شبی که ستاره اش را گم کرده بود

 

ناهید کبیری

 

انتشارات ثالث

سال نشر : 1388

شام سرد: شام زن و شوهر پس از سال ها متارکه .
شبی که ستاره‌اش را گم کرده‌بود: زن رفته تا پس از مرگ دوستش به خانه او سر بزند .
امشب او مرا دیده‌است: زن و خواهر معلولش.
مانوش و پیغام کلاغها:دختر ارمنی پس از مرگ عمه اش عاشق شده.
بگذار آب همه دنیا را ببرد: ماموران پاسگاه زن را با مردی گرفته اند .
بعد از ظهر تابستان: روح دخترک مرده .
در پنهانی‌ترین لحظه‌ها: زندگی زناشویی و خودکشی زن.
دایره هرمسی: خودکشی شوهر زن تردید بین همسر و دوست دخترش.
عکسهای جدید جوزف: دختر با دعوت نامه دوست دوران کودکی به خارج رفته .
آدیوس: همسر یک شاعر .

اینم یک مجموعه داستان کوتاه از خانم کبیری . قصه ها بیشتر از عشق و خیانتن زندگی هایی که تکه هاییش خارج از ایرانه قشنگه روونه جالبهو دوست داشتنی . قلمش قویه موضوعاتشم خوبه ‌

در مورد خانم کبیری قبل از بستن پرونده شون بگم که تحصیلاتشون علوم اجتماعی هست امیدوارم بخونید و بیشتر باهاشون اشنا بشید .