وقتي بزرگ بوديم

 

آن تايلر

كيهان بهمني

 

انتشارات افراز

ربكا پيرزن 53 ساله اي است كه برگشته و به اتفاقات زندگي گذشته خود و دوراهي هاي ان نگاه مي كند. او زماني دانشجوي فعال دانشگاه بوده و با ويل پسر درس خوان رشته فيزيك نامزد بوده اما در اين بين سر و كله جو پيدا مي شود مردي كه از ازدواج قبلي خود 3 دختر دارد و شغلش برگزاري مراسم مهماني است و بدين صورت زندگي ربكا ناگهان عوض مي شود . اكنون با خودش فكر مي كند شايد بايد با ويل از دواج مي كرد شايد بايد همه چيز را دوباره آغاز كند و ....

قشنگ بود من خيلي خوشم اومد هم موضوعش برام جالب بود هم فضاي داستان كه پر از مهموني بود را دوست مي داشتم و شايد خوشايندتر از همه برام حالت قصه دار موضوع بود بعضي كتاب ها قشنگند به خاطر قلمشون پشت پردشون و .... شايد خيلي وقت بود چيزي تا اين حد قصه وار نخونده بودم . اين كتاب نامزد جايزه پن فاكنر بوده و در ضمن جز پرفروش هاي آمريكا بوده و آهان اينم بگم كه خانم تايلر نويسنده اي امريكايي هستند .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

وقتي يك زن چيزي را مي خواهد يعني آن چيز را حتما مي خواهد . برايش هم مهم نيست براي به دست آوردنش ممكن است چه بهايي را بپردازند .

 

سعي ات را بكن با داشته هايت به بهترين نحو ممكن زندگي كني .