روانكاو/ آسيس
روانكاو
ماشادو د آسيس
عبدا... كوثري
انتشارات ماهي
روانكاو : روان پزشك مشهوري در پي يافتن مرز عقل و جنون است .
بازوان آن زن : پسرك دائم به بازوان زن صاحبخانه فكر مي كند .
آينه : مرد به خانه خاله اش مي رود و به او توجه زيادي مي شود .
در نهانخانه ي دل : مرد از مشاهده آزار و اذيت ديگران لذت مي برد .
تركه ي عدالت : پسرك از مدرسه علميه فرار كرده است .
بازي حيوانات : مرد عادت كرده در بازي حيوانات قمار كند .
عشاي نيمه شب : پسرك بيدار مانده تا نيمه شب به ديدن مراسم عشاي رباني در يك شهر بزرگ برود .
پدر در برابر مادر : مرد شكارچي برده است و تازه صاحب فرزندي شده است .
آموزش جناب از ما بهتران : مرد به پسرش ياد مي دهد چگونه در جامعه براي خود جايي باز كند .
تعطيلات : عموي بچه ها به دنبالشان مي آيد تا زودتر به خانه بازگردند و دو كودك از فكر مهماني ذوق زده اند .
شب درياسالار : مرد از سفر دريايي برگشته و سراغ معشوقش مي رود .
آخرين خواست :مردي كه مي خواهد تابوتش توسط تابوت ساز خاصي ساخته شود .
خوب اينم از كتاب جديد آسيس كه سراغش رفتم البته كتاب جديدي نيست در حقيقت تجديد چاپ شده . قبلا دو تا رمان ازش معرفي كرده بودم كه دوسشونم داشتم و براي اولين بار سراغ داستان كوتاه هاي ايشون رفتم . بد نبود . متنش روان نوشته شده خوشخوانه و ترجمه خوبي هم داره اما راسش من از نحوه تمام شدن داستان ها خوشم نمي ياد يك جوري خيلي يك دفعه اي هست انگار به نظرم با ظرافت تمام نشده عين يك مسير دنباله دار كه يك دفعه يكي زده قطعش كرده . براي من كتاب متوسطي بود .
قسمت زيبايي از كتاب
زندگي يك بخت آزمايي بزرگ است . جايزه هايش معدود است اما تا بخواهي باخت دارد .
فراموشي از ضروريات است . زندگي لوحي است كه سرنوشت براي آن كه واقعه ي تازه اي را بر آن بنويسد بايد نوشته ي قبلي را پاك كند .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه