تصوير بزرگ

 

دينو بوتزاتي

بهمن فرزانه

 

انتشارات اميركبير

اين كتاب هم يك رمان ديگه از آقاي بوتزاتي است . يك نامه رسمي از وزارت خانه براي پروفسور ايزماني مي رسد و از او مي خواهند تا شركت در عملياتي را براي 2 سال با حقوق بالا قبول نمايد . اين عمليات سري است و چيز ديگري به او نمي گويند . پروفسور همراه همسرش اليزا راهي اين ماموريت شده و در آنجا متوجه مي شوند كه دانشمندان ماشيني شبيه به انسان ساخته اند . ماشيني كه از 5 حس را داراست و مهم تر از همه مي تواند فكر كند و خصوصيت و شخصيت انساني دارد . ولي سازنده ماشين آن را به صورت همسر مرحومش لائورا بازسازي نموده . زني زيبا ، هوس ران و بي وفا ....

كتاب متوسطي بود . خوش خوان و روان بود و ترجمه اش حرف نداشت ولي موضوع چيز خاصي نبود . موضوع برام آشناست حالا فيلم يا كتاب هاي مشابه . سازنده ماشيني كه اونو به شكل معشوقش مي سازه و بهش دل مي بنده ! البته از اون جايي كه اين كتاب را اولين رمان علمي تخيلي ايتاليا مي دونند شايد هم موقعي كه اين رمان نوشته شده اولين بار بوده كه چنين موضوعي مطرح مي شده و خيلي هم خلاقانه و جديد بوده .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

درست به سبب همين تضاد اخلاق و روحيه بود كه همان طور كه اغلب بين زن و شوهرها پيش مي آيد و احتمالا اولين دليل عشق است ، يكديگر را بي نهايت دوست داشتند .

 

عاشق اين زن شدن بدون شك لذت بخش خواهد بود . عطر او را همراه بوي مه ، بوي رطوبت و بوي صمغ كه در هوا موج مي زد ، استنشاق مي كرد .

 

هيچ چيز خسته كننده تر و غم انگيزتر از موضوعات مهم نيست .

 

انسان محكوم است كه عذاب بكشد . آن همه تسلي خاطر كه در دو قدمي به او عرضه مي شود نمي بيند . احتياج دارد براي خود عذاب و اضطراب تازه اختراع كند .