قرارداد

 

پیر بوالوو- توماس نارسژاک

عباس آگاهی

 

انتشارات جهان کتاب

سال نشر : 1394

 

آقای ژ یک آدمکش حرفه ای است که قبلا در سیرک کار می کرده . در این ماموریت او از پنجره به پیرمردی شلیک می کند اما سگ پیرمرد نیز زخمی می شود آقای ژ بر خلاف دستور رئیسش لویی نمی تواند سگ را رها کند پس سگ و اسناد مورد نظر رئیس را برداشته و فرار می کند این حیوان هر لحظه ممکن است او را لو دهد یا اینکه آقای لویی آدمکش دیگری را برای کشتن او اجیر کند ولی حس عاطفی و وابستگی بین ژ و سگ ارزشمندترین احساس زندگی اوست .

نه اصلا خوشم نیومد دنبال یک چیز پرکشش بودم اما نه هیجانی داشت نه دلهره ای نه نکته خاص آخرش خیلی خاص و برانگیزاننده بود خیلی روی رابطه سگ و مرد کار کرده بود ولی خوب  من ببشتر دنبال هیجانش بودم.

 

قسمت های زیبایی از کتاب

هرگز نباید کنار خودت جای خالی بذاری تا کسی فکر کند اجازه دارد آن را اشغال کند .

 

سعادتمندی از نظر او سپردن خویش به دست ساعاتی بود که بی خاطره و بی تاسف و بی آرزو سپری می شوند . شاید نوعی احساس سعادتمندی بی ادعا می کرد سعادتمندی گربه ای که با یک چشم چرت می زند .