بعد از بازگشت لنگلي از جنگ دو برادر به زندگي اي منزوي درون خانه با عقايد و افكاري عجيب روي مي اورند . كتاب شرح تنهايي و زندگي اين دو برادر است .

كتاب نسبتا خوبي بود . من با دكتروف هيچ وقت ارتباط خوبي برقرار نكردم با اين حال وقتي ديدم اونم يك كتاب توي ترجمه هاي جديد داره رفتم سراغش . بايد بگم ارتباطم با اين يكي خيلي بهتر بود ترجمه كتاب هم عاليه شادي موضوعش هست كه براي من هيجان چنداني ايجاد نمي كنه چيزي كه بهش فكر نكردم و برام ملموس نيست جايي از اهميت نداره . نمي دونم . ظاهرا اين داستان از روي يك ماجراي واقعي هم نوشته شده است .

اشتهای آمریکایی / اوتس

اشتهای آمریکایی

 

جویس کرول اوتس

سهیل سمی

 

انتشارات ققنوس

ایان با همسرش گلینیس زندگی خوب و مرفهی دارند . تا زمانی که گلینیس دختری به نام زیگریت را به خانواده معرفی می کند زیگریت زیباست . روزی با ایان تماس می گیرد و از او می خواهد به وی کمک کند و ایان مقداری پول به وی می دهد وقتی روزها بعد گلینیس چک مذکور را پیدا می کند به ایان مشکوک شده و طی یک حادثه کشته می شود و این شروع ماجراست .

با اوتس مدت زیادی نیست اشنا شدم و خوب حالا که کتاب جدید دیدم دوباره سراغش رفتم . کتاب قشنگی بود ملموس تر از کتاب های دیگه اش و البته ترجمه هم عالی بود و نقش اساسی داشت . با همه اینها باید بگم خیلی هم خاص نیست و در هر صورت من از آخر داستان متنفرم و از احساسات ایان .

پ .ن : غغیبتم خیلی طولانی شد این بار . ممنون از احوال پرسی همه بهترم اما هنوز خوب نیستم و البته عین قبل هم و با اون اشتیاق کتاب نمی خونم . تمرکزم کم شده انگار . باشد که بهتر شوم .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

گلینیس برای به دنیا آوردن بیانکا رنج و درد تحمل کرده بود ، و بیانکا انگار مقاومت می کرد ، انگار نمی خواست به دنیا بیاید ، یک بدن با تحمل درد ، بدنی دیگر پدید آورده بود ، به این قصد که هر دو زنده بمانند . گلینیس با خودش می گوید ما هرگز همدیگر را کاملا فراموش نکرده ایم .

 

ما به آنچه حقیقت است اعتقاد نداریم بلکه به چیزی باور داریم که دوست داریم به عنوان حقیقت درکش کنیم .

ملکان عذاب/ خسروی

ملکان عذاب

 

ابوتراب خسروی

 

انتشارات ثالث

شمس با حوریه دوست دوران نوجوانی تماس گرفته تا وصیت پدر را انجام داده و مدارکی را به دست حوریه برساند . حالا داستان کتاب بیشتر بر می گرده به داستان زندگی زکریا که پدر شمس هست . مردی که توی طایفه های فارس به دنیا می یاد و مادرش از طریق ازدواج با خان های مختلف خیلی پولدار شده بوده هر چند پدر اصلی وی سردسته تعدادی صوفی در خانقاهی بوده که روشی خاص داشتند و زکریا را هم درگیر این مسئله می کنند .

کتاب نسبتا خوبیه خوب یک جاهاییش اون قدر برام جذابیت نداشت بیشتر اوایلش که توی طایفه های فارس می گذشت را دوست داشتم اما در مجموع خوب بود بقیه اش را هم می ذارم پای بی حوصلگی این روزها . حتی حس جمله انتخاب کردن هم ندارم . البته بهترم اما هنوز نه اونقدر که بخوام عین قبل با ذوق و شوق سراغ کتاب برم . در هر صورت شاید زیاد کتاب را دوست نداشته باشید اما فکر نکنم بدتون هم بیاد .