سرزمین باد
سرزمین باد
گراتزیا دلددا
بهمن فرزانه
انتشارات آگاه
کتاب در مورد دختری است که در ماه عسل خود با مردی که در دوران نوجوانی عاشقش بوده است برخورد می کند و .....
مثل بقیه کتاب های دلددا فضای داستان روستایی است ولی برعکس بقیه چندان به خود موضوع پرداخته نشده و توجه بیشتری به ارائه نظریات و جمله ها در قالب یک داستان ساده داشته است
به نظرم به خوبی بقیه داستان های دلدا نبود
جلد کتاب خیلی نچسبه . خود جناب اقای فرزانه هم انتقاداتی از جلد داشتند
قسمت های زیبایی از کتاب
سعادت چیزی است که از هیچ به وجود می آید و ما در آفریدن آن کوچک ترین سهمی نداریم .
چنان با او حرف می زنم که انگار تصویرش در مردمک چشمانم باقی مانده باشد ولی او بیش از مردمک چشم من پایین رفته است . به ته قلبم پایین رفته و رسوب کرده است .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۸۷ ساعت 10:52 توسط فرانک
|
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه