من در شبی تاریک از خانه ی خاموشم بیرون رفتم/ هانتکه

من در شبی تاریک از خانه ی خاموشم بیرون رفتم
پیتر هانتکه
حمید یزدان پناه
انتشارات علم
سال نشر : 1388
داروسازی در شهری دور زندگی می کند عاشق قارچ است با همسرش رابطه خاصی ندارد پسرش به طور عجیبی گم شده و دخترش نیز ازدواج کرده به شهر دیگری رفته او همراه دو نفر دیگر راهی سفر می شود قدرت تکلمش را از دست می دهد و ....
یک داستان سورئال خیلی جدید جسور و عجیب واقعا سورئال ها را سخت می شه درک کرد منم از طرفداراش نیستم جدا اگه دوست دارین این سبک را نمونه خوبیه ولی .
آقای هانتکه از نویسنده های اتریشی هستند .
قسمت زیبایی از کتاب
عشق بدون ترس و لرز مثل آتش بدون گرماست.
کسی که چیزی با ارزش را به دست می آورد در همان لحظه به دنبال چیز دیگری ست که باز هم ارزش زیادی دارد.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۷ ساعت 14:19 توسط فرانک
|
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه