اشتهای آمریکایی
جویس کرول اوتس
سهیل سمی
انتشارات ققنوس
ایان با همسرش گلینیس زندگی خوب و مرفهی دارند . تا زمانی که گلینیس دختری به نام زیگریت را به خانواده معرفی می کند زیگریت زیباست . روزی با ایان تماس می گیرد و از او می خواهد به وی کمک کند و ایان مقداری پول به وی می دهد وقتی روزها بعد گلینیس چک مذکور را پیدا می کند به ایان مشکوک شده و طی یک حادثه کشته می شود و این شروع ماجراست .
با اوتس مدت زیادی نیست اشنا شدم و خوب حالا که کتاب جدید دیدم دوباره سراغش رفتم . کتاب قشنگی بود ملموس تر از کتاب های دیگه اش و البته ترجمه هم عالی بود و نقش اساسی داشت . با همه اینها باید بگم خیلی هم خاص نیست و در هر صورت من از آخر داستان متنفرم و از احساسات ایان .
پ .ن : غغیبتم خیلی طولانی شد این بار . ممنون از احوال پرسی همه بهترم اما هنوز خوب نیستم و البته عین قبل هم و با اون اشتیاق کتاب نمی خونم . تمرکزم کم شده انگار . باشد که بهتر شوم .
قسمت های زیبایی از کتاب
گلینیس برای به دنیا آوردن بیانکا رنج و درد تحمل کرده بود ، و بیانکا انگار مقاومت می کرد ، انگار نمی خواست به دنیا بیاید ، یک بدن با تحمل درد ، بدنی دیگر پدید آورده بود ، به این قصد که هر دو زنده بمانند . گلینیس با خودش می گوید ما هرگز همدیگر را کاملا فراموش نکرده ایم .
ما به آنچه حقیقت است اعتقاد نداریم بلکه به چیزی باور داریم که دوست داریم به عنوان حقیقت درکش کنیم .