خدا مادر زیبایت را بیامرزد

 

حافظ خیاوی

 

انتشارات ثالث

سال نشر : 1397

 کت و شلوار داوود : رفتن به عروسی مردی که باران را از دست او درآورد .

پدر امیر : پسر کوچکی که می خواهد پیامبر شود . 

خواهر آیدین : پسر همراه پدری که زخمی شده و ...

پیراهن داوود : داوود که خبری از وی نیست و ...

دختر حسین آقا : پسر کوچکی که می خواهد وقتی بزرگ شد داماد حسین آقا شود.

اتاق من : مادربزرگ در حال مرگ و اتاقی که به پسر خواهد رسید .

عصای پدر بزرگ : پدر بزرگ دچار فراموشی شده 

خدا مادر زیبایت را بیامرزد : حرف های یک کودک

اینم بالاخره از تازه های نشر از نویسنده ای که قبلا فقط یک کتاب خوندم و البته تجربه موفقی بوده . کتاب جدیدم داستان کوتاه است بیشترش از زبان و حال و هوای یه بچه نکته منفی نداره ولی خیلی هم جذاب نیست راستش یه جوری معمولی .

 

قسمت زیبایی از کتاب

به امتم می گویم فوتبال بازی کنید . اگر مادر کسی گفت بشین سر درس و مشقت این قدر فوتبال بازی نکن بچه می گوید پیامبر گفته تا می توانید فوتبال بازی کتید . شاید مدرسه ها را بستم مدرسه بچه ها را اذیت می کند .