وقتی از عشق حرف می زنیم

وقتی از عشق حرف می زنیم
ریموند کارور
پریسا سلیمان زاده – زیبا گنجی
انتشارات مروراید
مجموعه ای از داستان های کوتاه ریموند کارور هست . چند تایی از داستانهاش هم با کتاب کلیسای جامع ترجمه خانم طاهری مشابه است .
من ترجمه های خانم طاهری را بیشتر پسندیدم
داستان های ریموند هم که حرف ندارند و درون مایه اونها تنهایی و خلا و ناکامیست
داستان ها عبارتند از : آنها شوهر تو نیستند ، نمایاب ، وقتی از عشق حرف می زنیم از چه دم می زنیم ، چرا نمی رقصید ، کوچک ترین چیزها را می دیدم ، پرها ، یک چیز دیگر ، این همه آب در همین نزدیکی ، جمع آوران ، پاکت ها ، یک صحبت جدی ، راه و رسم عام ، یک چیز خوب ناچیز، کوپه ، آقای قهوه چی و آقای تعمیرکار، کلیسای جامع.
قسمت زیبایی از کتاب
بعضی چیزهای دور و برمان تغییر می کند ، آسان تر می شود یا سخت تر ، این جوری یا آن جوری ، اما در اصل هیچ چیز تغییر واقعی پیدا نمی کند . من به این اعتقاد دارم . تصمیمات خودمان را گرفته ایم ، زندگیمان در جریان است ، و آن قدر ادامه پیدا می کند تا به آخر برسد . اما اگر این طور است پس بعدش چی ؟ منظورم این است آخه که چی ، به این موضوع اعتقاد داشته باشی اما پنهان کنی ، تا این که یک روز اتفاقی بیفتد که باید چیزی را عوض کند ، بعد ببینی در نهایت هیچ چیز قرا نیست عوض بشود . آن وقت چی؟ در این اثنا ، حرف ها و رفتار دوروبری هایت طوری باشد که انگار تو همان آدم دیروزی ، یا دیشبی ، یا پنج دقیق پیش هستی . اما تو داری توی یک بحران دست و پا می زنی . حس می کنی قلبت لطمه دیده .........
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه