آفتاب مهتاب

 

شیوا ارسطویی

 

انتشارات مرکز

یک شب قبل از امتحانات : دختر در مورد طلاقش با دایی درد دل می کند .

پرانتز باز ، خنده ، پرانتز بسته : زنی که پوستش خشک است .

برای پیرزن های خودم : دخترک رفته به خانه سالمندان سر بزند .

تقسیم : دختر در دانشگاه همکلاسی دبستانش را دیده .

تورگی : دخترک امدادگر به سراغ دوست آن سال ها رفته و به یاد جنگ می افتند .

غذای چینی : خانم منتقد از مراسم اختتامیه می آید و دلش هوس غذای چینی کرده و ...

شازده خانم : مادر برای دخترش از نمایش سیندرلا می گوید .

گدای انگلیسی : دخترک دانشجوی انگلیسی است و دارد برای امتحان آماده می شود .

آفتاب مهتاب :دخترک از روزهای گذشته و عشق ها و حال هوای بچه های فامیل می گوید

هنوز نه اما بعد... :زنی دلدزده از زندگی اش

یک مجموعه داستان کوتاه دیگه از خانم ارسطویی . حال و هواش مشابه همون کتاب قبله همون سبک نوشتن همون پایان بندی ها و حتی شخصیت ها همونا هستند دخترکی به نام شهرزاد که لابد برادرش شهاب نام دارد . این کتابم به نظرم خوب بود نسبتا . کتابای خیلی جذابی برام نیستند اما خوبند مشکلی هم ندارند به نظرم .

کتاب آفتاب مهتاب برنده جایزه گلشیری و همین طور جایزه ادبی یلدا بود . و این نکته را هم بگم توی داستاناشون می بینم شهرازد رشته دانشگاهیش زبان بوده جالبه بدونید خود خانم ارسطویی هم مترجمی زبان انگلیسی خونده .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

توی پیری همه مثل هم هستن . چه قرقاول چه ورباه ، عین هم پیر می شن .

 

همیشه وقتی دروغ می گفت ، خودش زودتر از طرف ، دروغش را باور می کرد .

 

عاشقی حق همه آدم هاست .