سه كاهن/ قیصری
سه كاهن
مجيد قيصري
انتشارات عصر داستان
داستان در مورد كودكي حضرت محمد هست . وقتي در نزد دايه خود حليمه به سر مي برد و كاهناني در صحرا به سراغ حليمه و حارث مي آينده تا در ازاي پول اين كودك را بگيرند و حليمه هراسان تصميم دارد هر طور شده محمد را به مادرش آمنه و پدربزرگش سردار برساند .
اينم يكي ديگه از تازه هاي نشر . خوشم اومد قشنگ بود نثرش هم ساده است هم ادبي و يك جور پر احساس بعد خود داستانش را هم من نمي دونستم يا نداشتيم و نخونديم يا من فراموش كرده بودم . چيز ساده كوتاه و دوست داشتني اي بود به نظر من .
قسمت زيبايي از كتاب
چه سخت است براي پادشاهي قصه بگويي كه زندگي خودش روزگاري قصه مي شود .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۲ ساعت 8:28 توسط فرانک
|
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه