نقاشی

 

ژوزه ساراماگو

کیومرث پارسای

 

انتشارات هنرکده

کتاب های زیادی از ساراماگو خوندم . همیشه دلم می خواست این کتاب را هم بخونم جذابیت اصلی در حقیقت اسمش بود برام . من عاشق نقاشی هستم در حقیقت یک زمانی تابلو هم زیاد کشیدم از اون طرف ساراماگو هم باب طبعم هست پس فکر می کردم این کتاب باید برام جالب باشه تا این بار در دسترسم بود .

خوب نمی دونم موضوعش را چطور شرح بدن نقاشی که پرتره افراد پولدار را می کشه و از این راه پول در می یاره و زمانی تصمیم می گیره هنرمندتر باشه جور دیگه ای بکشه تصمیم می گیره بنویسه تمرین نویسندگی بکنه و دائم در حال مرور تفاوت و شباهت نقاشی و نویسندگی و زندگی هست . روزمرگی هاش ف مسافرت هاش ، احساساتش ، دوستاش ....

کتاب متوسطی بود و در حقیقت چندان دوسش نداشتم راستش جملات و بیان برام زیبا بود به خصوص اواخر کتاب خیلی خوب و همراه باهاش پیش می رفتم سریع پیش می ره خوش خوان هست گیرا و قوی نوشته شده اما راستش من اصلا موضوع را درک نمی کردم ارتباط اتفاقات و احساسات را به هم . یک سری صفحات زیبا بود برام که توی ذهنم ربطش را متوجه نمی شدم و ایده اصلی برام خیلی دور از دسترس بود یعنی در کل درکش نکردم فقط از روانی متن لذت بردم .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

هیچ کس دوست ندارد به هراس های خود اعتراف کند .

 

واقعیت این است که نگریستن به چشمان کسی که زمانی او را دوست داشته ایم ، و بر زبان آوردن این عبارت که : ( دیگر تو را نمی خواهم ) ، بسیار دشوار است .

 

- با تو بودن را دوست دارم .
گمان نمی کنم عبارت بهتری برای بیان چنین احساسی به دیگران وجود داشته باشد .