مرا به بغداد نبرید

 

ناهید کبیری

 

انتشارات ثالث

سال نشر : 1384

یاسمین دختری است که در قصر شیرین با پدر بزرگ و مادربزرگش زندگی می کند . مادرش طلاق گرفته و شوهر جدیدش حاضر به نگه داری از یاسمین نیست . پدرش هم ساکن عراق است مجدد ازدواج کرده و چند بچه دارد به دنبال او آمده تا وی را به عراق ببرد یاسمین دلش با ایران است با پدر بزرگش مادربزرگش نمی خواهد به عراق برود ولی مجبور است و زندگی او به عنوان یک نیمه عجم در آن کشور آغاز می شود هر چند در شروع داستان در آمریکا ساکن است .

خوب تصمیم گرفتم یک خانم نویسنده را معرفی کنم خانم کبیری که علاوه بر نویسندگی در زمینه شعر و ترجمه هم فعال هستند .

کتاب قشنگیه هم قسمت های مختلف را جالب به هم گره زده هم زیاده گویی نداره و هم قلمش روانه من مجموعش را دوست داشتم .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

بعضی روزها به قدری سیاه و بعضی دردها به حدی سنگین اند که گذشت زمان هم برای محو شدنشان نمی تواند کاری بکند .

 

در فرهنگ ما به خدا قسم عشق مقدس است . تقسیم نمی شود. آن که تقسیم می شود عشق نیست . من همسرم را قلب ام را عاطفه و بستر عاشقانه ام را مثل حیوانات جنگلی تقسیم نمی کنم!