کودکی یک رئیس /سارتر

کودکی یک رئیس

 

ژان پل سارتر

محمدعلی سپانلو

 

انتشارات فردا

یک رمان کوتاه یا شاید بشه گفت یک داستان کوتاه طولانی . کتاب در مورد پسری از خانواده ای ثروتمند است و سیری روان شناسانه که او طی می کند تا به یک رئیس تبدیل شود . عقاید فرویدی ، عقده های درونی ، ایده های فاشیستی ، روابط غیرنرمال و ...

کتاب خوبیه در کل . یک خط سیر روان شناسی را دنبال می کنه . کوتاه هست ولی نکته های فلسفی و روحی جالبی را بیان می کنه . خوندنش ارزش داره .

 

قسمت زیبایی از کتاب

همیشه چیزهای دیگری هم وجود دارد .

سال بلوا /معروفی

 

سال بلوا

 

عباس معروفي

 

انتشارات ققنوس

نوشا دختر سرهنگ نيلوفري است كه در 17 سالگي در كوچه عاشق حسينا كوزه ساز غريب و آواره مي شود . دكتر معصوم هم دكتر خوش قيافه و ميان سال شهر است كه خواستگار نوشاست و نوشا بين عشق و شهرت ، شهرت را بر مي گزيند و زن دكتر مي شود . نوشا خبر ندارد كه با گذشت زمان عاشق تر و عاشق تر مي شود و ...

خيلي قشنگ بود خوشم اومد . همون نثر غريب ، آشفته ، ماليخوليايي و عاشقانه ي معروفي را داشت . شايد اين داستان را كس ديگه اگه تعريف مي كرد معمولي بود ولي معروفي بسيار زيبا روايت كرده داستان را .

آقاي معروفي از شاگرداي استاد گلشيري بودن و خودشون هم به تدريس ادبيات مي پرداختند .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

اگر كم توقع نبود ، هر دو ما سرنوشتي يكسان مي داشتيم ، چه او پيغمبر من بود ، چه من خداي او مي شدم . و روزگار چه بازي بدي با ما داشت .

 

به همين سادگي آدم اسير مي شود و هيچ كاري هم نمي شود كرد . نبايد هرگز به زنان و مردان عاشق خنديد . همين جوري دو تا نگاه در هم گره مي خورد و آدم ديگر نمي تواند در بدن خودش زندگي كند ، مي خواهد پر بكشد .

 

مردها هميشه تا آخر عمر بچه اند ، اين يادت باشد .

 

كاش تولد من هم مي ماند براي بعد ، به كجاي دنيا بر مي خورد ؟

 

نگاه كن  چه قدر حقيرند ، مثل بچه هاي لجبار روح آدم را مي جوند كه حرف خودشان را به كرسي بنشانند . آدم دلش مي جوشد و سر مي رود . نه به عشق فكر مي كنند ، نه گذشته ها يادشان مي آيد ، و يادشان نيست كه روزي روزگاري گفته اند : دوستت دارم .

 

چرا زن ها اين قدر بدبختند كه هميشه بايد انتظار بكشند ؟

 

توي دلم گفتم پدر ، مي دانيد اولين خون چه معنايي دارد ؟هيچ معناي خون را مي فهميد ؟ همه ي دخترها يك روزي در ذهنشان از پدرشان مي پرسند و پدرها هيچ جوابي ندارند ، هيچ ، هيچ ، هيچ .

 

وقتي خدا مي خواست تو را بسازد ، چه حال خوشي داشت ، چه حوصله اي ! اين موها ، اين چشم ها .... خودت مي فهمي ؟ من همه اين ها را دوست دارم .

 

كارم از تكيه گذشته . دلم مي خواهد توي بغلت بميرم .

 

چه مي دانستم هر چه زمان بيش تر مي گذرد من عاشق تر مي شوم ؟ عاشق مردي كه تا سر حد مرگ مرا دوست داشت اما شايد نمي خواست يا نمي توانست مرا به چنگ بياورد .

 

مي داني اولين بوسه ي جهان چه طور كشف شد ؟
دست هاش تا آرنج گلي بود گفت كه در زمان هاي بسيار قديم زن و مردي پينه دوز يك روز به هنگام كار بوسه را كشف كردند . مرد دست هاش به كار بود ، تكه نخي را به دندان كند ، به زنش گفت بيا اين را از لب من بردار و بينداز . زن هم دست هاش به سوزن و وصله بود ، آمد كه نخ را از لب هاي مرد بردارد ، ديد دستش بند است ، گفت چه كار كنم . ناچار با لب برداشت ، شيرين بود ، ادامه دادند .

مثلا برادرم /تیم

مثلا برادرم

 

اووه تیم

محمود حسینی زاد

 

انتشارات افق

اووه تیم این کتاب را در حقیقت به عنوان یادبودی از برادرش نوشته و به نوعی زندگی خود و خانواده اش را مروری کرده است . کارل برادر بزرگ اووه در زمان هیتلر به صورت داوطلبانه به شاخه ی نظامی اس اس می پیوندد . اووه از او می گوید از پسر مهربان و با مسئولیتی که نگران خانه و خانواده اش در بمباران های انگلیسی هاست و کار آن ها را غیر انسانی می پندارد و از سوی دیگر به مردم روس و یهود تنها به عنوان طعمه ای برای تفنگ خود نگاه می کند .  یک جور نگاه خاصی به جنگ و سرباز ، دو نوع روحیه ی متفاوت و نتیجه گیری ای که شاید بشه گفت اطاعت بی چون و چرا و کورکورانه شاید بزرگ ترین گناه اون سربازها بوده ...

کتاب حالت داستان نداره یک جور پراکنده گویی بامزه نمی گم خیلی خلاقانه بود اما حالت خوبی داشت نحوه نوشتارش در کل کتاب خوبی بود . من دوستش داشتم  . یک جوری آدم را مجبور به فکر و تجزیه و تحلیل می کرد ، جوری که واقعی تر و رئال تر به جنگ و انگیزه هاش نگاه کنید .

اووه تیم نویسنده موفق و مشهور آلمانی است و تا کنون جوایز زیادی مانند جایزه ی ادبی شهر برمن ، جایزه ی ادبی نوجوانان شهر مونیخ ، جایزه ی توکان ، جایزه ی بزرگ آکادمی هنرهای زیبایی یائاریا ، جایزه ی شهر ناپل و جایزه ی موندلو را از آن خود کرده است . کتاب مثلا برادرم هم جز کتاب های معروف و بحث برانگیز او هست .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

خشونت ویرانگر جنگ را تازه زمانی حس می کنی که به جزئیات یا سرنوشت های بشری بپردازی .

 

زبانی که از آن ها یاد  می گیری ، کشتار را آسان تر می کند : آدم های فرودست ، انگل ها ، حشره هایی که زندگی شان کثیف ، بی خاصیت و حیوانی است .

درخت مار /تیم

درخت مار

 

اووه تيم

اميد اجتماعي جندقي

 

انتشارات افق

واگنر مهندسي آلماني است كه پيش نهاد ساختن ساختماني در يكي از كشورهاي آمريكاي لاتين را قبول مي كند . اين پروژه مدت زيادي است كه با تاخير رو به رو شده و مديران قبلي شكست خورده اند . واگنر تصميم دارد با نظم اروپايي همه چيز را پيش ببرد ولي در كشورهاي در حال توسعه همه چيز به نحو ديگري است و مشكلي پس از مشكل ديگر از راه مي رسد  . علاوه بر موضوع كلي بر حالات روحي و روابط واگنر با همسرش سوزان هم مروري وجود داره .

اين كتاب را هم از اونجايي كه دائم در ليست پرفروش ها بود انتخاب كردم . كتاب خوشخوان و پرماجرايي هست و زبان نرم و قصه گويي هم داره ولي از يك طرف موضوعش واقعا تكراريه يك انسان متمدن در برابر جامعه ي بدوي ! و ديگه اين كه بيش از حد ماجرا داره ولي كار كردنش روي حالات روحي واگنر و زبان روانش را دوست داشتم . كتاب سطح بالايي نيست ولي بدم نيست .

اووه تيم را اولين بار هست كه معرفي مي كنم . ايشون يك نويسنده آلماني هستند كه دكتراي فلسفه دارند و در جامعه شناسي و اقتصاد هم تحصيل نمودند .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

توانايي شنيدن با ارزش تر از گفتن است .

 

اطرافيان هميشه انسان را طوري مي بينندكه شخص مورد نظر ميل دارد ديده شود .

ناز بالش /مرادی کرمانی

ناز بالش

 

هوشنگ مرادي كرماني

 

انتشارات معين

ناز بالش هم آخرين كتاب آقاي مرادي كرماني هست كه قبل از عيد منتشر شد . تا به حال كتاب هاي زيادي از ايشون معرفي كردم ، اين كتاب هم مثل اكثر آثار ايشون زبان طنز داره ولي عامل تخيل هم واردش شده و زبان و گويش محلي جاي خاصي توش نداره .
تخمه فروشي هر دانه تخمه كدو را هزار تومان مي فرود زيرا باعث افزايش عقل مي شود . مهربان يك تخمه كدو مي خورد و چون باهوش مي شود تصميم مي گيرد ساعت وسط ميدان شهر را به كار بندازد و جاذبه توريستي ايجاد كند .

خوشم نيومد اصلا قوت بقيه آثار كرماني را نداشت . از نظر من جنبه اصلي داستان هاي كرماني استفاده از زبان و حال و هواي بومي هستش .

 

قسمت زيبايي از كتاب

از قديم گفته اند : آدميزاد به همه چيز عادت مي كند ، لطفا نپرسيد چه جور !

هديه ي پرواز /باخ

هديه ي پرواز

 

ريچارد باخ

فرنوش گيوه كي

 

انتشارات دارينوش

خوب اين بار سعي كردم داستان كوتاه هاي آقاي باخ را بخونم و تقريبا اميدوار بودم به يك نقطه خوبي برسم اما داستان كوتاه نبود بلكه خاطرات مختلفشون از پرواز را در اين كتاب آوردند شايد خاطرات بدي هم نباشه اما خوب داستان كوتاه نيست و خوندنش واسه من زجر آور بود .

آقاي باخ نسبش به يوهان سباستين باخ معروف مي رسه .

 

قسمت زيبايي از كتاب

ما هميشه همان چيزي را به دست مي آوريم كه خواهانش هستيم چه بخواهيم و چه نخواهيم و هيچ بهانه اي هم كارساز نيست .

گريز از سرزمين امن /باخ

گريز از سرزمين امن

 

ريچارد باخ

داور آل محمد

 

انتشارات دارينوش

آقاي باخ متوجه مي شه به كودك درونش ديكي توجه نكرده و سعي مي كنه با ديكي ارتباط برقرار كرده ماجراها و احساسات كودكي خود را از زبان او مي شوند و پندهاي بزرگ سالي را به او مي اموزد .

ببنيد من هي سعي مي كنم ازش خوشم بياد خودش نمي ذاره . گفتم اين كتاب ديگه چون زندگي نامه است لابد مي شه خوندش اما اصلا و ابدا اين طور نبود . يك عالمه جمله تاكيدي كوچه بازاري زيبا را كه نمي دونسته چه كارشون كنه اومده بدون ربط در قالب نصيحت پشت سر هم رديف كرده . اگه ادبيات دوست داريد كه ارزش ادبي نداره اما اگه ا نظر روان شناسي اين جمله ها روتون تاثير داره خوب يك امتحاني بكنيد .
اين آقاي باخ در زندگي شخصي اش هم آدم بي مسئوليتي بوده . زن و 6 تا بچه داشته اما چون به ازدواج اعتقادي نداشته اون را رها مي كنه و يكي از بچه هاش هم راجعه به اين موضوع و روابطش با پدرش كتابي نوشته . البته ايشون سر ساختن فيلم از روي جاناتان مرغ دريايي عاشق يكي از هنرپيشه ها مي شه و باهاش ازدواج مي كنه ظاهرا و عاشقش هم بوده .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

شما يا براي آنچه پيش روست برنامه ريزي كرده ايد و يا با آنچه گرفتارش شده ايد مبارزه مي كنيد . نگراني فقط باعث اتلاف وقت است .

 

لسلي آن جا ايستاده بود و گردن بند خود را مرتب مي كرد ، آيا يك دور بهتر است يا دو تا ؟ زن درون آينه همسر من بود !

 

گريه هيچ فايده اي ندارد . احساسات چيزي را عوض نمي كند . دانستن مهم است ، من بايد خيلي چيزها را ياد بگيرم .

 

جنگ را دوست دارند ! براي جنگ كردن هميشه دليلي هست ، هميشه دليل هيجان آوري پيدا مي شود : اين جنگ را به خاطر خداوند انجام مي دهيم ، اين جنگ به خاطر وطن است ، اين يكي براي تصفيه ي نژادي است ، براي گسترش امپراطوري است . براي به دست آوردن قلع و تنگستن  ، مي  جنگيم . براي اين كه پول خوبي مي دهند ، چون تخريب زندگي هيجان انگيزتر از ساختن آن است ، چون جنگ مانع كار كردن براي زندگي مي شود ، چون ديگران هم جنگ مي كنند ، چون ثابت مي كند كه من مرد هستم و بالاخره چون از كشتن خوشم مي آيد .

 

" اگر ريسكي در كار نبود  ، اگر مي دانستي كه باختي در كار نيست ، اگر اخر بازي را مي دانستي آيا باز هم بازي لطفي داشت ؟ "
" لطف آن در ندانستن آن است . "

 

آنچه ما در هر لحظه اي از هر كس مي بينيم يك تصوير لحظه اي از زندگي اوست ، در فقر يا ثروت ، در شادي يا غم . تصويرهاي لحظه اي ميليون ها تصميم را كه در آن لحظه انجاميده است نشان نمي دهند .

 

هر چه بيشتر وقت صرف كاري كنيم كه آن را دوست نداريم شادي كمتري در ازدواجمان خواهيم داشت .

 

يك كلمه  ، يك كلمه را به خاطر بسپار و ديگر مشكلي نخواهي داشت .كلمه متفاوت را به ياد داشته باش .  تو با هر كس ديگر در دنيا فرق داري و با زني هم كه ازدواج مي كني تفاوت داري .  

ماهي طلا /لوکلزیو

ماهي طلا

 

ژان ماري گوستاو لوكلزيو

فرزانه شهفر

 

انتشارات افق

ليلا دختر كوچكي است كه در كوچكي او را مي دزند و به پيرزني به اسم لاله اسما مي فروشند . لاله اسما نسبت به ليلا بسيار مهربان است و از او مراقبت مي كند ولي بعد از مرگش ، عروسش زهره رفتار بدي با ليلا دارد و باعث فرار ليلا مي گردد و بدين ترتيب ماجراهاي ليلا و نحوه زندگي سرگردان او شروع مي شود ....

كتابش واقعا ضعيف و عاميانه بود . پر از ماجراهاي مختلف و شخصيت هايي كه دائم وارد و خارج مي شوند يعني هر چند صفحه يك بار مسير زندگي ليلا عوض مي شه و آدم هاي مختلفي وارد داستان مي شوند . به نظرم شبيه اين داستان هايي هست كه بچه ها توي دوران راهنمايي و دبيرستان مي نويسند و سعي مي كنند پر ماجراش بكنند . نقطه قوتش زبان روان و يك دستش هست ولي چهارچوبش واقعا ضعيفه . داستانش بسيار شبيه كتاب ديگه ي لوكلزيو با اسم بيابان بود .  لوكلزيو توي ايران معروفيتي نداشت ولي بعد از بردن جچايزه نوبل ، رمانش داره زود زود ترجمه مي شه . لوكلزيو دكتراي ادبيات داره .

اول كتاب اومده : ضرب المثل آزتكي مي گويد:«اي ماهي كوچولوي طلا، خوب مراقب خودت باش! در اين دنيا تورهاي بسيار بر سر راه توست " و اينم مفهوم وجه تسميه ي كتاب هست اگه علاقه منديد .

 

 قسمت هاي زيبايي از كتاب

نيرنگي كه در دزدي است بدتر از خود دزدي است .

 

حتي بي ارزش ترين انسان ، در چشم خداوند گنجي بزرگ است .

 

مي داني چه چيزي بيشتر از همه عذابم مي دهد ؟ ديدن و فكر كردن به بچه هاي سياه پوستي كه حتي نيمي از آن ها هم به بزرگ سالي نمي رسند . مثل اين است كه تمام عمرت را در دهليز مرگ گذرانده باشي .

 

انسان ها اگر بخواهند بين تو و خوشبختي شان يكي را انتخاب كنند ، مسلما تو را انتخاب نخواهند كرد .

پندار /باخ

پندار

 

ريچارد باخ

لادن جهان سوز

 

انتشارات بهجت

دونالد شيمودا يك منجي جهاني است كه به حقيقت زندگي پي برده و معجزات زيادي را انجام مي دهد . او تصميم مي گيرد مدتي از جمعيت دور شود و در اين زمان با خلباني به نام ريچارد آشنا شده و معنا و مفهوم جهان را به او مي آموزد ... اين كه جهان و حقايق به نوعي وهم و پندارند و بعد از كشف و بنا بر درك عقلاني ما حقيقت مي يابند ... اين كه با تمركز و باور و اعتقاد مي توان هر كاري را انجام داد

از كتاب خيلي خيلي بدم اومد . كلا از اين مدل كتاب ها متنفرم . اگه آثار پائيلو را دوست داريد از اين كتاب هم خوشتون مي ياد .

من عاشق جاناتان مرغ دريايي هستم واسه همين دو كتاب ديگه از باخ رو هم امتحان كردم اما دوتاي ديگه به نظرم افتضاح اومدند . يك كمه ديگه ولي به تلاش ادامه مي دم . اين كتاب با نام اوهام نيز ترجمه شده است .

ريچادر باخ نويسنده اي آمريكايي است كه زماني هم خلبان بوده و به دليل علاقه زيداش به پرواز هميشه توي داستان هاش اشاره اي به اين مقوله داره . او موسس مذهب پرواز است و مريداني نيز دارد .

در ستايش مرگ /ساراماگو

در ستايش مرگ

 

ژوزه ساراماگو

شهريار وقفي پور

 

انتشارات مرواريد

روزي در كشوري مرگ تصميم مي گيرد كه ديگر به سراغ آدم ها نرود و از روز اول ماه كسي در آن كشور فوت نمي كند . در ابتدا اين خبر براي مردم هيجان انگيز است ولي بعد از مدتي متوجه مشكلات اين شيوه زندگي مي شوند و ....

موضوع اوليه ي كتاب يك جورايي جالب و خلاقانه بود ولي انگار براي نويسنده اون قدر موضوع خاصي نبود تا بتونه كل رمان را با همين مبحث ادامه بده بلكه سناريوهاي ديگه اي در نظر مي گيره مثل وقتي مرگ تصميم مي گيره يك دفعه كشتار را از سر بگيره ، وقتي يك هفته قبل نامه مي فرسته ، كسي را از قلم مي اندازه و ....

موضوع كتاب بسيار زيبا و هيجان انگيزه ولي نثر خشك و غير صميمي ساراماگو را دوست ندارم واسه همين در كل كتاب متوسطيه از نظرم . گمونم اخرين كتاب ترجمه شده ساراماگو هست و ظاهخرا به دليل نثر سخت نوشته هاي ساراماگو مترجم هاي زيادي راغب به رفتن به سراغ كتاب هاش نيستند . اين كتاب نامزد دريافت جايزه روزي روزگاري هم شد .

  

قسمت هاي زيبايي از كتاب

هيچ چيز هميشه بي نقص نيست ، چرا كه دوشادوش آن ها كه مي خندند ، هميشه ديگراني هستند كه زار بزنند .

 

آدم نبايد در استفاده از كلمات ، مته به خشخاش بگذارد ، چرا كه كلمات نيز ، مثل خود ما آدم ها ، در افكارشان تجديد نظر مي كنند .

 

هميشه اولين شكست سخت ترين شكست است ، بعدش به آن عادت مي كنيم .

هيچ راهي دور نيست /باخ

هيچ راهي دور نيست

 

ريچارد ديويد باخ

دل آرا قهرمان

 

انتشارات بهجت

كتاب در حقيقت نامه اي بسيار بسيار كوتاه به يك دوست است . شهر سفري كه از درون قلب يك مرغ عشق شروع مي شود و همراه با ساير پرندگان ادامه دارد . سفري براي درك عظمت دوستانمان و درك عظمت دوستي ...

قبلا از باخ كتاب معروف جاناتان مرغ دريايي را خوندم كه جزء محبوب ترين كتاب هاي منه ولي اين تجربه دومي اصلا جالب نبود ياد پائيلو كوئيلو و اين كتاب هاي روان شناسي در پيت افتادم . اصلا خوب نبود .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

" قصد داريم لحظه تولد او را جشن بگيريم . لحظه اي كه ري در آن زندگي آغاز كرده و پيش از آن نبوده است . چه چيز دشواري در درك اين مطلب است؟ "
عقاب بال هايش را بر هم زد و به سمت زمين فرود آمد . هنگامي كه بر شن زار صاف صحرا نشست پرسيد:
" زماني پيش از آغاز زندگي ري ؟ تو گمان نميكني كه زندگي ري پيش از آغاز زمان  آغاز شده است؟ "

  

اگر حقيقت دانسته نشود و شناخته نشود باز هم همواره حقيقت است .

دفترچه ي سرخ /استر

دفترچه ي سرخ

 

پل استر

شهرزاد لولاچي

 

انتشارات افق

كتاب مجموعه اي از مصاحبه ها و خاطرات كوتاه پل استر مي باشد . من بدون مطالعه كتاب را انتخاب كردم چون فكر مي كردم داستان باشه . از خوندنش هم لذتي نبردم . مصاحبه ها كه كلا براي من جذابيتي نداره . خاطرات هم بامزه بود ولي خوب خاطره نبود نه چيز ديگه !!! كتاب خوبي نبود به عقيده ي من . وقتتون را تلفش نكنيد .

مرد در تاریکی /استر

مرد در تاریکی

 

پل استر

الاهه دهنوی

 

انتشارات مروارید

آگوست بریل نویسنده ای پیری است که در اثر سانحه اتومبیل فلج شده و به همراه دخترش میریام و نوه اش کاتیا زندگی می کند . رمان از همان شیوه همیشگی استر یعنی داستان های تو در تو طبعیت می کند . از یک شاهد زندگی آگئست با دختر و نواه اش هستیم . از سوی دیگر داستان تازه آگوست را دنبال می کنیم که در مورد مردیست که در خواب به یک دنیای موازی می رود . از سوی دیگر آگوست با نوه دل شکسته اش مشغول تماشای فیلم هیا مختلف است که موضوع و نکات فنی فیلم را برای ما نیز بیان می کند . از سوی دیگر زندگی نامه خودش را مرور می کند و هم چنین شاهد ماجراهای مختلف از سوی دوستان آن ها نیز هستیم .

کتاب قشنگیه . کاملا نماینگر سبک قصه گویی زیبای استر .

کتاب در تاریکی شروع می شه در روشنی تموم می شه با یک جلد مشکی زیبا . بد نیست بگیم خود استر هم علاقه زیادی به لباس های مشکی داره !!!

 

قسمت های زیبایی از کتاب

فرار به دنیای فیلم مانند فرار به دنیای کتاب نیست . کتاب شما را وا می دارد تا به آن عکس العمل نشان دهید  ، یعنی هوش و تخیلتان را به کار بگیرید ، ولی وقتی فیلمی را تماشا می کنید در عین حال که از آن لذت می برید ممکن است ذهنتان خلاق و فعال نباشد .

 

یعنی میریام درک نمی کرد که ریچارد ممکن است بالاخره بی تاب شود ؟ نمی فهمید که یک استاد چهل ساله که مقابل کلاسی پر از دانشجویان دختر در مقطع کارشناسی ایستاده ، ممکن است مجذوب آن بدن های جوان شود ؟ این قدیمی ترین داستان دنیاست .

 

فقط آدم های خوب به خوبی خود شک دارند .

 

جالب این جاست که دیگه ناراحتم نمی کنه ، ویرجینیا منظورم وقتی یه که دروغ می گی . اون قدر دوستت دارم که از این بابت عصبانی نمی شم . ممکنه یه آدم متقلب باشی ، حتی شاید کسی باشی که کارو تموم می کنه و منو می کشه ، ولی هیچ وقت از دوست داشتنت دست نمی کشم .

موسيقي شانس /استر

موسيقي شانس

 

پل استر

خجسته كيهان

 

انتشارات افق

جيم ناش آتش نشان ميان ساليست كه همسرش به دليل بي پولي او را ترك كرده و دخترش نيز نزد خواهرش به سر مي برد . به صورت ناگهاني ارثيه ي بسيار زيادي به ناش مي رسد و ناگهان او تصميم مي گيرد شغلش و زندگي اش را كنار بگذارد و فقط رانندگي كند . در طول سفرهاي مكرر پولش را از دست مي دهد و با پوكر بازي به نام جك پازي آشنا مي شود و تصميم مي گيرد آخرين اسكناس هاي خود را به كمك جك در قمار چند برابر نمايد ....

قشنگ بود كتابش ، از موضوعش و روندش خوشم اومد ، يك جور زيبايي طرح ريزي شده و اشتباهات  ، اتفاقات و گاه روند بيهوده زندگي را به تصوير مي كشه . يك جوري منو ياد صحراي تاتارها مي انداخت . در هر صورت زياد به كتاب نمي ياد كه متعلق به استر باشه . از روي اين رمان يك فيلم سينمايي هم ساخته شده .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

امتياز حقيقي پول داشتن اين نبود كه مي توانست هر چه مي خواهد بخرد ، بلكه اين واقعيت بود كه به او اجازه مي داد درباره ي پول فكر نكند .

 

عددها روح دارند و باعث مي شوند بي اختيار به طور شخصي با آن ها درگير شويم .

 

براي هر چيزي دفعه ي اولي هس .

دست به دهان / استر

دست به دهان

 

پل استر

بهرنگ رجبي

 

انتشارات جهان نو

كتاب مجموعه اي است از روايت هاي واقعي از زندگي پل استر . زحمت هايي كه در راه نويسنده شده كشيده و شكست هاي مختلفي كه در اين راه تحمل كرده است . او به مشاغل مختلفي پرداخته و هرگز به ركود راضي نشده و راه هاي زيادي را طي كرده تا به اين مرحله رسيده است  .

كتاب نوشته ساده و روايت گونه اي است كه به شما شهامت مي دهد تا راه خود را اداه دهيد و از مشكلات نهراسيد و مبارزه كنيد . کتاب بدی نیست ادبی نیست ولی شاید یک تلنگری باشه که بدونیم مهم ترین راه برای رسیدن به موفقیت همون سماتجت و پشتکار هست و افراد معروف به راحتی به جایگاهشون نرسیدن بلکه قدرت ریسک داشتند.

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

هدفش برايش درستي و كمالي داشت كه باعث مي شد هيچ گاه جا نزند ، حتي با پذيرش اين خطر كه به ديد دنيا آدم بدي بيايد .

 

پول اما هيچ گاه صرفا پول نيست . هميشه چيز ديگري هم هست ، هميشه چيزي فراتر است ، و هميشه هم حرف آخر را مي زند .

 

آدمي كه به احمق ها اميد ببندد آخر سر فقط خودش را مسخره كرده .

