آبي ترين چشم

  


توني موريسون
نيلوفر شيدمهر و علي آذرنگ

 

انتشارات ویستا

كتاب در مورد زندگي سياه پوستان و ديدگاه هاي آنهاست . در مورد دختر زشت سياهي كه هيچ كس او را دوست ندارد . در مورد ارزوهايش و اينكه چه چيز وحشتناكي نهايتا او را به عشق مي رساند . عشقي كه نقشي در ان ندارد و همه زندگي او را نا بود مي كند .
توني موريسون نويسنده سياه آمريكايي و برنده جايزه نوبل 1993 و جايزه پوليتزر 1988 مي باشد .
به نظر من كتاب قشنگ و سوزناكي بود واقعا دل آدم براي دختر بي گناهي كه دلش عشق مي خواست مي سوخت . اما در کنار موضوع زیبا و روند خوب باید بگم به نظرم خیلی خشک نوشته شده بود نثرش و فضاش را دوست نداشتم .

 

 قسمت های زیبایی از کتاب

 او همان طور كه مردم اتاق هتلي را ترك مي كنند مرا ترك كرد . اتاق هتل جايي است كه هرگاه مشغول كار ديگري هستي انجا خواهي ماند و خودش به تنهايي اهميتي در شكل زندگي كسي ندارد . اتاق هتل راحت و مناسب است اما راحتي ان محدود به زماني است كه نياز داري به خاطر ان كار مشخص در ان ششهر به خصوص حضور داشته باشي .

 

 آنها خانه سفيدپوستان را اداره مي كردند و خودشان نيز اين را مي دانستند . وقتي مردان سفيد شوهرانشان را مي زدند ، خون انها را از زمين پاك مي كردند و به خانه مي رفتند تا خشونتشان را كه حاصل ان جنايت ها بود تحمل كنند

 

 شايد دليل اندوه زنان نيز همين باشد كه مردان پيش از انكه از آنها بچه دار شوند تركشان مي كنند .

 

  خوشبختي به معناي انتظار همراه با اطمينان خاطر