دن كاسمورو

 

ماشادو د آسيس

عبدا... كوثري

 

انتشارات ني

راوي اكنون كه به اواخر سنين ميان سالي رسيده دست به قلم گرفته و از روزگار و سرنوشت خويش مي نويسد . از زماني كه بچه بود و همبازي وي كاپيتو دختر همسايه شان از عشقشان به هم چرخش روزگار نقشه هاي مادرش براي كشيش شدن وي و اينكه حوادث به چه سمتي مي رود و عشق او و كاپيتو به كجا مي رسد .

قشنگ بود اون حالت فصل فصلاي كوچيك با عناوين جالب قسمت هاي شايد يك جورايي غير مهم كه حتي روش كليد مي كرد و توضيح مي داد لحن قلمش جالب بود همه من خوشم اومد . فقط آخر داستان را دوست نداشتم اين كه همه چيز شفاف نشد دلم مي خواست يك جورايي داد زده بشه انگار جوري نباشه كه وانمود بشه اينا توهمه مرده يا .....

خوب از آسيس خاطرات پس از مرگ را معرفي كرده بودم قبلا و توي تازه هاي نشر يك كتاب تجديد چاپ شده از ايشونم بود و دليلي شد تا سري بزنم بهش مجددا .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

دروغ گفتن گاهي عملي غير ارادي مثل عرق كردن است .

 

زندگي پر از بايد و نبايدهايي است كه ما هر قدر هم كه مشتاق فرار از آنها باشيم ، رعايتشان مي كنيم .

 

ارزش هر شخص را توجه و محبت ما تعيين مي كند .