تسخیرشدگان/ کامو

تسخیرشدگان
آلبر کامو
خشایار دیهیمی
انتشارات ماهی
در حقیقت آقای کامو با اقتباس از داستان تسخیرشدگان داستایوسکی این نمایش نامه را نوشتند . خوب گفتم که من داستان روسی نمی خونم چون هر کار می کنم نمی تونم روی اسامی مسلط بشم و همه چیز از دستم در می ره اما تا دیدم توی تازه های نشر از آقای کامو ترجمه جدیدی هست و منم با نثر ایشون خوب ارتباط برقرار می کنم رفتم سراغش خیلی هم تلاش کردم اما واقعا این بار هم چون شخصیت ها زیاد بود نشد که نشد یک خانمی بود واروارا که با یک مردی به اسم استپان زندگی می کرد یه پسری هم به اسم استاوروگین داشت بعد یک سری مسائل عشقی این وسط بود کسایی که اشتباهاتی می کردن سعی می کردن تاوان پس بدهند افراد مغروری که از تظاهر به نبود عشق می کردن و ... یک سری هم جریانات سیاسی و گروهکی این وسط بود که البته محوریت ماجرا روی همین بود ولی واقعا نتونستم درکش کنم خوب معلومم هست چیزی که نفهمی را دوست نخواهی داشت .
قسمت های زیبایی از کتاب
شوهری که بی خداست باید به زنش یاد بده که از خدا بترسه . این طوری آزادتر می شه .
آدم ها از مرگ می ترسن چون زندگی را دوست دارن ، چون زندگی خوبه ، همین .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه