مرغان شب

 

پیر بوالوو- توماس نارسژاک

عباس آگاهی

 

انتشارات جهان کتاب

سال نشر : 1392

 در ابتدای داستان ما دکتر لومیر را داریم که در مسافرخانه ای ساکنه خاطراتش را می نویسد و معتقد است اتاق بغلی افراد حذب هستند که برای کشتن اون مامور شدند . اون خاطراتش را از اول شروع می کنه وقتی دانشجوی سال سوم پزشکی بوده و توی تظاهرات به یک دختر روس به نام تامارا کمک می کنه که بعد می فهمه مامور مخفی و جاسوس هست و لومیر را هم به حذب می برد و .....

اصلا خوشم نیومد نه هیجان داشت نه پیچیدگی نه پیچش خاص روی حالات روانی فرد و مریضیش می خواست کار کنه که اونم به نظرم قوی نبود عمیق و درگیر کننده نوشته نشده .

 

قسمت زیبایی از کتاب

یک رابطه ی عاشقانه می تواند جنبه ای مقدس داشته باشد.

 

یک تقریبا چه معنی ای می دهد؟ از نظر من معنی اش این است که آدم همیشه نزدیک خط پایان مسابقه باشد و هیچ وقت آن را قطع نکند .