درد /دوراس

درد
مارگريت دوراس
قاسم روبين
انتشارات نيلوفر
درد : در رابطه با زني است كه منتظر بازگشت شوهرش از جنگ يا به نوعي منتظر خبر فوت اوست .
پي ير رابيه : زني كه عضو جنبش مقاومت است با يكي از افراد گشتاپو دوست شده تا از شوهر اسيرش خبري كسب كند .
آلبر د كاپيتال : دستگيري يك جاسوس بعد از جنگ و شكنجه كردنش و اعتراف گرفتن از او .
ميليشيايي به نام تر : اين هم باز در مورد زندانيان بعد از جنگه
گزنه ي شكسته : بعد از جنگ در وسط بيابان مردي كه به ياد دارد در زمان محاصره در آنجا بوده .
ارليا پاريس : دختركي يهودي كه در همان كودكي پليس والدينش را گرفته است .
خانم دوراس خودش در قلب جنگ جهاني بوده و در جنبش مقاومت فعاليت مي كرده . جنگ را كاملا لمس كرده و از اونچه لمس كرده نوشته است . خيلي قشنگ بود بر خلاف كتاب هاي قبلي اين يكي واقعا به دلم نشست . ويرانگري و تاريكي جنگ را ، رفتار افراد تو اون شرايط را و سنگ دلي هر دو طرف مبارزه رو خيلي خوب توصيف كرده و لحن بيانش هم شاعرانه است اما نه كسل كننده و مبهم . دوستش داشتم نمي گم كتاب كاملي براي نشون دادن جنگ نازي ها با دنيا هست ولي كتاب خوبيه . تكه هاي جالبي را از جنگ جدا كرده و نوشته . خانم دوراس مدتي هم عضو حذب كمونيست بوده و بعد از اونها جدا مي شه .
قسمت هاي زيبايي از كتاب
در هنگامه ي بروز غم چاره اي جز حرف زدن نيست ، حرف مي زنم من .
مرد او را در آغوش گرفته بود و گفته بود دوست دارمت . زن در خيال آن روز بود . هنوز يادش بود . هر چيزي نام خاص خود دارد و آن روز همان روزي بود كه زن تصميم گرفت با مردي زندگي كند .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه