اپرای شناور /بارت

اپرای شناور
جان بارت
سهیل سمی
انتشارات ققنوس
تاد که وکیلی موفق در کمبریج است تصمیم دارد وقایع روز ۲۱ ژوئن ۱۹۳۷ را توضیح بدهد روزی که او فهمید باید خودکشی کند و روزی که دریافت خودکشی ضرورت خاصی ندارد . یک داستان پست مدرن پر از موضوعات مختلف تو در تو با یک سبک روان و خوشخوان . تاد بیش از ۳۰۰ صفحه حرف می زنه تا اون روز را تعریف کنه در خلال تعریف اون روز هر چیز از گذشته اهداف یا افکارش یادش می یاد را در هم و برهم شرح می ده .طی داستان دائم غافلگیر می شید در واقع زندگی شخصی وکیل اصلا چیزی نیست که در ابتدای کار تصور می کنید . اگه کسی کتاب را خوند به من بگه واقعا ممکنه مردی مثل هریسون حاضر بشه با همسرش ( جین ) و دوستش به صورت آگاهانه وارد یک رابطه ۳ نفره بشه ؟!!!! نثرش جذاب و روان هست و من رو به شخصه تا حدودی یاد کارهای آقای ونه گات می انداخت . خوشم اومد و اگه از سبک پست مدرن خوشتون می یاد بهتون پیش نهاد می کنم بخونیدش .
اپرای شناور هم یک قایق تفریحی است که بر روی آن نمایش اجرا می شود افرادی که در ساحل به تماشا می ایستند در جریان کامل نمایش نیستند هر بار کشتی به ساحلی نزدیک می شود آنها تنها همان قسمت نمایش را می بینند و بقیه آن را در خیال خود تجسم می کنند . جلد کتاب هم یک صحنه آبی هست با یک لنگر خیلی پسندیدمش
آقای بارت آمریکایی هستند و کتاب اپرای شناور هم بهترین اثر داستانی غیر ایرانی در سال ۸۶ از سوی جایزه روزی روزگاری شناخته شدند که آقای بارت پیغامی دادند که از بابت ترجمه کتابشون توی کشوری که زبونش بسیار شبیه به زبان هزار و یک شب کتاب محبوب ایشون هست خوشحالن اما خیلی بده که توی ایران کپی رایت رعایت نمی شه .
قسمت های زیبایی از کتاب
اگر دیگران ( مثلا دوستم هریسون مک یا همسرش جین ) فکر می کنند من آدم عجیب و غریب و غیرقابل پیش بینی ای هستم ، دلیلش این است که اعمال و باورهای من با اصول آنها - به فرض این که اصولی داشته باشند - سازگاری ندارند .
به خیلی چیزها علاقه مندم و به همه چیز بی اشتیاق .
انسان ها این ارزش را ندارند که از دست استثمارگران سرمایه دارشان نجات داده شوند .
اگر عاشق بودن به این است که آدم خیلی ساده بگوید " من عاشقم "، پس من هرگز عشق را نشناخته ام چون همیشه جمله ی " من عاشقم " را به کسانی گفته ام که نیازمند شنیدش بوده اند .
سخت کار کردن همیشه به معنی خوب کار کردن نیست .
برای قوی بودن فقط کافیه ضعیف نباشی .
در نهایت هیچ چیز با هیچ چیز فرق ندارد .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه