من در شبی تاریک از خانه ی خاموشم بیرون رفتم

 

پیتر هانتکه

حمید یزدان پناه

 

انتشارات علم

سال نشر : 1388

داروسازی در شهری دور زندگی می کند عاشق قارچ است با همسرش رابطه خاصی ندارد پسرش به طور عجیبی گم شده و دخترش نیز ازدواج کرده به شهر دیگری رفته او همراه دو نفر دیگر راهی سفر می شود قدرت تکلمش را از دست می دهد و ....

یک داستان سورئال خیلی جدید جسور و عجیب واقعا سورئال ها را سخت می شه درک کرد منم از طرفداراش نیستم جدا اگه دوست دارین این سبک را نمونه خوبیه ولی .

آقای هانتکه از نویسنده های اتریشی هستند .

 

قسمت زیبایی از کتاب

عشق بدون ترس و لرز مثل آتش بدون گرماست.

 

کسی که چیزی با ارزش را به دست می آورد در همان لحظه به دنبال چیز دیگری ست که باز هم ارزش زیادی دارد‌.