مرد معلق/بلو

مرد معلق
سال بلو
منصوره وحدتی احمد زاده
انتشارات اختران
ژوزف همراه با همسرش ایوا زندگی آرامی را می گذراند تا اینکه به خدمت سربازی فرخوانده می شود و به ناچار از شغل خود استعفا می دهد اما از موقع فرخوان تا رفتن رسمی او به سربازی حدود یک سال به طول می انجامد . این دوران برای او بسیار آشفته است نه امکان سر کار رفتن دارد نه می تواند از آزادی خود استفاده کند ، شدیدا بداخلاق شده و عادات عجیب و غریبی پیدا می کند ، بسیار سرگردان است و مشغول نوشتن خاطرات روزانه اش می شود. در این زمان نگاه او به زندگی تغییر می کند احساس معلقی دارد به دیگران با دیده حقارت نگاه می کند و دیگران نیز همین نظر را راجع به او دارند . او بسیار سرگردان است و به هیج جا نرسیده است ....
قشنگ بود سردرگمی را خوب نشون می داد . شاید بشه کتاب مردانه ای بهش گفت احتمالا آقایون باهاش بیشتر ارتباط برقرار کنند چون شاید موضوعش و نشون دادن حالت برزخ ، انتظار ، بی تکلیفی و عدم رغبت به دنیا ، زن و مرد نداشته باشه اما یک جور زاویه نگاهش و لحنش مردونه بود . خوب بود در کل . هر چند اقای بلو خیلی از عدم مسئولیت پذیری مردها تو داستانهاش دفاع می کنه و به نظر من که اصلا پذیرفته نیست . بالاخره مرد باید نسبت به زندگی خانوادگیش و گذران اقتصادی این زندگی دغدغه هایی را حس کنه .
سال بلو در سال 1977 نشان طلای رمان ، در سال 1984 نشان لژیون دنور ، در سال 1990 نشان کانون ملی کتاب ، در سال 1995 جایزه بنیاد فورد ، در سال 1975 جایزه پولیتزر و در سال 1976 جایزه نوبل را را کسب نمود .
قسمت های زیبایی از کتاب
یک ریز کتاب های جدید را سریع تر از آنکه بتوانم بخوانم می خریدم . چون تا زمانی که مرا احاطه کرده بودند وسعت زندگی ام را تضمین می کردند و بسیار با ارزش تر و ضروری تر از زندگی روزمره ای بود که مجبور به ادامه ان بودم .
در هر کس نشانه ای خنده دار و غیر عادی وجود دارد . نمی توانی همه چیز را با هم تحت کنترل درآوری .
آیا خداوند واقعا وجود دارد ؟بله خداوند وجود دارد چه او را تصدیق کنیم چه نه .
نمی خواهم اویزان زندگی شوم . من نه آن قدر فاسد شده ام و نه آن قدر سرسختم که بتوانم زمانی که زندگی ام در خطر نابودی است از آن لذت ببرم .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه