ستون پنجم/همینگوی

ستون پنجم
ارنست همینگوی
کیهان بهمنی
انتشارات افراز
ستون پنجم تنها نمایش نامه ای هست که همینگوی نوشته و همین شاید به اندازه کافی وسوسه آمیز باشه تا آدم بره سراغ این کتاب . در ضمن نمایش در سه پرده نوشته شده است .
فیلیپ یک خبرنگار آمریکایی است که در زمان جنگ داخلی اسپانیا در پوشش خبرنگاری به کار ضدجاسوسی برای کمونیست ها مشغول است و دورتی نیز دختر خبرنگار دیگری است که عاشق فیلیپ می باشد . شاهد یک سری روابط عاطفی و وظایف اخلاقی هستیم که آدم ها در جنگ با اون مواجه می شوند و تاثیری که جنگ روی زندگی ها داره .
در واقع همینگوی خودش در زمان جنگ داخلی اسپانیا اونجا خبرنگار بوده و این کتاب را با تجربیات شخصی نوشته است که مورد انتقاد زیادی هم قرار می گیره و وقتی به روی صحنه می ره زیاد مطلوب واقع نمی گردد . من هم به شخصه از کتاب خوشم نیومد . توصیفات صحنه هاش زیاد بود ، خودش هم به نظرم روی معنای خاصی تاکید نداشت یعنی چیز خاصی عرضه نمی کرد . نمی دونم واسه من مکالماتشون و توصیفات صحنه اش خیلی زیاد بود . اون قدر به دلم ننشست .
به هر حال وجه مشترک من و همینگوی علاقه زیادمون به جنگ های داخلی اسپانیاست :دی همینگوی علاوه بر جنگ داخلی اسپاینا در جنگ جهانی اول و دوم هم شرکت کرده که در جنگ اول راننده آمبولانس و در جنگ دوم خبرنگار بوده .
قسمت های زیبایی از کتاب
دورتی : آه عزیزم ، عزیزم ، عزیزم .
فیلیپ : نمی شه از لغت دیگه ای استفاده کنی ؟ شنیدم که خیلی از آدم ها رو با این کلمه صدا کردی .
برای همیشه حرف وحشتناکیه .
وقتي مهربون مي شي افتضاحي . فقط آدماي مهربون مي تونند مهربون باشند . تو وقتي كه مي خواي وانمود كني كه مهربون هستي واقعا وحشتناك مي شي .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه