روزی که هزار بار عاشق شدم

 

روح انگیز شریفیان

 

انتشارات مروارید

سال نشر : 1392

دوستان خداحافظ : مرد موقع خداحافظی در مهمانی حالش بد شده

تابلو برای فروش نبود : یک مهندس شیمی که نقاشی می کند .

کافه تابستانی : موندن در ایران یا رفتن .

آنجا کسی غریبه نبود: ایرانی نوازنده در غربت .

مروارید غلطان: زن گردن بند مروارید را داده تا پیرمرد برایش نخ کند.

پسرهایم: پسر سر چهار راه شبیه پسر زن است .

سال های از دست رفته: تبریک روز تولدی که مادر یادش رفته .

بشنو از نی: زن تنها با دو فرزندش سوار اتوبوس شده .

دلهره: شناختن مسافر بعد از مدت ها .

هوای بیرون: گفت گوی زن و مرد.

نگرانی های کوچک ما: تدارک جشن کریسمس .

همسفر: مرد زن نما .

دیرمانیان: زنی که همیشه دیر می کرد .

یارا: عشق .

در گذر زمان: دیدن زن از پشت پنجره .

غذای پرنده ها یادت نرود: دیدن آشنای کودکی که عاشق سینماست .

داستان سه مرد: سرنوشت و محل تولد .

روزی که هزار بار عاشق شدم: گشتن در شهر و دیدن مشکلات .

پنجره: زندگی .

من روح انگیز شریفیان را مجموعا دوست دارم قشنگ و رمنس می نویسه بنابرین مشتاق هم بودم این کتاب را که چاپ کرده و من نخوندم حتما مطالعه اش کنم . خیلی قوی نیست اما بدم نیست متوسطه من خودم سال های از دست رفته خیلی تحت تاثیرم قرار داد . مجموعه بدی نیست خوب و روان نوشته شده ولی خیلی هم غافلگیر کننده نیست . خیلی هم روی فضای مهاجرت می گرده شاید داشتن اون تجربه هم برای دل نشین تر شدن کتاب بهتون کمک کنه .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

مادر بودن مثل جاده یک طرفه است یک طرفه و بی انتها .

شجاعت همه این نیست که آدمها را همان طور که هستند ببینی ، شجاعت واقعی انست که آنها را ببینی و اهمیت ندهی و راه خودت را بروی .

آدمهای تنها برای این کنار پنجره می نشینند که راحت تر می توانند از تنهایی خود فرار کنند . آدم می تواند خودش را به تماشای بیرون مشغول کند و وانمود کند کوچکترین دغدغه ای از تنهایی اش ندارد.