 

لحظه ي خاصي در زندگي آدم سر مي رسد و بعد در مي يابي روزهايي را كه همراه مردگان گذرانده اي افزون ترند از آناني كه همراه زندگان .

ناپيدا /استر

ناپيدا

 

پل استر

خجسته كيهان

 

انتشارات افق

آدام واكر زماني در دانشگاه كلمبيا در رشته ادبيات هم كلاسي جيمز فريمن بوده . اكنون بعد از سال ها فريمن نويسنده معروفي شده و آدام به او نامه اي داده مبني بر اين كه زندگي نامه شخصي اش را نوشته و مايل است فريمن بر آن نظارت كند .... آدام پسر جوان و زيبايي است كه به صورت اتفاقي با بورن و مارگو آشنا مي شود . بورن مرد مشكوك و سنگدلي است كه رفتار غير انساني اش زندگي آدام را تحت تاثير قرار مي دهد ...

كتاب متوسطي بود نثرش همون نثر ساده و پركشش پل استر بود همون حالت قصه گويي هميشگي را داشت ولي بر خلاف بقيه قصه ها اين قصه تنها يك قصه بود و چند قصه و ماجرا با هم تركيب نشده بودند .

نكته جالب در مورد اين كتاب چاپ هم زمانش در ايران با چاپ كتاب در آمريكا و اروپا بوده است .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

وقتي به رويدادهاي واقعي مي رسيم ، احتمالات به كار نمي آيند و اين كه امكان وقوع رويدادي كم باشد به اين معني نيست كه رخ نمي دهد .

 

براي زيبا بودن زيادي غمگين است . آدمي به اين غمگيني نمي تواند زيبا باشد .

 

آدم عاشق كسي است كه از ايجاد خوشي و آرامش همان قدر ارضا مي شود كه از به دست آوردنش .

 

فاصله ي ميان انديشه و عمل ممكن است بي اندازه باشد ، حفره اي به بزرگي خود جهان .

سفر در اتاق نسخه برداری /استر

سفر در اتاق نسخه برداری

 

پل استر

مهدی غبرائی

 

انتشارات ثالث

پل استر در این کتاب به تعریف یک روز از ماجرای نزدگی پیرمردی می پردازد که در اتاقی که نمی داند در کجا قرار دارد از خواب بیدار می شود . پیرمرد حتی به خاطر نمی آورد که کیست و این جا چه می کند . نوشته های مختلفی در اتاق وجود دارد و آدم های متفاوتی نیز به اتاق رفت و آمد دارند و سعی دارند به پیرمرد کمک کنند . ظاهرا او با زندگی افراد زیادی بازی کرده است و آن ها را به ماموریت های پرخطر فرستاده اما او خیلی زود همه چیز را فراموش می کند و ...

از پل استر کتاب های زیادی معرفی کردم و بارها هم عنوان کردم که ایشون نویسنده ی محبوبم هست و حالا هم می خوام به چندتا دیگه از کتاب های ایشون بپردازم . این کتاب یک مقادیری با بقیه کتاب های استر فرق داره و یک سری لایه های فلسفی را هم درون خودش داره مثلا می شه اون پیرمرد را نمادی از همه انسان ها و اتاق را نمادی از دنیا فرض نمود یا ... . ولی راستش من کتاب را دوست نداشتم عنصر جذابیتش کم بود و خیلی یک نواخت می زد به خصوص داستانی که پیرمرد در حال خوندنش بود اما داستان در داستان بود و نقش حتمی نویسندگی در داستان از همون عناصر بارز و همیشگی استر بود .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

این آخرین حد چیزی است که حالا دلم می خواهد . ایستادن در فضای باز و نگریستن به آسمان آبی فراز سر ، خیره شدن برای آخرین بار به پهنه ی کرانه ناپیدا .

 

شاید ما در زندگی به عذاب بیفتیم ، ولی دلیلی برای آن هست ، یک دلیل خوب ، هر کسی که از آن گله کند از معنای زنده بودن سر در نمی آورد .